Skip to search.

Breaking News Visit Yahoo! News for the latest.

×Close this window

iraniansoccerclub · Iranian Soccer Club - A place to talk about soccer.

The Yahoo! Groups Product Blog

Check it out!

Group Information

  • Members: 934
  • Category: Iran
  • Founded: Aug 24, 1998
  • Language: English
? Already a member? Sign in to Yahoo!

Yahoo! Groups Tips

Did you know...
Hear how Yahoo! Groups has changed the lives of others. Take me there.

Messages

Advanced
Messages Help
Messages 281 - 310 of 10668   Oldest  |  < Older  |  Newer >  |  Newest
Messages: Show Message Summaries Sort by Date ^  
#281 From: ardalan ghaemmaghami <ardalan572002@...>
Date: Sat Dec 27, 2003 7:49 am
Subject: inobebinin va lezat bebarin2
ardalan572002
Send Email Send Email
 
---------------------------------
Do you Yahoo!?
Free Pop-Up Blocker - Get it now

[Non-text portions of this message have been removed]

#282 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Sat Dec 27, 2003 8:43 pm
Subject: NL2712 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
بي عملي رژيم آخوندي و كارشكني در رسيدن كمكهاي مردمي تلفات زلزله را بيشتر ميكند

   نيروهاي سركوبگر براي مقابله با اعتراضات اجتماعي به حالت آماده باش در آمده اند

   فراخوان خانم رجوي به ايرانيان در داخل و خارج كشور براي كمك به زلزله زدگان



   آمار تلفات زلزله بم هر لحظه در حال افزايش است. با اينكه آخوندها تلاش مي كنند
ابعاد تلفات را مخفي نگاه دارند, شب گذشته وزير كشور رژيم اعلام كرد شمار كشته
شدگان به 20 هزار تن بالغ مي شود. اما آمار واقعي تلفات بسا بيشتر است.

   در حالي كه همه مي دانند استان كرمان و شهر بم در خط زلزله قرار دارد, اما رژيم
آخوندي كه سرمايه هاي ملت ايران را صرف گسترش ماشين جهنمي نظامي و سركوب و صدور
تروريسم و يا پروژه هاي ضد ملي اتمي ميكند, كمترين تدابيري براي مقابله با چنين
زلزله هايي نكرده و ساختمانهاي اين شهر بسا فرسوده تر از 20 سال پيش است و الا در
كجاي دنيا زلزله اي با قدرت 3/6 درجه ريشتر اينهمه تلفات بجا مي گذارد؟

   واقعيت تراژيك ديگر اينست كه هر لحظه شمار زيادي از مجروحان بدليل فقدان امكانات
پزشكي جان مي دهند و رژيم آخوندي هيچ اقدام جدي براي نجات مجروحان و كساني كه زير
آوار مانده اند به عمل نياورده است. شب و روز گذشته شمار زيادي از مجروحان از سرما
جان داده اند.

   در حاليكه 30 ساعت پس از وقوع زلزله هيچ كمك رساني جدي از طرف ارگانهاي حكومتي در
كار نبوده است, از همان ساعتهاي اوليه رژيم ضد بشري آخوندي ارگانهاي سركوبگر اعم از
سپاه پاسداران و بسيج ضد مردمي, وزارت اطلاعات و  نيروي انتظامي را  به حالت آماده
باش در آورده تا از شكل گيري هرگونه حركت اعتراضي جلوگيري كند. به همين منظور گله
هاي مزدور به بم و بخشها و روستاهاي اطراف سرازير شده اند. اين نيروها در وحشت از
اعتراضات مردمي در مقابل رسيدن كمكهاي مردمي كار شكني مي كنند.

   خانم مريم رجوي رييس جمهور برگزيده مقاومت ايران فاجعه زلزله بم را به عموم مردم
ايران بويژه مردم داغدار استان كرمان تسليت گفت و از همه ايرانيان خواست بي توجه به
كارشكني ها و مانع تراشي هاي رژيم آخوندي به ياري مردم بم بشتابند و كمكهاي خود را
مستقيم يا از راههاي مطمئن به دست آسيب ديدگان برسانند. خانم رجوي همچنين از
ايرانيان مقيم خارج كشور خواست كمكهاي خود را از طريق ارگانهاي بين المللي بدست
زلزله زدگان برسانند.

   رييس جمهور برگزيده مقاومت همچنين از دبيركل ملل متحد خواست هياتي را براي نظارت
بر كمك به قربانيان زلزله به ايران اعزام كند تا بر مصرف كمكهاي خارجي مستقيما
نظارت داشته باشد و از چپاول آنها توسط سردمداران و كارگذاران رژيم جلوگيري كند.

   دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران

   27 دسامبر2003 (6 دي 1382)


--------------------------------------------------------------------------------

حميد نصيري(ح.اختر)

hmakhtar_35@...



     ضمن تسليت به خاطر مصيبت زلزله بم كه هزاران تن از هموطنانمان
     را به خاك سياه نشانده و آخوندهاي جنايتكار هم دست روي دست
     گذاشته اند و شاهد پرپر شدن شان هستند.



براي مصيبت زدگان زلزله بم



غـــــــــــــــــم

     غم,

     مانند خنجري در گوشت تن فرو مي خزد

     خرابه هاي خشت و خون و جسد

     ابر سياه و درياي ماتم زده



     لبهاي معصومانه اي كه

     مكيدن را زير آوار جا گذاشت

     پستانكي منتظر است

     و بوسه نا تمام مادري كه در چشمان

     روشنش به حسرت مانده اند



     غم,

     مانند خنجري در گوشت تن فرو مي خزد

     آغوشهاي باز خشكيده

     از لابلاي آهن و آجر بيرون مي جهند

     و دستهايي نا اميدي فريادي را

     ...



     غم,

     مانند خنجري در گوشت تن فرو مي خزد

     قاب عكسي هنوز به ميلادش مي انديشد

     بي آنكه بداند

     فصل مرگ ميلاد شكفته است.

     اينجا,

     پدري خفته كه روياهايش را

     به خاك فشرده است

     اينجا,

     مادري آغوش كودكش را

     اينجا,

     دختري التهاب زيباييش

     اينجا,

     پسري كامهاي به دنيا نيامده اش

     اينجا

     پير مردي خميازه  نا تمامش را

      اينجا,

     صداي خنده شادمانه اي

      اينجا,

     سفرة گشودة گرسنگي

     اينجا,

     تمام اينجا, تمام اينجا

      گوشتپاره است و خون و خشمِ خفته....

     غم,

     مانند خنجري در گوشت تن فرو مي خزد



     6 دي 82


--------------------------------------------------------------------------------

نامه به رئيس جمهور آمريكا

تصميم شوراي حكومتي انتقالي عراق نقض اشكار حقوق بين المللي و نقض حقوق بشر  است.



آقاي جرج بوش، رياست جمهوري آمريكا

روز 18 آذر 1382 (9 دسامبر 2003) «شوراي حكومتي انتقالي عراق» بيانيه اي صادر كرد
كه بلافاصله مورد استقبال رژيم تروريستي حاكم بر ايران قرار گرفت. بر اساس اين
بيانيه شوراي حكومتي تصميم گرفته كه « مجاهدين خلق ايران را تا آخرسال از عراق
اخراج كند».

اين تصميم تنها بر اساس منافع استبداد مذهبي و تروريستي حاكم بر ايران و بنا بر
مذاكرات با رژيم ايران صورت گرفته است. ابطحي معاون حقوقي و پارلماني خاتمي بلافصله
پس از انتشار اين بيانيه گفت:«ما روابط خيلي خوبي با شوراي حكومتي داريم» وي اضافه
كرد كه مذاكراتي در مورد مجاهدين خلق با شوراي حكومتي داشته و«تصميم حاضر نتيجه اين
مذاكرات است.»

شوراي حكومتي عراق با اين تصميم ضد انساني عملا در جهت كمك به اقدامات تروريستي و
صدور بنيادگرايي جمهوري اسلامي گام برداشته و اين تصميم به صدور و توسعه تروريسم
توسط رژيم ايران منجر خواهد شد.

واقعيت اين است كه شوراي حكومتي عراق از طرف نماينده دولت آمريكا در عراق منصوب شده
و از نظر حقوق بين الملل, عراق يك كشور تحت اشغال است و بر  طبق كنوانسيون 1949 ژنو
مسئوليت حفاظت و امنيت افراد  غيرنظامي به عهده دولت آمريكا است. بر اساس ماده 49
كنوانسيون چهارم ژنو هرگونه انتقال يا اخراج اعضاي سازمان مجاهدين خلق ايران  به
خارج سرزمينهاي عراق يا استرداد آنها به ايران ممنوع است.

اعضاي سازمان مجاهدين پناهنده در عراق بوده و تمامي قوانين بين المللي ناظر بر حقوق
پناهندگان و حفاظت از جان آنان بايد تضمين شود.

ما امضا كنندگان اين نامه از دولت آمريكا مي خواهيم كه بيانيه 18  آذر 1382 (9
دسامبر 2003) شوراي حكومتي را كه ناقض اساسي ترين قوانين  بين المللي و نقض آشكار
قوانين جنگي است مردود اعلام كند و اجازه ندهد كنوانسيونهاي بين المللي از جمله
كنوانسيونهاي ژنو ، كنوانسيون پناهندگان  و كنوانسيون منع شكنجه در عراق نقض شود.

با احترام:

  منوچهرهزارخاني , محمد رضا روحاني ,  مهدي سامع ,محمد سيد المحدثين ،  زينت
ميرهاشمي، سروناز چيت ساز ,مهناز سليميان ،  يزدان حاج حمزه,سهيلا صادق، حسين
اسكندريان ,محمد شمس ,سليمه رضايي, علي معصومي ,ابراهيم مازندراني ,محمد علي شيخي ,
زهره ساعتچي , جلال گنجه اي , حميدرضا طاهر زاده , مهندس هوشنگ رجوي ,   اسماعيل
يغمايي , حميد رضا اسحاقي , صمد فتح پور فلورصدودي ,پرويز خزايي ,پرنيان سرآمد
نصرالله اسماعيل زاده ,كريم قصيم , منصور قدرخواه , بهرام مودت , ناهيد همت آبادي ,
بهرام عاليوندي  سوسن عضدانلو , محسن عضدانلو , منوچهر ارسطوپور , امير آرام ,
منوچهر سخايي , آندرانيك آساطوريان , سرهنگ معزي، محمد پروين، جواد يوسف معمار



--------------------------------------------------------------------------------


فراخون سايت دماوند
شنبه، 6 دي، 1382

دوستان, هموطنان عزيز, هواداران مقاومت!

همچنانكه در خبرها شنيده ايد, مجمع عمومى سازمان ملل متحد, قطعنامه كميسيون حقوق
بشر, مبنى بر محكوميت نقض حقوق بشر توسط رژيم آخوندي را با اكثريت آراء تصويب كرده
است.  اين يك پيروزى بزرگ براى مقاومتى است كه بيشترين بها را براى افشاى رژيم 
آخوندى پرداخته است. چرا كه رژيم آخوندى بار ديگر در يك صحنه بين المللى مورد قضاوت
قرار گرفته و محكوم شده است. اين نشانده حقانيت و مشروعيت مقاومت در برابر اين رژيم
است. همچنانكه نشاندهنده خوى وحشى و ضدبشرى رژيم آخوندها در ايران است. بنابراين با
استناد به اين قطعنامه بايد به مقامات ذيربط خطير بودن شرايط مجاهدين و تهديداتى را
كه متوجه آنان است را ياد آور شويم.



ايرانيان آزاده, هموطنان شريف!

دفاع از رزمندگان آزادى تنها وظيفه هواداران مجاهدين و شوراى ملى مقاومت نيست.
امروز دفاع از مجاهدين, به معنى دفاع از آزادى و شرف ملى همه ايرانيان است. چرا كه
اگر رژيم موفق شود مجاهدين را از سر راه خود بردارد, به هيچ كس ديگر رحم نخواهد
كرد. بنابراين صرفنظر از هر عقيده و مرام, امروز دفاع از مجاهدين يك وظيفه ملى و
ميهنى است...



هواداران مقاومت!

براى دفاع از مجاهدين به هيچ رهنمود و دستورالعملى نياز نيست. حيات, شرف و افتخار
ما, به ويژه در اين برهه تاريخى در گرو دفاع از مجاهدين است. اگر رزمندگان آزادى در
عراق در معرض تهديد هستند, ما چگونه مى توانيم آرام  و قرار داشته باشيم؟

رزمندگان آزادى براى دفاع از شرف و انسانيت ما ايرانيان, تا پاى جان ايستاده اند.
وظيفه ماست كه صداى مظلوميت و حقانيت آنها را به سراسر جهان و به همه مردم, 
ارگانهاى بين المللى و دولتمردان برسانيم و به آنان يادآور شويم كه مسئوليت خود را
در تضمين امنيت و حفاظت رزمندگان آزادى, كه به موجب كنوانسيون ژنو غيرنظامى محسوب
مى شوند, به عهده بگيرند.



دوستان, هموطنان عزيز, هواداران مقاومت

براى نشان دادن همبستگى خود با رزمندگان آزادى, به پا خيزيد, با تحصن در برابر
سفارتخانه هاى آمريكا در سراسر جهان, با نامه نگارى به مقامات آمريكا و مراجع بين
الملى نظير سازمان ملل متحد و كميسارياى عالى پناهندگى و صليب سرخ, مسئوليت آنان
براى حفاظت از جان رزمندگان آزادى مردم ايران را به آنان يادآور شويد

حتى اگر يك بار هم نوشته ايد, قانع نشويد, دوباره و سه باره و دهها بار بنويسيد,
پست كنيد, ايميل بزنيد, فكس كنيد, تماس بگيريد. تا رسيدن به نتيجه نهايى از پا
ننشينيد و خسته نشويد.

حتى در دو سه سطر و به طور خلاصه نگرانى خود و وظائف آنان را يادآورى كنيد. از
دوستان و اقوام خود نيز بخواهيد به اين جنبش اعتراضى بپيوندند و ابعاد حمايت از
مجاهدين را هرچه گسترده سازند.

مقامات و ارگانهايى كه در اين رابطه مسئوليت دارند و بايد مورد خطاب قرار گيرند
عبارتند از:

- رئيس جمهور آمريكا و وزيران خارجه و دفاع آمريكا و سفارتخانه هاى اين كشور در
سراسر جهان

- كميسارياى عالى پناهندگى سازمان ملل متحد

- صليب سرخ بين المللى

- دبير كل سازمان ملل متحد

           دماوند
اطلاعات ضروري                         www.damavand.org.uk


--------------------------------------------------------------------------



         اطلاعات ضروري براي نامه نگاري و تماس با مقامات ذيربط به اين شرح مي باشد:



        جرج بوش رئيس جمهور آمريكا

       George W. Bush

       Mr President

       Contacting the White House

        Web site:

       http://www.whitehouse.gov/contact/

       Mailing Address

       The White House
       1600 Pennsylvania Avenue NW
       Washington, DC 20500

       Phone Numbers

       Comments:   202-456-1111
       Switchboard: 202-456-1414
       FAX:             202-456-2461


       Email Address:

       President George W. Bush: president@...
       Vice President Richard Cheney: vice.president@...



        دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريكا:

       Honorable Donald H. Rumsfeld
       Secretary of Defense
       1000 Defense Pentagon
       Washington, DC 20301

       Phone : 001 703-695-1219

       براي ايميل به وزير دفاع بايد به ترتيب زير اقدام كنيد:

        روي اين آدرس سايت كليك كنيد:

       http://www.defenselink.mil/faq/comment.html

        سپس روي تب  Ask a Question/ Make a Comment كليك كنيد.

       در قسمت Email address   ايميل خود را مي دهيد. در قسمت Subject موضوع را
مشخص مي كنيد. اضهارات خود را در قسمت بزرگ سفيد تايپ مي كنيد و بعد به پايين صفحه
رفته و     Submit Qustion را كليك مي كنيد.

        وزير خارجه آمريكا:

       Secretary of State Colin Powell

       Main address:

       U.S. Department of State

       2201 C Street NW

       Washington, DC 20520

       Phone : Main Switch board 001 202-647-4000

       براي فرستادن ايميل به كالين پاول آدرس زير را كليك كنيد:

       http://contact-us.state.gov/ask_form_cat/ask_form_secretary.html



       كوفي عنان:

       Secretary General of the United Nations

       UN Headquarters

       1st Avenue at 46th Street

       New York

       NY  10017

       USA

       Phone: 212-963-7113
       Fax: 212-963-4879

       UN General number is 212-963-1234

       Email Address:

        inquiries@...

       UNACTO Office

       Downtown Toronto at the North West Corner of Yonge St.
       and College St.

       Address:

       United Nations Association in Canada Toronto Region
       Branch
       2 College St. Suite 112
       Toronto, Ontario
       M5G 1K3
       Canada

       Phone/Fax:
       Telephone: (416) 929-0990
       Fax: (416) 929-0999

       email: info@...

       UNAC-Canada Branches
       www.unac.org National UN WebSite
       www.unac.org

       International UN Website
       www.un.org




         كميسارياي عالي پناهندگان در سوئيس



       UNHCR is based in Geneva, Switzerland.

       Our address:
       United Nations High Commissioner for Refugees
       Case Postale 2500
       CH-1211 Genève 2 Dépôt
       Suisse.

       Tel : 0041 22 739 8111 (automatic switchboard).

       Legal Officer:

        Anne-Marie Deutschlander

       UNHCR HQ Switzerland

       Email: Deutschl@...

         كميسارياي عالي پناهندگان در انگليس:



       Our address:
       United Nations High Commissioner for Refugees
       The Office of the Representative for the United Kingdom
       21st Floor, Millbank Tower
       Millbank
       London
       SW1P 4QP

       Our telephone number:
       020 7828 9191

       Our fax number:
       020 7630 5349

       Email: legal@....





        صليب سرخ جهاني

       Washington D.C. (covers U.S.A. and Canada)
       ICRC Regional Delegation
       2100 Pennsylvania Ave NW
       Suite 545
       Washington D.C. 20037

       E-Mail: washington.was@...
       Tel.: (++1 202) 293 94 30
       Fax: (++1 202) 293 94 31
       Head of deleg.: Mr GIROD Christophe
       Media contact person: Ms WILLIAMSON Amanda
       Mobile: (++ 1 202) 431 69 06

       Languages spoken: English

       New York
       Tel.: (++1 212) 599 60 21
       Fax: (++1 212) 599 60 09
       E-Mail: mail@...
       Head of deleg.: Mr PACLISANU Georges
       Media contact person: Mr VILLETTAZ Jacques
       Languages spoken: English/French




        سفارت آمريكا در لندن,  انگليس:

       William S. Farish

       US Ambassador to the United Kingdom

       US Embassy
       24 Grosvenor Square,

       London W1A 1AE.

       Tel:0044 207 499 9000

       Fax:0044 207 629 9124



         سفارت آمريكا در دانمارك:

       Stuart Bernstein
       U.S. Ambassador to Denmark

       US Embassy Denmark

       Embassy of the United States of America
       Dag Hammarskj?lds Allé 24,
       2100 K?benhavn ?.
       Tlf. (+45) 35 55 31 44
       Fax: (+45) 35 43 02 23



         سفارت آمريكا در استكهلم, سوئد:

       Charles A. Heimbold, Jr.
       United States Ambassador to Sweden

       Embassy of the United States of America

       Dag Hammarskj?lds V?g 31,

       SE-115 89 Stockholm, Sweden

       Tel: (+46) 8 783 5300

       Email : webmaster@...

         سفارت آمريكا در اسلو, نروژ:





       Ambassador John Doyle Ong

       US Ambassador to Norway

       Drammensveien 18

       0244, Osle

       Norway

       Tel: 0047 22 44 85 50



         سفارت آمريكا در هلسينكي, فنلاند::



       Bonnie McElveen-Hunter
       U.S. Ambassador to Finland
       American Embassy
       Address: It?inen Puistotie 14 B,
        FIN-00140 Helsinki, Finland
       Telephone: +358-9-616 250
       E-mail: webmaster@...


         سفارت آمريكا در ژنو, سوئيس:



       Ambassador
       Pamela Pitzer Willeford

       address: rue Versonnex 7
       CH-1207 Geneva, Switzerland
       Tel: 022-840-51-60
       Fax: 022-840-5162
       E-mail: consulate.us@...



         كنسولگري آمريكا در زوريخ, سوئيس:



       Address: Dufourstrasse 101
       3rd floor, Zurich, Switzerland
       Mailing Address: Dufourstrasse 101
       CH-8008 Zurich, Switzerland

       Tel: 01-422-25-66
       Fax: 01-383-9814



         سفارت آمريكا در پاريس, فرانسه:



       Ambassador Howard H. Leach

       The American Embassy

       2 Avenue Gabriel

       75008 Paris

       France

       Tel: 0033 1 43 12 22 22



         سفارت آمريكا در رم, ايتاليا:

       The Honorable

       Mel Sembler

       United States Ambassador to Italy

       Embassy of the United States of America

       via Vittorio Veneto 119/A
       00187 Roma, Italia

       Telephone: (+39) 06.4674.1 (switchboard)
       Fax: (+39) 06.4882.672 or 06.4674.2356



         كنسولگري آمريكا در ميلان, ايناليا:

       Us Consulate General Milan

       Via Principe Amedeo,

       2/10 - 20121 MILANO

       Italia

       Telephone (switchboard)

       Fax 00 39 02-290-351



         كنسولگري آمريكا در فلورانس, ايتاليا:

       US Consulate General Florance

       Lungarno Vespucci, 38 –

       50123 FIRENZE,

       Italy

       Telephone (switchboard)

       Fax

       00 39 055-266-951

       0039  055-284-088





         سفارت آمريكا در برلين, آلمان:

       Daniel R. Coats

       U.S. Ambassador to Germany

       Neust?dtische Kirchstr. 4-5
       10117 Berlin
       Federal Republic of Germany
       Telephone: 0049 30 8305-0





         كنسولگري آمريكا در دوسلدورف, آلمان

       U.S. Consulate General Düsseldorf

       Willi-Becker-Allee 10

       40227 Düsseldorf

       Federal Republic of Germany

       Telephone: 0049 211 788-8927

       After-hours emergencies only: 0049 172 970-2456

       Fax: 0049 211 788 8938

         كنسولگري آمريكا در فرانكفورت, آلمان

       U.S. Consulate General Frankfurt
       Siesmayerstra?e 21
       60323 Frankfurt
       Federal Republic of Germany
       Telephone:  0049 69 7535-0
       Fax: 0049 69 7535-2277



         كنسولگري آمريكا در هامبورگ, آلمان

       U.S. Consulate General Consulate Hamburg

       Alsterufer 27/28
       20354 Hamburg
       Federal Republic of Germany
       Telephone: 0049 40 411 71-100
       After-hours emergencies only: 0049 040 411 71-300
       Fax: 0049 40 41 32 79 33

         كنسولگري آمريكا در لايپزيگ, آلمان

       U.S. Consulate General Leipzig
       Wilhelm-Seyfferth-Stra?e 4
       04107 Leipzig
       Federal Republic of Germany
       Telephone: 0049 341 213-840
       After-hours emergencies only: 0049 341 213-8413

         كنسولگري آمريكا در مونيخ, آلمان

       U.S. Consulate General Munich
       K?niginstra?e 5
       80539 München
       Federal Republic of Germany
       Telephone: 0049 89 2888-0, 24-hours a day
       Fax: 0049 89 280-9998





         سفارت آمريكا در لاهه, هلند

       Clifford M. Sobel

       Ambassador of the United States to
       the Kingdom of the Netherlands

       Lange Voorhout 102

       2514 EJ The Hague

       the Netherlands

       T: +31 70 310-9209

       F: +31 70 361-4688

         سفارت آمريكا در وين, اتريش

       W. L. LYONS BROWN

       U.S. Ambassador to Austria

       EMBASSY OF THE UNITED STATES

       Boltzmanngasse 16

       A-1090 Vienna

       Tel.: (+43-1) 31339-0

       Fax: (+43-1) 310 06 82

       E-mail: embassy@...



         سفارت آمريكا در بلژيك

       BRENDA B. SCHOONOVER

       Chargé d'Affaires

       Embassy of the United States of America

       Regentlaan 27 Boulevard du Régent,

       B-1000 Brussels

       Phone: +32-2-508-2111

       Fax: +32-2-511-2725





        سفارت آمريكا در استراليا:

       John Thomas (Tom) Schieffer

       US Ambassador to Australia:

       American Embassy

       Moonah Place

       Yarralumla  ACT 2600

       Australia

       613-238-5335

       Email : info@...



       Consul General Eileen A. Malloy

       Consulate General of the United States Sydney
       MLC Centre, Level 59
       19-29 Martin Place
       Sydney NSW 2000 Australia

       011-61-2-9373-9200



       CONSULATE GENERAL OF THE UNITED STATES Melbourne

       553 ST KILDA ROAD,

       MELBOURNE, VIC, 3004

       Tel: (61) (03) 9526 5900



        كانادا:

       Paul Cellucci

       US Ambassador to Canada

       The Embassy of the United States of America
       490 Sussex Drive
       Ottawa, Ontario K1N 1G8 Canada

       Email: comments@...



       Toronto Consulate
       360 University Avenue
       Toronto, Ontario
       M5G 1S4 Canada
       416-595-1700

       Vancouver

       Vancouver Consulate
       1095 West Pender Street
       Vancouver, British Columbia
       V6E 2M6 Canada
       604-685-4311

       Québec City

       Québec City Consulate
       2 Place Terrasse Dufferin
       C.P. 939
       Québec City, Québec
       G1R 4T9 Canada
       418-692-2095



Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#283 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Sun Dec 28, 2003 9:22 pm
Subject: NL2812 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
زلزله بم-اطلاعيه شماره 3


   شمار كشته شدگان و مجروحان زلزله از يكصدهزار نفر بيشتر است

   در سومين روز فاجعه, هيچگونه كمكي به بسياري از روستاها و مناطق زلزله زده نرسيده
است



   گزارشهاي رسيده از بم و ديگر مناطق زلزله زده استان كرمان حاكي از اينست كه تمامي
ساختمانهايي گلي و خشتي منهدم شده است. اما معدود ساختمانهاي مستحكم و سيماني شهر
سالم مانده و ساكنان آنها آسيبي نديده اند. به اين ترتيب وضعيت وخيم معيشتي مردم
اين منطقه كه مقصر آن تماما رژيم آخوندي است و در نظر نگرفتن اوليه ترين تدابير
بازدارنده در منطقه اي كه روي خط زلزله مي باشد, اولين عامل تلفات گسترده زلزله
استان كرمان مي باشد.

   از سوي ديگر در سومين روز فاجعه, هيچ كمكي به بسياري از مناطق زلزله زده نرسيده
است و هيچ خبري از صدها روستاي زلزله زده در دست نيست. بخصوص با توجه به خرابي جاده
ها و راهها با امكانات مردمي دسترسي به اين مناطق امكان پذير نيست. ملايان خون آشام
هم كه تمامي توجهات خود را به جلوگيري از اعتراضات اجتماعي معطوف كرده اند, از
اختصاص دادن امكانات دستگاههاي نظامي مانند هلي كوپتر براي كمك رساني خوداري مي
كنند.

   در شهر بم, مركز زلزله نيز اقدامات حكومتي نزديك به صفر است و مردم مناطق مختلف
كشور با امكانات اوليه مانند بيل و كلنگ و بعضا بولدوزرهاي شخصي  به اين شهر سرازير
شده اند و در ميان آوارها در جستجوي مجروحان و كشته شدگان هستند. حتي در بسياري
موارد بيل و كلنگ نيز در كار نيست و مردم با دست آوارها را كنار مي زنند.

   بسياري از مجروحيني كه از زير آوار  درآمده اند در پياده روها و خيابانها
قراردارند و امكانات انتقال آنها به شهرهاي مجاور وجود ندارد. بسياري از زخميها در
مسير بيمارستان فوت كرده اند. بيمارستانهاي كرمان و ديگرشهرهاي منطقه مملو از مجروح
است و جايي براي بستري كردن مجروحان جديد وجود ندارد. 2000 مجروح در فرودگاه كرمان
بلاتكليف بسر مي برند و رژيم هيچ امكاني براي انتقال آنها فراهم نكرده است. بسياري
از مجروحان نيز بخاطر فقدان دارو فوت مي كنند.

   كساني كه از اين فاجعه جان بدربرده اند هيچ سرپناهي ندارند و از سرما وبي غذايي
رنج مي برند. بعد از زلزله اصلي بيش از20 پس زلزله صورت گرفته است كه با توجه به
كندي امداد رساني, خود باعث تلفات مضاعفي در ميان ساكنان منطقه شده است.

   رژيم آخوندي شب گذشته رسما اعلام كرد كه به امدادگران خارجي اجازه ورود به ايران
را نمي دهد. به اين ترتيب در صدد است كه هم از افشاي ابعاد فاجعه و تدابير
سركوبگرانه رژيم جلوگيري كند و هم اين كه اجازه ندهد كسي از چپاول كمكهاي خارجي
مطلع شود.

   ارزيابي هاي اوليه نشان مي دهد كه شمار مجروحان و كشته شدگان فاجعه زلزله از يكصد
هزار نفر متجاوز است و دست كم 40 هزار تن جان خود را از دست داده اند.



   دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران

   28 دسامبر2003 (7 دي1382)


--------------------------------------------------------------------------------



--------------------------------------------------------------------------------

آخوند ! زلزله ! فا جعه !


   محمد قرا يي

شبي ا ست تا ريک و سيا ه ، همچون قلب ملا ها ي حا کم برميهن ا سير!

نگاهم به  عکسهاي جا نگذا زقربا نيا ن ز لزله"  بم " ا ست .

ماد ري  کنا ر تل خا کي  جگرگوشه خر د سا لش را د رچا د ر نما زش پيچيده ، بر سر و
سينه ميزند .

آ ما رها حکا يت ا زفا جعه ملي ميکند .

  لحظه به لحظه بر تعدا د تلفا ت ا فزوده ميشود.

خبرگزا ريها خبر از چها رهزا ر !  شش هزا ر ! ده هزا ر ! بيست هزا ر! ...

  وا ي برحا کمان بي ليا قت وآ د م کش .

قلبم  درد ميگيرد .

   قطرا ت سوزا ن ا شک ا ما نم نميد هد .

  سوا ربر توسن سرکش خيا ل ، دا لا ن طولا ني زما ن را طي ميکنم .

بيا د مي آ و رم ز لزله" کر ند کرما ن " را . با آ ن همه خرا بي و قربا نيا نش .

  آ ن د ورا ن جوا ن بود يم و د ا نشجو ، مملو ا ز ا نگيزه هاي ا نسا ني وبشر د و
ستا نه .

با چند عد د  ا تو بوس ا ز د ا نشگا ه مشهد را ه ا فتا د يم  برا ي کمک به زلزله زد
گا ن .  رو زها د ر را ه بو ديم...




به مقصد که رسيد يم ، حرا ميا ن شا ه ا لهي  را ه بر ما بستند .

  کمک به هم  نوع وهم وطن بنا به دلا يل ا منيتي ممنوع ا ست !

مثل همين چما قد ا را ن حزب ا لهي حا کميت آخوند ها .

  را ستي هم که پا لا ن هما ن ا ست وفقط .. . عوض شده ا ست.

  عمد ا نخوا ستم به آ ن حيوا ن زحتمکش جسا رتي شد ه با شد!

چند سا لي که سپري شد زلزله ا ي د يگرو مصيبتي د يگر . ا ين با ر د رخرا سا ن زلزله
خيز. شهر" طبس " .

"  نگين سبز"  "  کو ير تشنه "

با زهم با جمع يا را ن آ شنا عا زم محل شد يم.

   هو ا بشد ت گرم بود .

  با د بو ي ا جسا د قربا نيا ن مظلوم  فا جعه را تا کيلومترها پخش کرد ه بود. شيشه
ما شين که کمي پا يين رفت  " فا جعه " خود ش را نشا ن دا د .

  شا يع شد ه بود که کسي ا زتهران عا زم محل ا ست.

د رميد ا ن مرکزي  جمعيتي خشمگين با سنگ و چوب منتظر بود ند . خبر د ا رشد يم که
فرح د يبا برا ي عوا مفريبي ، عنقريب خوا هد رسيد .

    کنجکا و شد يم و د رنگي کوتا ه د رمحل .

هليکو پتر همسر شاه در آ سما ن ظا هرشد .

  خلبا ن برا ي نشستن بر ا جسا د قربا نيا ن" رژيم کود تا" آ ما ده شد ه بود . 
جمعيت خشمگين به يکبا ره درهم رفت وبا زشد !

  ا نفجا رخشم خلق !

  سنگ  بود که بسوي نما يند ه حا کميت رو به ا فول به هوا برخا ست.

ما مورا ن ژا ند ا رمري نتوانسند کا ري ازپيش ببرند . فرح د ست ا زپا د را زتربا
زگشت.

در ا ين" با زگشت"  و د را ين" نما يش ورشکسته" بوضوح ميشد علا ئم فرو پا شي و
سرنگوني حا کميت را د يد ولمس کرد .

د ير ي  نپا ييد که خلق بپا خا ست ومحکم بر بنا گو ش خا ئن بزرک  !  زد.

ا فسو س !  صد ا فسو س که د ر نبود يک آ لترنا تيو مرد مي و د موکرا تيک  ا نقلا ب
خونين خلق به سرقت رفت.  دزد بزر ک قرن سر برآورده ا زا عما ق قرون وا عصا ر به يا
ري ا ستعما رکهنه ونو با زهم برهست ونيست مرد م حا کم گشت.    فا جعه بزرگ د ورا ن
ا ز را ه رسيد ه بود .

آ خوند ها ي شيا د وضد بشر پس ا ز رسيد ن به ا ريکه قد رت ، نه تنها  کو چکترين تلا
شي د رجهت جلوگيري ازفجا يع طبيعي نکرد ند،  بل با نا بودي  حرث ونسل مرد م  با عث
تشد يد و وخا ومت بيش ازپيش اوضا ع نيز  شد ند .

با غا رت جنگلهاي سرسبز را ه را بر سيلها ي ويرا نگرگشودند. با براه انداختن جنگ
واصرا ربرا دا مه آ ن با عث ميليونها کشته وزخمي و ميليا رد ها دلارخسا رت ما لي
شدند.

آ خوند ها  ، عليرغم آ گا هي ا زمسيرها ي ز لزله خيز،  نه مرد م را تو جيه کرد ند
ونه ا مکا نا تي درا ختيا رشا ن قرا رد ا د ند تا د ربرا بر زلزله ا زحد ا قل هاي 
ا يمني برخور د ا رشوند .

اين د رست ا ست که قسمتها ي وسيعي ازسرزمين پهنا ور ما زلزله خيزا ست وا ين هم صحيح
ا ست که هنوز تکنلوژي روز تا آ ن حد پيشرفت نکرده است که پيشا پيش ا زمحل وزمان
وقوع زلزله با خبرشد .  با اين وجود همه گا ن مطلعند که با سا ختن سا ختما ن ها ي 
بتوني وضد زلزله ميتوان  ا زتعد ا د قربا نيا ن بشد ت  کا ست.

  همين چند رو ز پيش بود که در ا يا لت کا ليفرنيا ي آ مريکا زلزله اي با همين درجه
ا ز شد ت بوقوع پيوست و خبرگزا ريها ، خبرا ز" پنج " کشته وتعداد خيلي کمي زخمي دا
د ند  .

  با زهم چند هفته قبل بود که زلزله اي د رژا پن رخ دا د با همين درجه شد ت ريشتر
ويا شا يد کمي بيشتروخو شبختا نه   فقط تعد ا د ي زخمي بجا ي گذا شت.

   مقا يسه کنيد  تعدا د قربا نيا ن فا جعه را د رکشورما ودرکشورها ي آ زا د جها ن .

را ستي چه کسي مسئول ا ين فا جعه وقربا نيا ن مظلوم شهر " بم " و ا ستا ن کرمان است
؟

را ستي غيرا زآخوند ها ي شيا د ود ين فروش ؟!

د و ستي را ميشنا سم که خود ش ا ز ا ها لي بم است. د رتما سي که با بستگا نش درکرما
ن د ا شته خبردا د ه ا ند که پس ا زسپري شد ن د ست کم  سي سا عت           ا زوقوع
زلزله هنوزمردم  ،  نه کمک قا بل تو جهي ا زطرف حاکما ن دريا فت کرده اند ونه به
مرد م محلي ا ستا ن ا جا زه ميد هند که مستقلا به کمک قربا نيا ن بشتا بند.

را ستي چه کسي مسئول  قربا نيا ن زنده بگو ر ا ست  ؟!

  ا ي واي براسيري کزيا د رفته با شد !

را ستي مگربجزآ خوند ها ي  حا کم روضه خون کسي مسئول ا ين فا جعه و ما نند آنها
درميهن غرقه بخون بود ه و هست  ؟!

تجربه نشا ن دا ده ا ست که ملا ها ، مثل هميشه بر و يرا نه هاي  شهر تا ريخي بم
همچون جغد بسا ط روضه خواني پهن خواهند کرد وکما کا ن بنا م قربا نيا ن زلزله ازمرد
م ا يرا ن وجها ن ا خا ذي خواهند کرد . ا ما کيست  که  ند ا ند  چيزي ا ز کمکهاي
مرد مي و بين المللي نصيب زلزله زد گا ن نخواهد شد .

بو زينه گان حا کم بر وطن بلا زده تلا ش خواهند کرد  فا جعه بم را بها نه قرا رد ا
د ه وبا بند وبست با د ول ارتجاعي وا ستعماري خود را چند صبا حي هم که شده ازبحرا
نها ي لا علاج خود ساخته وپرد ا خته بيرون بکشند .

  تا مگر ا زستوني به  ستوني د يگر فرجي  با شد.

مهمترا زهمه ملا ها ي د ين فروش ووطن بربا د ده خواهند کوشيد تا درهيا هوي سا ختگي
کمک به زلزله زد گا ن و ا حسا سا ت پا ک برا نگيخته شده ملي توطئه ها ي خويش را
برعليه فرزندا ن رشيد خلق درا رتش آ زا د ي سا کن د ر"ا شرف  "     بيش ا زپيش سا
زند .

  ا ينست که ا مروز حما يت ازمجاهدين ورزمند گان رها يي نه تنها  وظيفه مبرم هوا دا
را ن وحا ميا ن مقا ومت ا ست که تما مي آزا د يخوا ها ن ا يرا ن وجها ن .

يا د ما ن نرود که ا دا مه حيا ت وبقاء ا ين رژيم پا گور يعني ا دا مه فا جعه ، قتل
، ا عتيا د ، غا رت ود زدي ، دربدري و خا نه بد وشي و...

ازطرفي تضعيف مقاومت ومجاهدين ، چه را ه ورسم آنها را کا ملا قبو ل دا شته با شيم
وچه درنقا طي مثل آنها نيند يشيم ، د رهرحا ل تقويت رژيم فا شيستي – مذ هبي ملا ها
است بوده وهست وخواهد بود .

ا مروز ا فشا ء توطئه" ا خرا ج" و " ا ستردا د مجاهدين"  توسط آخوند ها وفرستا د گا
نشان د رشورا ي مصلحتي عرا ق کمک به سرنگوني تما ميت رژيم وکمک به آ زا دي پا يد ا
ر حا کميت مردم ايرا ن و با ا لطبع کمک به جلوگيري ا زفجا يع آ تي مثل زلزله " بم "
،   زرند کرما ن  ،   طبس   و بو ئين زهرا و...

مرد م د ا غد ا روعزا دا ر ا يرا ن ،  به حا کما ن بي رحم تهرا ن ا جا زه ند هيم که
همچون د و را ن جنگ خا نما نسوز که جوا نا ن را هزا رهزا ر با ا ستفا ده ازموقعيت 
بحرا ني  ، به چوبه  دا رسپرد  ، ا ين با ر نيز بتوا ند توطئه ها ي شو م خويش را با
ا ستفا ده ازشرا يط داخلي ، منطقه اي و بين المللي دررا بطه با مقا ومت عا دلا نه
مرد م ايرا ن جا مه عمل بپو شا ند.

آخوند ها ،  وطن فروش ترين و ستمگرترين حا کمان دورا نند  .

  بپا خيزيم و آنها را  د رسرا سر ا يرا ن وجها ن بيش ازپيش ا فشا ء کنيم.

شب تا ريک جو ر وستم ملا ها رفتني ا ست. سحرزيبا ي بها را ن خرم آ زا د ي دررا ه ا
ست . به وظيفه ملي وميهني خود قيا م کنيم.



                                                         محمد قرا يي -  سوئد

                                                          ششم د يما ه  1382


--------------------------------------------------------------------------------

همدلي در سوگِ ملي
يكشنبه، 7 دي، 1382





ح. واژه





درسوگ هموطنان زلزله زده بم



     شايد اين خشم طبيعت

     خشك و تر نمي شناسه

     مثل آوار جنونه

     از كسي نمي هراسه



     همه را با بوسه مرگ

     مي بره از اين زمانه

     اي ستمگر بشنو از من

     از تو مونده اين نشانه!



     همدلي در سوگِ ملي

     همصدايي در غم و درد

     وقتي خاكستر انسان

     مونده زير خشتهاي سرد
     ...



     اول از رودبار شد آغاز

     بعد گرگان غرق خون شد

     حالا امروز در بم و ارگ

     خاك ما باز غرق خون شد!



     چي بگم از اين همه درد

     سوگ در سوگِ هميشه

     اين رهاورد سياهي

     اين كه زندگي نميشه



     ظلم اگر نبود شايد

     داد, بيدادي نمي شد

     فصل گريه اي نمي ماند

     مرگ, آبادي نمي شد



     پس از عمري خاك و خون شد

     دست رنج روستايي

     اي صداي خشمِ مردم

     اي عدالت پس كجايي؟



     6 دي 1382


Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#284 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Mon Dec 29, 2003 9:07 pm
Subject: NL2912 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
اطلاعيه شماره 4



   به خاطر سفر خامنه اي به بم رژيم آخوندي كمك رساني مردمي را متوقف كرده است

   تعداد كشته شدگان زلزله به 70 هزار تن رسيده است



   بنا به گزارشهاي رسيده از استان كرمان بخاطر سفر خامنه اي ولي فقيه فاشيسم مذهبي
به بم از شب گذشته اكثر راههاي ورودي و خروجي استان و بخصوص مناطق اطراف بم را بسته
و كمك رساني مردمي را نيز متوقف كرده اند بنحوي كه حتي صداي برخي از ارگانهاي
حكومتي نيز به اعتراض بلند شده است.

   بر اساس ارزيابيهايي كه تاكنون بدست مقاومت ايران رسيده است, با كمال تاسف  شمار
كشته شدگان فاجعه زلزله در استان كرمان به بيش از 70 هزار تن بالغ مي شود كه تاكنون
18000 تن از آنان از زير آوار بيرون كشيده شده اند. شمار زيادي از مجروحين ظرف سه
روز  اخير بدليل فقدان كمترين امكانات پزشكي جان داده اند. در روز چهارم فاجعه كسي
از  اكثر روستاهاي زلزله زده خبري ندارد و هيچگونه كمكي به آنها نرسيده است و
بسياري از مجروحان در كنار خيابانها و ساختمانهاي منهدم شده بلاتكليف مانده اند و
به علت عدم رسيدگي فوت مي كنند.

   اينها همه در حاليست كه ميليونها تن از مردم سراسر كشور به زلزله زدگان كمك هاي
نقدي و جنسي كرده اند و صدها هزار نفر  و هزاران كاميون  به سمت مناطق زلزله زده
سرازير شده اند. اما كارشكني ها و تدابير سركوبگرانه و بازدارنده رژيم حتي اين
كمكها را هم خنثي و كم اثر كرده است. بسياري از كمكهاي مردمي و كمكهاي خارجي توسط
سپاه پاسداران, بسيجيان و ديگر ارگانهاي سركوبگر تصرف شده است.

   يكي از سركردگان سپاه در يك اعتراف نادر روز گذشته اعلام كرد كه با اينكه سه روز
از زلزله ميگذرد كار آوار برداري به 10 درصد هم نرسيده است.



   دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران

   8 دي 1382 (29 دسامبر2003)


--------------------------------------------------------------------------------

           دماوند           جنبش جهاني كمك به زلزله زدگان بم و اعتراض عليه اخراج
مجاهدين    www.damavand.org.uk


--------------------------------------------------------------------------

       فراخوان به تحصن و تظاهرات بزرگ در مقابل دفتر صليب سرخ در لندن

       براي بزرگداشت قربانيان فاجعه زلزله

       و كمك به زلزله زدگان

       و

       درخواست لغو تصميم غيرقانوني شوراي حكومتي عراق

       و تإمين حفاظت از جان و مال مجاهدين, مطابق معاهدات ژنو

       زمان: سه شنبه ساعت 11 تا 14





       براي بزرگداشت قربانيان فاجعه زلزله بم و اظهار همدردي و همبستگي

        با بازماندگان اين مصيبت دردناك و فاجعه ملي

       مراسم شمع گذاري

       در برابر دفتر صليب سرخ در لندن برگزار مي شود



       براي كمك به مصيبت ديدگان زلزله بم يك چادر براي جمع آوري كمكهاي نقدي و غير
نقدي در برابر دفتر صليب سرخ در لندن برپا مي شود

       مصيبت زدگان اين فاجعه ملي به كمكهاي شما نيازمندند.  براي جمع آوري كمكهاي
نقدي و غيرنقدي  چادري اختصاص داده شده كه در برابر دفتر صليب سرخ برپا مي شود.
هموطنان مي توانند كمكهاي خود را به اين چادر تحويل دهند. از اين كمك هرچند هم كوچك
باشد دريغ نكنيد.




       آدرس دفتر صليب سرخ در لندن:

       Adderss:

        9 Grosvenor Crescent, London, SW1X 7EJ

       Underground: Hyde Park Corner



       هم ميهنان عزيز!

        حكومت آخوندها جز ويراني و خرابي, كشتار و سركوب و شكنجه, هيچ ارمغاني براي
مردم ما نداشته است.

       علت اين همه قرباني در يك حادثه طبيعي در كشور ما چيست؟  حوادثي كه در بسياري
از كشورها, قابل كنترل و پيشگيري است.

       آخوندها تمام امكانات و ثروتهاي ملي اين كشور را براي حفاظت از رژيم لرزانشان
در برابر خشم مردم به كار گرفته اند و مردم محروم را در برابر بلاياي طبيعي بي دفاع
رها كرده اند. اگر در يك گوشه اين كشور دانشجويان يا معلمين ناراضي, يا كارگران
اقدام به برگزاري تجمعي بنمايند, بلافاصله نيروهايش را براي سركوب آنان بسيج مي كند
ولي وقتي زلزله يك شهر را با خاك يكسان مي كند و مجروحين و مردم مصيبت زده در سرماي
5 درجه زير صفر به حال خود رها مي شوند تا بميرند. اين است علت خشم مردم مصيبت زده
بم كه دوربين تلويزيون آخوندها نيز نمي تواند آن را پنهان نمايد.

       آخوند خاتمي در پاسخ به سوال خبرنگاران مبني بر علت عدم حضور خود در مناطق
زلزله زده مي گويد كارشناسان توصيه كردند كه به اين مناطق نرويم. آري آخوند خاتمي و
ساير دستاربندان از واكنش مردم مصيبت ديده, كه حاكميت آخوندي را عامل بدبختي خود مي
دانند, وحشت دارند به همين خاطر حتي از ظاهر شدن در مناطق زلزله زده به صورت نمايشي
واهمه دارند.


       هموطنان آزاده!

       ايرانيان مقيم لندن, همزمان با تظاهرات اعتراضي در برابر تو??طئه رژيم عليه
مجاهدين, در برابر صليب سرخ در لندن,  اقدام به بزرگداشت ياد قربانيان اين فاجعه
ملي نموده و خواهان كمك به زلزله زدگان گرديده اند.


       هموطنان آزاده!

       كمك به زلزله زدگان و مصيبت ديدگان فاجعه بم در كنار دفاع از رزمندگان آزادي
مستقر در عراق, وظيفه انساني و ملي هر ايراني آزاده, صرف نظر از هر عقيده و مرام,
مي باشد.

       اجازه ندهيم كه آخوندها با برداشتن مجاهدين از سر راه خود, به اهداف پليد و
ضد ايراني خود دست يابند.

        امروز استقلال, آزادي, حيات و شرف ايران و ايراني, در گرو دفاع از مجاهدين و
رزمندگان آزادي مستقر در عراق است.

       به پا خيزيد و از شرف و انسانيت خود دفاع كنيد!

       روز سه شنبه در برابر اين سازمان در لندن گرد هم آييم و علاوه بر همدردي و
كمك به قربانيان فاجعه ملي بم, خواسته بر حق خود مبني بر حفاظت از جان و مال
مجاهدين در عراق را به افكار عمومي و به صليب سرخ جهاني اعلام كنيم!


       وعده ما روز سه شنبه ساعت 11 در برابر دفتر صليب سرخ جهاني در لندن






--------------------------------------------------------------------------------


خبرگزاري فرانسه

8 دي ماه 1382 (29 دسامبر 2003 )

اور: مجاهدين بخاطر قربانيان زمين لرزه ايران بسيج مي شوند

در سالن شهرداري اور, كارتن ها روي هم چيده شده اند. يك صندوق كه با پرچم فرانسه
تزيين شده, كمك هاي مالي تعداد زيادي از مجاهدين خلق ايران, مستقر در اور را جهت
كمك به زلزله زدگان بم, جمع مي كند.

از زمان شروع در صبح, مجاهدين عضو شوراي ملي مقاومت ايران مستقر در اور سور اواز
براي دادن يك پتو, يك ساك دارو, مواد غذايي يا پول رژه مي روند.

يك زن جوان ايراني كه روسري سنتي بسر دارد فروتنانه مي گويد « من 10,000 يورو از
طرف مريم رجوي, رئيس جمهور منتخب شوراي ملي مقاومت ايران را آورده ام.»

شهرداري براي كمك به زلزله زدگان با ايرانيان همراه شده است, كاملا همانطور كه در
ماه ژوئن هنگام بازداشتها در ماه ژوئن, هنگام حمله پليس و طي پانزده روز تظاهراتي
كه در مقابل مقر جهاني شوراي ملي مقاومت انجام شد با آنها همراهي كرده بود.

ژان پير بكه, شهردار سوسياليست اور, كه پيش بيني كرده كمك ها را تا روز چهارشنبه
تحويل بگيرد و بعد آنها را تحويل صليب سرخ بدهد بنوبه خود مي گويد:«تقريبا از همين
بعد ازظهر بايد محموله اي براي صليب سرخ بفرستيم.»

زهره, يك ايراني پناهنده سياسي مي گويد: «ما از طريق صليب سرخ اقدام مي كنيم چون
هيچ اعتمادي به دولت ايران نداريم. من لباس و پول آورده ام. آنجا هوا 7 درجه زير
صفر است, مردم در آنجا بي خانمان شده اند. چقدر دوست داريم با آنها مي بوديم تا به
آنها كمك كنيم. اين رژيم است كه مسئول اين فاجعه است.»

دوست او ليلا كه او هم از 17 سال قبل در فرانسه پناهنده است بنوبه خود رژيم آخوندها
را محكوم مي كند:«آنچه رخ داده قلب مرا تكه پاره مي كند, من دندانپزشك هستم, من مي
توانستم كمك كنم, ولي من نمي توانم به كشورم بروم. هر بار كه اخبار را نگاه مي كنم
به گريه مي افتم. شش ساعت از اولين زمين لرزه گذشت تا اولين امدادگران به صحنه
برسند.»

با سخنگويان شوراي ملي مقاومت ايران از زمان زمين لرزه بارها تماس گرفته شد.

افشين علوي, سخنگوي شوراي ملي مقاومت, مي گويد: :«ما تماسهاي زيادي از ايرانيان و
فرانسويان داشتيم كه مي خواستند به ايران كمك كنند. ما از فقدان پيش گيري از جانب
دولت ايران متاسفيم. در منطقه زلزله خيز بم, ساختمان ها از خشت ساخته شده اند, اين
ابنيه مقاومت كافي ندارند در حاليكه زندان بتوني مقاومت كرده بود.»

  ساكنان اور سور اواز و اطراف آن نيز دست در جيب كردند. ژينت لوفور, يك معلم كه كمك
مالي خود را به صندوق ريخته بود مي گويد : «وقتي انسان اين را مي بيند, قلبش را رها
ميكند كه حرفش را بزند, همبستگي ناگزير است, ايرانيان دوستان من هستند. »

شوراي ملي مقاومت كه از بيش از بيست سال پيش در اور سور اواز مستقر است, مجاهدين
مخالف با دولت آخوندها را در خود گرد آورده كه اغلب پناهنده سياسي هستند.

”رئيس جمهور منتخب” آنها , مريم رجوي, با شك به تروريسم, در ماه ژوئن دراور دستگير
و سپس آزاد شده بود. يك بسيج بزرگ ايرانيان بمنظور آزاد كردن رهبرشان در اور بوقوع
پيوست, كه توسط چند خودسوزي در پاريس و اعتصاب غذا و تظاهرات در اور همراه بود.



--------------------------------------------------------------------------------


رفراندوم ؛ تنها راه نجات ملت
نوشته شده توسطazadi در دوشنبه، 8 دي، 1382
ارسال شده توسط: azadi






ما نبايد اين بار فريب عوامل سرسپرده رژيم را بخوريم؛ چه از آن  رئيس جمهور باصطلاح
اصلاح طلبش؛ که با چند کلمه حرف مردم را به اوج حذيذ ذلت کشاند ؛ تا بتوا نند چند
صباحي ديگر بر اريکه قدرت باشند ؛ و چه از آن کوران دنباله رواش ؛که چون سگان
وفادار ؛که هر چه اربابش گويد ؛ عمل کنند.







تنها راه نجات ميهن وملت رفراندوم است وبس.                        زنده باد آزادي
و پاينده باد ايران و ايراني

  شايسته حکمي
يکشنبه  30 آذرماه 1382



Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#285 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Tue Dec 30, 2003 8:49 pm
Subject: NL3012 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
فراخوان رئيس جمهور برگزيده مقاومت براي كمك به هموطنان زلزله زده

سيماي آزادي پيام خانم مريم رجوي رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران را مبني بر
درخواست از هموطنان و ياران مقاومت براي كمك به هموطنان زلزله زده به شرح زير پخش
كرد:

هموطنان عزيز

با تسليت مجدد به خاطر فاجعه بزرگ زلزله بم, از همه هموطنان و ياران ارجمند مقاومت
در سراسر ميهن و خارج از كشور, مخصوصا خانواده هاي شهيدان وزندانيان سياسي و
بازاريان و صاحبان صنايع محترمي كه با كمك هاي مالي خود, جنبش مقاومت را مساعدت و
بلاوقفه و تامين كرده اند, درخواست و تمنا مي كنم كه با توجه به ابعاد عظيم رنج و
محنت هموطنان زلزله زده دربم و كرمان, معادل يك ماه كمك ها ي مالي خود به شو راي
ملي مقاومت را به هموطنان زلزله زده اختصاص دهند.

درست است كه همه شما با توجه به شرايط و اوضاع و احوال سياسي كنوني به غايت نگران
مقاومت هستيد, اما حقيقت اين است كه اين فاجعه عظيم ملي, تمامي اعضاي خانواده بزرگ
مقاومت را در هر كجا كه هستند, در اندوه هموطنان زلزله زده فروبرده و آرزوي قلبي
همگي آنها اين است كه اي كاش مي توانستند به امداد آسيب ديدگان بشتابند و ازدل و
جان براي التيام درد بزرگ آنها مايه بگذارند.

با قدرداني از همه هموطنان عزيز كه تا اين لحظه درنثار كمك ها بيدريغ به وظيفه ملي
و انساني خود قيام كرده اند, توصيه مي كنم كه كمكها را مستقل وبدور ازدستبرد رژيم و
عواملش به سرعت و سلامت به زلزله زد گان برسانند و يكديگر را در اين زمينه ياري
كنند. هموطنان خارج از كشور نيز مي توانند كمك هاي خود را از طريق صليب سرخ و يا
ديگر ارگان هاي بين المللي به هموطنان زلزله زده برسانند


--------------------------------------------------------------------------------

بزرگداشت خاطره قربانيان فاجعه ملي زلزله بم در قرارگاه اشرف

براي گراميداشت خاطره قربانيان فاجعة ملي زلزلة بم مراسم بزرگي با حضور هزارن تن از
رزمندان آزادي در قرارگاه اشرف برگزار شد.

در اين مراسم كه  با قرائت آياتي از كلام الله مجيد آغاز شد، خانم مژگان پارسايي،
مسئول اول سازمان مجاهدين خلق ايران طي سخناني گفت: «از طرف همة خواهران و برادران
مجاهدم در قرارگاه اشرف درخواست مي كنم كه صليب سرخ جهاني اكيپهاي خودش را به اين
جا بفرستد تا همة مجاهدين مستقر در قرارگاه اشرف، براي مصيبت ديدگان فاجعة ملي
زلزلة بم، خون اهدا كنند و اين خونها در اسرع وقت به آسيب ديدگان برسد».

آقاي حسين ابريشمچي نيز طي سخناني با توضيح بي عملي و تعللهاي رژيم آخوندي در
رساندن كمكهاي فوري به مردم مصيبت ديده بم شرايط وخيمي را كه در اين شهر مصيبت زده
به وجود آمده است، تشريح كرد.

در ادامة برنامه تعدادي از مسئولان و رزمندگان كه از اهالي استان كرمان هستند و
شماري از اعضاي خانوادة خود را در اين زلزله از دست داده اند، سخناني ايراد كردند.

آنها ضمن تسليت گفتن به هموطنان و همشهريان خودشان و  بالاخص به بازماندگان فاجعة
زلزلة بم، آرزو كردند كه با برقراري حاكميت مردمي در ميهنمان بتوانند با تمام
وجودشان به بازسازي اين ميهن ويران كمك كنند.

پس از سخنرانيها رزمندگان آزادي با شعارهايي احساسات خود را فرياد كردند:

نتيجة حكومت آخوندي دهها هزار كشته، دهها هزار زخمي

اي مرگ بر  حكومت آخوندي، خامنه اي، رفسنجاني، خاتمي

حكومت آخوندي عامل ويراني است، ارتش آزاديبخش اميد ايراني است

ايراني برپا خيز اكنون وقت قيام است، ريشة ملا بكن زمان انتقام است

در قسمت پاياني مراسم رزمندگان مشعلها و شمعهايي را كه در دست داشتند روشن كردند و
سرود قسم را به طور جمعي اجرا كردند سپس با مشعلهاي روشن به شكل يكاني از مقايل
جايگاه عبور كردند و به اين ترتيب ياد قربانيان مظلوم اين فاجعه را بزرگ داشتند.


--------------------------------------------------------------------------------

اطلاعيه انجمن دانشجويان دانشگاه فردوسى مشهد



هموطنان عزيز و آگاه

وجدان هاي بيدار در سراسر جهان

  فاجعه دهشتناک وقوع زلزله در شهرستان بم يک بار ديگر بر اين واقعيت هولناک انگشت
گذاشت که يک روز بيشتر حکومت ديکتاتوري مذهبي حاکم بر ميهن مان نتايج هولناک و
وحشتناکي را در پي دارد. تلفات و خسارات اين زلزله‌ي مهيب نشان گرنتيجه‌ي مستقيم
سياستهاي مخرب و ويرانگر حاكميت آخوندي بر ميهن مان مي باشد. رژيم ملايان جز شکنجه
و کشتار، جنگ و ويراني، غارت و چپاول، دزدي و فساد و برباد دادن ثروت هاي ملي ره
آوردي براي مردم ايران نداشته است. ده ها هزار نفر از مردم ميهنمان در اثر يک زلزله
جان خود را از دست دادند. در حالي که زلزله اي مشابه در ايالت کاليفرنيا تنها باعث
کشته شدن ? تن گرديد. آيا اين به خودي خود حاکي از بي کفايتي ملايان حاکم بر ميهن
مان نيست؟‌ آيا نبايستي به متجاوز از دو دهه حکومت ترور و وحشت و جنايت پايان داد؟

در شرايطي که رژيم ملايان از اختصاص بودجه لازم براي توسعه و آبادي کشور دريغ مي
کند ميلياردها دلار صرف دست يابي به سلاح هاي کشتار جمعي و اتمي و هم چنين توسعه
تروريسم و بنيادگرايي در اقصي نقاط دنيا مي کند. بدون شک تا زماني که اين رژيم بر
سر کار است مردم ما از کوچکترين امکاني براي مقابله با حوادث طبيعي و غير طبيعي
محروم مي باشند. فساد، فحشا و مواد مخدر با سرعتي باورنکردني به رشد خود در جامعه
ادامه مي دهند. ثروت هاي ملي در ابعادي باورنکردني به يغما مي روند.

بدون ترديد تا روزي که اين رژيم مصدر قدرت است ثبات و آرامش به منطقه حساس
خاورميانه باز نخواهد گشت و همچنان مردم محروم منطقه بهاي سنگين آن را با جان و مال
خويش خواهند پرداخت.

در چنين شرايطي به عنوان بخشي از جامعه‌ي دانشجويي ايران از تمامي مراجع بين المللي
و نهاد هاي حقوق بشري مي خواهيم از فراخوان رفراندوم خانم مريم رجوي براي تغيير
نظام ولايت فقيه و برقراري حاکميت مردم بر اساس جدايي نهاد حکومتي از نهاد ديني
حمايت به عمل آورده و اراده خود مبني بر پشتيباني از خواست دمکراتيک مردم ايران را
در عمل نشان دهند. حمايت از طرح خانم مريم رجوي مي تواند به عنوان يک اتمام حجت
تاريخي مبني بر آمادگي همه نيروهاي داخلي و خارجي براي تغيير مسالمت آميز نظام
استبدادي- مذهبي حاکم بر ايران تلقي شود.

ما با حمايت از طرح رفراندوم پيشنهادي خانم مريم رجوي يک بار ديگر ضمن ابراز هم
بستگي با مقاومت ايران، رژيم ملايان را به يک کارزار بين المللي تحت نظارت سازمان
ملل متحد و ديگر ارگان هاي ذيربط فرا مي خوانيم.



                                    انجمن دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد
دى 82



--------------------------------------------------------------------------------


اسماعيل وفا يغمايي

                     مرثيــــه

     ميوه هاي براق و سياه مرگ

     كه دهان‌ها را مي‌جوند

     وآسمان تهي

                      بي هيچ‌معنائي

     با دايره‌ي فلزي‌ماه

     وماهتابي آماسيده در چشمهاي مردگان.



     نه‌واژه‌ها رمقي دارند

     نه شعرمفهومي

     ونه خدا شكوهي

     وقتي كه كودك مجروح درويرانه ها ميگريد

     و بر پيكرسرد مادرش سرد ميشود.



     نه واژه‌ها رمقي دارند

     نه شعر مفهومي

     و نه خدا شكوهي

     وقتي كه مرگ

      با بوسه هايش لبان نوعروسان را ميپوساند.

     ...



     نه واژه ها رمقي دارند

     نه شعر مفهومي

     و نه خدا شكوهي

     وقتي كه نخل و نارنج و پرنده و آدمي

     به بي پناهي سر در پر يكديگركشيده اند،

     و سگان خاموش

      غمگين تراز حاكمان

      و آسمان اين سرزمين‌اند.

     ***



     دريغا!

           تنهائيم رفيقان!

                                تنها

     درقتلگاه شهري خرد شده،

     آنجا كه دستهاي هفت سالگي من

     ترنج‌ها را دزديدند

     و درختان خوابالوده در تاريكي شب

     فرياد زنان به دنبال من دويدند

     و چشمهاي من

     سايه هاي نمناك عطرآلود مهمانسراي قديمي

      ولبخند باغبان پيرراباخودبه سفر برد.



     دريغا!

          تنهائيم

                    دريغا!

     و مائيم تنها

     بر اين كرانه

     كه نه ميتوان فريادي به لعنت آسمان برآورد

     يا سري به نماز آيات بر زمين

      چراكه خداخود ديريست، شرمگين آيات خويش

     دراين سرزمين است‌

     چرا كه آسمان در همه جا آسمان است

     و زمين در همه جا زمين

     چرا كه مردمان در همه جا مردمانند،

     تنها

          تفاوت

                   اين است

                         كه در اين ديار

     گرگ هاربر مسند است

     و ديوان زنده خوار

      زمام زندگي آدميان را به كف دارند

     و زمين به جنبشي ناگزير،

     به ناگزير شهري را فرو ميكشد

     تنها

              تفاوت

                      در اين است.

     ***

     ميوه هاي براق و سياه مرگ

     كه دهان‌ها را مي‌جوند

     وآسمان تهي

                      بي هيچ‌معنائي

     با دايره‌ي فلزي‌ماه

     وماهتابي آماسيده در چشمهاي مردگان.



                                                 29 دسامبر2003


Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#286 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Wed Dec 31, 2003 8:11 pm
Subject: NL3112 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
فراخوان انجمن خانواده

   فراخوان انجمن خانواده
   مجاهدين خلق مستقر در عراق - آلمان

   تظاهرات سراسري در برلين اخراج اجباري و يا استرداد مجاهدين خلق از عراق را متوقف
كنيد!




   شوراي حكومت انتقالي عراق طي يك بيانيه و در كادر يك تو?طئه هماهنگ و ديكته شده
از سوي آخوندهاي تهران اخراج اجباري مجاهدين خلق از عراق را اعلام كرد.

   رژيم آخوندي كه از هرسو در بن بست بحرانهاي مختلف قرار گرفته و با اعتراضات
گسترده اجتماعي و جامعه اي ملتهب و انفجاري دست بگريبان است كه بنيادهاي حاكميت اش
را به لرزه در آورده, اكنون طمعكارانه به اين خيال خام افتاده تا از شرايط خاص عراق
سوء استفاده كند و مقاومت مجاهدين را كه به اميد مردم ايران براي تغيير بسوي
دمكراسي و حقوق بشر تبديل شده اند, از بين ببرد.

   چنانچه مجاهدين خلق مستقيم و يا از طريق يك كشور سوم به ايران مسترد شوند, شكنجه
و قتل هزاران انسان در چشم انداز خواهد بود. البته مجاهدين خلق آزمايشهاي شجاعت,
فدا و پاكباختگي را در همه شرايط بويژه در سياهچالهاي آخوندي طي ربع قرن گذشته پس
داده و باكي از زندان و شكنجه و اعدام آخوندها ندارند و 120.000 تن از همرزمان خود
را فديه آزادي ميهن اسيرمان ايران كرده اند.

   مطابق كنوانسيون ژنو هرگونه استرداد و يا اخراج اجباري مجاهدين خلق ممنوع است و
قدرت اشغالگر يعني آمريكا مسئول تامين امنيت و حفاظت از مجاهدين مي باشد.

   بياييد تا با حضور گسترده در تظاهرات 2 ژانويه تو?طئه ننگين آخوندي را خنثي كنيم
و رو به آخوندهاي جنايتكار بگوييم: آرزوي پليد دست اندازي به مجاهدين خلق را به گور
خواهيد برد!

   مكان:
   برلين -  مقابل سفارت آمريكا,  تقاطع Uner den Linden  و Gelinka Stra?e

   زمان:
   جمعه 2 ژانويه ساعت 1030



------------------------------------------------------------------------------








   اطلاعيه شماره 5



   مجاهدين خلق ايران در عراق, براي آسيب ديدگان زلزله خون اهدا مي كنند



   پرسنل سازمان مجاهدين خلق ايران مستقر در عراق ( قرارگاه اشرف), براي اهداي خون
به زلزله زدگان استان كرمان اعلام آمادگي كردند.  اين موضوع را خانم مژگان پارسايي
دبيركل سازمان مجاهدين خلق ايران در گردهمايي بزرگي كه شب گذشته در بزرگداشت
قربانيان زلزله برگزار شده بود از سوي هزاران تن از مجاهدين اعلام كرد و از صليب
سرخ بين المللي خواست تا ترتيبات انتقال اين خون را  به ايران را بدهد.



   در اين جلسه شماري از اعضاي سازمان مجاهدين خلق ايران كه اكثر افراد خانواده خود
را در فاجعه زلزله از دست داده بودند سخنراني كردند.



   خانم پارسايي همچنين ضمن قدرداني از همبستگي جهاني با سازمان مجاهدين خلق ايران و
با تشكر از همه كساني كه در كشورهاي مختلف در حمايت از مجاهدين دست به تظاهرات و
تحصن زده اند, از آنان خواست تا به هر طريقي كه مي توانند به جمع آوري و رساندن كمك
براي آسيب ديدگان اين فاجعه مبادرت كنند.





   دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران

   9 دي 1382 (30 دسامبر2003)


--------------------------------------------------------------------------------


انعكاس تظاهرات در مقابل دفتر صليب سرخ در روزنامه ايوينينگ استاندارد



رسانه : ايوينينگ استاندارد ( Evening Standard )

تاريخ : سه شنبه 30/12/2003



تيتر :”  ايرانيان تبعيدي قربانيان زمين لرزه را گرامي مي دارند“



ايرانيان تبعيدي در يك اجتماع اعتراضي برسر طرحهاي اخراج يك گروه اپوزيسيون از عراق
به قربانيان زمين لرزه بم عرض احترام مي كنند.

در اجتماعي در مقابل دفتر صليب سرخ دربريتانيا در مركز لندن بر روي يك پرچم ايران
آراسته بر پياده رو  در زير عكسهاي اين فاجعه گل ها و شمع هايي قرارداده شده بود.

طبق سنت ايرانيان در مراسم تدفين بعنوان علامتي از سوگواري شيريني مخصوص (حلوا) نيز
روي ميزي گذاشته شده بود.

تظاهركنندگان دولت ايران را مقصر مي دانستند , آنرا به منحرف كردن درآمدهاي (ملي-م)
براي استفاده در برنامه هاي تسليحات كشتار جمعي بجاي بهتر كردن  امنيت ساختمانها
متهم مي كردند.»

« فرزانه ابراهيمي , 36 ساله , از سيمرغ , يك گروه تبعيدي ايراني مستقر در لندن ,
گفت اين شمع ها نشاندهنده جانهاييست كه در اين تراژدي از دست رفته اند.

او گفت , ”مردمي كه در لندن زندگي مي كنند بسيار  اندوهناكند كه اين همه انسان جان
خود را از دست داده اند.“

”ما زمين لرزه هاي مشابه اين را در سراسر جهان ديده ايم ولي ابعاد تلفات اين چنين
نبوده است.“

ماهي استوكس , 54 ساله , از آكسفورد , كه بعد از انقلاب در سال 1979 از ايران فرار
كرد , گفت هنوز خيلي زود بود كه امدادگران بيرون بيايند.

(او گفت-م) ” دولت ايران امدادگران را تشويق مي كند كه به كشورهايشان برگردند و در
واقع مردم بيچاره را بحال خود رها كنند. مي توان فرض كرد كه اگر مردم مي توانند به
حالت اغما (كوما) در ايند هنوز امكان نجات افراد وجود دارد.“

” بعنوان يك مادر دوست دارم ببينم كه جستجوي آنها براي هر علامتي از زندگي - هر
ضربان قلب كوچكي - ادامه يابد.“


--------------------------------------------------------------------------------

توطئه هاي تروريستي و جاسوسي رژيم آخوندي عليه سازمان مجاهدين خلق ايران در عراق

ديكتاتوري مذهبي و تروريستي حاكم بر ايران بار ديگر با اعزام شماري از ماموران و
جاسوسان وزارت اطلاعات به عراق تحت عنوان خانواده مجاهدين, مذبوحانه تلاش كرد چنين
قلمداد كند كه مجاهدين فرزندان آنها را بزور و برخلاف ميل خودشان در عراق نگهداشته
اند. در همين رابطه شب و روز گذشته(7دي ماه) راديو و تلويزيون و مطبوعات رژيم
آخوندي در يك رشته اخبار كليشه اي اعلام كردند: «جمعي از خانواده هاي ايراني با
اجتماع در برابر دفتر سازمان ملل در بغداد, نجات فرزندان خود از دست مجاهدين را
خواستار شدند».

همزمان صبح ديروز يك اكيپ از مأموران وزارت اطلاعات با مراجعه به قرارگاه اشرف مدعي
شدند كه براي تحقيق در مورد «زندانيان» مجاهدين در اين قرارگاه آمده اند! اما در
مواجهه با چك هويت و سئوالاتي در مورد فعاليتهايشان, «تحقيق» را فراموش كرده و
شتابزده فرار را بر قرار ترجيح دادند.

ساعتي بعد يك اكيپ ديگر از مأموران و جاسوسان وزارت اطلاعات با اتوبوس به قرارگاه
اشرف آمده و مدعي شدند كه خانواده هاي اعضاي مجاهدين را با خود آورده اند. اين
مزدوران هم پس از اندكي تحقيق در مورد هويتشان بدون اين كه موفق به اجراي طرح خود
شوند مدت كمي بعد به بغداد بازگشتند.

اين اقدامات بخشي از جنگ رواني گسترده اي است كه فاشيسم مذهبي حاكم همزمان با زدو
بند و دسيسه چيني عليه سازمان مجاهدين خلق ايران است, بخصوص كه درخواستهاي مكرر
رژيم آخوندي و شخص خاتمي از آمريكا براي استرداد مجاهدين, با انزجار و محكوميت
گسترده جهاني مواجه شده است و حالا رژيم با براه انداختن اين شعبده سازي بيهوده
تلاش مي كند افرادي را كه خواستار تحويل گرفتنشان بوده است, همان كساني قلمداد كند
كه در عراق بزور نگهداري مي شوند.

اين دعاوي آن اندازه مضحك است كه هيچ ارزشي براي پاسخگويي ندارد. همگان مي دانند كه
مجاهدين يك جنبش تماما داوطلب است كه هيچكس برخلاف ميل خود نه وارد آن شده و نه در
آن نگهداري مي شود. كما اينكه مجاهدين از ديدار همه خانواده ها و هموطنان خود بدور
از چشم ماموران وزارت اطلاعات قويا استقبال مي كنند.

طرح اين دعاوي 9ماه پس از سقوط حكومت سابق عراق, در حاليكه امروز نيروهاي ائـتلاف و
بويژه نيروهاي آمريكاي كنترل همه امور را در دست دارند و در شرايطي كه قرارگاه اشرف
مورد بازديد دهها هزار نفر از شيوخ عشاير, روشنفكران و شهروندان عراق و همچنين
نمايندگان نيروهاي ائتلاف قرار گرفته است, هذيان گويي هاي رژيمي است كه هرگز از دست
مردم ايران و فرزندان مجاهد و مبارز آنان خلاصي نخواهد يافت.

سه روز قبل از اعزام مزدوران به قرارگاه اشرف (پنجشنبه 4دي) تروريستهاي رژيم آخوندي
به روي هزاران تن از مردم شريف عراق كه در ميدان فردوس بغداد در حمايت از سازمان
مجاهدين خلق ايران دست به تظاهرات زده بودند آتش گشودند.

سازمان مجاهدين خلق ايران بار ديگر توجه مراجع و سازمانهاي ذيربط بين المللي را به
تشبثات و توطئه هاي ديكتاتوري تروريستي حاكم بر ايران عليه مجاهدين در خاك عراق و
عليه خانواده هاي شان در ايران كه از بارزترين مصاديق نقض حقوق بشر است جلب مي كند
و از آنها مي خواهد تا رژيم ضدبشري آخوندي را وادار سازند, به هزاران هزار تن از
اعضاي خانواده هاي مجاهدين اجازه دهد آزادانه و به دور از نظارت شكنجه گران و
دژخيمان اطلاعات آخوندي براي زيارت عتبات عاليات و ديدار عزيزانشان راهي عراق شوند.

سازمان مجاهدين خلق ايران

8 دي 1382


Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#287 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Thu Jan 1, 2004 8:37 pm
Subject: NL0101 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
www.damavand.org.uk


--------------------------------------------------------------------

             براي امضاي اين نامه اينجا را كليك كنيد

             نامه ايرانيان در اعتراض به بيانيه شوراي حكومتي عراق



             آقاي جرج دبليو بوش رئيس جمهور

             آقاي كالين پاول وزير امور خارجه

             آقاي دونالد رامسفلد وزير دفاع

             ما امضا كنندگان اين نامه نگراني شديد جامعه ايرانيان در مورد بيانيه
شوراي حكومتي انتقالي عراق كه مدعي شده كه به اتفاق آرا تصميم گرفته است مجاهدين
خلق را تا آخرسال از عراق اخراج كند, اعلام مي كنيم.

             سازمان مجاهدين خلق ايران نيروي اصلي اپوزيسيون ايران است كه نزديك به
120 هزار نفر از اعضا و هواداران آن توسط ديكتاتوري تروريستي - مذهبي حاكم بر ايران
اعدام و دهها هزار نفر ديگر آنان دستگير و مورد وحشيانه ترين شكنجه ها قرار گرفته
اند. در سال 1980 خميني فتوايي مبني بر مشروع بودن قتل مجاهدين و مصادره اموال آنها
صادر نمود.

              اين سازمان از حمايت گسترده ايرانيان در داخل و خارج ايران برخوردار
بوده و بسياري از اقوام نزديك, دوستان و آشنايان ما در بين اعضاي مجاهدين در عراق
مي باشند.

             بيانيه شوراي حكومتي انتقالي عراق كه تنها نتيجه توطئه كثيف ديكتاتوري
تروريستي - مذهبي حاكم بر ميهن ما بوده و بيان كننده آرزوهاي ديرين آنها است, زمينه
ساز اعمال تروريستي عليه مجاهدين توسط رژيم ملايان است . اين بيانيه, نه تنها غير
اخلاقي و نامشروع مي باشد بلكه اخراج مجاهدين از عراق نقض آشكار قوانين بين المللي,
از جمله كنوانسيون ژنو مي باشد.

             ما توطئه أخوندها و عواملشان در شوراي حكومتي عراق عليه مجاهدين خلق
ايران را محكوم ميكنيم و طبق قوانين بين المللي آمريكا را مسئول سلامت و امنيت آنان
مي دانيم.

             از نظر حقوق بين الملل, عراق يك كشور تحت اشغال است و آمريكا طبق
كنوانسيون ژنو مسئوليت حفاظت و امنيت اعضاي مجاهدين را, كه به موجب اين كنوانسيون
غيرنظامي محسوب مي گردند, بر عهده دارد. هرگونه انتقال يا اخراج اعضاي مجاهدين به
خارج عراق يا استرداد آنها به ايران, طبق كنوانسيون ژنو ممنوع مي باشد.

             علاوه بر اين, چنين اقدامي نقض آشكار ماده سوم كنوانسيون منع شكنجه مي
باشد كه «اخراج, بازگرداندن و تحويل دادن يك شخص به كشوري كه دلايل قوي براي اين
گمان وجود دارد كه او در خطر شكنجه قرار خواهد داشت» را ممنوع مي كند.

             ما از دولت ايالات متحده انتظار داريم كه بيانيه 9 دسامبر شوراي حكومتي
را كه ناقض اساسي ترين ضوابط قانون بين المللي انساندوستانه است را, تصحيح نموده و
از انتشار بيانيه هاي مشابه كه تماماٌ توسط رژيم آخوندي ديكته شده است جلوگيري كند.

              ما از سازمان ملل متحد و صليب سرخ بين المللي خواستار تامين امنيت و
سلامت مجاهدين در خاك عراق هستيم. سكوت در مقابل نقض آشكار قوانين بين المللي و زد
و بندهاي ننگين عليه مردم و مقاومت ايران, رژيم آخوندي و عواملش را در صدور
بنيادگرايي و تروريسم جري تر ميكند. چرا كه مجاهدين اصلي ترين مانع گسترش پديده شوم
بنيادگرايي در اين منطقه از جهان هستند.

             ما از دبيركل ملل متحد و كليه دول عضو وكميته بين المللي صليب سرخ به
مثابه نگاهبان قوانين انساندوستانه بين المللي خواستار توجه دقيق به تحولات جاري در
مورد وضعيت اعضاي مجاهدين پناهنده در عراق هستيم تا از بروز يك فاجعه انساني, كه
فاشيسم مذهبي حاكم بر ايران در سر مي پروراند, جلوگيري شود.

             ما در انتظار پاسخ خود در اين رابطه هستيم.

             رونوشت به:

             -         دبيركل سازمان ملل متحد

             -         رئيس صليب سرخ بين المللي

             -         رئيس كميسارياي عالي پناهندگي



              امضاها

             براي امضاي اين نامه اينجا را كليك كنيد



--------------------------------------------------------------------

             توجه: لطفا همين نامه را با امضا و ايميل و آدرس خود براي مقامات ذيربط
به صورت فكس, ايميل يا از طريق پست بفرستيد.  براي ديدن ترجمه انگليسي اين نامه
اينجا را كليك كنيد.

             همچنين مي توانيد از طريق تماس تلفني با مراجع مسئول صحبت كنيد.

              اطلاعات ضروري براي نامه نگاري به مقامات آمريكا و سازمان ملل







     I  am writing this letter to express the profound anxiety and concern of
Iranian community in this country over the statement by the Interim Iraqi
Governing Council, which vowed to “expel the People’s Mojahedin Organization of
Iran (PMOI) from Iraq before the end of the year.”



     The PMOI is the principal Iranian opposition movement. Nearly 120,000 of its
members and supporters have been executed by the religious, terrorist
dictatorship ruling Iran and tens of thousands of others tortured brutally.
Khomeini issued a fatwa (religious decree) in 1980, declaring the lives and
liberties of the PMOI and its sympathizers a fair game.



     The PMOI enjoys extensive support among Iranians in and out of Iran. Many of
our close relatives, friends and acquaintances are among PMOI members in Iraq.



     The IGC statement, a by-product of a conspiracy by the theocratic regime
ruling Iran, merely reflects the fantasies and illusions of the mullahs’ regime.
It paves the way for terrorist actions against the Mojahedin. The statement is
not only immoral but violates blatantly international conventions, including the
Geneva Conventions.



     We condemn the conspiracy against People’s Mojahedin of Iran by the mullahs,
their proxies in Iraqi Governing Council. Under international law the U.S. is
responsible for safety and security of Mojahedin.



     Iraq is a country under occupation, as defined by Security Council
resolutions, and the United States, according to the Geneva Conventions, has the
responsibility to implement the relevant protection offered to members of the
PMOI by the Fourth Geneva Conventions, which categorizes them as civilians. Any
transfer or deportation of PMOI members outside the territory of Iraq to any
country, and in particular to Iran, is prohibited under the laws of war
applicable to the present occupation.



     Furthermore, such an action would be in serious breach of Article 3 of the
Convention Against Torture and Other Cruel, Inhuman or Degrading Treatment or
Punishment, which binds states not to “expel, return ("refouler") or extradite a
person to another State where there are substantial grounds for believing that
he would be in danger of being subjected to torture.”



     The United States, being responsible under international law for all the
actions of the Iraqi Governing Council, is expected to declare null and void the
statement of the Iraqi Governing Council of December 9, 2003, for it constitutes
a violation of the International Humanitarian Law and a serious breach of the
laws of war. Similar statements, which are all dictated by the mullahs’ regime,
should be avoided in this context.



     We urge the United Nations and the International Committee of the Red Cross
to guarantee security and safety of People’s Mojahedin in Iraq.



     Silence in the face of this flagrant violation of international law and
shameful deals with the Iranian regime at the expense of the Iranian people and
the Iranian Resistance would only embolden the mullahs’ regime and its proxies
in their efforts to export fundamentalism and terrorism. They view the PMOI as
the main obstacle in their schemes to spread the ominous phenomenon of
fundamentalism in this region.



     We call on the UN Secretary General, all the member states of the UN and the
ICRC, as the guardian of the International Humanitarian Law, to maintain a
vigilant eye on the developing situation in Iraq with regard to the status of
PMOI members who are refugees in Iraq, so that a humanitarian disaster in the
making by Iran’s ruling fundamentalist terrorists would be averted.



     We look forward to hearing from you on this important matter.





     Regards



               دماوند
اطلاعات ضروري                         www.damavand.org.uk


----------------------------------------------------------------------



             اطلاعات ضروري براي نامه نگاري و تماس با مقامات ذيربط به اين شرح مي
باشد:



            جرج بوش رئيس جمهور آمريكا

           George W. Bush

           Mr President

           Contacting the White House

            Web site:

           http://www.whitehouse.gov/contact/

           Mailing Address

           The White House
           1600 Pennsylvania Avenue NW
           Washington, DC 20500

           Phone Numbers

           Comments:   202-456-1111
           Switchboard: 202-456-1414
           FAX:             202-456-2461


           Email Address:

           President George W. Bush: president@...
           Vice President Richard Cheney: vice.president@...



            دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريكا:

           Honorable Donald H. Rumsfeld
           Secretary of Defense
           1000 Defense Pentagon
           Washington, DC 20301

           Phone : 001 703-695-1219

           براي ايميل به وزير دفاع بايد به ترتيب زير اقدام كنيد:

            روي اين آدرس سايت كليك كنيد:

           http://www.defenselink.mil/faq/comment.html

            سپس روي تب  Ask a Question/ Make a Comment كليك كنيد.

           در قسمت Email address   ايميل خود را مي دهيد. در قسمت Subject موضوع را
مشخص مي كنيد. اضهارات خود را در قسمت بزرگ سفيد تايپ مي كنيد و بعد به پايين صفحه
رفته و     Submit Qustion را كليك مي كنيد.

            وزير خارجه آمريكا:

           Secretary of State Colin Powell

           Main address:

           U.S. Department of State

           2201 C Street NW

           Washington, DC 20520

           Phone : Main Switch board 001 202-647-4000

           براي فرستادن ايميل به كالين پاول آدرس زير را كليك كنيد:

           http://contact-us.state.gov/ask_form_cat/ask_form_secretary.html



           كوفي عنان:

           Secretary General of the United Nations

           UN Headquarters

           1st Avenue at 46th Street

           New York

           NY  10017

           USA

           Phone: 212-963-7113
           Fax: 212-963-4879

           UN General number is 212-963-1234

           Email Address:

            inquiries@...

           UNACTO Office

           Downtown Toronto at the North West Corner of Yonge St.
           and College St.

           Address:

           United Nations Association in Canada Toronto Region
           Branch
           2 College St. Suite 112
           Toronto, Ontario
           M5G 1K3
           Canada

           Phone/Fax:
           Telephone: (416) 929-0990
           Fax: (416) 929-0999

           email: info@...

           UNAC-Canada Branches
           www.unac.org National UN WebSite
           www.unac.org

           International UN Website
           www.un.org




             كميسارياي عالي پناهندگان در سوئيس



           UNHCR is based in Geneva, Switzerland.

           Our address:
           United Nations High Commissioner for Refugees
           Case Postale 2500
           CH-1211 Genève 2 Dépôt
           Suisse.

           Tel : 0041 22 739 8111 (automatic switchboard).

           Legal Officer:

            Anne-Marie Deutschlander

           UNHCR HQ Switzerland

           Email: Deutschl@...

             كميسارياي عالي پناهندگان در انگليس:



           Our address:
           United Nations High Commissioner for Refugees
           The Office of the Representative for the United Kingdom
           21st Floor, Millbank Tower
           Millbank
           London
           SW1P 4QP

           Our telephone number:
           020 7828 9191

           Our fax number:
           020 7630 5349

           Email: legal@....





            صليب سرخ جهاني

           Washington D.C. (covers U.S.A. and Canada)
           ICRC Regional Delegation
           2100 Pennsylvania Ave NW
           Suite 545
           Washington D.C. 20037

           E-Mail: washington.was@...
           Tel.: (++1 202) 293 94 30
           Fax: (++1 202) 293 94 31
           Head of deleg.: Mr GIROD Christophe
           Media contact person: Ms WILLIAMSON Amanda
           Mobile: (++ 1 202) 431 69 06

           Languages spoken: English

           New York
           Tel.: (++1 212) 599 60 21
           Fax: (++1 212) 599 60 09
           E-Mail: mail@...
           Head of deleg.: Mr PACLISANU Georges
           Media contact person: Mr VILLETTAZ Jacques
           Languages spoken: English/French




            سفارت آمريكا در لندن,  انگليس:

           William S. Farish

           US Ambassador to the United Kingdom

           US Embassy
           24 Grosvenor Square,

           London W1A 1AE.

           Tel:0044 207 499 9000

           Fax:0044 207 629 9124



             سفارت آمريكا در دانمارك:

           Stuart Bernstein
           U.S. Ambassador to Denmark

           US Embassy Denmark

           Embassy of the United States of America
           Dag Hammarskj?lds Allé 24,
           2100 K?benhavn ?.
           Tlf. (+45) 35 55 31 44
           Fax: (+45) 35 43 02 23



             سفارت آمريكا در استكهلم, سوئد:

           Charles A. Heimbold, Jr.
           United States Ambassador to Sweden

           Embassy of the United States of America

           Dag Hammarskj?lds V?g 31,

           SE-115 89 Stockholm, Sweden

           Tel: (+46) 8 783 5300

           Email : webmaster@...

             سفارت آمريكا در اسلو, نروژ:





           Ambassador John Doyle Ong

           US Ambassador to Norway

           Drammensveien 18

           0244, Osle

           Norway

           Tel: 0047 22 44 85 50



             سفارت آمريكا در هلسينكي, فنلاند::



           Bonnie McElveen-Hunter
           U.S. Ambassador to Finland
           American Embassy
           Address: It?inen Puistotie 14 B,
            FIN-00140 Helsinki, Finland
           Telephone: +358-9-616 250
           E-mail: webmaster@...


             سفارت آمريكا در ژنو, سوئيس:



           Ambassador
           Pamela Pitzer Willeford

           address: rue Versonnex 7
           CH-1207 Geneva, Switzerland
           Tel: 022-840-51-60
           Fax: 022-840-5162
           E-mail: consulate.us@...



             كنسولگري آمريكا در زوريخ, سوئيس:



           Address: Dufourstrasse 101
           3rd floor, Zurich, Switzerland
           Mailing Address: Dufourstrasse 101
           CH-8008 Zurich, Switzerland

           Tel: 01-422-25-66
           Fax: 01-383-9814



             سفارت آمريكا در پاريس, فرانسه:



           Ambassador Howard H. Leach

           The American Embassy

           2 Avenue Gabriel

           75008 Paris

           France

           Tel: 0033 1 43 12 22 22



             سفارت آمريكا در رم, ايتاليا:

           The Honorable

           Mel Sembler

           United States Ambassador to Italy

           Embassy of the United States of America

           via Vittorio Veneto 119/A
           00187 Roma, Italia

           Telephone: (+39) 06.4674.1 (switchboard)
           Fax: (+39) 06.4882.672 or 06.4674.2356



             كنسولگري آمريكا در ميلان, ايناليا:

           Us Consulate General Milan

           Via Principe Amedeo,

           2/10 - 20121 MILANO

           Italia

           Telephone (switchboard)

           Fax 00 39 02-290-351



             كنسولگري آمريكا در فلورانس, ايتاليا:

           US Consulate General Florance

           Lungarno Vespucci, 38 –

           50123 FIRENZE,

           Italy

           Telephone (switchboard)

           Fax

           00 39 055-266-951

           0039  055-284-088





             سفارت آمريكا در برلين, آلمان:

           Daniel R. Coats

           U.S. Ambassador to Germany

           Neust?dtische Kirchstr. 4-5
           10117 Berlin
           Federal Republic of Germany
           Telephone: 0049 30 8305-0





             كنسولگري آمريكا در دوسلدورف, آلمان

           U.S. Consulate General Düsseldorf

           Willi-Becker-Allee 10

           40227 Düsseldorf

           Federal Republic of Germany

           Telephone: 0049 211 788-8927

           After-hours emergencies only: 0049 172 970-2456

           Fax: 0049 211 788 8938

             كنسولگري آمريكا در فرانكفورت, آلمان

           U.S. Consulate General Frankfurt
           Siesmayerstra?e 21
           60323 Frankfurt
           Federal Republic of Germany
           Telephone:  0049 69 7535-0
           Fax: 0049 69 7535-2277



             كنسولگري آمريكا در هامبورگ, آلمان

           U.S. Consulate General Consulate Hamburg

           Alsterufer 27/28
           20354 Hamburg
           Federal Republic of Germany
           Telephone: 0049 40 411 71-100
           After-hours emergencies only: 0049 040 411 71-300
           Fax: 0049 40 41 32 79 33

             كنسولگري آمريكا در لايپزيگ, آلمان

           U.S. Consulate General Leipzig
           Wilhelm-Seyfferth-Stra?e 4
           04107 Leipzig
           Federal Republic of Germany
           Telephone: 0049 341 213-840
           After-hours emergencies only: 0049 341 213-8413

             كنسولگري آمريكا در مونيخ, آلمان

           U.S. Consulate General Munich
           K?niginstra?e 5
           80539 München
           Federal Republic of Germany
           Telephone: 0049 89 2888-0, 24-hours a day
           Fax: 0049 89 280-9998





             سفارت آمريكا در لاهه, هلند

           Clifford M. Sobel

           Ambassador of the United States to
           the Kingdom of the Netherlands

           Lange Voorhout 102

           2514 EJ The Hague

           the Netherlands

           T: +31 70 310-9209

           F: +31 70 361-4688

             سفارت آمريكا در وين, اتريش

           W. L. LYONS BROWN

           U.S. Ambassador to Austria

           EMBASSY OF THE UNITED STATES

           Boltzmanngasse 16

           A-1090 Vienna

           Tel.: (+43-1) 31339-0

           Fax: (+43-1) 310 06 82

           E-mail: embassy@...



             سفارت آمريكا در بلژيك

           BRENDA B. SCHOONOVER

           Chargé d'Affaires

           Embassy of the United States of America

           Regentlaan 27 Boulevard du Régent,

           B-1000 Brussels

           Phone: +32-2-508-2111

           Fax: +32-2-511-2725





            سفارت آمريكا در استراليا:

           John Thomas (Tom) Schieffer

           US Ambassador to Australia:

           American Embassy

           Moonah Place

           Yarralumla  ACT 2600

           Australia

           613-238-5335

           Email : info@...



           Consul General Eileen A. Malloy

           Consulate General of the United States Sydney
           MLC Centre, Level 59
           19-29 Martin Place
           Sydney NSW 2000 Australia

           011-61-2-9373-9200



           CONSULATE GENERAL OF THE UNITED STATES Melbourne

           553 ST KILDA ROAD,

           MELBOURNE, VIC, 3004

           Tel: (61) (03) 9526 5900



            كانادا:

           Paul Cellucci

           US Ambassador to Canada

           The Embassy of the United States of America
           490 Sussex Drive
           Ottawa, Ontario K1N 1G8 Canada

           Email: comments@...



           Toronto Consulate
           360 University Avenue
           Toronto, Ontario
           M5G 1S4 Canada
           416-595-1700

           Vancouver

           Vancouver Consulate
           1095 West Pender Street
           Vancouver, British Columbia
           V6E 2M6 Canada
           604-685-4311

           Québec City

           Québec City Consulate
           2 Place Terrasse Dufferin
           C.P. 939
           Québec City, Québec
           G1R 4T9 Canada
           418-692-2095












----------------------------------------------------------------------------


           دماوند                                                               
اطلاعيه                                          www.damavand.org.uk


--------------------------------------------------------------------------

       13 هزار نفر از شيوخ و شخصيتهاي سياسي و ديني و اجتماعي عراق با امضاي بيانيه
هايي  حمايت خود را از مجاهدين خلق ابراز داشتند



        روزنامه المنار 10/10/82: : رؤساء و اعضاى بيش از 130 عشيره و 10 حزب و
انجمن و نمايندگان مذهبى و اكراد و مسيحى ها و وكلا و پزشكان و مهندسين و متخصصين و
دانشجويان و استادان و معلمان و زنان عراق از جمله امضا كنندگان اين بيانيه ها
هستند.

       -         نقض آشكار حقوق بشر در ايران و فراخوان خانم مريم رجوى براى اجراى
يك رفراندوم آزاد در ايرن با برچسب تروريستى و اتهامات ديگر عليه جنبش دموكراتيك
مجاهدين در تعارض است.

       -         امضاكنندگان اين بيانيه ضمن اعلام حمايت از بقاى مجاهدين خلق ايران
در خاك عراق اعلام مى دارند كه هرگونه تجاوز به جان و اموال و ناموس مجاهدين در خاك
عراق ضد منافع مردم عراق  ومخالف با شريعت اسلام مى باشد.



       بيانيه همبستگي

       اعضاى محترم شوراى حكومتى

       سازمان مجاهدين خلق ايران بعنوان يك نيروى مستقل سالهاست كه در كنار مردم
عراق حضور دارد. ما مجاهدين را يك نيروى مسلمان به شمار مى آوريم و از آنها جز خير
و نيكى و محبت چيز ديگرى نديده ايم لذا بر نكات زير تأكيد مى كنيم:

       1-     مجاهدين ميهمان شيوخ عشاير و مردم عراق هستند و آنها نمايندگان مردم
ايران بوده و تضمين صلح و ثبات و روابط برادرانه  در آينده بين خلقهاى عراق و ايران
هستند و وزنه اى براى خنثى ساختن توطئه هاى دشمنان كنونى عراق مى باشند.

       2-     ما گواهى مى دهيم كه تبليغات حاكم ايران در مورد همكارى سازمان
مجاهدين خلق با رژيم سابق عراق و شركت آنها در عمليات سركوب شيعه و اكراد بعد از
1991 عليه خيزش عراق دروغ محض است و تلاشى است از سوى حاكمان ايران براى توجيه
دخالتهاى گسترده در خاك عراق از جمله توجيه 140 عمل تروريستى عليه مجاهدين در خاك
عراق. مجاهدين در امور داخلى عراق دخالتى نداشته اند . استقبال اقوام و اديان مختلف
مردم عراق از مجاهدين پس از سرنگونى دولت سابق عراق بر استقلال و حسن رابطه مردم و
جامعه عراق با مجاهدين تأكيد مى كند.

       3-     پس از سرنگونى رژيم سابق و بيش از هر وقت ديگر براى عراقيان شريف ثابت
شد كه اتهامات عليه مجاهدين با هدف استمالت رژيم ايران بوده و به منافع مردم عراق و
عراق هيچ ربطى ندارد . لذا هرگونه تجاوز به مجاهدين واموال و ناموس آنها در خاك
عراق عليه منافع مردم عراق و مخالف دين اسلام بوده و حفاظت از آنها يك وظيفه ملى و
انسانى است.

       4-     محكوميت شديد نقض حقوق بشر در ايران از سوى مجمع عمومى ملل متحد در 21
نوامبر گواه تاريخى ديگرى بر اين حقيقت بود كه برچسب تروريستى به سازمان مجاهدين
خلق اتهام نابحق و باطل مى باشد چرا كه مجاهدين ثابت كردند كه در هر كشورى كه هستند
قوانين آن را محترم مى شمارند. اين سازمان 120 هزار قربانى براى رسيدن به آزادى در
مبارزه اش عليه اين رژيم تقديم داشته و اين سازمان آمادگى خود را براى مشاركت در
انتخاباتى آزاد در ايران زير نظر ملل متحده  از زبان رئيس جمهور برگزيده  خود اعلام
نموده است. بنا به آنچه كه گفته شد ما از شما كه قصد تأمين منافع  مردم عراق را
داريد مى خواهيم كه به عنوان انسانهاى عراقى شجاع اعلام داريد كه مجاهدين ميهمانان
عزيز عراق بوده و از شما مى خواهيم كه صداى قوى و روشن ما را در اين زمينه در كليه
اظهارات و تصميمات خود بيان كنيد.

       5-     هزاران نفر از احزاب و مردم عراق شخصيتهاى سياسى و عراق پس از صدور
حكم شوراى حكومتى در تاريخ 9 دسامبر 2003 با امضاى يك بيانيه بر بند زير گواهى
دادند:

       ما مواضعى را كه به نام دولت عراق مبنى بر اخراج مجاهدين از خاك عراق اتخاذ
مى شود محكوم مى كنيم و معتقديم كه اين مسئله راه را همواره در برابر دشمنان عراق
براى دخالت در سرنوشت ما باز مى كند. ما اعلام مى داريم كه اين مواضع نظرات مردم
عراق را بيان نمى كند. لذا ما هرگونه تجاوز به جان و ناموس آنها را در خاك عراق
مخالف با منافع مردم عراق و متعارض با شريعت اسلام مى دانيم. مردم عراق خود را
ميزبانان مجاهدين مى دانند و تا رهايى مردم ايران از شر ديكتاتورى در آن كمترين شكى
ندارند.

       -         گروهى از شيوخ و وجهاى عشاير عزه، جبور، العُبيَد، ندا،ساده
صميداع، حامد، بيات، ميّاح، مهداوى، دليم، اوس، زُهير، برزنجى، كردى، بنى تميم،
زرگوش، سلام، سامرايى، شمّرى، بدرى، دفاعى، جميلى، عجيلى، قره غول، عنبكيه، جنابى،
دلوى، زنگنه، جاف، محمودى و دهها عشيره ديگر و انجمن اسلامى امداد رسانى انسانى،
جمعيت ملى، جنبش دمكراتهاى آزاد، حزب صلح عراق،  حزب سوسياليت ناصرى پيشرو،انجمن
ملى رؤسا و شيوخ عشاير، انجمن ملى سران و عشاير – شاخه ديالى –، انجمن شيوخ عراق و
عرب، انجمن شيوخ عشاير عراق شاخه  بغداد از جمله امضا كنندگان اين بيانيه ها بودند.

       -         نمايندگان مردم عراق در مناسبتهاى مختلف از جمله سالروز بزرگداشت
شهدا و زندانيان سياسى 30 خرداد و سالگرد تأسيس سازمان مجاهدين خلق در 2 سپتامبر و
عيد فطر 28 نوامبر و همچنين ازطريق صدور اطلاعيه ها و نامه هاى مختلف به حاكم مدنى
آمريكا در عراق پل بريمر و شوراى حكومتى عراق حمايت خود را از مجاهدين اعلام داشته
اند و خواستار حذف نام مجاهدين از ليست تروريستى  و رفع محدوديت از آنها شده اند.

        انجمن دوستى و همبستگى مردم عراق با مردم ايران










--------------------------------------------------------------------------------


           دماوند                                                             
فعاليتهاي مقاومت                             www.damavand.org.uk


--------------------------------------------------------------------------


       درخواست فاشيستي خاتمي براي استرداد مجاهدين را محکوم مي کنيم



       هموطنان آزاده

       چهار روز از وقوع زلزله در بم و روستاهاي اطراف آن مي گذرد. بنا به گزارش هاي
دريافتي نزديک به سي هزار تن در گورهاي دست جمعي به خاک سپرده شده اند. آمار
قربانيان فاجعه هر لحظه فزوني مي يابد. آخوندهاي دزد و فاسد بدون آن که کوچکترين
مسئوليتي در قبال فاجعه زلزله در بم به عهده گيرند به راحتي از کشته شدن بيش از
پنجاه هزار تن از هموطنانمان سخن مي گويند.

       ارگ بم که نزديک به دو هزار سال سر پا ايستاده بود از نحسي وجود ملايان حاکم
بر ميهنمان عاقبت سر بر خاک نهاد.

       اين فجايع در حالي رخ مي دهند که به راحتي قابل پيش گيري مي باشند. اختصاص
بخش اندکي از بودجه هاي کلان تسيلحاتي و تروريستي رژيم به آباداني کشور مي توانست
جان عده زيادي از هموطنانمان را نجات بخشد.

       سردمداران رژيم که جز فلاکت و بدبختي، آواره گي و تيره روزي، و فساد و اعتياد
و فحشا، دزدي و قاچاق و ارتشا و هزار درد بي درمان اجتماعي ره آوردي براي مردم ميهن
مان نداشته اند در تلاش مي باشند تا در قبال رنج و مصيبت مردم ميهن مان، جيب هاي
خود را پر کرده و حساب هاي بانکي خود در کشورهاي خارجي را افزايش دهند.

       خاتمي در حالي که از خشم مردم بم هراسان بود، تا سه روز بعد از وقوع زلزله
جرأت سفر به مناطق زلزله زده و مصيبت ديده بم را نداشت. او و ديگران رهبران رژيم که
بخوبي از ميزان نفرت مردم آگاه هستند، هر آينه در تلاش مي باشند تا خود را از شر
دشمنان واقعي خود يعني مجاهدين خلق ايران راحت نمايند تا با خيال راحت به غارت و
چپاول ثروت هاي عمومي مشغول شوند.

       خاتمي براي پيش برد پروژه نابودي مجاهدين در تلاشي بيهوده که حاکي از زد و
بندهاي پشت پرده با شوراي حکومتي عراق داشت، درخواست استرداد مجاهدين را مطرح کرد.
درخواستي که بدون شک راه به جايي نخواهد برد. ما جمعي از معلمين و کارگران تهران
ضمن محکوم کردن درخواست فاشيستي خاتمي اعلام مي داريم که مجاهدين خلق در قلب مردم
ايران جاي دارند و بي گمان خاتمي و ديگر سردمداران رژيم آرزوي استرداد آنها را به
گور خواهند برد.



         جمعى از جوانان و معلمين و كارگران تهران - هواداران مجاهدين خلق ايران  - 
9دى 82




--------------------------------------------------------------------------------

           دماوند
مصاحبه                               www.damavand.org.uk


--------------------------------------------------------------------------



       تلويزيون فاكس نيوز

       عليرضا جعفرزاده

       آيا اسامه بن لادن در ايران پنهان شده است؟

       27 دسامبر 2003



       باب: گزارش جديدى مبنى بر اينكه امكان دارد اسامه بن لادن در ايران پنهان شده
باشد امروز بيرون آمده است.  مقاله اى در فايننشيال تايمز لندن به نقل از يك مامور
اطلاعاتى ايران گفته است كه وى مغز متفكر ترور, اسامه, را ديده و گزارش كرده است كه
او در همين دو ماه اخير نيز در ايران بوده و در آنجا زندگى مى كرده است. عليرضا
جعفرزاده, متخصص خاورميانه و تحليلگر امور خارجى فاكس نيوز امروز از واشنگتن در
برنامه ما حضور پيدا كرده است. از شركت شما متشكرم.



       عليرضا جعفرزاده: متشكرم باب



       باب: نظر شما در رابطه با اين گزارش چيست, اولا, آيا آن را باور مى كنيد و
اگر از نظرتان واقعى است نظر شما در اين باره چيست؟



       عليرضا جعفرزاده: خوب, من جزئياتى در اين باره ندارم. فقط گزارش را ديده ام,
ولى در رابطه با اين سوال كه آيا امكانپذير است, بله فكر مى كنم امكانش هست و علتش
هم اين است كه تروريسم مدرن امروزه در كل يك تاكتيك و روش است كه موتور محرك آن
ايدئولوژى مى باشد.  اين ايدئولوژى بنيادگرايى اسلامى مى باشد.  بنيادگرايى و
تروريسم شاخه هاى مختلفى از يك درخت هستند.  بنابراين, عرب يا ايراني, سني, واهابى
يا شيعه فرقى نمى كند همگى يك ريشه دارند.

       بنظرم دليل اينكه اشاره به ايران رو به افزايش است اين است كه ايران مركز
تروريسم و قلب بنيادگرايى اسلامى مى باشد, بخصوص با توجه به شرايط فعلى افغانستان و
عراق, اهميت ايران برجسته تر شده است.  نقشى كه تهران در حال حاضر ايفا مى كند
مانند نقش مسكو در دنياى كمونيسم است.  در واقع مسكو به گروهها و كشورهاى ماركسيست
و كمونيست ديگر, كه گاها مواضع متفاوتى نيز داشتند سامان و زندگى بخشيد.  حال تهران
نيز همين نقش را براى تمام گروههاى تروريستى و بنيادگرا در سراسر دنيا ايفا مى كند.



       باب: خوب, بنظر شما اگر او واقعا در آنجا حضور داشته باشد, آيا دولت ايران از
اين موضوع با خبر است؟



       عليرضا جعفرزاده:  راستش نمى دانم.  همانطور كه گفتم من گزارشاتى ديدم و
مطمئن هستم كه آنها در راس شبكه تروريستى هستند.  آنها واقعا اصلى ترين كشور حامى
تروريسم در جهان مى باشند.  گزارشاتى مبنى بر اين بودكه نيرويى كه به سپاه قدس
شناخته شده است شناسايى شده است.  اين سپاه قدس در حال حاضر مسئول تقريبا تمام
فعاليتهاى تروريستى در خارج از ايران است.



       باب: ببخشيد, مقدارى داريد من را با علمتان گم مى كنيد, شما خيلى بيشتر از من
يا هر بيننده ديگرى در رابطه با اين موضوع مى دانيد, ولى سوال اصلى من اين است كه
آيا دولت, محافظه كاران, ملايانى كه الان ايران را حكومت مى كنند, آيا آنها از حضور
اسامه بن لادن در كشورشان مطلع خواهند بود, و اگر جواب مثبت است, آمريكا بايد چه
اقدامى بكند؟



       عليرضا جعفرزاده:  بنظرم داستان فايننشال تايمز اشاره مى كند كه بعضى عناصر
مطلع هستند ولى دولت مركزى مطلع نيست.  اگر اين داستان واقعيت داشته باشد, فكر نكنم
اينطور باشد.  يعنى در واقع, اگر حضور او در آنجا صحت داشته باشد, رژيم ايران نيز
مطلع خواهد بود.  اصلا قابل تصور نيست كه چنين عملياتى با چنين عرض و طولى بدون
اجازه و اطلاع دولت مركزى صورت بگيرد.



       باب: پس بر اين اساس بنظر مى رسد كه روابط آمريكا و دولت ايران الان خيلى
حساس است.



       عليرضا جعفرزاده: بله همينطورى هم بوده است.  بنظرم ايران سعى دارد كه از هر
طريقى ضديت خود را با آمريكا نشان دهد, بطور خاص در عراق و در جاهاى ديگر, و دارند
مامورين خود را به عراق مى فرستند تا تمام پروسه كار آنجا را سوراخ كنند و يك
جمهورى اسلامى در آنجا تاسيس كنند.  بنابراين واقعا رودررو قرار دارند.



       باب: فكر كنم شما با منطقه اى كه اين زلزله وحشتناك در ايران صورت گرفته است
نيز آشنا هستيد.  آيا نظرى سر اين موضوع داريد؟



       عليرضا جعفرزاده: مسلما اين يك فاجعه است كه رخ داده است.  من به تمام
خانواده هاى داغدار قربانيان تسليت مى گويم.  من تصويرها را مشاهده كردم با تعداد
زيادى كه اطلاعات دسته اول داشته اند صحبت كرده ام و مى گويند كه فاجعه فراتر از
چيزى است كه بتوان تصور كرد.  بنظرم خيلى مهم است كه بيشترين كمك بين المللى را
برسانيم ولى بطور مستقيم, چون دولت در كمك كردن خيلى كند و غير مسئول بوده است و
كمك لازم را نرسانده است.  فقط يك مامور رژيم ايران به صحنه زلزله رفته اند و
بنابراين خيلى مهم است كه كمكها مستقيما ارسال شوند.



       باب: بله درست است



       عليرضا جعفرزاده: توسط سازمان ملل, آمريكا و كشورهاى ديگر



       باب: خوب آقاى عليرضا جعفرزاده خيلى متشكرم.



       عليرضا جعفرزاده: خيلى ممنون باب, متشكرم.








--------------------------------------------------------------------------------

شركت در انتخابات آري يا خير ؟
امير رضا امير بختيار



با نزديك شدن موعد انتخابات مجلس شوراي اسلامي، جناح اصلاح طلب حكومت بار ديگر تلاش
هاي گسترده خود را براي كشاندن مردم به پاي صندوق هاي رأي از سر گرفته است . اين در
حالي است كه نيروهاي اپوزيسيون با منتشركردن بيانيه هايي شركت در اين انتخبات را بر
خلاف منافع ملت ايران دانسته و از مردم خواسته اند كه در انتخابات مجلس شركت نكنند
. براي درك بهتر اين امر كه بايد در اين انتخابات  شركت كرد يا خير يا اينكه شركت
در اين انتخابات در جهت منافع ملي هست يا نه بايد به بررسي ساختار حكومت و ميزان
انعطاف پذيري آن حاكمان در برابر خواسته هاي عمومي به عملكرد اصلاح طلبان دوم
خردادي در مدت زمامداريشان پرداخت . در ابتدا به بررسي ساختار نظام سياسي حاكم بر
ايران و مقايسه آن با نظام هاي دموكراتيك جهان مي پردازيم و سپس به عملكرد و
دستاوردهاي اصلاح طلبان .

پارلمان يا parlemant كلمه اي است فرانسوي و به معناي هيئتي مي باشد براي وضع و
تصويب قوانين و نظارت بر اجراي آنها از سوي حكومت كه نمايندگان آن در جوامع
دموكراتيك با رأي مستقيم ، مخفي و همگاني مردم انتخاب مي شوند و به عنوان نماينده
مردم حوزه انتخابي خود در برابر خواسته هاي آنها مسئول بوده ، نماينده هاي پارلمان
در كشورهاي دموكراتيك از مصونيت سياسي برخوردارند ، يعني آنها را نمي توان بدون
اجازه مجلس به هر اتهامي بازداشت كرد و وجود پارلمان در كشور ، نظراً ، سمبل حاكميت
مردم بر مردم يا دموكراسي است . اين در حالي است كه در كشور ما كانديدهاي نمايندگي
مجلس در ابتدا بايد از سافي هاي نهادهاي انتصابي همچون شوراي نگهبان گذشته و در
صورت تاًييد شدن در اين شورا حق انتخاب شدن توسط مردم را دارا مي شوند كه اين بر
خلاف تعريف واقعي پارلمان بوده و يك مجلس نمايشي بيشتر به حساب نمي آيد و نمايندگان
آن نمي توانند از حق مردم كه از سوي آنها انتخاب شده اند در برابر حكومت دفاع كنند
. همانطور كه در پارلمان ايران كه اكثريت قاطع آن با نمايندگان اصلاح طلب هست هيچ
قانوني كه در جهت خواسته اكثريت مردم باشد تصويب نشده و هر گاه نمايندگاني نيز پيدا
شده اند به قصد تصويب چنين قانوني را داشته اند يا از سوي مقامات عاليه حكم حكومتي
صادر شده ( اصلاح قانون مطبوعات ) و يا از سوي شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت
نظام خلاف شرع و قانون اساسي شمرده شده ( قانون منع شكنجه ، قانون اصلاح انتخابات و
… ) و رد شده اند و نمايندگاني را كه مورد تأييد حكومت بوده و كمي نسبت به اعمال نا
عادلانه ي قوه قضاييه اعتراض كرده اند را روانه زندان كردند . به راستي با توجه به
اين شواهد موجود كه در دسترس مي باشد و با مشاهده اينكه نمايندگان مجلس و اصلاح
طلبان حكومتي در طول مدت حضورشان در حكومت هيچ دستاورد چشمگيري در جهت اصلاح حكومت
نداشته اند ، آيا شركت در انتخابات جايز مي باشد ؟ و يا اينكه مي توانيم به بهانه
اينكه در صورت عدم حضور مردم بر پاي صندوق هاي رأي همانند انتخابات شوراهاي شهر سال
پيش جناح راست در اين انتخبات پيروز مي شوند به پاي صندوق هاي رأي آمدند . بار ديگر
براي حكومت مشروعيت آورد ؟ و يا اينكه آيا حضور مردم در رأي گيري هاي گذشته
دستاوردي بيش از عدم حضورشان در انتخابات شوراها داشته است ؟ در واقع اكنون يك فرصت
طلايي براي ملت ايران پيش آمده است كه با عدم حضورشان در پاي صندوق هاي رأي از
مشروعيت حاكميت بكاهند كه در اين صورت با افزايش فشارهاي عدم مشروعيت حكومت را
مجبور به تن دادن به خواسته هاي حقيقي ملت ايران كنند .


Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#288 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Fri Jan 2, 2004 8:32 pm
Subject: NL0201- Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
زلزله-اطلاعيه شماره 6



   گزارش تكان دهنده امدادگران خارجي بويژه از وضعيت زنان و كودكان

   كمكهاي مردمي و خارجي به زلزله زدگان توسط ارگانهاي حكومتي دزديده ميشود



   به گزارش راديو دويچه وله امدادگران آلماني كه 4شبانه روز در آوارهاي بم در
جستجوي بازماندگان زلزله بوده اند, پس از بازگشت به آلمان ماموريت بم را يكى از
نااميدكننده ترين و غمناكترين ماموريتهايشان توصيف نمودند. آقاي كوهن رييس اين گروه
به دويچه وله گفت : “معمولا امدادگران ما احساساتى نمى شوند، اما اين بار بسيار
نااميد و شوكه شده اند.” اين گروه امدادگرنه تنها شاهد هرج و مرجى شديد در ايران
بوده اند، بلكه ديده اند كه در بم در كمك كردن به مردان نسبت به زنان و كودكان
اولويت قائل مى شده اند. وي مى گويد: “تازه پس از آنكه پزشكان خارجى به اين مسئله
اعتراض كردند ايرانيها رفتار خود را تغيير دادند. اما پس از رسيدگى اوليه به زنان و
كودكان معلوم نبود آنها را به كجا مى برند و ما طبيعتا از خود مى پرسيم آنها را به
كجا برده اند؟” در همين حال امدادگران ديگر از كارشكني ماموران حكومتي در كار امداد
رساني وخارج كردن اهالي از زير آوار و دست آخر اعلام زودرس پايان جستجو براي زير
آوار ماندگان, سخن ميگويند.

   همچنين گزارشهاي رسيده از بم حاكي است كودكان و بخصوص دختران خردسال و نوجوان از
سوي باندهاي سياه وابسته به حكومت دزديده ميشوند تا مورد سوء استفاده هاي رذيلانه
قرار گيرند.

   از سوي ديگر در حال حاضر ارگانهاي حكومتي و بويژه سپاه پاسداران كمكهاي مردمي و
خارجي را به سرقت مي برند و از رسيدن آن بدست مردم خوداري ميكنند. كاميونهاي سپاه
پاسداران مملو از اجناس اروپايي و آمريكايي, شهر بم را ترك ميكنند. يكي از سركردگان
رژيم در يك صحبت خصوصي گفته بود, حتي اگر يكدهم كمكهاي مردمي و خارجي درست توزيع
شده بود وضع زلزله زدگان بسيار بهتر و ميزان تلفات كمتر بود.

   خانم مريم رجوي بار ديگر از عموم مردم ايران خواست سرپرستي كودكاني كه مادران و
پدرانشان را ازدست داده اند, بويژه دختران خردسال و نوجوان را بر عهده بگيرند و
اجازه ندهند آنها طعمه آزمنديهاي شوم ملايان شوند. وي با ابراز نگراني از وضعيت
بازماندگان فاجعه زلزله بخصوص در سرماي زمستان, از هموطنانش خواست كمكهاي خود را
مستقيما يا از طريق كانالهاي مطمئن در اسرع وقت به مردم مصيبت ديده برسانند.

   خانم رجوي همچنين دبير كل ملل متحد  وصليب سرخ بين المللي را به نظارت مستقيم بر
رساندن كمكهاي خارجي به زلزله زدگان فراخواند تا از چپاول و غارت اين كمكها توسط
رژيم آخوندي ممانعت به عمل بيايد.



   دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران

   12 دي 1382(2 ژانويه 2004)


--------------------------------------------------------------------------------

           دماوند
اطلاعيه                        www.damavand.org.uk


--------------------------------------------------------------------------




       اطلاعيه شماره 2



       توطئه اطلاعات آخوندي عليه مقاومت با هوشياري خانواده هاي مجاهدين شكست خورد

       بدنبال انزجار جهاني از درخواست استرداد مجاهدين, وزارت اطلاعات با ارعاب
خانواده ها براي استرداد مجاهدين زمينه سازي ميكند



       وزارت اطلاعات رژيم آخوندي در هفته هاي اخير دور جديدي از جنگ رواني عليه
مجاهدين را با اعمال فشار و تهديد و ارعاب خانواده هاي مجاهدين آغاز كرده است. هدف
همه اين تشبثات و تمهيدات, زمينه سازي براي استرداد مجاهدين است. موضوعي كه طي سه
هفته گذشته بارها از سوي خاتمي از آمريكا درخواست شده و  با انزجار گسترده بين
المللي و مخالفت گسترده مردم عراق و همچنين مخالفت دولت آمريكا مواجه شده است.

       1.        دادستاني كل رژيم در اطلاعيه ي اول دي ماه خود اعلام كرد: «موضوع
بازگشت مجاهدين از عراق به كشور در شوراي امنيت كشور» بررسي شده و «مسئولين نهادها
و سازمانهاي اطلاعاتي, امنيتي, قضايي و انتظامي ديدگاههاي خود را» در اين رابطه
مطرح كرده اند. در اين اطلاعيه از خانواده هاي مجاهدين خواسته شده «درخواست كتبي
خود را براي بازگشتن فرزندانشان به دستگاههاي امنيتي, انتظامي و قضايي ارائه كنند».

       2.   همزمان وزارت اطلاعات اقدام به سازمان دادن چند اكيپ از مزدورانش به
همراه تعدادي از خانواده ها به عراق جهت تظاهرات در مقابل مقر سازمان ملل متحد و
مراجعه به قرارگاه اشرف نمود تا وانمود كند كه اعضاي مجاهدين به اجبار و بر خلاف
ميل خودشان در عراق نگه داشته شده اند.  7 دي (29 دسامبر) رسانه هاي وابسته به
وزارت اطلاعات در تهران قبل از  مراجعه اين اكيپها به قرارگاه اشرف, خبر اين مراجعه
را پخش كردند و سازمان يافتگي آن از سوي وزارت اطلاعات را براي همگان روشن ساختند.

       3.   رژيم آخوندي در يك صحنه سازي مضحك چندي است كه يك انجمن بظاهر غير دولتي
تحت عنوان «انجمن نجات» درست كرده است كه جزيي از ساختار وزارت اطلاعات رژيم آخوندي
است. اداره اطلاعات در هر شهري, يك شاخه «انجمن نجات» تاسيس كرده است كه
گردانندگانش عوامل مستقيم وزارت اطلاعات هستند.

       4.   از روز 7 دي تا روز گذشته 11 دي ماه چندين گروه از خانواده هاي مجاهدين
تحت فشار, تهديد و ارعاب و يا تحت تاثير دروغپردازيهاي رژيم آخوندي با اتوبوسهاي
وزارت اطلاعات و تحت عنوان اكيپهاي انجمن نجات, به قرارگاه اشرف برده شدند. مسئولان
سازمان مجاهدين خلق ايران اعلام نمودند كه درهاي قرارگاه اشرف نه تنها بر روي
خانواده هاي مجاهدين بلكه بر روي همه مردم ايران باز است, اما عوامل وزارت اطلاعات,
تحت عناوين مختلف از جمله «انجمن نجات», حق ورود به قرارگاه را ندارند و خانواده ها
را بدون حضور ماموران اطلاعات بداخل قرارگاه پذيرفتند.

       5.   اكثر اين خانواده هاي بعد از ديدار و صحبت خصوصي با فرزندانشان وبازديد
از قرارگاه اشرف و روشن شدن بطلان دروغهاي رژيم, توطئه اطلاعات آخوندي را برملا
نمودند. اين خانواده ها اسناد مختلفي را در اختيار مجاهدين قرار دادند. كه هيچ
ترديدي در مورد اهداف رژيم آخوندي از اين توطئة باقي نميگذاشت.

       6.   يكي از اين اسناد ابلاغيه اي از انجمن به اصطلاح نجات تحت عنوان «مكاتبه
هفتم» است كه بخوبي از ماهيت و اهداف اين انجمن پرده بر ميدارد. در اين ابلاغيه
آمده است: « انجمن نجات افتخار دارد كه در صدد انجام مقدمات سومين سفر خانواده ها
به عراق و ملاقات با فرزندان خويش مي باشد». اين ابلاغيه با اشاره به «خبر مسرت
بخش» صدور حكم شوراي حكومتي عراق براي اخراج مجاهدين, اين حكم را نتيجه «تلاش هاي
خانواده ها (يعني انجمن دست ساز وزارت اطلاعات)» دانسته و مي نويسد صدور حكم اخراج
مجاهدين از سوي شوراي حكومتي «اين اميد را در دل خانواده ها ايجاد كرد كه با از بين
رفتن حصارهاي تشكيلاتي و متلاشي شدن منافقين، احتمال بازگشت فرزندان ما به آغوش
خانواده ها بيشتر خواهد شد. اينك كه سازمان جهنمي مجاهدين خلق در آستانه فرو پاشي و
اضمحلال است بايد عزم راسخ خود را بكار بنديم تا آخرين فشار را به آنان وارد كنيم و
به هدف نهايي خود كه آزادي فرزندانمان است برسيم».

       7.   ابلاغيه ديگري به امضاي «انجمن نجات» اعتراف ميكند كه «دومين كاروان»
متشكل از 270 نفر از اعضاي خانواده هاي مجاهدين «به دعوت انجمن نجات بعد از ظهر روز
سه شنبه 15 مهر 82 از مقابل هلال احمر اصفهان با يك دستگاه اتوبوس به سمت مهران
حركت و از آنجا نيز به عراق سفر كردند». سازمان مجاهدين خلق ايران در همان زمان
جزييات اقدامات وزارت اطلاعات براي راه اندازي «دومين كاروان» را به اطلاع عموم
رساند.

       8.   اين خانواده ها همچنين افشا كردند يكي از ترفندهاي وزارت اطلاعات براي
وادار ساختن خانواده ها به شركت در «كاروانهاي» سازمانيافته اطلاعات آخوندي, ايجاد
نگراني در مورد سرنوشت مجاهدين و وانمود كردن اينست كه آنها در حال اخراج از عراق
هستند و مقصد و سرنوشت آنها نامعلوم است لذا بهتر است كه خانواده ها با مراجعه به
فرزندان خود وبازگرداندن آنها به ايران, آنها را از اين مخمصه نجات بخشند.

       14 ماه پيش در اكتبر 2002 رژيم آخوندي با براه انداختن يك تظاهرات ساختگي از
ماموران و مزدورانش تحت عنوان خانواده هاي مجاهدين در مقابل دفتر ملل متحد در
تهران, مدعي شد كه فرزندان اين افراد بزور توسط مجاهدين نگهداري شده اند. اما همان
زمان مقاومت ايران اعلام كرد اگر رژيم راست ميگويد اجازه بدهد خانواده هاي مجاهدين
به عراق بيايند فرزندانشان را از نزديك ببينند و هركس هم مايل بود كه همراه خانواده
اش به ايران بازگردد, مجاهدين همه گونه تسهيلات براي او فراهم خواهند كرد و مخارج
بازگشتش را به ايران تامين خواهد كرد. اما رژيم حتي به يك تن از خانواده هاي
مجاهدين اجازه سفر به عراق نداد. سازمان مجاهدين مانند هميشه به خانواده هاي
مجاهدين در قرارگاه اشرف خوش آمد ميگويد همچنانكه طي ماههاي اخير و پس از سرنگوني
رژيم گذشته عراق, صدها تن از خانواده هاي مجاهدين از داخل و خارج كشور به قرارگاه
اشرف رفته و با فرزندانشان ديدار كرده اند.

       سازمان مجاهدين خلق ايران بار ديگر توجه مراجع بين المللي مدافع حقوق بشر را
به سوءاستفاده رژيم آخوندي از خانواده و اقوام اعضاي مجاهدين كه از مصاديق بارز نقض
حقوق بشر مي باشد جلب ميكند و خواستار اقدامات فوري براي بازداشتن رژيم آخوندي از
اين اقدامات رذيلانه و ضد انساني است.

       تشبثات و توطئه هاي بي وقفه رژيم آخوندي عليه حضور مجاهدين در عراق گواه
روشني بر  ترس و هراس بي پايان فاشيسم مذهبي حاكم بر ايران از مقاومت عادلانه اي
است كه بزرگترين تهديد موجوديت اين رژيم و مانع اصلي در برابر صدور بنيادگرايي و
تروريسم به عراق و استقرار يك استبداد مذهبي دست نشانده در اين كشور است.

       سازمان مجاهدين خلق ايران

       12 دي 1382 (2 ژانويه 2004)





--------------------------------------------------------------------------------

           دماوند
اخبار زلزله بم                              www.damavand.org.uk


--------------------------------------------------------------------------





       مريم رجوي از اهالي اور به خاطركمكشان به ايرانيان تشكر مي كند



         پاريزين 1 ژانويه 2004

         خبر  روز







       دو ماشين با شيشه هاي دودي, چند محافظ و حدود 30 نفر از اهالي بي صبرانه در
نزديكي ورودي شهرداري اور سوراواز... منتظر هستند. چند عابر اين صحنه پرجوش و خروش
را با نگاه سئوال انگيز نگاه مي كنند. همه در سرما منتظر خروج مريم رجوي هستند كه
ساعت 10 صبح وارد شده است «رئيس جمهور منتخب» شوراي ملي مقاومت ايران, رهبر واقعي
مجاهدين خلق ايران, مريم رجوي آمده بود كه تشكر خودش را از شهردار سوسياليست ژان
پير بكه اعلام كند. اين اولين ظهور عمومي وي پس از دستگيريش در 17ژوئن مي باشد. وي
كه متهم به تروريسم  شده بود, دو هفته در بازداشت موقت بود. از دوشنبه يك جمع آوري
كمك مالي و مادي در سرسراي شهرداري براي كمك به زلزله زدگان ايران شروع شده بود. تا
ديروز ظهر 22831 يورو و 300 دلار در  صندوقي ريخته شده بود كه همه آن توسط حواله
براي صليب سرخ ارسال شده است.

       در اولين روز اين جمع آوري كمك, مريم رجوي بطور ناشناس دختر جواني را فرستاده
بود كه كمكي را به صندوق بياندازد كه به صليب سرخ ارسال شود. گفته مي شود كه 10.000
يورو بنام شخص خودشان داده است. افشين علوي يكي از سخنگويان شوراي ملي مقاومت توضيح
مي دهد كه «بنا به گفته منابع ما آمار قربانيان لاينقطع زياد مي شود و بايد از
70,000 كشته اظهار تاسف كرد.». ديروز مريم رجوي يك پاكت جديد را داد.

       يك ملاقات در پشت درهاي بسته با شهردار. در ملاقاتش با ژان پير بكه وي (مريم
رجوي) گفت «روزهاي سختي براي مردم ايران است و خصوصا براي مردم مصيبت زده بم, آنها
هرگز تلاشهاي شما را فراموش نخواهند كرد». قبل از ترك دفتر شهردار, يك عكس از شهر
باستاني بم كه توسط زمين لرزه نابود شده است را به وي تقديم كرد. بعد هر دو با هم
وارد هال شهرداري شدند كه در آنجا ساكهاي لباس و پتو روي هم انباشته شده بودند. ژان
پير بكه به وي توضيح مي دهد كه «ما تاكنون چندين بار تا سازمان كمكهاي مردمي رفتيم
تا وسايل را تحويل دهيم و حالا داريم با شركتهاي مختلف باربري براي ارسال اين وسائل
به ايران صحبت مي كنيم». چند دقيقه بعد خانم رئيس جمهور شوراي ملي مقاومت ايران از
شهرداري خارج مي شود در حالي كه كساني كه نزديك به يك ساعت منتظر وي بودند, براي وي
دست مي زنند. در بين آنها ايرانيان بسياري بودند و اهالي اور نيز كه در گذشته نيز
از مريم رجوي و همراهانش در تابستان حمايت كرده بودند, زياد  بودند. وي رو به جمعيت
گفت «من از شما به خاطر حضورتان تشكر مي كنم به خاطر اين كه در غم و شادي, شما
هميشه در كنار ما و در همبستگي با ما هستيد.».

       زيرنويس عكس:

       اور سور اواز ديروز صبح. مريم رجوي «پرزيدان منتخب» شوراي ملي مقاومت ايران
شخصا به ديدار ژان پير بكه شهردار اور آمد و يك كمك مالي را شخصا براي مصيبت زدگان
زلزله در ايران تقديم كرد.

       توضيح: پاريزين تمام صفحه اول و صفحات مربوط به استان وال دواز را به اين دو
انعكاس اختصاص داده است.





       پاريزين مقاله دوم

       1 ژانويه 2004



       شاهد روز

       من 52 تن از اعضاي فاميلم را در زمين لرزه از دست دادم



       نسرين اخيرا ايران كشور محل تولدش را پس از گذراندن يك دوره زندان بخاطر
عقايدش ترك كرده است. وي تعداد زيادي از نزديكانش را در جريان زمين لرزه از دست
داده است. وي ديروز در اور  با يك صدايي يكنواخت توضيح مي داد كه «همه خانواده ام
در آنجا در منطقه بم زندگي مي كنند, من توانستم با برادرم از طريق تلفن دستي اش
تماس بگيرم, بخاطر اين كه تلفن هاي معمولي همه قطع هستند. وي به من گفت 52 تن از
اعضاي خانواده و نزديكان ما منجمله پدر و مادرمان در جريان اين واقعه كشته شده اند
ولي به من گفته اند كه بايد منتظر خبر مرگهاي بيشتري از كساني كه هنوز خبري نيست,
باشم....» در مقابل شهرداري اور اعضا جامعه ايراني مرتب نزد نسرين مي آيند تا به وي
دلداري بدهند. وي مي گويد «آنها به من مرتب مي گويند كه به مرده ها فكر نكن, بايد
نگران زنده ها بود...در آنجا هنوز تعداد زيادي جسد روي زمين و اماكن عمومي  افتاده
است, بوي اجساد غير قابل تحمل است و مردم با دست خالي خرابه ها را مي كنند.»  بنا
به اخباري كه برادر وي داده است «بخاطر كمبود كمكها و وسايل اوليه زندگي, بسياري از
كساني كه زنده مانده اند از شهر فرار مي كنند براي اينكه از مريضي و گرسنگي مي
ترسند.» و اينچنين صحبتش را تمام مي كند: «كساني كه زنده مانده اند در شرايط وحشناك
و وخيمي هستند».










--------------------------------------------------------------------------------


           دماوند
اخبار مقاومت                             www.damavand.org.uk


--------------------------------------------------------------------------





       30 دسامبر 2003



       آيا ايران شوراى حكومتى عراق را در جيبش دارد؟





             FNC

             Alireza Jafarzadeh




       به گفته شوراى حكومتى عراق, يك گروه مخالف ايرانى تنها چند ساعت ديگر فرصت
دارد كه مواضعش را در عراق ترك كند. تحليلگر تلويزيون فاكس, عليرضا جعفرزاده ميگويد
كه اين اقدام براى خوشامدگويى به منافع تهران است:



       در تاريخ 9 دسامبر 2003, شوراى حكومتى عراق اعلام كرد كه تصميم به اخراج
هزاران تن از اعضاى گروه اصلى اپوزوسيون ايران, سازمان مجاهدين خلق گرفته است. اين
گروه ميبايستى تا پايان دسامبر عراق را ترك كرده و اموالش نيز مصادره خواهد شد.
تهران از اين حركت استقبال كرد و رئيس جمهور ايران, محمد خاتمى خواست كه مخالفين به
ايران استرداد شوند.



       اهميت اين موضوع بسيار فراتر از سرنوشت اين گروه اپوزوسيون ضدبنيادگراست. بنا
بر روزنامه واشنگتن پست, اين ”يك اقدام تعجب برانگيزى بودكه ميتواند تعادل منطقه اى
را  بهم بزند.”

       ____________________________________________________

       اغلب 25 عضو شوراى حكومتى عراق در ماههاى اخير به ايران مسافرت كرده اند

       ____________________________________________________



       چرا شوراى حكومتى عليه گروهى دست به اقدام زده است كه فرمانده لشگر چهارم
ارتش آمريكا, ژنرال رى اوديرنو, بخاطر همكارى فوق العاده شان با ارتش آمريكا براى
برقرارى امنيت در عراق از آنها تجليل كرده است؟ معاون رئيس جمهور, محمد على ابطحى
به خبرنگاران گفت: ”اين تصميم بخشا نتيجه صحبت ها بين ايران و شوراى حكومتى عراق
ميباشد.”



       اين آشكارا يك نشانه خطرناك و تكان دهنده نفوذ به سرعت رو به افزايش ايران
روى شوراى حكومتى عراق است. اغلب 25 عضو شوراى حكومتى عراق در ماههاى اخير به ايران
سفر كرده اند.



       عجيب اينكه, شوراى حكومتى عراق هفته گذشته در يك اقدام تقابل انگيز اعلام كرد
كه يك فرماندار را كه توسط پال برمر منصوب شده بوده را از كار بركنار كرده است.
برخى از اعضاى شوراى حكومتى خواستار اين شدند كه آينده كشور از طريق راى مستقيم
معين گردد, كه در اين صورت, گروههاى بنيادگراى حامى ايران دست بالا را در اداره
امور كشور بدست ميآورند. اين پيشنهاد در نقطه مقابل طرح پيشنهادى آمريكا ولى هم صدا
با موضع اعلام شده تهران ميباشد. در هفته هاى اخير, همان اعضاى شوراى حكومتى ارتش
آمريكا را مجبور به آزاد كردن دو جاسوس ايرانى كه تحت پوش فيلمبردار خودشان را
پنهان كرده بودند نمود و در حال حاضر نيز سفير برمر را تحت فشار گذاشته اند كه
تقريباً 70  مامور ايرانى را كه بخاطر خرابكاريها توسط نيروهاى آمريكايى دستگير شده
بودند, آزاد نمايد.



       دستگيرى صدام حسين بدون ترديد تاثيرگذار است, اما اين واقعه نبايستى  بعنوان
داروى علاج دهنده همه بى ثباتى ها در عراق به آن نگاه افكنده شود, بى ثباتى هايى كه
بخش قابل توجهى از آن از خارج عراق سازمان داده ميشوند. در حقيقت , اين واقعه
ميتواند كشور  همسايه ايران را متقاعد كند كه به تلاشهايش شدت بخشيده و شبكه از پيش
گسترده اش در عراق را حتى فراتر از شوراى حكومتى افزايش دهد, تا بعنوان يك وزنه
متقابل عليه موفقيت آمريكا در با ثبات كردن كشور عمل كند. دستگيرى صدام حسين
ميبايستى فرصتى را ايجاد كند كه ايالات متحده و رهبران واقعى عراقى بتوانند روى
خطرات و چالش هايى كه اساساً از جانب ملايان تهران نشأت ميگيرند, متمركز بشوند.



       از هشت ماه پيش, رژيم ايران با شدت تمام تلاش كرده است كه هر پروسه سياسى
آينده را از ريل خارج كرده و يك ”حكومت اسلامى” دست نشانده در عراق برقرار كند.
ملايان تهران امكانات لازم براى اينكار را دارند, و معتقد هستند كه براى آمريكا
امكان توقف انها برايش بسختى وجود دارد.



       تصميم شوراى حكومتى مبنى بر اخراج مجاهدين, قبايل عراق و رهبرانشان را بشدت 
ناراحت كرده است, چراكه آنها بصورت روزافزون نگران اقدامات ايران براى كنترل كردن
كشورشان ميباشند. بنا به گزارش خبرگزاريها, قبايل عراقى كه در اطراف آخرين پايگاه
مجاهدين خلق زندگى ميكنند, حمايت خودشان را به اين گروه اپوزوسيون عرضه كردند.



       متخصصين حقوقى معتقدند كه بنا به مفاد كنوانسيون چهارم ژنو در سال 1949, كه
آمريكا بعنوان نيروى اشغالگر عراق, مسئول اين است كه قوانين بين المللى را اجرا
كند. اخير ترين گزارش سالانه حقوق بشر وزارت خارجه آمريكا ميگويد كه مجاهدين ”بخش
اعظم كسانيكه هر ساله توسط ماشين كشتار تهران اعدام ميشوند را تشكيل ميدهند.”



       عليرضا جعفرزاده, رئيس كمپانى مشورتى سياست استراتژيك و يك تحليل گر امور
خارجى كانال تلويزيونى فاكس ميباشد. ايشان يك متخصص شناخته شده در موضوعات مربوط به
برنامه هاى سلاحهاى كشتار جمعي, تروريسم و بنيادگرائى اسلامى ايران و نيز سياست
داخلى ايران ميباشند.






Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#289 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Sat Jan 3, 2004 9:12 pm
Subject: NL0301 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
خون قربانيان زلزله ، فرش سرخ
شنبه، 13 دي، 1382



   مهدي رضوي



   خون قربانيان زلزله ، فرش سرخ ديپلماسي ورشكستة رژيم ! ! !



   زلزله دردناك بم آنچنان قلب هايمان را به درد آورده است كه هيچ چيز نمي تواند
تسكيني بر آلام ما باشد . فاجعه اي كه حاكميت قرون وسطائي متكي به سركوب و شكنجه
ملايان متحجر ، برايمان آفريد .  و حادثه اي طبيعي را به قتل عام انساني و عزاي
عمومي ملتي در بند  بدل كرد  . آنهم در زمانه اي كه مهار و تسلط بر قهر طبيعت  امري
است  كه توانائي هاي علمي و تكنيكي بشر نه تنها آنرا  ممكن ساخته ، بلكه بصورت امري
عمومي و قابل دسترسي توده هاي مردم درآورده است . و در اقصا نقاط دنيا مي بينيم و 
مي خوانيم كه زلزله اي با قدرتي بيشتر از آنچه بم را لرزاند مي آيد و فقط چند نفر
تلفات بجا مي گذارد . و اينجاست كه نقش رژيم به عنوان عامل اصلي تلفات عظيم انساني
بارز مي شود . آخر مگر نه اين است كه مهمترين  فلسفة وجودي حكومت ، سازماندهي و
تأمين نان (كار) و مسكن و آزادي  براي تمام آحاد مملكت ، به عنوان ضروري ترين
پارامتر حيات فردي و اجتمائي است . و مگر نه اين است كه اينان از بدو ورود جز تخريب
و غارت و سركوب و كشتار كاري نكرده اند . آخر اينان از مديريت و سيستم سازي ، جز 
سركوب  در قالب بسيج و سپاه و اطلاعات و لباس شخصي، مگر چيز ديگري هم مي دانند ؟…




         كوس رسوائي رژيم آنچنان از بام دجاليت آنان فرو افتاده است كه در رابطه با
تلفات وسيع زلزله ، تمام انگشت هاي اتهام  بي هيچ ترديدي بسوي آنان نشانه رفته است
، و اين روزها مردم ما  علي رغم تحمل سوز و درد فراوان مصيبت وارده ، در اكثر
مقالات و مصاحبه ها و نوشتارهايشان چه در داخل و چه درخارج كشور از نقش رژيم در
ازدياد وحشتناك تلفات مي گويند . از جمله اظهارات تعدادي از مسئولين محلي ، كه اگر
امكانات و كمك ها به موقع ميرسيد  آمار تلفات  تا نصف تقليل مي يافت . و اين يعني
نوشتن خون حد اقل بيست و پنجهزار نفر به پاي اين مسئولان بي مسئوليت و قاتلان آدميت
مي باشد . و اين در حالي است كه اخبار متواتري هم از شنيدن و ديدن علايم هشدار
دهندة وقوع زلزله اي بزرگ در منطقه در شب قبل از حادثه هم به گوش مي رسد ، كه
مسئوليت حكومت را باز هم بيشتر مي كند .  گر چه بي شك بخاطر تعلل بيست و پنج ساله و
كوتاهي در باز سازي ساختارهاي مسكن مردم و غارت و هرز دادن سرمايه هاي طبيعي كشور ،
مسئوليت غير مستقيم بقيه تلفات انساني و اقتصادي مردم هم بر گردن آنها سنگيني مي
كند . مگر طرح معاينه سالانة اتوموبيل ها و از رده خارج كردن خودرو هاي فرسوده ،
براي كاهش آلودگي هوا و تلفات انساني جاده اي ، آن هم  به هزينة خود مردم را به
اجرا در نياورده اند.



          خوب ، مسكن هاي فرسوده و از رده خارج شده كه به مراتب خطر زا تر بوده و
هست . بخصوص اينكه سالهاي سال چپاول منابع ملي به وسيلة استبداد داخلي و استعمار
خارجي آنچنان توده هاي مردم را ضعيف نگه داشته است كه در مملكتي با اينهمه نفت و
گاز و معدن ، مسكن بخش وسيعي از مردم با همان مصالح و تكنيكهاي دو هزار سال پيش
ساخته مي شود . ( نمونة بارزش اكثر خانه هاي همين شهر بم در مقايسه با ارگ بم ) . و
همچنين وضعيت مسكن در  اغلب شهر هاي كوچك و در اكثريت قريب به اتفاق روستاها  به
همين منوال است . ولي از آنجائي كه پرداختن به نوسازي و بهسازي مسكن بدون سازمان
دهي و سرمايه گذاري دولت ناممكن است ، عمدا اين مسئلة مهم به فراموشي سپرده شده است
. و ما همواره شاهد حوادث اينگونه با زلزله اي معمولي مي باشيم .

          اما  نكتة مهم ديگري را نبايد فراموش كرد . و آن نقش دولت هاي اروپائي و
آمريكا در امداد رساني و سر پا نگهداشتن رژيم  مي باشد . كه  لاجرم به سهم خود ، حد
اقل در تلفات سهل انگارانة عدم كمك رساني بموقع رژيم شريكند . نقش اينان بخصوص از
مقطع خاتمي و بيرون آوردن رژيمِ در حال احتضار ملايان از انزواي ميكونوس كاملا محرز
است . و اكنون هم  آگاهانه مظلوميت ملتي در بند و احتياج مبرم به كمك آنان را مي
خواهند به حساب حكومت بگذارند . و آگاهانه جاي كمك رساني به مردم را  با كمك رساني
به رژيم عوض كنند .



        خوشبختانه آگاهي مردم ما در داخل و خارج كشور ، و هشدار هاي مكرر، به نحو
مؤثري جلو سوء استفاده رژيم از

   همبستگي ملي براي كمك رساني را گرفت . و بار ديگر ماهيت ضد مردمي رژيم و دستان
خونالود او را آشكار كرد .

   ولي آنچه به استعمارگران بي شرم برمي گردد ،  كمك رساني در سرپا نگهداشتن اين
آخوندهاي ايران بر باد ده مي باشد ، تا در نبودِ عنصر مردمي و دلسوز در مديريت
اجتماع ، بتوانند هر چه بيشتر به غارت منابع ما بپردازند .

   آنروز برايشان خاتمي بهانه شد تا رژيم ورشكسته و رو به قبله را در كشتي فرسودة
اصلاحات چند صباحي ديگر در درياي متلاطم جامعه بكشانند ، و امروز با  به گل نشستن
آن ، به نظر مي رسد منتظر هر فرصت ديگري باشند ، حتي عبور از روي فرش سرخ خون بيش
از پنجاه هزار نفر قرباني مظلوم زلزله .



       آنچه در اين روز ها از طرف مقامات آمريكائي و اروپائي گفته شده و استقبال از
آن از طرف باصطلاح  اصلاح طلبان و رفسنجاني و  خرازي و . . . مؤيد آن است . و اين
در حالي است كه اين استعمارگران كهنه كار با وقاحتي از نوع         ( ايران گيت ) ،
اصلي ترين اپوزيسيون رژيم را با انواع و اقسام ماركها و شانتاژ ها مي خواهند از
ميدان بدر كنند . زهي بي شرمي !

   نگذاريم تاجران خون خلق ، اينبار  داغي اينچنين بر جگر ملتي در بند را  مُهر قرار
داد خود كنند .



   مهدي رضوي ـ ديماه هشتاد و دو



------------------------------------------------------------------------------




   متن کامل سخنراني منصور قدرخواه کارگردان ، نويسنده
   و عضو شوراي ملي مقاومت در تظاهرات برلين 12 دي 1382

      به کدامين آسمان بايد گريست

     وقتي کفتاران حاکمند

     و

     بر اجساد انسانهاي کشته گشته

     در جا ميرنند

     در کدامين کوه فرياد بايد زد

     وقتي کفتاران

     خود را ناجي جلوه ميدهند

     اي آسمان بي ابر

                         رعدت کو ؟

                                  برقت کو؟

                                          خشم ات کجاست؟

     تا بر دشت کوير و خشک ويرانه هاي قلبم بگريي

   بنام مردم
   بنام آزادي

   بنام استقلال
   بنام شهيدان راه عزت وشرف خلقمان در يک صد سال مبارزه بي امان
   با ياد قربانيان فاجعه ملي

   و درود بر رزمندگان ارتش آزاديبخش

   جمعه يک هفته پيش بر وطن پر درد ما بار ديگر زخمي عميق فرو آمد و زلزله ايي قابل
پيش بيني خانه هاي مردم را بر سرشان خراب کرد و دهها هزار نفر را زير آوار فرو برد.

   ...






   آنچه که دنيا بعد از گذشت تنها يک هفته از اين فاجعه ميداند آنست که ابعاد ضايغات
انساني در مقايسه با قدرت زلزله ايي يعني 6.3ريشتر فوق العاده زياد است و عمدتا
بدليل سهل انگاريها و بي کفايتي حاکمان چپاولگر اين همه قرباني از مردم ما گرفته
است.

   براستي که کدام زلزله در دنيا با اين همه امکانات ارتباطاتي و امکانات وسرعت عمل
براي ياري به قربانيان چنين تراژدي دردناکي ايجاد کرده است و آيا هيچ نظيري در اين
دنيا وجود دارد ؟

   ناکارآمدي رژيم و ارگانهايش آنگاه محسوس ميشود که در خبرها ميخوانيم که گروههاي
امداد از21 کشور جهان به ياري مردم زلزله مان شتافتند اما در اثر مديريت اشتباه
ارگانها و عوامل رژيم حتي يک نفر را نجات ندادند و با تاسف به کشورهايشان برگشتند.

   در حرفهاي کارشناسان ودانشمندان امور تحرکات زميني در رسانه هاي مختلف شنيديم که
اين رژيم بسيار نالايق و بي کفايت است و کوچکترين مسئله و مشکلي را نميتواند حل
کند. آنها در مصاحبه هاي متعدد گفتند که با در نظر گرفتن زلزله هاي مشابه در ايران
و خطرهاي دائمي و آگاهي دولت و مقامات ديگر رژيم اين ابعاد از عدم آمادگي قابل قبول
نبوده و نيست چرا که هيچ اقدامي در ساعات اوليه بعد از زلزله صورت نگرفته و با بي
عملي کامل دولت روبرو بوده است.

   آنان در تعجب بسر ميبردند که کوچکترين عملي براي کاهش خسارات صورت نگرفته است.با
اينکه زلزله پيش بيني ميشده.

   بايد به اين دنيا و زلزله هاي ديگر توجه کنيم بعنوان مثال آخرين زلزله بزرگ قبل
از زلزله بم در کاليفرنيا با وجود زلزله ايي با قدرت  7.2 ريشتر فقط 2 نفر کشته
بجاي گداشته است...

   براستي چرا ؟

   براستي چرا بايد اين چنين جان ما ايرانيان فداي اين همه بي لياقتي و سهل انگاري
اين رژيم وحشي و قرون وسطي ايي شود؟

   آمار شوکه کننده ايي که ميشنويم  درعين تراژدي بسيار گسترده و غير قابل وصف ،
رسوايي اين رژيم عميقا ضد مردمي را در اوج خود نشان ميدهد.

   در حاليکه که در هر کشوري که فاجعه هاي طبيعي صورت ميگيرد اولين اقدامات سران اين
کشورها توقف همه برنامه هاي مهم و جاري از جمله قطع مسافرتهاي مهم خارجي و شتافتن
به محل فاجعه و نشان دادن همدردي به مردم آن مناطق است و الويت نجات جان مردم در
صدر امور دولتي و کشوري قرار ميگيرد و اين شتافتنها مبدل به بسيج حداکثر امکانات و
تواناني ها موجود هر کشور براي نجات و اقدام عاجل قربانيان تبديل ميشود ، رهبران
اين رژيم ساعتها و روزها در بي عملي بسر بردند و بدليل اينکه عمليات تروريستي شان
در عراق و ماجراجوئي هاي ديگر آنها بر عليه مجاهدين مجال و فرصتي به آنها نميداد
بداد مردم بم و مناطق ديگر زلزله زده برسند.

   اين مسئله آنچنان مفتضحانه و ضد انساني بود که سر و صداي خود رژيميان هم در آمد
آنطور که جملاتي از اين قبيل در رسانه هاي آنها انتشار ميافت:

   عدم همكاري مسوولان ايراني فرصت نجات را از دست امدادگران ربود - ايلنا

   سهل‌انگاري در نجات جان ده‌ها هزار انسان – بازتاب

   امداد رساني در ايران يک فاجعه است – بازتاب

   اما بالاخره وقتي ديگر همه چيز از کار گدشته بود و همه انسانها زير آوار له شده
بودند و ديگر شعله هاي اميدها در آخرين مراحل خود براي نجات هموطنانمان وجود داشت و
بوي اجساد قربانيان اقصا نقاط مناطق زلزله زده را گرفته بود بدليل فشار افکار عمومي
در ايران و در جهان علي خامنه ايي رهبر سنگدل و محمد خاتمي رئيس جمهور فريبکار رژيم
به آن منطقه رفتند و براي آرام کردن خشم بي پايان مردم قول و قرارهايي براي باز
سازي آن مناطق داده اند.

   چندش آور است وقتي که آنان که مسئوليت تمامي اين مصائب را به عهده دارند براي
عکاسان و فيلمبرداران ژستهاي به ظاهر انساني ميگيرند و از کودکان بي سرپرست ديدار
ميکنند. در حاليکه خود نمايندگان رژيم از فجايع فوق العاده دردناک صحبت ميکنند و في
المثل جميله کديور نماينده رژيم در مجلس ميپرسد که :  مافياي غارت چرا و چگونه سر
از بم درآورد؟ و قاچاق و فروش دختران بي سرپرست چرا سريع تر از امداد رساني حكومتي
آغاز شد.

    اين آخوند هاي کثيف يعني خامنه ايي و خاتمي شکلک انسان دوستي در مياورند و قول و
قرارهايي که در زلزله هاي قبلي هم داده اند را تکرار ميکنند. اين گونه رفتار
مزورانه  براستي که يک توهين بسيار بزرگ به شعور ايرانيان دردمنديست که در داخل
کشورمان بيشترين تلاش را براي نجات هموطنانشان انجام داده اند .

   اين آخوندهاي هرزه و پست فطرت همچون پايه گذار رژيم منحوسشان خميني ، کفتار صفتند
و از اجساد تغذيه ميکنند مگر ملت ايران جنگ خانمانسوزشان را فراموش ميکند که در
سايه آن و به کشته دادن بيش از يک مليون هموطن به بزرگترين کشتارها پرداختند و
بهترين فرزندان مردم ايران را زير وحشيانه ترين شکنجه ها و اعدامهاي وسيع قتل عام
کردند.

   مگر آن جنگ سرپوشي براي اين کشتار نبود؟

   مگر اين تنور خانمانسوز جنگ را همين مقاومت و همين مجاهدين سرفراز گل نگرفتند؟



   آخوندها پيام آوران مرگ هستند!

   آخوندها پيام آوران مرگ ونيستي هستند!

    به جامعه ايران نگاه کنيد سرزمين ما تبديل به يک جامعه اسفناک و پر از فاجعه شده
است.

   براستي که آخوندها...  قهرمانان جهاني فاجعه آفريني هستند...

   يک نگاهي به رکوردهاي فجايع که دنيا از آن کمتر خبر دارد شده بکنيم :

   يک نگاهي به خودكشيهاي عزيزانمان در ايران بکنيم که در هيچ کجاي دنيا نظير و
مانند ندارد.

   يک نگاهي به تصادفات  و تعداد كشته و مجروحين در آنها بکنيم

   يک نگاهي به تلفات انساني و مالي در فجايع طبيعي بياندازيم

   به در صد اعتياد در بين جوانان و بخصوص دختران  بيانديشيم

   يک نگاهي به بيماران رواني در کشورمان بياندازيم ، انسانهاي و جوانان بي آينده که
قربانيان فشارهاي زيادي که ناشي از حاکميت اين رژيم ددمنش هستند و سلامتي روحي خود
را از دست داده اند بياندازيم...

   يا نگاهي به فاجعه هاي انساني که در اثر فساد ,فحشا و مقوله اي بنام  دختران
فراري بکنيم

   و در کنار همه فجايع نگاهي به غارت و چپاول بي حد وحصر دولتي , ارگان هاي قدرت
مثل

    بيت ولي فقيه ، مصلحت نظام, مجلس خبرگان ، مجلس , دولت, شوراي نگهبان, بکنيد تا
عمق فاجعه را دريابيم

   فجايعي که با وجود نکبت بار اين رژيم در تداوم و گسترش ميباشند و با وجود اين
رژيم هيچ پاياني نخواهند داشت.

   اين موضوع براي همه ايرانيان ثابت شده است که رژيم جمهوري اسلامي پيامي بغير از
مرگ و نيستي ندارد و بايد گفت که اين رژيم بواقع از زندگان و مظاهر زندگي نشاط و
سرزندگي در وحشت دائمي بسر ميبرد.

   زيرا زندگان که خواستار حيات انساني و پويا و آزاد بودن جامعه هستند مرگ اين رژيم
قرون را نويد ميدهند.

   اين رژيم سعي دارد تمامي خوبيهاي را در سرزمين ما و در مردمان کشور ما از بين برد
ولي همانطور که ديديم با وجود تنگناها مردم چه جانانه کمک ميکنند.

   اين رژيم بشدت از حيات انساني و شکوه آزاديبخش آن در هراس است.

   تلاشهايش را در دور کردن مظاهر اين زندگاين يعني رزمندگان ارتش آزاديبخش اين شير
زنان و کوه مردان از سرزمينمان ببينيد تا سمبلهاي مصيبت و نجات مردم را در مقابل هم
قرار دهيم.

   آخوندهاي کثيف جاني و غارتگرفقط ميتوانند براي مردگان به روضه خواني و مرثيه گويي
ريايي دست زنند و نه براي زندگان و محرکان تاريخ!

   براستي اين دير رفتن به محل فاجعه توسط خامنه ايي و خاتمي موقعيت بسيار شکننده
اين رژيم را در آستانه انتخابات نمايشي اش به بارزترين شکلي به نمايش نمياورد؟

   اما در مورد اين قول و قرارها :

    جديت اين قول و قرارها با در نظر گرفتن  کارنامه سرپا ننگ ، دروغ  و جنايت اين
رژيم نيازي به افشاگري ندارد و مطمئنا در هفته ها و ماههاي آينده همچون عملکردها 
گذشته همين رژيم در بي عملي و غارت به منصه ظهور گذاشته خواهد.شد.

   با تجربه ايي که از اين رژيم در مدت 25 سال داريم ميتوان گفت تنها ارگانهايي که
در اين رژيم کارايي دارند ارگانهاي سرکوب، جاسوسي و ترور هستند.  يک لحظه به سرعت
عمل در سرکوب دانشجويان و مردم قهرمان بيانديشيم. هنگام قيام مردم قهرمان در حاليکه
کنترل آسمان و زمين توسط دهها هلکوپتر و ماشينهاي سرکوب در اختيار ميگيرد سازمان
هلال احمر، بزرگترين سازمان امداد رساني تنها يك هلي‌كوپتر فعال در امدادرساني دارد
براي کل کشور دارد.



   همانطور که ميدانيم ايران يکي از زلزله خيزترين کشورهاي جهان است و حتي خود تهران
در اين خط قرار دارد
   آيا بايد منتظر زلزله هاي بعدي بود؟

   آيا بايد منتظر زلزله هاي بعدي بود؟

   در حاليکه کشورهاي مختلف که شرايط  مشابهي دارند دائماٌ در پي بهبود شرايط براي
مردم و مقابله بازلزله و کاهش خسارات آن براي شهروندانشان هستند اين رژيم منحوس و
قرون وسطايي که نجومي ترين دزديهاي را براي آقا زادگان مجاز ميشمرد و در چپاولگري
اموال ملتمان دست همه غارتگران تاريخ را از پشت بسته است کمترين اقدامي در جهت اين
خطر دائمي براي ملتمان انجام نميدهد و اين در حاليستکه اگر از دانش پيشرفته استفاده
ميکند آنرا در ماجراجوييها اتمي و ساختن موشكهاي دوربر که هيچ دردي از دردهاي ملت
ما را دوا نميکند بکار ميبندد و با اين اقدامات به منافع مردم ايران بطور اساسي
ضربه ميزند.

   رژيمي که عمده ترين بودجه ها را بر عليه مردم توسط نيروهاي سرکوبگرش همچون سپاه
پاسداران و وزارت اطلاعات و افزايش تسليحاتي و تقويت جريانهاي تروريستي بکار ميگيرد
، هنگام کمک به مردم مصيبت زده دست گدايي بطرف بيگانگان دراز ميکند و از اين طريق
بند و بستهايش را در رابطه با توطئه ها عـلــيه مقاومت فعال ميکند.



   تجربه نشان داده که همان کمکهاي مردمي در داخل و خارج کشور هم عمدتا سر از
حسابهاي آخوندها و آقا رادگانشان در خارج در مياورد.



   آنچه مسلم است و تاريخ 25 ساله اخير نشان داده است تا زمانيکه اين رژيم جنايتکار
دزد و غارتگر وجود دارد بطور روزافرون مصيبتهاي ملتمان در حال افزايش ميباشد و اگر
بطور جدي و ريشه ايي به داد مردم بخواهيم برسيم ، بايد عامل اصلي مصيبتهاي يعني اين
رژيم را سرنگون کنيم.



   برداشتن اين رژيم هم با همبستگي همه نيروهاي ملي و مردمي در چهارچوبه طرح جبهه
همبستگي که توسط شوراي ملي مقاومت به جامعه سياسي ايران پيشنهاد گرديده ميسر است .
نبايد گذاشت که تفاوت سلايق و ديدگاهها ما را همچنان از رهايي مردممان جدا نگهدارد.
اين يك مسوليت تاريخي است.



   همانطور که در غم و اندوه در اين هفته با ملتمان هم همدل و هم پيمان شده ايم و بر
عاملان مصيبت لعنت و نفرين فرستاده اند بايد از اين غم بزرگ انرژي بگيريم و در
پيوند با مبارزات مردممان هر عملي که از دستمان بر مي آيد انجام دهيم.



   در اين مسير بايد با تمام تام و توان خود از رزمندگان جان بر کف ارتش آزاديبخش
اين انسانهاي عاشق و فداکار و دشمنان اصلي آخوندهاي جنايتکار بپردازيم

   واز طرح خانم رجوي مبني برتحريم کامل نمايش انتخاباتي رژيم بپردازيم و فراخوان
رفراندوم را تقويت کنيم. و با فرياد  شعار رفراندم ، رفراندوم اين است شعار مردم

    را اقصا نقاط ايران  جهان سر بر آوريم.



   ضمن تشکر از مردم جهان که به هموطنان مصيبت زده ما کمک هاي انساني رسانند بايد به
دولتهاي آنها بگوييم اگر ميخواهيد به ملت ما کمک کنيد بايستي دست از مماشات و
معاملات ننگين با اين رژيم برداريد در آنزمان ما ميتوانيم با اتحاد مردم کشور خود و
استفاده از منابع بي شمار کشورمان با روشهاي علمي و پيشگيرانه خسارات فجايع طبيعي
را در حداقل برسانيم.



   مرگ بر خامنه ايي ، مرگ بر خاتمي ، مرگ بر رفستجاني


    درود بر مردم قهرمان ايران



   زنده باد آزادي آزادي آزادي


--------------------------------------------------------------------------------
                   "بيانيهً زندانيان سياسي از بند رستهً ايران"













                   داد بر اين بيداد




                   هم ميهنان شريف و آزاده ، انسانهاي آگاه و آزاديخواه در سراسر
جهان-


                   مقاومت و مبارزه مشروع و عادلانه مردم ايران و پيشتازان پاکبازش
در تمامي عرصه ها و ميدانهاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي و نظامي عليه رژيم جهل و جنايت
آ خوندي حاکم بر ميهن اسيرمان ايران با عبور سرفرازانه از سرفصلها و مقاطع خطير در
?? سال گذشته، به مرحله و بزنگاه تاريخي و تعيين کننده خود وارد ميشود.

                   ملايان جنايتکار در بحبوحهً تحولات و دگرگونيهاي عظيم منطقه ايي
و جهاني و در گرداب تضادها و بحرانهاي سهمگين دروني و بيروني، در هراس از عقوبت
محتوم و تاريخي که در انتظارشان مي باشد، با غريزه ضد بشري و حيواني خود مثل هميشه
تنها راه حفظ و بقاي ولو مقطعي خود را در سرکوب باز هم بيشتر و بطور خاص در هدف
قراردادن و حذف آلترناتيو دمکراتيک و انقلابي خود ميدانند.

                   جديدترين توطئه سرکوبگرانه و تجاوزکارانهً اين رژيم ضد جمهوري،
ضد اسلامي و ضد ايراني در اين مقطع خاص که ازطريق عوامل دست نشانده اش در شوراي
حکومتي عراق تحت عنوان "حکم اخراج و استرداد مجاهدين خلق ايران و مصادره تمام
اموالشان" اعلام شده نياز به توضيح و يا تفسير بيشتري ندارد. اين حکم در واقع نسخهً
"اصلاح" شده همان فتواي جلاد قرن خميني ضد بشر است که "تجاوز به جان و مال و ناموس
مجاهدين را واجب شرعي دانست".

                   حقيقت اينست که مقاومت مردم ايران براي صلح و آزادي در تمام
سالهاي حاکميت ارتجاع آخوندي همچون صفي سديد از انسانهايي آگاه و آزاديخواه و البته
مبارز و فداکار در رويارويي و نبردي همه جانبه با رژيم تروريستي-مذهبي حاکم از فداي
همه چيز خود در راه آزادي خلق و ميهن دريغ نکرده و در اين کشاکش نابرابر تا کنون
??? هزار از فرزندان دلاور خلق اعدام شده و برخاک افتاده اند ودر امتداد آن بيش از
??? هزار زنداني سياسي در اسارت و زنجير، تحت شکنجه و در صف اعدام قرار داشته اند.
آري سخن از صفي است بي پايان از نسل بيشماران با رزمي بي امان و فدايي بيکران و
مقاومتي فراسوي طاقت انسان که در پيشاپيش آنان زنان و مردان دلاور مجاهد خلق و
رزمندگان آزادي پرچمدار و طلايه دار آنانند.

                   درست به همين دليل است که در همهً توطئه هاي ارتجاعي و دسيسه هاي
استعماري و بخصوص در جريان توطئه خام طمعانهً اخير ارتجاع هار آخوندي و عواملش در
عراق، مجاهدين خلق بعنوان صف مقدم مقاومت مردم ايران مثل هميشه مورد تعدي و تعرض
جاني و مالي قرار ميگيرند. آري دلاوران همچنان در صف اعدامند تا روز پيروزي و
آزادي.


                   بهرحال در رابطه با تباني اخير ملاهاي حاکم بر ايران و عواملشان
در شوراي حکومتي عراق وتهديد به اخراج و استرداد مجاهدين لازم به تاًکيد است که
مطابق کنوانسيون ژنو و از نظر حقوق بين الملل مسئوليت حفاظت و امنيت اعضاي مجاهدين
مستقر در عراق، به عنوان يک کشور تحت اشغال، بطور رسمي به عهدهً نيروهاي ائتلاف و
بطور خاص آمريکا مي باشد و هرگونه انتقال غير داوطلبانه و يا اخراج و استرداد آنان
ممنوع و نقض آشکار کنوانسيون ژنو و زيرپا گذاشتن پرنسيبهاي شناخته شدهً حقوق بشري
محسوب ميشود و بعنوان جنايت جنگي ثبت خواهد شد.

                   ما زندانيان سياسي از بند رسته، که بجرم مردم دوستي و آزاديخواهي
ساليان متمادي در زندانها و شکنجه گاههاي فاشيسم مذهبي حاکم بر ايران بسر برده ايم
از جمله شاهدان عيني و گواهان هنوز زنده ايي هستيم بر جنايات و فجايع تکاندهنده ايي
همچون شکنجه ها و کشتارهاي بلاوقفه و شبانه روزي انقلابيون و آزاديخواهان از ??
خرداد سال ???? به بعد و قتل عام و نسل کشي شقاوت آميز هزاران زنداني مجاهد و مبارز
خلق در سال ???? . جناياتي که در تاريخ معاصر چه به لحاظ کمّي و ابعاد و موارد
بيشمار آن و چه به لحاظ کيفي و عمق رذالت و شقاوت پيشگي در ارتکاب انان، نمونه و
نظير نداشته و تمامي سردمداران فعلي رژيم حاکم از هردو جناح بطور مستقيم از آمران و
عاملان درجه اوٌل آن جنايات بوده اند.

                   ما زندانيان سياسي از بند رسته، ضمن محکوم کردن توطئه ارتجاعي و
تجاوزکارانهً ملاهاي تروريست عليه مجاهدين خلق مستقر در خاک عراق که بسياري از
ياران، هم بندان و هم سلولي هاي قهرمان ما هم در زمرهً آنان ميباشند، از همهً مراجع
ذيربط بين المللي، حقوق بشري و حقوق پناهندگان و همچنين دولتين امريکا و انگلستان،
بعنوان مسئولين کشور تحت اشغال، به جدٌ ميخواهيم که عليه حکم منتسب به شوراي حکومتي
انتصابي عراق که ناقض قوانين حقوق بين الملل و حقوق بشر ميباشد موضعگيري صريح و
قانوني نمايند.

                   ما زندانيان سياسي از بند رسته در حاکميت پليد آخوندي، بعنوان
بازماندگان وشاهدان شکنجه و سرکوب و قتل و کشتار صدها هزار انسان روشنفکر و
آزاديخواه در زندانها و سياهچال هاي قرون وسطي، در پيشگاه همهً انسانهاي آگاه و
آزاديخواه و وجدان هاي بيدار در سراسر جهان، عليه تمامي سردمداران جاني اين رژيم ضد
بشري و بطور خاص خامنه ايي، خاتمي، رفسنجاني، کروبي و جنتي  به جرم "جنايت عليه
بشريت و بيداد عليه انسانيت" اعلام دادخواهي ميکنيم.

                   دور نيست روزي که داد مردم ايران بيداد ملايان را پاسخي تاريخي
دهد.


                           زندانيان سياسي از بند رستهً ايران


                   رونوشت به:

                    صليب سرخ جهاني، کميسارياي عالي پناهندگان، عفو بين الملل،
دبيرکل سازمان ملل متحد، رئيس جمهور امريکا، نخست وزير انگلستان





                   اسامي و امضاها به ترتيب حروف الفبا:



                         مسعود ابراهيم نژاد
                        محسن ابودردا
                        مصطفي احمدي
                        يوسف احمدي

                         محسن اسحاقي
                        مهدي اسحاقي
                        نادر اسکندري
                        ربابه افراز

                         محمد علي آقابابايي زماني
                        حاج آقا کريمي
                        عاطفه اقبال
                        عطيه امامي

                         همدم امامي
                        مينا انتظاري
                        محمد علي برزگران
                        حسين بصرت

                         مهدي بندار
                        اکبر بندلي
                        سيمين بورچي
                        همنشين بهار

                         اعظم پاشا
                        حامد پيرا
                        مجتبي پيرهاشمي
                        شهپر تاجزاده

                         بهرام تحريري
                        سهراب جواديان
                        محمد جوانمردي
                        مهدي جواهري

                         معصومه جوشقاني
                        مصطفي حسيني
                        فرخ حيدري
                        احد خوش باطن

                         جمال خوشنود
                        محسن دروديان
                        فريبا دشتي
                        فرشته رحماني کامل

                         رضا روستا
                        مهدي رضوي
                        علي سجادي
                        سيامک سعيدپور

                         سعيد سعيدي
                        ميترا سعيدي
                        کامران سقا
                        صادق شجاعي

                         هرمز صفايي نوايي
                        احمدرضا عموزيدي
                        نسرين فاضل
                        رمضان فتحي

                         رضا فراهاني
                        فرخ فرخيار
                        بهروز قاسمي
                        فرح کاشاني

                         محمد کاظمي
                        مهرداد کاووسي
                        عباس کربلايي
                        لعيا گوهري

                         ناصر گيويان
                        کبري متين زاده
                        حسين مختار
                        عليرضا مرادي

                         ايرج مصداقي
                        محسن معافي
                        فهيمه ملک محمدي
                        پرهام مليحي

                         سيد رحمان موسوي
                        رمضان موسوي
                        آفرين ميرزا طاهري
                        سيد عبدالله ناصري

                         هاله نامور
                        عباس نائبيان
                        شيرين نريماني
                        شيرين نسب

                         حسين نصرت
                        کاووس نصيري
                        فاطمه نيکنام
                        حسين نيک نژاد

                         فلورا هاديان
                        دريا هنرمند









                   آدرس ايميل براي بيان نظرات و پيوستن ساير زندانيان سياسي به
ليست حاميان اين بيانيه:



                         zendanian_siasi@...








Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#290 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Sun Jan 4, 2004 9:15 pm
Subject: NL0401 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
تبعيديان ايراني در حمايت از قربانيان زمين لرزه و عليه رژيم در برلين تظاهرات
ميكنند

خبرگزاري فرانسه 2 ژانويه- حدود 500 ايراني تبعيدي روز جمعه در نزديكي سفارت آمريكا
در برلين در همبستگي با نجات يافتگان زمين لرزه در كشورشان و عليه رژيم تهران دست
به تظاهرات زدند.

اين تظاهرات توسط شوراي ملي مقاومت ايران كه مخالف رژيم اسلامي است ترتيب داده شده
بود.

اين تظاهرات قرار بود كه قبلا در اعتراض به اتهام بدرفتاري با فعالين اپوزيسيون و
خانواده هاي آنها در ايران برگزار شود, ولي بعد از زمين لرزه هفته گذشته در شهر
زلزله زده بم هدف اصلي اش تغيير كرده و به همبستگي تبديل شد.

اين گروه از سازمانهاي امداد بين المللي خواست ”اطمينان حاصل كنند كه كمك ها بدست
قربانيان كه بيشترين نياز را دارند برسد و توسط ملايان چپاول نشود.”

تظاهر كنندگان قرار است كه كمك هاي مالي براي نجات يافتگان زمين لرزه كه بر اساس
آخرين ارزيابيها جان حدود 30,000 نفر را گرفته است بدهند.

پليس مانع شد كه اعتراض كنندگان به سفارت آمريكا نزديك شوند كه بدليل بيم از
تروريسم تحت آماده باش تشديد يافته ميباشد.



  خبرگزاري اي پي 2 ژانويه: تيتر: ايرانيان تبعيد شده براي قربانيان زلزله گردهم
آمدند

برلين(ap) اپوزيسيون هاي ايراني كه در آلمان زندگي مي كنند در تظاهراتي كه در روز
جمعه در برلين بعنوان اعتراض عليه رژيم ملايان برنامه ريزي كرده بودند با يادبودي
براي قربانيان زلزله در جنوب كشورشان تركيب دادند. حدود 500 شركت كننده در  اين
گردهمايي كه توسط شوراي ملي مقاومت در چشم رس سفارت آمريكا سازماندهي  شده بود بعد
از يك دقيقه سكوت, كمك مالي براي قربانيان فاجعه جمع كردند كه بعدا به نماينده صليب
سرخ تحويل خواهند داد.

شركت كننده هاي سياسي بر روي پلاكاردها و ( spruchb?ndern ) رئيس جمهور ايران محمد
خاتمي را مسئول اين ميزان خسارات زلزله دانستند. آنها در سخنراني هايشان به  زبان
فارسي  خواستار ”مرگ بر خاتمي“ شدند. آنها عليه تلاش دولت موقتي عراق كه مي خواهد
اعضاي مقاومت ايران را اخراج كند هم اعتراض كردند


--------------------------------------------------------------------------------

بيانيه در دفاع از هموندان سازمان مجاهدين و ساير ايرانيان باشنده در عراق

هيئت دبيران انجمن قلم ايران در تبعيد


شنبه 13 دي 1382 – 3 ژانويه 200?
با پايان يافتن ديکتاتوريِ صدام حسين در عراق، آخوندهاي حاکم بر ايران به تکاپو
افتاده اند، تا با زد و بند هاي پنهاني با حاميانشان، سفر? خونـالودشان را، اين
بـار بـا همونـدان سـازمـان مجاهدين خلق ايران، رنگين کنند؛ تـرديدي نيست که اشتهاي
سيـري نـاپذير ِجلادان حاکم با خون ايرانيان باشنده در عراق آرام نخواهد گرفت.
آخوندهاي فرمانفرما بـر آننـد تا هر چه را که رنگ و مايه اي ايراني دارد، ازميان
بـردارند. ازميان بـرداشتنِ مجاهـدين، همچـون شهروندانـي ايراني، تنها گوشه اي از
اسـتراتژي مـلايانِ ايـران سـتيز است که با سـرمايه اي گـران، دنبال مي شود.
تحويل ايرانيان ساکن درعـراق به آخــونـدهاي حاکم، به هـر بـهانه و ترفنـدي کـه
انجام پذيرد، زنجيره اي از فاجعه هاي ملي را در پي خواهد داشت. بر هرايراني است که
به دور از بـاورهاي سياسي و ايدئـولوژيک، با همهء تـوان و نيـروي خـود، در بـرابـر
تـلاشـهاي جــمهوريِ مـلايـان براي استردادِ هموندانِ سازمان مجاهدين، ايستادگي
کند. مبـارزه با فـرمانفـرمايـي آخـوندي،
حق هر آزاديخواهي است که به سرنوشت ايران مي انـديشـد. ايـن حـق را به هـيچ روي،
نـه
مي توان و نه بايد ازفرد، گروه و يا سازماني سلب کرد.
اگر هشيار نباشيم، حاکمييتِ زور و تزوير که در راستاي حفـظ قدرت و سرکـوب
آزاديـخواهان، در زد و بندهاي بين المللي از انعطاف بالايي برخوردار است، با سوء
استفاده از بحرانِ منطقه، خـواهـد توانست که باهزينه کردن مصالح ملي، جهان را در
برابرِ جنايتي انجام شده قرار دهد.
ما، ازهمهء ايرانيانِ آزاديخواه، مي خواهيم که با وجدانِ بيدارانساني،خواستِ
شريرانهء جمهوري اسلامي را براي استردادِ هموندانِ اين سازمان، محکوم کرده و به
ياري همميهنان خـود برخاسته، و يکپارچه ازجان و زندگيِ آنان پشتيباني کنند.

2 ژانويه 2004


--------------------------------------------------------------------------------

بم، مجاهدين، راديو فردا و ديپلماسي زلزله
        زلزله بم ايران را ميلرزاند. مردم  ايران با طي کردن تجربه اي 25 ساله،
نااميد از هر گونه اقدام مؤثر حکومت بي مهابا براي کمک به زلزله زده گان وارد عمل
ميشوند. عوامل حکومتي که مطابق معمول سعي در نظامي –امنيتي کردن ماجرا دارند( رئيس
فدراسيون تکواندو جمهوري اسلامي در برنامه اي تلويزيوني از کانال 2 سيماي جمهوري
اسلامي حدود ساعت 1 بامداد شنبه 13/10/82 فاش مي سازد که در روز وقوع زلزله براي
برگزاري آخرين روز مسابقات ليگ تکواندو کشوري در شهر کرمان بوده است، بعد از وقوع
زلزله به سرهنگي که رئيس هيئت تکواندو کرمان است ميگويد ما براي هر گونه کمک آماده
ايم ولي سرهنگ مزبور ميگويد نيازي نيست. دستور داده شده است فقط نيروهاي نظامي
ميتوانند به منطقه زلزله زده عزيمت کنند) اما مردم شوک زده تمامي تدبيرهاي نظامي –
امنيتي رژيم را بر هم ميزنند. سيل مردم ايران به سوي بم روانه ميشوند. فضاي عمومي
ايران، بهت زده و ناباورانه به شهري مي نگرد که در لحظه اي با خاک يکسان شده و
اکثريت جمعيت ساکن خويش را فرو بلعيده است. افکار عمومي و احساسات  به شدت
برانگيخته شده ايرانيان به درستي همچون موارد گذشته انگشت اتهام را به سمت نظام
نالايق و فاسد حاکم نشانه مي رود. مردم همه مرزها و سدهاي امنيتي را پس ميزنند و
زنجيره اي انساني همراه با کمکهاي امدادي سراسر جاده هاي مواصلاتي به بم را در
مينوردند. رژيم که از حرکت خودجوش مردم وحشت زده است پا پس مينهد. از وحشت مردم، 
تا سه روز از مقامات اصلي و سران رژيم در منطقه زلزله زده خبري نيست. رهبر نظام پس
از سه روز تنها ساعتي کوتاه در ميان تدابير شديد امنيتي در بم حاضر مي شود و پس از
گردشي کوتاه در شهر مردگان و سخناني کوتاه تر در ميان جمع مزدوران همراه خويش به
تهران برميگردد. اخبار مربوط به عمق و شدت فاجعه به بار آمده لحظه به لحظه وجدان
ايرانيان و جهانيان را ميآزارد. سيل کمکهاي مردمي از ايران و جهان به سوي بم سرازير
ميشود. اما، فرصتهاي طلايي در عين بي کفايتي حاکميت به سرعت تلف ميشود. چه آنکه
حکومتيان اينجا نيز بيشتر در پي حفظ و کسب منافع بيشترند و تبليغات جناحي براي
ايشان در هر حالي مهم تر از هر چيز ديگر است حتي جان انسانها. سيماي جمهوري اسلامي
بيشتر برد خبري خود را بر روي فعاليت سپاه و بسيج متمرکز ميکند. گوئيا آنجا نيز
مرزبنديهاي خودي و غير خودي مهم تر از امدادرساني به سانحه ديده گان است!. اما مردم
بي توجه به اين موضوع، لحظه اي در امدادرساني تاخير نميکنند. آخر آنها در طي اين
ساليان به خوبي دريافته اند انتظار هر کمک و قدم مؤثري از اين حکومت بيهوده است و
خود بايد چاره کار خويش را بيابند!

          در اين ميانه اما، رژيم لحظه اي از توطئه هاي سرکوبگرانه خويش غافل نيست.
رژيمي که به سادگي تمام در مقابل چشمانش شهري ويران ميشود (که ميشد نشود) و خم به
ابرو نمي آورد، حتي در اين شرايط نيز از تبه کاري هاي خارجي دست بر نمي دارد. فشار
بر مجاهدين  خلق در عراق و به راه اندازي دارودسته هاي امنيتي عليه مجاهدين خلق و
طراحي نوعي جنگ رواني عليه ايشان حتي در اين شرايط نيز ادامه مي يابد و شدت نيز
ميگيرد. مردم ايران در داخل و خارج از کشور براي نجات اهالي بم بي وفقه و با تمام
وجود فعاليت ميکنند اما نظامي که همه امکانات اين ميهن را غصب و تحت تصرف دارد دسته
هاي امنيتي خود را براي سرکوب بيشتر به خارج گسيل ميدارد. تلخي عملکرد رذيلانه
حاکمان همچنان کام مردم ايران را مي آزارد.

          ويراني، غم و درد، و مرگ بر جامعه ايراني چنگ مي اندازد. اما، رئيس جمهور 
رژيم از بي اعتنايي ايالات متحده نسبت به رفتار مثبت نظام سخن مي گويد. گوئيا زلزله
و مرگ هزاران انسان فرصتي طلايي فراهم آورده تا  آنگونه که دولتمردي آلماني بيان
کرده است در بهترين زمان ممکن ديوار بلند بي اعتمادي ميان رژيم و آمريکا فرو ريزد.
وزير خارجه رژيم –کمال خرازي- به بهانه بازديد از مناطق زلزله زده و در واقع براي
ديدار با هيئت امدادرسان آمريکايي (که در ميان ايشان نظامياني با درجه سرهنگي نيز
حضور دارند) عازم بم ميشود. فرصتها را نبايد از دست داد! .به تدريج اخبار بي
برنامگي و از دست رفتن فرصتهاي مؤثر امداد رساني و نجات جان مصدومين منتشر مي شود.
لحظه به لحظه بر تعداد قربانيان افزوده ميشود. امدادگران خارجي که از ساير کشورها
به ايران و بم آمده اند برخي حتي تا يکي دو روز در فرودگاه کرمان سرگردان مي مانند.
شکوه و گلايه از بي برنامگي (و در حقيقت بي کفايتي و عدم کارداني) مقامات ايراني از
سوي امدادگران خارجي رفته رفته اوج مي گيرد. برخي با توجه به بي حاصل بودن حضورشان
در چنين شرايطي از راه نيامده به کشور خود باز ميگردند. اما اينها مهم نيست!،
معادلات ديگري در شرف تکوين است. ديوار بي اعتمادي که رژيم از آن دم ميزند به گوش
برخي از کاخ سفيد نشينان آشنا مي آيد. وزير اطلاعات رژيم به صراحت بيان ميکند که
مشکل اصلي جمهوري اسلامي با ايالات متحده در تمامي اين ساليان امنيتي بوده است. و
البته مشخص است که منظور وي از بيان اين نکته چيست: مخالفين جمهوري اسلامي در خارج
!. يعني مجاهدين خلق. به بيان ديگر رژيم به صراحت تمام مشکل اصلي خويش را بازگو
ميکند: مجاهدين خلق. ظاهرا ديوار بلند بي اعتمادي بايد همچو آواري بر سر مجاهدين
خلق ايران خراب شود تا رژيم فارغ و آسوده خيال از عدم وجود نيرويي مقاوم و خستگي
ناپذير، براي تمامي دوران آينده بيمه شود. و اينچنين، راديو فردا با ارائه گزارشي
از بستگان برخي اعضاي ارتش آزاديبخش مستقر در قرارگاه اشرف،  همزمان با توطئه هاي
امنيتي رژيم عليه مجاهدين در عراق، گام جدي رواني – تبليغاتي عليه مجاهدين خلق و به
نفع رژيم را آغاز ميکند. رژيم که به مدد عواملش در شوراي حکومتي انتقالي عراق حکمي
سخيف عليه مجاهدين خلق را در جيب دارد اکنون از زاويه اي ديگر به مدد راديو فردا
بستر تبليغي- رواني مناسب را براي سرکوب بيشتر مجاهدين و هموار سازي زمينه اخراج
ايشان از عراق مهيا ميبيند. و درست در همين شرايط  فيلم کوتاه خبري امنيتي با
گويندگاني ناشناخته در مورد روابط مجاهدين خلق و استخبارات عراق از تمامي شبکه ها و
در تمامي بخشهاي خبري کانالهاي صدا و سيماي جمهوري اسلامي بارها پخش مي شود. به
راستي که حيرت  انگيز است اين همنوايي آشکار. در يکسو مردم ايران با نحوه برخورد
خود با زلزله بم به طور غير مستقيم انفکاک خويش را از نظام موجود فرياد ميکنند،
انعکاس اين فرياد خاموش به گونه اي است که حتي سران رژيم را وادار مي سازد تا 3 روز
در منطقه زلزله زده حاضر نشوند، و آنگاه از سوي ديگر، به همان رژيمي که عمق نفرت
مردمي از آن ديگر قابل پرده پوشي نيست براي آشکار سازي روابط پنهان و تخريب ديوار
بي اعتمادي با قلع و قمع و سرکوب مجاهدين چراغ سبز داده مي شود!

   نيازي نيست راديو فردا به خبرنگار خود زحمت تهيه گزارشي عليه مجاهدين خلق را
بدهد، آرشيو اطلاعات جمهوري اسلامي از اين دست گزارشات بسيار آماده و در دست دارد.
باور نداريد به باصطلاح سازمان دفاع از قربانيان خشونت و تروريزم مراجعه کنيد. همان
که توسط دستگاه امنيتي جمهوري اسلامي ساخته شده است و  بسياري از زندانيان سياسي
زندانهاي جمهوري اسلامي پس از رهايي از زندان تا مدت ها براي همکاري با آن تحت فشار
قرار داشته اند. و نيز راديو فردا مي تواند براي درک عمق نفرت مردم ايران از رژيمي
که راديو فردا زيرکانه به ياري اش ميشتابد، از امدادگران و خبرنگاراني که اين روزها
به دليل زلزله بم در ايران حضور دارند وبا مردم ايران رو در رو مواجهند بازپرسد.
خواهد ديد شکاف و نفرت مردم ايران از رژيم موجود نفرتي نيست که به مدد گزارشات
راديو فردا عليه مقاومت مردم ايران رفع و رجوع شود. مردم ايران را با اين نظام کاري
نيست، چه با مجاهدين چه بدون مجاهدين. افتخار مجاهدين خلق تنها آن بوده که حتي براي
لحظه اي از مبارزه با اين رژيم ضد بشري و سراپا فاسد پا پس ننهاده اند. اگر مجاهدين
خلق واهمه اي از جان خويش داشتند هرگز کهکشان شهدا و بيشمار اسراي  ايشان تا
بدينگونه  پر تلالو نبود. و هم از اين رو ايشان را باکي نيست تا ديوار بلند بي
اعتمادي بر سر ايشان خراب شود!.  اگر راديو فردا به زعم خود تلاش دارد براي اعتماد
سازي در روابط ميان جمهوري اسلامي و امريکا اصلي ترين مانع و سد (مجاهدين خلق
ايران) را از سر راه بردارد  و سپس براي اهداف بلندمدت استعماري، ضمن حفظ جمهوري
اسلامي آن را بيمه نيز بکند منعي نيست، ليکن بايد يقين داشته باشد مشکل ديگري نيز
بر سر راه است: مردم ايران اين رژيم را نمي خواهند. آيا راديو فردا پس از مجاهدين
خلق، مردم ايران را زير ضرب تبليغات منفي خود خواهد گرفت؟



دريا هنرمند


--------------------------------------------------------------------------------


   ابليس - شيخ - مرگ





   از دكتر زرى اصفهانى



   از گور خود گريخت

   ابليس- شيخ - مرگ

   هر چند خلق مى انديشيدند

   او مرده است

   در زير گنبد رنگين فتنه ها



   درزير خاك نفرت تاريخ



   و هرگز زجاى نخواهد برخاست



    اين لاشه عفن

   اما

   از گور خودگريخت

   با آن عباى چرك

   و آن كفن پاره



   از زير گنبد مكر و فريب

   از گور خود خزيد

   در صبحگاه سرد جمعه خونين

   در جمعه سياه

   فرعون مرده

   چو طاعون



   بيرون خزيد زتابوت شوم خود

   ابليس- مرگ- شقاوت – شيخ

   -

   بار دگر به خانه مردم شتافت

   در صبحگاه خفته در آغوش شهر بم





   لرزيد

   خاك

   لرزيد

   لرزيد

   و مرگ

   چون قطره ها ى سياه عذاب

    از چشم هاى مرده آن شيخ مرگفام

   بيرون چكيد

   و در كام خود كشيد

   بار دگر

   فرشته معصوم زندگى



   درزير گام هاى عبوسش

   هر جا رسيد

   دها هزار شاخه گل را به خاك ريخت

   اى بم

   اى شهر آفتاب و نخل و عسل

   با گام هاى عنكبوتى اش  اما

    فرعون مرده باز

   از گورها خزيد

    و مرگ

   باريد

   اينك نه زآسمان



   كه ز اعماق سرد خاك



    اى كودكان خفته به تابوت

   اى مادران سوگوار تا به ابد

   اى دلگران و غمزده اى ميهن بزرگ

   تا شيخ را سر مردن نيست

   اين  مرگ را سررفتن نيست



   اين مرده شيخ مظهر ابليس و مرگ

   تا هست

   زندگى و عشق مرده است



   هر بار

   اين روح  مار دوش

    اين شبح ديو نيستى

   از لاشه عفن خود بدر شود

   سوغات او

   به جز از اشك و درد نيست



   تازنده است زير خاك وطن

   اين نماد مرگ

   هرگز گمان مبر كه شبت را سحركنى

   پيراهن سياه غم از تن بدركنى



   ا

   درزير آن عباى چرك

   و  آن كفن پاره

   بار دگر به خاك وطن بذر مرگ بيخت

   دها هزار شاخه گل را به خاك ريخت

   ابليس- شيخ- مرگ

   از گور خود گريخت


--------------------------------------------------------------------------------

اطلاعيه هواداران سازمان مجاهدين خلق ايران- مشهد

با تمامي امکانات از فراخوان رئيس جمهور برگزيده مقاومت مريم رجوي براي کمک به
هموطنان زلزله زده حمايت به عمل مي آوريم.



هموطنان عزيز و دردمند!

گزارش هاي دريافتي از شهر زلزله زده بم و به ويژه روستاي هاي اطراف آن که تا کنون
از سوي رسانه هاي خبري داخلي و خارجي پوشش مناسبي نگرفته اند، حاکي از وخامت لحظه
به لحظه اوضاع به غايت اسفناک مردم بي پناه کشورمان در مناطق زلزله زده مي باشد.
مردم از بي غذايي و دارويي در حال هلاک شدن هستند. سرما بي خوابي و خستگي توان مردم
را گرفته  و خطر شيوع بيماري طاعون همه را به وحشت انداخته است.

در حالي که ارگان هاي حکومتي و به ويژه پاسداران و نيروهاي سرکوب گر رژيم کمک هاي
مردمي و خارجي را به سرقت مي برند، از ارائه‌ي کمک توسط نيروهاي خارجي به مردم نيز
جلوگيري مي کنند.

دختران خردسال و نوجوان از سوي باندهايي فساد وابسته به ملايان دزديده مي شوند تا
به عنوان بردگان جنسي در داخل و خارج کشور مورد بهره برداري قرار گيرند. چيزي که
براي حاکمان مستبد و دزد غارتگر اهميت نداشته و ندارد سرنوشت کشور و مردم مي باشد.
ملايان تلاش مي کنند همان سياستي را پيشه کنند که در مورد زلزله‌ي منجيل و رودبار
عمل کردند. بارها از زبان مسئولان بي کفايت و دزد که خون مردم را در شيشه کرده اند،
شنيده مي شود که ما احتياج به امدادگران داخلي و خارجي نداريم. خودمان تجربه اين
کارها را داريم، ما نياز به پول نقد و امکانات مختلف داريم!

  دريغ از ذره اي کمک و مساعدت به تيم هاي مختلف امدادگر بين المللي مجهز به سگ هاي
زنده ياب. آنها فقط مي توانند زنده ها و مجروحين را نجات دهند که هيچ استفاده اي
براي حاکمان فاسد ميهنمان ندارند و به همين دليل دست رد به سينه شان زده مي شود. در
پي اقدامي جنايت کارانه مقامات رژيم دستور داده اند تمامي دکترها و کادرهاي پزشکي و
امدادگر خارجي منطقه را ترک کنند. آخوندهاي دزد و فاسد تنها به دنبال غارت سرمايه
هاي بين المللي و داخلي اختصاص يافته به امر نجات مردم آسيب ديده و بازسازي مناطق
زلزله هستند.

با توجه به شرح مختصري که رفت در اين لحظات حساس و دردناک، از کليه‌ي کساني که 
نداي ما را مي شنوند مي خواهيم با  استقبال و حمايت از پيام خانم مريم رجوي  کمک
هاي خود را مستقيما يا از طريق کانال هاي مطمئن در اسرع وقت به دست مردم مصيبت زده
بم و روستاهاي اطراف برسانند.

دور نيست روزي که در آن آخوندهاي دزد و فاسد به سزاي اعمال خود برسند. بدون شک آن
روز از آتش خشم مردم رهايي نخواهند يافت.

هواداران سازمان مجاهدين خلق ايران- مشهد                 شنبه ?? دي ماه ????


Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#291 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Mon Jan 5, 2004 8:50 pm
Subject: NL0501 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
سوءاستفاده?هاى ضد انسانى وزارت اطلاعات رژيم آخوندى از خانواده?هاى مجاهدين

اطلاعيه شماره 3


همچنانكه در اطلاعيه شماره 2 سازمان مجاهدين خلق ايران مورخ 12 دى ماه آمده است
دادستاني, وزارت اطلاعات و ديگر ارگانهاى سركوبگر رژيم آخوندى دور جديدى از توطئه و
اعمال فشار بر خانواده هاى مجاهدين را آغاز كرده اند كه هدف آن زمينه سازى براى
استرداد مجاهدين است. موضوعى كه هفته هاى گذشته بارها از سوى خاتمى از آمريكا
درخواست و  با انزجار گسترده بين المللى و مخالفت گسترده مردم عراق و همچنين مخالفت
دولت آمريكا مواجه شده است. به همين منظور وزارت اطلاعات چندين اكيپ از مزدورانش را
به همراه تعدادى از خانواده هاى مجاهدين به عراق اعزام كرد. خانواده هاى مجاهدين پس
از ديدار با فرزندانشان و آشكار شدن دروغهاى مافياى ترور و جاسوسى رژيم آخوندي,
بخشى از جزييات اين توطئه را كه خود از نزديك شاهد بوده اند,  افشا نمودند. در
اطلاعيه شماره 2 پاره اى از اين جزييات منتشر شد. ذيلا وجوه ديگرى از اين توطئه
باطلاع همگان مى رسد:

1.         شمارى از خانواده ها, توسط وزارت اطلاعات از تهران و استانهاى خراسان,
فارس, مازندران, گلستان و لرستان به شهر مرزى مهران اعزام شدند. اين اكيپها در
وزرشگاه اين شهر توسط چند مأمور وزارت اطلاعات بنامهاى حسيني, حسين فرقاني, هاشمى و
خزايى در رابطه با سفر خود به عراق توجيه شدند.

2.                 مأموران اطلاعات براى اينكه خانواده ها را وادار به سفر به عراق
در اكيپهاى مزبور نمايند به آنها گفته اند مجاهدين چيزى براى خوردن ندارند, در
وضعيت روحى بسيار بدى بسر مى برند, لباسهاى فرمشان را گرفته اند و وسايلشان را مى
فروشند كه غذاى خود را تامين كنند. همچنين به خانواده ها تأكيد شده بود ممكن است
فرزندانشان به آفريقا فرستاده شوند و اگر تاخير كنند اصلاً فرصت ديدار با آنها را
نخواهند داشت. از خانواده ها تعهد گرفته اند كه بايد به فرزندانشان بگوييد رژيم عفو
داده است و مى توانند بدون هيچ مشكلى به ايران برگردند.

3.            وزارت اطلاعات همچنين به خانواده ها دستور داده است در مقابل مقر ملل
متحد عليه مجاهدين تظاهرات كنند و بگويند ما مى خواهيم فرزندانمان را به ايران
برگردانيم. بعد ازتوجيهات اوليه پلاكاردهاى تهيه شده براى تظاهرات به 5 سراكيپ كه
مأمور وزارت اطلاعات بودند, تحويل شده بود. وظيفه?ى اين مأموران كشاندن خانواده?ها
به مقابل سازمان ملل است. مأموران خانواده?ها را با شانتاژ و تهديد مجبور مى كنند
كه به دستورات آنها عمل كنند.

4.             دستورالعمل وزارت اطلاعات براى سراكيپها و مأمورانى كه به همراه
خانواده ها به عراق اعزام شده اند به شرح زير است:

·  خانواده??ها اعم از اينكه با فرزندان خود ديدار بكنند يا نه، بايد در بغداد
«عليه مجاهدين تظاهرات» كنند و «حداكثر انرژى بايستى براى تظاهرات در بغداد گذاشته
شود».

·  بايد «حداكثر استفاده را از تصميم شوراى حكومتى عراق به عمل آورد...اين سفر فرصت
نهائى» است. خانواده?ها را تشويق كنيد كه مسئله بازگشت را با فرزندان خود، «به طور
مطلوب» مطرح كرده و به آنها بقبولانند.

5.          وزارت اطلاعات از اين پروژه رذيلانه تحت عنوان «بمباران مجاهدين توسط
خانواده ها» اسم برده و گفته است اين پروژه را آن قدر ادامه خواهد داد تا زمينه را
براى بازگرداندن مجاهدين به ايران فراهم كنند.

6.         شمارى از مزدوران عراقى رژيم آخوندى در شهر مهران با اكيپهاى وزارت
اطلاعات همراه مى شوند تا در كربلا و نجف و بغداد آنها را راهنمايى كنند. برخى از
اين مزدوران عراقى به زبان فارسى مسلط هستند. خانواده هاى مزبور و مأموران وزارت
اطلاعات در بغداد براى اينكه براى نيروهاى ائتلاف لو نروند بصورت انفرادى به هتل مى
روند

7.       خانواده هاى مجاهدين, عموما در قرارگاه اشرف، وقتى با فرزندان خود مواجه و
متوجه مى شدند همه تبليغات رژيم آخوندى دروغ محض است, مات و مبهوت شده و سجده شكر
به جاى مى آوردند و به سركردگان سفاك و دجال رژيم لعن و نفرين مي?كردند. آنها عموما
مى گفتند از اينكه فرزندانشان به مجاهدت در راه آزادى و رهايى ميهن اسيرشان اشتغال
دارند, مفتخر و مغرورند و بسيارى از آنها كتبا از سازمان مجاهدين خلق ايران تشكر و
تقدير نمودند. اين خانواده ها از نقاط مختلف قرارگاه اشرف, قطعه مرواريد, مزار
شهيدان سرفراز سازمان مجاهدين خلق ايران و موزه شهداى انقلاب نوين مردم ايران ديدن
كردند.

سازمان مجاهدين خلق ايران با تأكيد بر اينكه قرارگاه اشرف نه تنها به روى خانواده
هاى مجاهدين بلكه به روى همه ايرانيان باز است از كليه مجامع بين المللى درخواست
مي?كند تا مسئله سوءاستفاده رذيلانه رژيم جنايتكار و ضدبشرى آخوندى از عواطف
خانواده ها را مورد توجه قرار داده و اين اقدام شنيع رژيم را كه همراه با ماهها
فشار و تهديد و ارعاب صورت مى گيرد, به عنوان يك نمونه بارز نقض حقوق بشر در ايران
محكوم و افشا نمايند.



سازمان مجاهدين خلق ايران

14 دي1382 (4 ژانويه2004)



--------------------------------------------------------------------------------


تكرار درخواست رژيم از آمريكا براى تحويلدهى مجاهدين

  از زبان آخوند حسن روحانى

مصاحبه سى.ان.ان. با حسن روحانى

  تلويزيون سى.ان.ان, 14/10/82« كسرى ناجى خبرنگار سى.ان.ان در ايران:   روز مارى
دقايقى پيش مصاحبه اختصاصى با آيت الله حسن روحانى داشتم. او در راس شوراى عالى
امنيت ملى در ايران مى باشد.  او يكى از آيت الله و شخصيت هاى  ارشد در اينجا مى
باشد. من از او پرسيدم كه چرا ايران پيشنهاد دولت بوش را رد كرده است. او گفت, دولت
ايران بايد بر طبق گفته خود او, شرايط اجتماعى و همچنين منطقه اى  را براى اين
ديدار  مورد بررسى قرار مى داد و همچنين بررسى مى كرد كه آيا چنين ديدارى سودمند
است يا خير كه در انتها تصميم گرفت زمان براى چنين ديدارى مناسب نمى باشد. اين چيزى
بود كه او گفت. در مورد رابطه ميان 2كشور البته حضور تيم بزرگ نجات آمريكا در
اينجا, يك تيم 82عضوه در اينجا منجر به گمانه زنى هاى شده است كه وجود اين تيم 
ممكن است موجب آب شدن يخ ميان 2كشور2ايران و ايالات متحده شود. من از او در اين
رابطه سئوال كردم و او گفت:
حسن روحانى:  همه مردم جهان و دولت ها ابراز همبستگى كردند و تسليت گفتند, ما از
آنها تشكر مى كنيم. در مجموع چنين ابراز احساسات, تسليت و همبستگى مى تواند در
رابطه بين ملتها زيبايى را بيافريند. اما در هر صورت كيس سياسى ميان ايران و ايالات
متحده پيچيده است و ما فكر مى كنيم كليد حل اين مسئله در دست آمريكا مى باشد. آنها
مى توانند اين مسله را با برداشتن گامهاى عملى مثبت حل كنند.

كسرى ناجى: روز مرى, كارى كه او مى خواهد آمريكاييان انجام دهند, گام مثبت عملى كه
او به آن اشاره مى كرد, اساسا او منظورش به قول خودش تروريستهاى مى باشد كه  در مرز
ايران قرار دارند. او به مجاهدين خلق اپوزيسيونى كه در عراق مستقر هستند, اشاره مى
كرد. او مى گويد آمريكا مى داند كه اين افراد تروريست و قاتل هستند و مى گويد
بعنوان اولين گام مثبت عملى, ايالات متحده بايد اين افراد را به دولت ايران تحويل
دهد.

روزمرى گوينده سى.ان.ان: كسرى به موضوع  رد هيات نوع دوستانه ايالات متحده توسط
ايران بر مى گرديم. ديروز گزارشاتى بيانگر اين بودند, مقامهاى ايرانى گفته  بودند
در حاليكه اين هيات را در حال حاضر رد مى كنند, ممكن است بعدا چنين ديدارى تقبل
كنند. آيا او در هنگامى كه با تو صحبت مى كرد چنين موضوعى را روشن ساخت.

كسرى ناجى: نه او اشاره اى به اين موضوع نكرد. او فقط گفت, اساسا زمان چنين ديدارى
درست نيست. او به شرايط منطقه اى اشاره مى كرد. معتقدم  او درباره سياست عام در
منطقه صحبت مى كند. او به  بحران عراق, شرايط خاورميانه و نيز شرايط اجتماعى اشاره
مى كند. من تصور مى كنم او به شرايط بم و كل فاجعه اشاره مى كند».



--------------------------------------------------------------------------------


مصاحبه راديو بى.بى.سى 4 با فيروز محوى

عضو كميسيون خارجه شوراى ملى مقاومت

راديو بى بى سى

تاريخ : يكشنبه 4 ژانويه



گوينده : صبح بخير فيروز

فيروز : صبح بخير

گوينده :  يك خبرى امروز  بود از شهر  بم  كه يك پيرزن 90 ساله  بعد از 8  روز زنده
از زير آوار بيرون كشيده شد. آيا اين به شما اميدى مى دهد؟

فيروز : بله طبعا خوشحال كننده است ولى متاسفانه بسيارى از مردم ما به خاطر سرماى
شديد در اين چند روز كه زير آوار مانده بودند جان سپرده اند. ما خيلى از شنيدن
اخبار تكان دهنده درباره تعداد بالاى تلفات اين زلزله شوكه شده ايم و تخمين زده مى
شود كه 70000 جان خود را از دست داده باشند. كارى كه ايرانيان در تبعيد سعى كرده
اند كه بكنند اين بوده كه بازماندگان اين قربانيان را كمك مادى  كنند به جاى اينكه
در مراسمى كه توسط رژيم سازمان داده مى شود شركت كنند.

گوينده  : مى توانيد درباره وضعيت شهر بم با ما توضيح دهيد؟

فيروز : بله شهر بم در جنوب شرقى ايران و در 1000 كيلومترى پايتخت تهران است. يك
شهر تاريخى بوده كه سالها مركز بازرگانى و تجارت بوده است.

اين البته مربوط به دوران گذشته است ولى اكثر مردم در ساختمان هاى گلى زندگى مى
كنند يا بهتر بگويم زندگى مى كردند چون دولت كوچكترين اقدامات  پيشگيرانه اى  را
انجام نداده بود بخصوص كه شهر بم در منطقه زلزله خيز مى باشد. با اينكه درآمد نفتى
بالاى 350 ميليون پوند است, استاندارد هاى زندگى در بم مثل ساير نقاط ايران در 25
سال گذشته بسيار پايين آمده است و باعث شده كه مردم در قبال اين زلزله ها بسيار
آسيب پذير بشوند. بيشتر بودجه براى مصارف نظامى و صدور تروريسم اختصاص داده  مى شود
به جاى اينكه براى ساختن ساختمان هاى سيمانى و مدرن مصرف شود.

گوينده: چه اقداماتى براى جمع آورى كمك به قربانيان انجام شده است ؟ آيا صندوق پول
براى گرفتن كمك مالى درست شده است ؟

فيروز : بله ما صندوق هاى مختلفى براى جمع آورى كمك مالى تاسيس كرده ايم. مشكل اين
است كه كمك خارجى معمولا فقط 10 درصد آن هم به دست قربانيان نمى رسد و توسط رژيم
حيف و ميل مى شود . براى همين است كه رئيس جمهور منتخب مقاومت ايران خانم مريم رجوى
خواستار نظارت مستقيم سازمان ملل و صليب سرخ براى توزيع كمك هاى بين المللى به
قربانيان زلزله در بم شده است.  امشب نيز  جامعه مسلمان ومسيحى ايرانى در لندن در
كليساى كرايست در خيابان برنت, ساعت 8 شب مراسمى خواهند داشت و كمك مالى براى
خانواده هاى قربانيان زلزله جمع خواهند كرد كه هر كسى خواست مى تواند بيايد.

گوينده : درباره موضع پرزيدنت بوش در قبال ايران بعد از زلزله  و همكارى ايران بر
عليه جنگ بر عليه تروريسم چى مى گوييد ؟

فيروز : به نظر من ما يك ديكتاتورى معمولى درايران نداريم بلكه يك رژيم مذهبى داريم
كه مروج شماره يك تروريسم است. اين يك رژيم بنيادگرا است و دنبال نفرات مدره و
اصلاح طلب گشت در اين رژيم وقت تلف كردن مى باشد.  سياست درست اين است كه يك سياست
قاطعى داشته باشيم و  براى يك انتخابات آزاد براى تغيير رژيم تلاش كنيم. تجربه دو
دهه گذشته نشان داده است كه اگر شما به آخوند ها يك اينچ بدهيد, آنها يك مايل
درخواست خواهند كرد. اگر شما مى خواهيد بر عليه تروريسم بجنگيد, اگر مى خواهيد كه
آخوند ها نقض حقوق بشر را پايان بدهند بخصوص برعليه زنان, اگر مى خواهيد كه آخوند
ها صدور تروريسم و بنياد گرايى به ساير نقاط جهان را متوقف سازند, تنها راه  اين
است كه در برابر اين رژيم محكم ايستاد و اين تجاوزات  را محكوم كرد.  در غير
اينصورت نتايج اسفناكى در جنگ بر عليه تروريسم و براى جهان آزاد وجود خواهد داشت.

گوينده :مى دانم كه شما از سالهاى 80 در تبعيد بوده ايد. در اين رابطه چه احساسى
دارى ؟

فيروز : طبعا براى من سخت است كه در كشورم و در بين مردم خودم نيستم. ولى حداقل در
تبعيد هم سعى كرده ام كه در جهت برقرارى دمكراسى و احترام به حقوق بشر در ايران
تلاش كنم. براى همين است كه من جزيى از شوراى ملى مقاومت ايران هستم كه يك ائتلاف و
سازمان چترى است و براى من باعث افتخار است كه بالاترين مقام در اين مقاومت را يك
زن عهده دار شده است يعنى خانم مريم رجوى كه به عنوان رئيس جمهور منتخب مقاومت
ايران يك سمبل بردبارى مذهبى و ضدبنيادگرايى مى باشد.

گوينده : شما چه چشم اندازى براى اين اهدافى كه اسم بردى مى بينيد آيا اميدى هست؟

فيروز : به نظرم تنها راه اين است كه ما يك رفراندوم آزاد درايران براى تغيير رژيم
داشته باشيم. خانم رجوى خواهان يك رفراندوم تحت نظر سازمان ملل شده است. اين چيزى
است كه ما هم از آن حمايت ميكنيم و از جامعه بين المللى هم مى خواهيم كه از اين
درخواست براى رفراندوم حمايت بكند چون مردم ايران با چنين تاريخچه اى حقشان نيست كه
اين آخوند ها را در بالاى سر خود داشته باشند بلكه يك دولت دمكراتيك مى خواهند كه
به حقوق بشر احترام بگذارد. تنها راه براى صلح دائم و ثبات در منطقه و در ايران اين
است كه آخوند ها را وادار به پذيرش چنين رفراندومى بكنيم..

گوينده :. مرسى  فيروز كه وقت خود را براى اين مصاحبه گذاشتيد.

اين فيروز محوى بود عضو كميسيون خارجى شوراى ملى مقاومت ايران .



--------------------------------------------------------------------------------




Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#292 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Tue Jan 6, 2004 8:28 pm
Subject: NL0601 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
--------------------------------------------------------------------------------


دست اول هاي تاريخ

(كاوه فروزان)

خانم ها, آقايان!

شما ناگزيريد ببينيد.

رقت قلبتان را مي شناسم

و دركتان مي كنم.

صادق خلخالي را نتوانستيد ببينيد,

آن هنگام كه گلوله را در شقيقهٌ پسركي شليك كرد

تا ديگر هرگز نشريه مجاهد بدست نگيرد.

محمدي گيلاني را نديديد

آن هنگام كه فرمان قتل فرزندانش را نوشت,

تا خميني از آواي آزادي در هراس نيفتد.

قدوسي را نديديد

آن هنگام كه خون نه سالگان تا نود سالگان را مباح كرد.

تا كسي ديگر نام مجاهد را تلاوت نكند.

خانم ها, آقايان!

شما ناگزيريد ببينيد

دختركان باكره را نديديد

آن هنگام كه با پاسداران خميني هم بسترشان كردند

تا دروازه هاي بهشت را برويشان ببندند.

لاجوردي را نديديد

آن هنگام كه پيكر بيجان اشرف را لگد مي كوبيد

تا به كودك شيرخواره اش فوتبال بياموزد.

سعيد سلطانپور را نديديد

آن هنگام كه بر سفرهٌ عقد خونش جاري شد

تا شاعران شيوهٌ مجرد شدن را دريابند.

حسين نقدي را نديديد

آن هنگام كه در دم و در جوار پاپ اعظم كشتندش

تا به عيساي مسيح خاطرنشان كنند كه ديگر عشق نورزد.

كاظم رجوي را نديديد

آن هنگام كه در سوئيس به رگبارش بستند

تا مناديان حقوق بشر

از دغدغهٌ تقبيح خميني فارغ بمانند.

شاپور بختيار را نديديد

آن هنگام كه در پاريس سرش را بريدند

تا تجربه كنند كه كارد ميوه بري چندان هم كند نيست.

قاسملو را نديديد

آن هنگام كه در وين گلوله بارانش كردند

تا هواداران مسالمت

روش تفاهم در عصر پسامدرن را درك كنند.

پروانه فروهر را نديديد

آن هنگام كه پستانهايش را بريدند

تا به پزشكان خاطر نشان كنند

جراحي بدون بيهوشي كم هزينه تر است

محمد مختاري را نديديد, جعفر پوينده را نديديد,

زهرا كاظمي را نديديد

هزار, ده هزار, صدهزار, صدها هزار.... نديديد

امروز اما خانم ها, آقايان!

ناگزيريد ببينيد

امروز باروهاي بغداد را فرو مي ريزند

فردا دمشق, امان و بيروت

.... و پس فردا, خانم ها , آقايان!

از بيروت تا پاريس راهي نيست

نه, نه, فكر بد نكنيد

هيتلر تمام نمي شود,

حاكمان تهران دست اول هاي تاريخند.



24دسامبر2003 شب تولد عيساي مسيح


--------------------------------------------------------------------------------

در پاسخ به فراخوان خانم مريم رجوى

به كمك زلزله زدگان بم بشتابيم

   از طبس تا بم

   دوستان, هموطنان عزيز, هواداران مقاومت

  ميهن ما در اندوه ماتمى بزرگ سوگوار است. جور و ستم آخوندى از يك سانحه طبيعى,
فاجعه اى بزرگ براى هموطنانمان در بم ساخته است. حاكمان ستمگر, كه جز به منافع خود
نمى انديشند, اين بلاى خانمانسوز را نيز نعمتى خدادادى به حساب آورده و از اين فرصت
براى پركردن جيبهاى خود كمال استفاده را مى كنند.
در چنين شرايطى و با وجود چنين حاكميتى, دردهاى قربانيان اين فاجعه را چگونه بايد
مرهم گذاشت و نيازهاى واقعى مردم را چگونه بايد پاسخ گفت؟
آيا مردم بم و ساير مناطق آسيب ديده محكوم به سرنوشتى هستند كه رژيم براى آنها را
رقم مى زند؟ آيا بايد نظاره گر اين نابسامانيها و بى عدالتى ها بود و با اين منطق
به ظاهر درست كه «تا اين رژيم بر سر كار است نمى توان هيچ كار جدى به نفع مردم
انجام داد», تنها نظاره گر فجايع بود؟ وظيفه نيروهاى مردمى چيست؟
پاسخ و راه حل, نزد نيروهاى مردمى است. مردمى بودن يا نبودن يك نيرو نيز در چنين
شرايطى محك مى خورد و فاصله حرف تا عمل و ادعا تا واقعيت, به اين ترتيب پر مى شود.
ضمن اين كه پيوند نيروى پيشتاز با مردم خود نيز در چنين شرايطى و با در پيش گرفتن
يك روش مردمى, عميق تر خواهد شد. همچنان كه در جريان زلزله طبس چنين شد و به رغم
حاكميت ستمشاهى كه تمام توان خود را صرف جلوگيرى از حضور نيروهاى مردمى در صحنه و
تماس آنان با آسيب ديدگان زلزله كرده بود, گروههاى مردمى, متشكل از دانشجويان و
ساير اقشار اجتماعى براى كمك به زلزله زدگان به طبس شتافتند, همين گروهها در گام
بعدى به هسته هاى قوى مقاومت و پايه هاى سازماندهى مقاومتهاى مردمى در برابر رژيم
شاه تبديل شدند و سهم عمده اى در مبارزه عليه رژيم ديكتاتورى به عهده گرفتند.
فراخوان خانم مريم رجوى براى كمك به آسيب ديدگان و تصريح بر اين كه پشتيبانان
مقاومت يك ماه از كمك مالى خود به شوراى ملى مقاومت را براى كمك به زلزله زدگان
اختصاص دهند, راهگشايى بزرگى در اين زمينه است.
  كمك به آسيب ديدگان بايد به شيوه مستقل و از طريق ارگانهاى معتبر بين المللى انجام
گيرد. دفاتر شوراى ملى مقاومت در كشورهاى مختلف به همين منظور اقدام به افتتاح
حسابهايى نموده اند.
  هموطنان آزاده, هواداران مقاومت!
مجاهدين و شوراى ملى مقاومت, به رغم درگير بودن در يك نبرد سياسى عظيم با دشمن
خونخوار, كه موجوديت آن را هدف قرار داده است, با تمامى وزن و اعتبار سياسى و بين
المللى خود و با توان تشكيلاتى و سازمانى اش براى يارى رساندن به هموطنان آسيب ديده
به ميدان آمده و تلاش براى كمك رسانى به آسيب ديدگان زلزله را بر دفاع از موقعيت
اعضا و وابستگان خويش در عراق ارجحيت داده است. وظيفه هر فرد و هر نيروى مردمى نيز
در اين شرايط پاى گذاشتن از ميدان حرف و تئورى به صحنه عمل مادى براى يارى رساندن
به هموطنان مصيبت ديده است. همچنانكه در سطور فوق اشاره كرديم ميزان صداقت و مردمى
بودن هر كس و هر نيرو در همين شرايط محك مى خورد.
پس براى كمك به آسيب ديدگان زلزله و پاسخ به فراخوان خانم مريم رجوى به پا خيزيم.
  - با كمكهاى نقدى و غيرنقدى از طريق دفاتر نمايندگى شوراى ملى مقاومت به كمك آسيب
ديدگان زلزله بپردازيم.
  - با شركت در اكسيون هاى مختلف در برابر دفاتر صليب سرخ بين المللى به افشاى نقش
رژيم جنايتكار آخوندى در اين فاجعه ملى بپردازيم.

  باشد كه همچنانكه آخوندها اين سانحه طبيعى را به يك فاجعه ملى بدل كردند, ما نيز
آن را بر سر رژيم جنايتكار آخوندى خراب كنيم و  با سرنگونى اين رژيم ضد بشرى مرهمى
بر زخمهاى مصيبت ديدگان اين فاجعه بگذاريم.
سايت دماوند.

--------------------------------------------------------------------------------



--------------------------------------------------------------------------------

ميـلاد مخـتوم





" مـقاومـت "

به زبان ساده

   مقدمه:

   سعي من در اين نوشتار بر اين است که از زواياي مختلف، نگاهي نقدآميز برپديده "
مقاومت " بيافکنم و برداشت هاي خود را در مورد اين پديده با زباني ساده بيان کنم.
من فکر ميکنم که کلي گويي ها و گنده گويي هاي گزاف از يک سو، و کم گويي ها و بدگويي
هاي خلاف از سوي دگر، باعث بدفهمي ها و سؤتفاهم هاي بسياري در مورد مفهوم " مقاومت
" در بين ايرانيان ، بخصوص در بين ايرانيان ساکن در خارج از کشور، گرديده است. در
نظرگاه برخي، مقاومت آنچنان کار سخت، طاقت فرسا و خطرناکي است که تنها قهرمانان
قادر به انجام آن هستند؛ برخي ديگر مقاومت را ساده لوحانه، وقت گير و بي تأثيرمي
پندارند و حاضر نيستند وقت خود را در اين راه تلف کنند. بدينگونه است که بسياري
نيروهاي مردمي در امر پيشبرد مبارزه با رژيم خونخوار جمهوري اسلامي، يا به کار
گرفته نميشود و يا از سر ندانم کاري به هدر داده ميشود. يک روشنگري شفاف در
اينمورد، همراه با تلاش براي گسترش وتداوم اين روشنگري در بين ايرانيان خارجه نشين،
بساط شيادي آخوندها و شبهه آخوندهاي صادراتي آنها را در خارج از ايران تا حد زيادي
برخواهد چيد و روز رهايي را نزديکتر و ملموس تر خواهد کرد….




   ?. مقاومت چيست ؟



   مقاومت قبل از هر چيز يک ارزش است؛ پاسخي مشخص به ضرورتهاي خاص يک مرحله تاريخي
براي يک دوره گذرا و براي رسيدن به يک هدف مشخص. در ابتدا مقاومت ارزشي است که توسط
انسانهاي معدودي آفريده مي شود و بعنوان يک وسيله براي رسيدن به هدف بکار گرفته
ميشود. اما در مراحل بعدي و تا رسيدن به هدف، مقاومت رشد ميکند، تبديل به فرهنگي
پويا و گسترده مي شود، همه چيز را در پرتو خود قرار مي دهد و بالاخره اين مقاومت
است که هويت انساني آفرينندگان خود را تعريف مي کند. در اينجا ديگر نميتوان فقط از
وسيله اي براي رسيدن به هدفي خاص سخن گفت، زيرا مقاومت در برابر ستم تبديل به ملاک
و معيار سنجش و ميزان حقانيت همه پديده هاي همعصر خود گرديده است.

   به ساده ترين زبان اما، ميتوان گفت که مقاومت يعني " نه "، " نه گفتن " به هرآنچه
واقعي است ولي ناحق. و از آنجا که در روي اين کره خاکي هيچ پديده اي مطلق نيست ( و
به همين سادگي ميتوان دريافت که هيچ چيز مقدسي روي کره زمين وجود ندارد )، مقاومت
هم نسبي است، يعني انتخابي است پويا که در بستر زمان جاري است.



   ?. انواع مقاومت



   مقاومت مجموعه اي است که دو زيرمجموعه اصلي دارد؛ يکي از نوع " مقاومت
سازمانيافته تشکيلاتي " و ديگري از نوع " مقاومت غير تشکيلاتي پراکنده ". مقاومت
سازمانيافته، همانطور که از اسمش پيداست، نياز به تشکيلات،( از نوع انجمن، گروه،
کانون، سازمان، حزب، جبهه و ...)، دارد و ابعادش محدود است و التزام آور است.
مقاومت غير تشکيلاتي اما در ابعاد گسترده و در روند زندگي روزمره شکل ميگيرد. اين
دو زير مجموعه با همديگر اشتراک دارند و در ارتباط مداوم به سر ميبرند. در شرايطي
که ابعاد مقاومت سازمانيافته، در اثرارتباطات گسترده و سازنده و مؤثر، بزرگ و
بزرگتر شود، ميتوان از يک " جنبش مقاومت سراسري " سخن گفت. عاليترين شکل تبلور و
بلوغ سياسي يک جنبش مقاومت سراسري ، يک " ائتلاف سياسي ازهمه نيروهاي آزاديخواه "
براي رهبري مبارزه و رسيدن به اهداف مشخص جنبش ميباشد.



   ?. انگيزه گزينش مقاومت



   هيچ انساني از سر اجبار به مقاومت روي نمي آورد.در برابر گزينه مقاومت، درتمام
مکان ها و همه زمان ها، گزينه ديگري هم وجود دارد. در واقع همه تصميم گيريهاي انسان
در طول زندگي به نوعي تحت الشعاع انتخاب بين " مقاومت " يا " تسليم " است. اعمال
زور، خفقان، سرکوب و سانسور از جانب حاکمان ستمگر تنها يک روي سکه سياه استبداد
است، روي ديگر اين سکه متأسفانه رايج، گردن نهادن و تسليم و پذيرش ظلم از جانب توده
هاي محکوم است. اگر " مقاومت " بعنوان يک گزينه ممکن، جذاب و با سرانجام در معرض
ديد مردم قرار بگيرد، آنگاه کمر لشکر" تسليم " بدون شک شکسـته خواهـد شد. وجود
نابرابري و تبعـيض و ستم در هـر جامعه اي، انسـانها را به انتخاب آگاهانه " مقاومت
" فرامي خواند. از ديد من، تمام کساني که از جهنم آخوندي گريخته اند، با هر مرام و
عقيده و مسلکي، گزينه " مقاومت " را برگزيده اند و ميتوانند درون زيرمجموعه "
مقاومت غير تشکيلاتي پراکنده " در راه سرنگوني استبداد مذهبي حاکم بر ايران اقدامات
ارزشمند و مؤثري را انجام دهند. بنابراين تمام ايرانياني که رژيم جمهوري اسلامي
حاکم بر ايران را رژيمي ضد بشر و مستبد ميدانند و خواهان سرنگوني آن هستند،
ميتوانند با مقاومت پيگير روزمره، ضربات اساسي بر پيکر رژيم آخوندي وارد کنند.



   ?. چه ميتوان کرد ؟



   ايرانياني که درايران زندگي ميکنند، به هزار طريق و درموارد بسيار، حتي با به خطر
انداختن جان و مال، مخالفت خود را با رژيم نشان داده و ميدهند. نشان دادن روش هاي
عمده و مؤثر مبارزه در سطح استراتژي و تاکتيک را واگذار ميکنم به گروه هاي بيشمار
اپوزيسيون که بر سر" انقلابي ترين شعارها را دادن"  و يا سخنراني هاي آنچناني تحت
عنوان هميشگي " چه بايد کرد؟ "، با هم مسابقه گذاشته اند ولي از صحنه عمل به کل
بدورند. مخاطبان اين نوشتار همه ايرانياني هستند که در خارج از ايران زندگي مي کنند
وخواهان سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي هستند. ما ميتوانيم در جريان زندگي روزمره ، با
کردار مسئولانه و آگاهانه، به تماميت رژيم پوسيده آخوندي " نه " بگوييم و با عمل
کردن به اين " نه " ريشه هاي رژيم را سست کنيم.



   ?.?. بايکوت اقتصادي رژيم



   ايراني مخالف رژيم در خارج از کشور ميتواند با عدم خريد محصولات صادراتي جمهوري
اسلامي از ريختن ارز به کيسه ملايان جلوگيري کند. مصرف کنندگان عمده صادرات غير
نفتي رژيم در بازارهاي اروپا و امريکا ايرانيان تبعيدي هستند. در فروشگاه هاي
ايراني، که مثل قارچ در کوچه پس کوچه هاي اروپا و امريکا روييده اند، از شير گنجشک
تا تخم آدميزاد را ميتوان يافت و بخش اعظم اين محصولات هم دا راي مارک " محصول
جمهوري اسلامي ايران، مخصوص صادرات " ميباشند. آيا هرگز فکرکرده ايد که آخوندهاي
خونخوار با پول فروش اين محصولات صادراتي به من و شما چه کار ميکنند؟ من بدون
کوچکترين شک يقين دارم که اين پول ها براي تداوم و افزايش سرکوب و شکنجه و تجاوزبه
حقوق انساني ايرانيان دربند بکار گرفته ميشوند. در طرح بودجه سالانه اين رژيم،  روي
درآمد چندين ميليارد دلاري حاصل از فروش صادرات غير نفتي حساب شده است. ما ميتوانيم
با يک بايکوت مسئولانه محصولات صادراتي جمهوري اسلامي ( ازپسته رفسنجان، پنير
دامغان و رطب مضافتي بم گرفته تا ترشي مهرام، کله پاچه مامانم اينا و سوهان قم و
هزار و يک نوع کوفت و زهرمار ديگري که آخوندها و آخوندزاده ها توي قوطي کنسرو کرده
و بدين طريق حوزه چپاول خود را گسترش داده اند )، لااقل بخشي از حسابهاي آخوندهاي
جاني را باطل کنيم. پس يادمان باشد:



   ايراني آزاده محصولات صادراتي جمهوري اسلامي را بايکوت ميکند.

   آري، به همين سادگي ميتوان مقاومت کرد.



   ?. ?. بايکوت فرهنگي رژيم



   آيا هيچ ايراني آزاده اي را ميشناسيد که حاضر باشد، بعد از اينهمه جنايات و خيانت
هاي بيشمار رژيم جمهوري اسلامي در حق مردم ايران، داوطلبانه پاي منبر آخوندها
بنشيند؟ اما هزارها ايراني ساکن خارج کشور، دانسته يا نادانسته، ساعتها وقت خود را
پاي " منبر ماهواره اي آخوندها " روي شبکه ديجيتال سپري ميکنند! آخوندها بيخود
اينهمه هزينه صرف راه اندازي شبکه هاي ماهواره اي مخصوص ايرانيان تبعيدي نمي کنند،
آنها دارند به طرح هاي شيادانه رئيس جمهورشان خاتمي، اين شاگردک خلف بهشتي، براي
تبديل معاند به مخالف ومخالف به منتقد و منتقد به موافق، با پشتکار جامه عمل
ميپوشانند. با بايکوت کانال هاي ماهواره اي جمهوري اسلامي مي توان به کل نظام قرون
وسطايي آخوندها " نه " گفت. پس يادمان باشد:



   آنتن هاي ماهواره اي خود را به سمتي بچرخانيد که آلوده وجود منحوس آخوندها نباشد.
آري، به همين سادگي ميتوان مقاومت کرد.



   همانطور که در ابتدا اشاره کرده ام، اين نوشتار تنها دربرگيرنده برخي از امکانات
فراواني است که هر ايراني تبعيدي با بکارگيري آنها ميتواند قدمي، هر چند کوچک، در
جهت سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي بردارد. بديهي است که درجه تأثيرگذاري اين اقدامات،
وابستگي مستقيم با ميزان گستردگي آنها و پشتکار تک تک ما دارد. درهمين راستا
پيشنهاد ميکنم که سايت هاي اينترنتي ايراني در صفحه اول خود تحريم همه جانبه و
بايکوت اقتصادي و فرهنگي جمهوري اسلامي را بطور مدام تبليغ کنند.



    ناگفته پيداست که وجود و بالندگي يک " مقاومت سازمانيافته " براي سرنگوني رژيم
جمهوري اسلامي امري ضروري و مبرم است، بخصوص در شرايط بغرنج کنوني که رژيم  در تلاش
است تا روي جاده عقب نشيني، آشکارا دم خود را به دم استعمار گره بزند واز يک سو سر
جنبش مقاومت را زيرآب کند واز سوي ديگر سرنگوني محتوم خود را به تعويق بياندازد.
محيط زندگي خود را از هرآنچه نشان از رژيم پا به گور جمهوري اسلامي دارد، بزداييد و
به ياري جنبش مقاومت سراسري بشتابيد.



   ميـلاد مخـتوم

   ? ژانويه ????


Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#293 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Wed Jan 7, 2004 9:51 pm
Subject: NL0701 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
فشار همه جانبه آخوندها براي استرداد مجاهدين

     همزمان با گسترش اعتراضات جهاني عليه توطئة آخوندها براي استرداد و اخراج
مجاهدين, رژيم آخوندي تشبثات خود را براي استرداد مجاهدين و قتل عام آنها افزايش
داده است.

     در جريان سفر اخير جرمي گرين استاك نماينده ويژه انگلستان در عراق به ايران,
موضوع استرداد و اخراج مجاهدين اصلي ترين درخواست رژيم آخوندي از وي بود. بنحوي كه
وي در كنفرانس مطبوعاتي خود درباره موضوع مجاهدين گفت: «نمي‌خواهم وارد جزييات شوم،
چرا كه در اين مورد حساس، چيزي تنظيم نشده است». وي افزود اين آمريكاييها هستند كه
«كنترل و نگهداري مجاهدين را در عراق به عهده دارند»(خبرگزاري حكومتي 16دي1382).

     روز دوشنبه آخوند روحاني دبير شوراي عالي امنيت رژيم علت نپذيرفتن هيأت
انساندوستانه آمريكايي را ناكافي بودن اقدامات آمريكا توصيف كرد و گفت: «آمريكا مي
تواند با گامهاي عملي و مثبت  مسائل فيمابين را حل كند....يك قدم مثبت اين است كه
مجاهدين را كه در عراق هستند تحويل ما بدهد». اظهاراتي كه برملا كننده عمق خباثت و
ماهيت ضد بشري رژيمي است كه كمك رساني به زلزله زدگان كه هر روز شمار بيشتري از
آنان جان مي دهند را در گرو تحويل گرفتن مخالفان و قتل عام آنان مي داند.

     همزمان سردژخيم يونسي وزير اطلاعات ملايان گفت: «آمريكا به‎ دنبـال مكـانـي‎
امـن‎ بـراي‎ انتقال مجاهدين‎ اسـت‎, اما جمهوري‎ اسلامي‎ ايران‎ به‎ صـراحـت‎
اعـلام‎ مي‎كند: هر كشوري‎‎ كه‎ اعضاي‎ منافقيـن‎ را بپذيـرد, دشمن‎‎ دولت‎‎‎ و ملت
ايران است». به اين ترتيب سركرده مافياي تروريسم و جنايت رژيم آخوندي كه رؤياي قتل
عام مجاهدين را در سر مي پروراند, بوضوح با حربه تروريسم به شانتاژ و باج گيري از
ديگركشورها روي مي آورد.

     ديروز نيز خبرگزاري رژيم به نقل از خاتمي گفت: «عدم اعتماد به آمريكا تنها
زماني تقليل خواهديافت كه تهران شاهد اين باشد نشانه هاي مثبت ادامه دارند و يك
تغيير واقعي سياست آمريكا در قبال ايران را ترسيم مي كنند».

     مقاومت ايران توجه دبيركل, شوراي امنيت و كميسيون حقوق بشر ملل متحد و ارگانهاي
بين المللي مدافع حقوق بشر بويژه صليب سرخ بين المللي را به نيات شوم و تلاشهاي
خبيثانه رژيم آخوندي براي اخراج و استرداد مجاهدين كه نقض آشكار معاهدات بين المللي
بويژه كنوانسيونهاي ژنو مي باشد جلب مي كند.

     دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران

     17دي 1382 (7ژانويه2004)


--------------------------------------------------------------------------------


http://www.mojahedin.org/nMojahed/nashriehMojahed638.html?http://www.mojahedin.o\
rg/nMojahed/nashriehMojahed638.html=http://www.mojahedin.org/nMojahed/nashriehMo\
jahed638.html

--------------------------------------------------------------------------------

زهي شرف و افتخار...

اميد اميدى - تهران



زهي شرف و افتخار...



چند روزيست "مقاله ايران فردا" محور بحثهاي مقاومت گشته است. البته نه اينکه من
بخواهم پاسخي به مهملات آخوندهاي خارجه نشين بدهم و نه اينکه اصولا چنين مهملاتي را
شايسته پاسخگويي مي دانم چرا که وقت يک فرد انقلابي بسيار با ارزش تر است که صرف
جواب دادن به تراوشات مغز عليل افرادي همچون سعيد امامي و "نايب بر حقش" يونسي
گردد. اما برخي نکات بر آنم داشت تا به بهانه اين "مقاله نما" چند سطري بنگارم...



حدود يکسال است که ما و مقاومت خونفشانمان مقطع سخت و توانفرسايي را سپري مي کنيم.
وضعيت بحراني مجاهدين در عراق هرچند تمام ما را نگران ساخته – نگران تاريخ و
خلقمان، نگران ارتش آزادي بخشمان، نگران تک تک رزمندگان دلبندمان و به ويژه نگران
سردار و سالارمان، مسعود نازنينمان – اما واقعيت اينست که بروز چنين تنگنايي دقيقا
در جهت حرکت قانونمند تاريخ است. جدا خودتان را بگذاريد جاي استعمار! آيا ممکن است
استعمار به نيرويي که در طول حدود چهار دهه از حيات پرافتخارش ذره اي از مواضع
ضدامپرياليستي خود کوتاه نيامده – هرچند اين مواضع در کشاکش سهمگين بيست و پنج ساله
با ارتجاع هار و خون آشام مذهبي گاه در پرتو مواضع ضد ارتجاعي سازمان، قدري کمرنگتر
شده – اجازه فعاليت و ريشه کن کردن بساط حکومت آخوندي را دهد؟ آيا استعمارگران مي
پذيرند که در مقابل چشمشان، فرزندان صديق مصدق، جانشينان کاشاني را از اريکه قدرت
بزير کشند؟ تشکيل حکومتي ملي و مردمي دهند. نفت و منابع خدادادي خلقمان را از
تاراجشان به در برند. که اگر چنين باشد براستي بايست در استواري مجاهدين بر مواضع
خود شک نمود. اما استعمار و ارتجاع اصالت و استقلال مجاهدين را بهتر از هر کس مي
شناسند. تاريخ تکرار مي شود! ديروز استعمارگران مانع دکتر مصدق شدند، و امروز مانع
مسعود رجوي مي شوند. ديروز مخالفان رنگارنگ دکتر مصدق راديو بي بي سي را وسيله لجن
پراکني عليه او قرار داده بودند و امروز راديو فردا عليه مجاهدين گوشخراش ترين زوزه
ها را سر مي دهد. چه غم! زهي شرف و افتخار بر اين صلابت و پايمردي! مجاهدين بارها
در طول تاريخ از چنين تنگه هايي به يمن رهبري پاکباز و هواداران جان برکفشان عبور
کرده اند و هربار منسجم تر و پولادين تر... همانگونه که از فروغ جاويدان و مرواريد
و پاريس گذشتند، اين بار نيز به اميد خدا سرافراز و پيروز سياوش وار از آتشها
خواهند گذشت. "گو هرچه مي خواهند در پيج و خم جاده هاي تاريک در کمين خورشيد
بنشينند... تا اسيرش سازند. بکشانندش و در لجه خون اندازند. ولي خورشيد، در اسارت
هم خورشيد است."



اما خطاب به قلم به مزد راديو فردا:

من به عنوان يک ايراني که در تهران، چشم براه موکب خجسته ارتش آزادي هستم؛ از
"گروهک تروريستي منافقين" استدعا دارم مرا فريب دهند! گول بزنند! وادارم کنند تا در
قرارگاه اشرف بمانم! – واقعا چنين اراجيفي را جز در کله متعفن "سربازان گمنام امام
زمان" در کجا مي توان سراغ گرفت؟- اما دريغ و صد افسوس که به عللي - که به دلايل
امنيتي قابل ذکر نيستند- همواره آرزومند بوسه اي بر سنگفرش بيشه اشرفم... مشکلاتي
که مرا از يار و ديارم (مجاهدين و بيشه اشرف) دور افکند را دليل بي لياقتي خود در
پوشيدن لباس ارتش رهايي و بوسيدن سلاح مجاهد خلق مي دانم. بي ترديد در نوروز خجسته
اي که خاک تفتيده ميهن از شوق بوسه بر گام رزمندگان رهايي برخود بلرزد و جان و
زندگي گيرد، من و بيشمار افراد ديگر- که در غم دور افتادن از سازمان مجاهدين خلق
ايران سوختند و ساختند- را خواهيد ديد که چنان "فريب خورده ايم" که دست افشان و
پايکوبان "بسيجي هاي دلسوخته" شما را گله گله به "آرزوي ديرينه شان" مي رسانيم. در
آن روز فرخنده، پاسخي درخور به اراجيف ملاپسندتان خواهيم داد. "بيچاره شب
پرستان..."



درود بر رجوي

درود بر سازمان مجاهدين خلق ايران



اميد اميدي

تهران - 16 ديماه 82



رونوشت:

راديو فردا

سايت ايران ليبرتي

سايت دماوند

سايت ديدگاه


--------------------------------------------------------------------------------

  “زلزله اى كه رژيم را نيز لرزاند!“

راديو فارسى دويچه وله (راديو آلمان)

  “زلزله اى كه رژيم را نيز لرزاند!“

انتقاد از مسئولين حكومت در برابر مأموران پليس و سربازان عادى است. پيرمردى به
هشدار رو به سوى يك مأمور دولت مى كند و مى گويد: ”من چيزى ندارم از دست بدهم و
ديگر ترسى از شماها ندارم“.

و پيرمرد تنها نيست. گويى كه زلزله بم سد فشارهاى سياسى و اجتماعى فقهاى مستبد شيعه
را شكانده است



بم، شهرى كه ميوه هزاران نخل پرشكوهش در جهان اسلام زبانزد است. نسيمى خنك از تاج
مناره ها و عمارت ها به درون دهليزها وزيده، و خنكى مطبوعش از حرارت بدن مى كاهد كه
گرماى ظهر را جذب خود كرده است. و اين در حالى است كه پرندگان در اين واهه كهن بر
شاخك درختان ميوه و نخلستان ها به آوازى بى غل وغش مشغولند. ولى اين واهه ديگر آن
واهه زيباى در حاشيه كوير نيست.

محمود بلاشى، ?? ساله در زير نخلى در كنار ويرانه هاى خانه اش چمباتمه زده است. سرش
را به سنگينى بلند مى كند و مى گويد: ”همه چيزم را از دست دادم. ديگر به هيچ جا
تعلق ندارم“.

در آن لحظه كه زلزله خانمانسوز بم را به شهر مردگان بدل ساخت، بلاشى كه راننده
اتوبوس است، در ميان كوير مى راند. و وقتى كه خودرويش شروع به شنا بر روى زمين كرد،
دانست كه چه رخ مى دهد. بسرعت دور زد تا به خانه بازگردد. ولى وقتى رسيد، ديگر هيچ
چيز جاى خود نبود. ويرانه هاى خانه اش تا ميان درختان نخل و مركبات را در بر گرفته
بودند. و در ميان آن كوه سنگ و آجر چهار فرزندش دفن بودند: دو دختر، دو پسر.

مى گويد: ”با كمك همسايه ها آنها را از زير آوار بيرون آورديم و بار ديگر به خاك
سپرديم“. و بعد به نقطه اى پوشيده از تكه هاى ديوار اشاره مى كند مى افزايد: ”در
اين ايوان خانه مان با بچه هايم مى نشستيم“. حال حتى عكسى از آنها برايش نمانده. و
با دستانى تنها تكه به تكه آوار را به كنارى مى نهد، با اين اميد كه به يادگار چيزى
بيابد. شب هاى بسيار سرد را در اتوبوسش مى گذراند و نمى داند كه زندگى چگونه ادامه
خواهد يافت. و به نظر نمى آيد كه چندان علاقه اى نيز به چگونگى آينده داشته باشد.

ده ها هزار تن به سرنوشت محمود بلاشى دچار شده اند. بوى شيرين مزه متعفن مرگ شهر را
پوشانده است. از ميان ويرانه ها بناى ساختمان هاى ادارى و بانك ها با نماى شيشه اى
و آينه اى، با قامت استوارشان به مردگان و زندگان دهن كجى مى كنند.

ولى همگان چون محمود بلاشى راننده گيج و آشفته نيستند. برخى سينه شان سرشار از خشمى
بزرگ است نسبت به دولت، به حكومتگران، كه آنگونه انسان ويرانه هاى بم انتظارش را
داشتند، به يارى مردم نشتافتند.

يكى از آنان كه على فارابى نام دارد از آنسوى خيابان ما را صدا مى زند و به دشنام
مى گويد: ”اين هم از كمك كردنشان! يك هفته است كه غذاى گرم نخورده ايم. با ماشين
هايشان شهر را دور مى زنند و قوطى هاى كنسرو به داخل چادرها مى اندازند. مگر ما
حيوانيم. اين توهين به شرافت انسانى ماست“.

مأموران دولت حتى نتوانسته اند امنيت را برقرار كنند. مردم مى گويند: تا مى رويم به
چادر بغلى يا به دكتر و برگرديم، مى بينيم كه لحاف و پتويمان و يا چراغمان را برده
اند. ديگرى شاكى است كه در شب هاى سرد زير ?? درجه بدون زير انداز، روى زمين لخت و
تنها زير يك چادر با يكى دو پتو  سر مى كنند.

هرجا بازماندگان اين زلزله امدادگران و خبرنگاران خارجى را مى بينند، با رويى خوش
از آن آنان تشكر مى كنند و با سپاس مى گويند: ”خيلى ممنون، خيلى ممنون“.

در عوض صداى سرخورده شان از دولتيان بلند است. انتقاد از مسئولين حكومت در برابر
مأموران پليس و سربازان عادى است. پيرمردى به هشدار رو به سوى يك مأمور دولت مى كند
و مى گويد: ”من چيزى ندارم از دست بدهم و ديگر ترسى از شماها ندارم“.

و پيرمرد تنها نيست. گويى كه زلزله بم سد فشارهاى سياسى و اجتماعى فقهاى مستبد شيعه
را شكانده است.

(به نقل از روزنامه زود دويچه سايتونگ )


--------------------------------------------------------------------------------

چهارشنبه، 17 دي، 1382



   ا نجمن زنا ن ا يرا ني شهر ها مبورگ ( آ لما ن )

   نسبت به تشبثا ت و تو طئه گري ها ي رژيم بي ثبا ت حا کم بر ا يران
   عليه مجا هد ين خلق د ر خا ک عرا ق شد يد اً هشد ا ر ميد هد



    ا نجمن  زنا ن  ايرا ني شهر ها مبورگ  مو ضع ا علا م شد ه د ر بيا نيه نهم د سا
مبر شو را ي حکومتي عرا ق د ر مورد مجا هد ين خلق را  خلا ف معا هد ا ت رسمي و جاري
بين ا لمللي و نا قض کنوا نسينهاي ژنو شنا خته و خواستار لغو فوري آ نست...

   ا ين بيا نيه غير قانوني منحصراً  در جهت  تأمين خو ا سته هاي رژيم محتضر آ خوندي
که  ادامه حيا ت ننگين خود را همواره د ر نا بودي فرزند ا ن را ستين ا يرا ن  زمين
مي جويد صا د ر شده و از نظرايرانيان آ زا ده و قبل ا ز همه ما د را ن و خو ا هرا
ني که عزيزا نشا ن د ر کسوت شير زنا ن و کوه مرد ا ن مجا هد د ر خا ک عر ا ق حضور
دارند فا قد ا عتبا ر بوده و هر گونه تلا ش د ر را بطه با ا جر اي  مفاد بيانيه
مورد بحث را مغاير مصا لح عاليه مردم ا يرا ن د انسته وآنرا محکوم ميکند...

    سردمدارا ن ددمنش رژيم منجمله خاتمي و رفسنجا ني در ا ستقبال ا ز اخرا ج مجا هد
ين از عراق و  فرستادن آنها به اير ان در صدد تکرار فاجعه قتل عام زندانيان سياسي
در سال 67 بو ده و بزعم آخو ندي خو د سعي بر ا غفال اذهان عمومي و جوامع بين المللي
دارند !!!



    ا ز اين رو ا نجمن زنا ن ايرا ني شهر ها مبو رگ ( آ لما ن ) ا ز تمامي سازمانها
ي حقوق بشر و د ر رأس آنها از کميساريا ي عالي پنا هندگي ملل متحد و صليب سرخ جهاني
تقاضا مينما يد تا با ا عزام نما يند گا ن ويژه به محل اقا مت مجاهدين د رعراق بر
اجراي کنوانسيونهاي ژنو درمورد آنها نظارت نمايند.
ا نجمن زنان ايراني شهر ها مبورگ ( آ لما ن )
   ها مبورگ        27.12.2003


--------------------------------------------------------------------------------

چهارشنبه، 17 دي، 1382


   لازمه رسيدن به آزادي و حفظ آن کسب آگاهيست

   هموطنان شريف و آزاده:

   اگر بواقع از شرايط موجود که 25 سال است توسط نظام پليد ملايان حاکم بر کشورمان
اعمال شده و ميشود،رنج ميبريد و آزادي،رفاه اجتماعي، عدالت وبرابري را حق مسلم خود
ميدانيد، بي عملي و سکوت از شما نه تنها مسئله اي حل نخواهد کرد بلکه باعث خشنودي
آخوندهاي مفتخور و جنايتکار ميشود و تداوم درد و رنج عظيم براي شما.

   اگر سن شما اقتضا نميکند، ميتوانيد از بزرگترها بپر سيد که چگونه ماه هاي قبل از
انقلاب 57 مرد م عکس خميني را در ماه ميديد ند و يا موئي را لاي قرآن. بد ون شک د
يد ن عکس خميني در ماه و يا موئي لاي قرآن مفهومش نه آگاهي مرد م است و نه اينکه در
زمان  شاه فضائي براي کسب آگاهي بطور عام وجود داشته…



   همينجا اضافه کنم که نتيجه 30 سال سلطنت پهلوي غارت و چپاول توسط هزار فاميل،
ايجاد اختناق، در بند افکندن رهبران و اعضاي احزاب و سازمانهاي سياسي و روشنفکران و
در نهايت در صحنه نبودن رهبري ذيصلاح انقلابي و آزاديخواه که منجر به موج سواري و
مفتخوري عنصر مرتجع و پليدي که فاقد هر آنچه که بوئي از اسلام و انسانيت و شرافت
داشت شد و در زير مجموعه اش هم تمامي آنهائي که بلحاظ ماهووي از جنس او بودند، چه
معمم و چه غير معمم همه فرصت طلب و دزد.

   پس تا همينجا مرگ و ننگ ابدي بر شاه و شيخ که در طول تاريخ براي مرد م ستمزده ما
دو روي يک سکه

   کثيف بوده اند و جز نا آگا هي و فقر و ذ لت ارمغاني نداشته اند.

   بخاطر داريد که در تمام طول حياط کثيف خميني د جال خاتمي وزير ارشاد او بود و با
سکوتش در رابطه با جناياتي که رخ داد و بطور خاص فرمان قتل عام زندانيان سياسي توسط
شخص خميني در تابستان سال 67 که بيش از 30000 نفر را بشهاد ت رساند ند، مهر تائيد
زد، ولي در سال 76 توانست مردم را فريب دهد و با شعار بر قراري جامعه مد ني و د
مکرا سي و اصلاحات بعنوان رئيس جمهوربا عث طول عمر رژيم گرد د.نا گفته نماند که
مقاومت مرد م ايران از قبل به صراحت اعلام کرده بود، که تا کنون هم بخوبي اثبات شده
که (سگ زرد برادر شغال است و ا فعي هم کبوتر نميزايد) از درون اين رژيم معمم يا غير
معمم زن يا مرد، عنصر اصلاح طلب و دمکرات بر نخواهد خاست و طرح اين اراجيف از جانب
منتقد ين رژيم فقط براي اتلاف وقت است وادامه چند صباحي بيشتر به حکومت سراپا
ننگينشان، که در همين راستا از هيچ خيانت و جنا يت و وطنفروشي فروگزار نکرده و
نميکنند، از اعدامها وحشيانه و سنگسار در ملع عام گرفته جهت ايجاد رعب و وحشت در
مرد م تا بستن هر قرداد ننگين و وطنفروشانه اي با امريکا در پس پرده و اتحاد يه
اروپا براي جلوگيري از فعاليتهاي مقاومت سازمان يافته مردم ايران.

   امريکا و دول اروپائي تاريخا نشان داده اند که بد نبال تامين منافع خودشان بوده و
هستند و به همين دليل هم از ديکتاتورها حمايت ميکنند،پس هرگز فريب ادعاهاي آنها را
در راستاي رعايت حقوق بشر در ايران را نبا يد خورد، زيرا در عالم سياست اهدافي را
دنبال ميکنند از جمله زدن توسري به رژيم براي باجخواهي هر چه بيشتر و يا نقش سوپاپ
اطمينا را بازي ميکند.

   اضافه کنم که حمايت دول غربي از رژيمهاي ديکتاتوري تا مقطع قيام مرد ميست، سپس
تلاش ميکنند تا مهره کثيف و وابسته بزک کرده ديگري را از طريق رسانه هاي خود به مرد
م ناآگاه کشور در زير سلطه ديکتاتور غالب کنند و براي او پرونده هاي مبارزاتي در
راستاي عدالتخواهي و مدافع حقوق بشري براي او درست کنند و بخورد مرد م دهند.

   پس بر تک تک ماست به عنوان انسانهاي مستقل با کسب آگاهي، و نه کورکورانه و يا تحت
تاثير جو و تبليغات دروغين رژيم منحوس ملايان و يا دول غربي، سره را از ناسره و
دوست را از دشمن تميز دهيم.

   قابل ذکر است که البته بعد از 25 سال حکومت ملايان و دشمني آنها با ايران و
ايراني اين تشخيص کار مشکلي نيست فقط دقت و هوشياري بالا ئي را طلب ميکند.

   زيرا واقعيت اين است که بر روي يک طيف 180 درجه در منتهاي سمت راست آن رژيم
ملايان مرتجع حاکم برايران است که ضدآبادي وآزادي و استقلال ورفاه اجتماعي و عدالت
مي باشند ودر منتهي اليه سمت چپ هموطنان به ستوه آمده و زجرکشيده مان و مقاومت سر
فرازشان که طي اين 25 سال با تقد يم قريب به 150000 شهيد براي نيل به آزادي در
مقابل اين پليدان ضد دين و ضد آزادي تقديم کرده اند و هزاران نفر ديگر در زندانها
در زير شکنجه هاي قرون وسطائي قرار دارند. براستي که بايد از همه مدعيان ،اعم از
احزاب و سازمانهاتا شخصيتها ي به اصطلاح سياسي بايد پرسيد، که طي اين 25 سال که
ملايان هر جنايت ، خيانت و وطن فروشي را که حتي قابل تصور نبود کردند، آيا شما با
سکوت وبي عملي خود به آنها کارت سفيد نداديد وحتي در بسياري مواقع اگر حرفي هم زديد
بر عليه مقاومت خونبار مردم زديد.

   نمونه:

   آقاي رضا پهلوي  شما که ميلياردها دلار از پولهائي را که متعلق به مردم ايران بود
،پدرت به سرقت برد وبه شما ارث رسيد طي اين 25 سال که بر ملت ما 250 سال گذشت آيا
تو ريالي از آن پولها را در راستاي ضربه زدن به رژيم صرف کردي؟ يا فقط مشغول عيش
ونوش زندگي خودت بودي وقمار زدن در لاس وگاس ولذت بردن از آن کاخ مجللت در وير
جينيا و مدعي وارث تخت و تاج بودن.

   پس بايد با ديده باز نگريست که طي اين دوران بيشترين وحشت رژيم از سوي چه سازماني
بوده وسختترين شکنجه ها وبيشترين اعدامها را از چه سازماني کرده وبيشتر حملات
برونمرزي و درون مرزي اش متوجه  کدام سازمان، واز سوي ديگر اتحاديه اروپا و امريکا
هم دقيقا همينکار را کرده اند. از قرار دادن نان سازمان مجاهدين خلق در ليست
سازمانهاي تروريستي  توسط امريکا وسپس اتحاديه اروپا ( با گرفتن 7 ميليارد باج )
گرفته تا بمباران  قرار گاههاي مجاهدين توسط بمب افکن هاي امريکائي و شهادت 28 تن
از رشيد ترين فرزندان مردم ايران  ويا حمله1300نفره پليس فرانسه به خانه هاي
هواداران مقاومت ويا حمله پليس آلمان،استراليا وانگليس.

   که همه اينها يک دليل بيشتر ندارد که اين سازمان حاضر به نوکري اينها نمي باشد .
يک سازمان انقلابي ،آزاديخواه ،مردمي ود قيقا برخاسته از بطن مردم ايران.

   در نهايت اضافه کنم که درسال 1360 شورائي  تاسيس شد بنام شوراي ملي مقاومت که
سازمان مجاهدين خلق ايران يکي از سازمانهاي عضو اين شورا مي باشد. نيروها واحزاب و
شخصيتهاي سياسي ديگري عضو اين شورا ميباشند با ايدئولوژي هاي متفاوت، که براي يک
هدف مشخص مبارزه مي کنند که همانا : سرنگوني رژيم  ملايان در تماميتش مي باشد و
محقق کردن آزادي در ايران زمين ، اين زيبا ترين وطن.

   کس نخارد پشت من                                جز ناخن انگشت من


Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#294 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Thu Jan 8, 2004 11:10 pm
Subject: NL0801 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
اكو رژيونال ـ 7 ژانويه2004

اور سور اواز

همبستگي

شهر به همراه بم رنج مي بينند

زير تيتر:  در اور سور اواز, ساكنين تار و پود دوستي خاصي با جامعه ايرانيان
«مجاهدين خلق» تنيده اند و سيل كمكها به زلزله زدگان بم يكي از نشانه هاي آن است.



زير نويس عكس بزرگ خواهر مريم كه مورد استقبال اهالي قرار گرفتند:  مريم رجوي بطور
ديوانه وارد مورد تشويق اهاي اور از هر سن و هر صنفي و هر طبقه اي قرار گرفت.



زير نويس عكس دوم خواهرمريم و بكه و بهزاد:  خانم پرزيدان كمك خودشان  را براي
زلزله زدگان بم واريز مي كنند.



قاضي ضد تروريست بروگر شايد توسط  ناز نازي مطبوعات پاريس باشد ولي براي اهالي اور
بيشتر يك گرگ بزرگ بدجنس است. از زماني كه وي دستور بازرسي  و حمله به اعضا شوراي
ملي مقاومت در اور سور اواز را داد و از زمان اعتصاب غذا و خودسوزي چندين تن از
اعضاي اين شورا براي اعتراض به  زنداني شدن رئيس اين شورا مريم رجوي, وي ستاره عزيز
اوري ها شده است يك شاخص و يك سمبل واقعي.



بطرز ديوانه واري برايش كف زدند.

اين زن زيبا با چشمان جادويي سبز رنگ كه فقط با  ماشينهاي شيك كه توسط محافظت چشم
گير جابجا مي گردد, وقتي مي خواست چند كلمه اي با اهالي اور از طريق يك مترجم صحبت
كند مورد تشويق ديوانه وار اهالي قرار گرفت وي چنان با سادگي و افتادگي صحبت كرد كه
بايد آموزشي باشد براي كساني كه شعار «فرانسه پايين» را مي دهند.

در اور وقتي مريم رجوي ديده مي شود هر كسي خانواده اش را خبر كرده  و بدنبال 
دوربين عكاسي و فيلم برداريش مي دود. اين مسئله را يكبار ديگر اوري ها روز پنج شنبه
با يك استقبال پرشور از وي در مقابل شهرداري نشان دادند. رئيس جمهور در تبعيد آمده
بود كه كمك كوچك خودش را براي زلزله زدگان منطقه بم بدهد.

اما حساس روي بدبختي مردم  ايران,  اهالي از دو روز قبل به شهرداري مي آمدند و كمك
خود را كه گاها كارتنهاي بزرگ است تقديم مي كردند, از كارتن كفش تا اسباب بازي كه
براي ارسال آن توسط هواپيما به ايران بسيار گران تمام مي شود.



ژان پير بكه شهردار اور نگران است كه نتواند پول لازم براي ارسال اين وسائل را پيدا
كند, ولي وي با خوشرويي از كمكهايي استقبال مي كند كه بصورت مرتب در هال شهرداري
گذاشته مي شود و بعد با كاميون به صليب سرخ منتقل مي گردد. ژان پير بكه, كه خودش
نيز از زماني كه در دفاع از پناهندگي ايراني كه به «تروريسم»  متهم شده بودند,
برخاست,  بسيار مردمي شده است, مريم رجوي را در دفترش پذيرفت و با وي گفتگو كرد كه
محتواي آن براي مطبوعات كه در آنجا جمع شده بودند فاش نشد. بعد خانم رئيس جمهور پس
از يك تماس مردمي كوتاه بطرف مقرش در خيابان گورد رفت.


--------------------------------------------------------------------------------

اكو رژيونال

7 ژانويه 2004  ـ اور سور اواز

تشكرات مريم رجوي



خانم رجوي اطلاع مي دهند:

«من بايد صميمانه ترين تشكرات خودم را به نام خودم, بنام مردم ومقاومت ايران براي
همدردي و روحيه همياري بي همتاي فرانسويان خصوصا اهالي وال دواز و اور سور اواز را
كه نسبت به هموطنان دردمندم در بم  نشان دادند, تقديم كنم.

اين زمين لرزه كه ابعاد فاجعه باري به خود گرفت نتيجه اختناق و غارتي است كه توسط
ديكتاتوري مذهبي اعمال شده است و 70,000كشته بجا گذاشت.

با حسن نيت بي همتا و روحيه والاي مردم فرانسه در كنار مردم ما در اين شرايط دردناك
و در زماني كه نزديكان ما از دست رفته بودند و اين مطمئنا باعث دلگرمي براي
هموطنانم خواهد بود كه باعث مي شود آنان بتوانند بهتر اين حادثه وحشناك را تحمل
كنند, مردم ايران هرگز اشكها, انسانيت و حمايت سخاوتمندانه كه نشانه روحيه حساس
مردم فرانسه مي باشد را فراموش نخواهند كرد. ايران دمكراتيك فردا به شما در سرزمين
آزادي خوش آمد مي گويد».

مريم رجوي 4 ژانويه 2004



مصاحبه

«من 50 تن از خانواده ام را در بم از دست دادم»

اكو: خانم دام شاني, شما بطور خاص مورد توجه و دلداري مريم رجوي قرار گرفتيد, من
فكر مي كنم بدانم كه شما تعداد زيادي از اعضاي خانواده اتان را در زمين لرزه  از
دست داده ايد؟

دام شاني: همه خانواده ام در بم و اطراف آن زندگي ميكردند. من توانستم با يكي از
بردارانم با تلفن دستي تماس بگيرم وي به من گفت كه قسمت اعظم خانواده ام در زمين
لرزه از دست رفتند : پدر و مادر, خواهرانم, عموهايم, عمه هايم و پسر عموهايم. آنها
مجبور بودند با دست خالي زمين را بكنند و اجساد را بيرون كشيده و دفن كنند.  اما
كساني كه زنده ماندن همه چيز كمبود دارند اين چيز بسيار مرا نگران و غمگين كرده
است.



اكو: شما فكر ميكنيد كمكها خوب سازمان داده نشده است ؟

دام شاني: مقامات كشورم عدم قابليت خودشان را كاملا نشان دادند. آدمها در كشورم مي
ميرند و از اينجا كاري نمي توانيم بكنيم.  غذا نيست, آب خوردن و برق نيست, درماني
عملا وجود ندارد. بعضي از خانواده ام از شهر فرار بدليل كمبود امكانات در شهر فرار
كردند.



اكو : شما پناهنده در فرانسه هستيد؟

دام شاني : بله, من در ايران در زندان بودم ولي موفق شدم به همراه دو فرزندم از
ايران فرار كنم. من را بخاطر عقايدم زنداني كردند مثل بسياري ديگر در آنجا....و
اينجا به من پناهندگي سياسي دادند.



اكو: آيا شما خود را مقصر ميدانيد كه اينجا بدور از آسيب هستيد؟

دام شاني: دقيقا خصوصا اينكه اعضا خانواده ام رنج ميبرند و من اينجا هيچ كاري از
دستم بر نمي آيد.  پاي تلفن بردارم گفت كه هنوز اجساد روي زمين است و بوي آن چنان
است كه نمي شود نفس كشيد, مادرم در زير آوار خانه مان مرد. برادر مي گفت وي را از
بويش پيدا كرد. برادرم به من گفت كه «نگران مرده ها نباش,بايد به زنده ها رسيد,
كساني كه مردند خوشبختر از ما هستند كه اين همه مشكلات براي زندگي داريم اين يك
فاجعه كامل است».

اكو: آيا شما نسبت به مقامات ايران خشمگين هستيد؟

دام شاني : كساني كه زنده ماندن هيچ كمكي از دولت دريافت نكردند, آنها به حال
خودشان رها شده اند, شما فكر ميكنيد اين مسئله  در يك كشوري كه نسبتا پيشرفته است 
و ثروتمند است و كمكهاي بين المللي را رد ميكند, طبيعي است؟ من غمگين هستم ولي
همزمان وقتي همبستگي فرانسويان را مي بينم, كساني كه مي آيند اينجا و كمكهاي خودشان
را مي آورند, به من پشتگرمي مي دهد و قلبم را گرم مي كند و به ما اعتماد به نفس مي
دهد.



مصاحبه گر : ژان فرانسوا دوپاكيه

در پايان آدرس و مشخصات صليب سرخ و كمكهاي مردمي را براي كمك داده است.



--------------------------------------------------------------------------------


سه كاميون پراز لباس گرم و دارو و اسباب بازى و 24112 يورو پول نقد براى قربانيان
ايرانى جمع آورى شد

گازت دو وال دواز:  7 ژانويه 2003
اور سور اواز،  بسيج براى كمك به زلزله زدگان بم مثمر ثمر واقع شد

  مريم رجوي, پرزيدان مقاومت ايران كه در اور مستقر است به شهردارى آمد تا از شهردار
به خاطر كارش تشكر كند. وى كمكى به هموطنانش نيز تقديم كرد.

  دوشنبه 29 و سه شنبه 30 و چهارشنبه 31, شهردارى به يك مركز جمع آورى كمك براى
قربانيان زلزله تبديل شد. اهالى اور و ايرانيان بسيار سخاوتمند بودند: سه كاميون
وسائل  و بيش از 24000 يورو  توسط شهردارى به بم ارسال شد.

همبستگى بين مريم رجوى و شهردار ژان پير بكه تقويت مى گردد.

  از روز دوشنبه ظهر, 12000 يورو در صندوق كمك كه در ورودى شهردارى اور گذاشته شده
بود ريخته شده بود. چهارشنبه 31 دسامبر 22830 يورو جمع آورى شد و در آستانه شب سال
نو اين مبلغ به 24112 يورو رسيد. بسيج براى قربانيان زلزله بم بسيار قوى بود. علاوه
بر آن سه كاميون پر از پتو, لباس گرم, دارو, اسباب بازى براى بچه ها نيز به محل
زلزله ارسال مى شود. شهردار ژان پير بكه توضيح مى دهد قبل از سال جديد  «پول از
طريق صليب سرخ ارسال مى گردد» و وسائل از طريق انجمن كمكهاى مردمى ارسال مى گردد.
ولى ما بايد دنبال يك هواپيما باشيم كه همه اينها را برايمان به آنجا ببرد». دوشنبه
5 ژانويه و ديروز داوطلبين مشغول جداسازى وسائل قبل از انتقال آنها به انبارى در
شهر پيرلى بودند. اين حركت همبستگى بسيار ايرانيان اور را تحت تاثير قرار داد. مريم
رجوى شخصا آمد تا از شهردارى بخاطر اين حركتش كه در قلبها نشست (مقاله ضميمه را
بخوانيد) تشكر كند.  به نشانه دوستى وى به ژان پير بكه يك تابلو كه شهر تاريخى بم
را قبل از زلزله وحشتناك نشان مى داد تقديم كرد.

    قدردانى مريم رجوي

   در يك اطلاعيه كه دوشنبه به دست هئيت تحريه ما رسيد مريم رجوى مى نويسد «من بايد
صميمانه ترين تشكرات خودم را به نام خودم, بنام مردم ومقاومت ايران براى همدردى و
روحيه هميارى بى همتاى فرانسويان خصوصا اهالى وال دواز و اور سور اواز را كه نسبت
به هموطنان من نشان دادند, تقديم كنم».

   ....«با حسن نيت بى همتا و روحيه والاى مردم فرانسه در كنار مردم ما در اين شرايط
دردناك و در زمانى كه نزديكان ما از دست رفتند بودند, اين مطمئنا باعث دلگرمى براى
هموطنانم خواهد بود كه باعث مى شود آنان بتوانند اين حادثه وحشتناك را بهتر تحمل
كنند». وى نتيجه مى گيرد: «مردم ايران هرگز اشكها, انسانيت و حمايت سخاوتمندانه كه
نشانه روحيه حساس مردم فرانسه مى باشد را فراموش نخواهند كرد. ايران دمكراتيك فردا
به شما در سرزمين آزادى خوش آمد مى گويد».

   «من پدر و مادر و 52 تن از اعضا خانواده ام را از دست دادم»

   با عكسى از نسرين دمشاهى:

   نسرين دمشاهى  39 ساله, پناهنده سياسي, كه اخيرا به با دو فرزندش,, پس از گذارندن
يك دوره زندان

    به كنفلان سن اورين وارد شده است, به اور آمده است تا به مريم رجوى پاسيوراناى
مجاهدين سلام كند. در چشمان وي, از زمانى كه پدر و مادرش و 52 تن از اعضاى خانواده
اش در جريان زلزله بم از دست داده است, جز ناميدى چيزى ديده نمى شود. «به من مى
گويند كه آدمها در آنجا بايد براى زنده ماندن بجگند. و حالا نگران مريضى ها هستند.
من بايد منتظر مرگهاى بيشتر در بين اعضاى خانواده ام باشم».


--------------------------------------------------------------------------------

    بَلا اندر بَلا


       زلزله, سيل, ... و حکومت آخوندي!





  زلزله فاجعه بار بم که منجر به کشته و زخمي شدن هزاران نفر از هموطنان ما شد,
ايران را در اندوهي سنگين فرو برد. انبوه انسانهاي مظلومي که از داشتن يک سرپناه
مطمئن نيز بي بهره بودند, انبوه انسانهايي که در برابر هر بليه طبيعي از سيل تا
زلزله بايد قرباني شوند, و حاکمان نامشروع ميهن ما به جاي تأمين حداقل نيازهاي
ضروري زندگي براي آنان مشغول پروژه هاي جاه طلبانه اتمي و صدور بنيادگرايي به سراسر
عالم هستند.



در سرزمين محنت زده ما هر اتفاق ساده اي به يک بلاي انسان کش تبديل ميشود. در اين
مملکت باران سيل مي شود, و بي باراني خشک سالي جگرسوز. شبي نيست که در خيابانهاي
تهران انسانهايي از سرما نميرند. روزي نيست که آتش اعتياد کساني از مردم ما را در
شعله خويش خاکستر نکند. لحظه اي نيست که در جاده هاي اين کشور تصادفي مرگ بار رخ
ندهد.



اين تابلو غم انگيز محصول بلافصل حاکميت نامشروع آخوندي بر ايران است. تابلويي که
هر گوشه اي از آن نشان دهنده انساني است که بر دار مي رود, انساني که دستش را قطع
مي کنند, انساني که سنگسار مي شود. و اين جنايتها سالهاي سال است که تکرار مي شود.



کفتاران عمامه به سر,اين آزادي کُشان غداره بند, براي تداوم بساط حاکميت غاصبانه
خود خلق را هميشه در محنت و بدبختي طلب مي کنند. حق حاکميت مردم, کليد شکستن شيشه
عمر اين دشمنان بشر است.



فرزندان مجاهد و مبارز مردم ايران در تلاشي بي وقفه براي بازگرداندن حق حاکميت به
مردم ايران قلب اين شب پرستان را نشانه رفته اند. سلول هاي زندان, تختهاي شکنجه و
چوبه هاي دار بهاي اين ايستادگي تاريخي در برابر استبداد مذهبي حاکم بوده و هست.



آخوندها که امروز بر فاجعه بم اشک تمساح مي ريزند, خود تنها در يک مورد در سال
1367,  30 هزار زنداني مقاوم را در زندانهاي سراسر کشور به خاک و خون کشيدند و هيچ
به روي خود نيز نياورده اند. قهرمانان و اسطوره هاي اين رژيم تبهکارامثال لاجوردي و
خلخالي هستند که خاتمي شياد در برابر مقام والايشان اداي احترام مي کند!



امروز نيز آخوندهاي تبهکار خواب قتل عام  رزم آوران ارتش آزاديبخش ملي ايران را مي
بينند. و هر روز دست به توطئه اي تازه مي زنند تا اين سرمايه ميهني را به دم تيغ
غارتگر ارتجاع بسپارند. کينه توزي آخوندها نسبت به خلق ايران و مجاهدين جان برکفش,
حد و مرزي نمي شناسد. آخوندها براي به تعويق انداختن کابوس سرنگوني تنها مفر خود را
در ضربه زدن به مقاومت غرقه در خون مردم ايران مي دانند.



انتخابات آخوندي مجلس ارتجاع  هدفي جز خريدن زمان براي اين رژيم پا به گور ندارد.
انتخابات آخوندها تلاشي رسواست با هدف رقم سازي هاي شگرف براي مرعوب کردن مردم
ايران و جهانيان در برابر مشروعيت خيالي شان. شيخ و شيخک ها, مترسک هاي اين خيمه شب
بازي رسوا هستند.



مقاومت عادلانه مردم ايران براي بازگرداندن حق حاکميت به مردم با پيش گذاشتن طرح
رفراندوم بار ديگر نظام آخوندي را در بحراني استراتژيک فرو برده است. روزي نيست که
آخوندها و نوچه گانشان از ضرورت رونق بازارچه انتخابات براي حفظ نظام مقدسشان!!!!!
سخن نگويند, زيرا رفراندوم را پايان عمر ننگين نظام آخوندي مي دانند.



مقاومت مردم ايران با فعاليت نيروهايش در داخل و خارج کشور نشان داده است که امکان
از دست رفتن پايگاه هاي مقاومت در نوار مرزي, کوچکترين خللي بر عزم فرزندان مجاهد و
مبارز خلق ايران در به زير کشيدن غاصبان حق حاکميت مردم وارد نخواهد کرد.



ملاها بهتر از هرکس مي دانند که مقاومت ايران تا به گور فرستادنشان, آنان را سايه
به سايه تعقيب خواهد کرد, تا روزي که با سرنگوني تام و تمام آخوندها, آزادي به
ايران اسير بازگردد.







ا . تابنده

6 دي ماه 1382

تهران







a_tabandeh@...



--------------------------------------------------------------------------------


پنجشنبه، 18 دي، 1382


اسماعيل وفا يغمائي

از مجموعه شعر منتشر شده «حصار»

     در جستجوي آفتاب


     به جستجوي تو در اشك
     به جستجوي تو در خون

     به جستجوي تو در شهر ،كوه،جنگل و دشت

     به جستجوي تو اي آفتاب آزادي

     به جستجوي تو اي انقلاب جنگيديم.

     ...


     گذشت دور جواني و هر چه بود گذشت

     و گامها به درازاي راهها فرسود

     ولي هرآنچه كه نگذشت جستجوي تو بود،

     به جستجوي تو در اشك

     به جستجوي تو در خون

     به جستجوي تو در شهر، كوه،جنگل و دشت

     به جستجوي تواي آفتاب آزادي

     به جستجوي تو اي انقلاب مي‌جنگيم.


Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#295 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Sat Jan 10, 2004 8:06 pm
Subject: NL1001 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
نمايش ضد دمكراتيك انتخابات آخوندي



با نزديك شدن نمايش انتخاباتي مجلس رژيم آخوندي, از يك سو ماهيت ضد دمكراتيك اين
نمايش و از سوي ديگر جنگ گرگهاي درون رژيم آخوندي هر چه بيشتر برملا مي شود.

در شرايطي كه شوراي نگهبان رژيم بيشتر كانديداها را كه تماما جزو وفاداران به قانون
اساسي و نظام ولايت فقيه بوده اند حذف كرده است, آخوند جنتي رييس اين شورا چند روز
پيش گفت «يك كلفت را تا درست نشناسند، دزد نباشد، خائن نباشد، بد اخلاق نباشد، نمي
آورند در خانه. آيا ممكن است يك كسي را كه نمي دانند چقدر صلاحيت دارد روي اصل
برائت بفرستند در مجلس؟»

سر دژخيم يونسي وزير اطلاعات رژيم نيز گفت: «اگر شخصي هوادار و يا عضو گروه‌هاي
تروريست يا جاسوسي باشد از ورود او به مجلس جلوگيري مي‌شود» و «اگر مشخص شود
نماينده‌يي عضو گروهي برانداز است قانون اين حق را به وزارت اطلاعات مي‌دهد بعد از
نمايندگي هم فرد را دستگير كند».

از سوي ديگر بي اعتباري نمايش انتخابات بحدي است كه محمدرضا خاتمي نايب ريس مجلس
رژيم تصريح كرد: ممكن است «نشود از مشروعيت انتخابات دفاع» كرد. با اينحال وي گفت
«ما اهل تحريم انتخابات نيستيم» و افزود من نمي‌دانم چه پيامي بايد به شوراي نگهبان
داد؟ كار آنها به مشروعيت نظام خدشه وارد مي‌كند. رمضان زاده سخنگوي خاتمي نيز از
براه انداختن «ستاد جنگ رواني» عليه باند خاتمي صحبت كرد كه «برخي از اركان دولت را
هدف قرار داده است»،

باند فاشيستي موسوم به مجاهدين انقلاب اسلامي نيز اعلام كرد جناح خامنه اي «چهره
هاي سرشناس اصلاح طلب يا مستقل و کانديداهاي اختصاصي برخي از احزاب» را حذف خواهد
كرد.

خانم مريم رجوي رييس جمهور برگزيده مقاومت در پيام 25 مهر خود تصريح كرد مسخ
واژه?هاي «انتخابات» و «رأي» مردم, جوهره? استبداد مذهبي حاكم بر ايران است كه در
تماميت آن هيچ بخش منتخب و متكي به گزينش مردم وجود ندارد. وي در همين پيام به
تحريم نمايش انتخاباتي و رفراندوم براي تغيير رژيم استبداد مذهبي فراخواند و آنرا
يك اتمام حجت براي تغيير مسالمت آميز دانست و از ملتها و دولتهاي آزاديخواه جهان و
و مراجع ذيربط بين المللي به خصوص سازمان ملل متحد و دبيركل آن خواست از تحميل
رفراندم كه خواست اكثريت مردم ايران است به نظام نامشروع حاكم حمايت كنند.



دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ملي ايران

9 ژانويه 2003 (19 دي 1382)


--------------------------------------------------------------------------------

"بيانيهً زندانيان سياسي از بند رستهً ايران"

( ليست جديد اسامي و يک توضيح )



داد بر اين بيداد




هم ميهنان شريف و آزاده ، انسانهاي آگاه و آزاديخواه در سراسر جهان-


مقاومت و مبارزه مشروع و عادلانه مردم ايران و پيشتازان پاکبازش در تمامي عرصه ها و
ميدانهاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي و نظامي عليه رژيم جهل و جنايت آ خوندي حاکم بر
ميهن اسيرمان ايران با عبور سرفرازانه از سرفصلها و مقاطع خطير در ?? سال گذشته، به
مرحله و بزنگاه تاريخي و تعيين کننده خود وارد ميشود.

ملايان جنايتکار در بحبوحهً تحولات و دگرگونيهاي عظيم منطقه ايي و جهاني و در گرداب
تضادها و بحرانهاي سهمگين دروني و بيروني، در هراس از عقوبت محتوم و تاريخي که در
انتظارشان مي باشد، با غريزه ضد بشري و حيواني خود مثل هميشه تنها راه حفظ و بقاي
ولو مقطعي خود را در سرکوب باز هم بيشتر و بطور خاص در هدف قراردادن و حذف
آلترناتيو دمکراتيک و انقلابي خود ميدانند.

جديدترين توطئه سرکوبگرانه و تجاوزکارانهً اين رژيم ضد جمهوري، ضد اسلامي و ضد
ايراني در اين مقطع خاص که ازطريق عوامل دست نشانده اش در شوراي حکومتي عراق تحت
عنوان "حکم اخراج و استرداد مجاهدين خلق ايران و مصادره تمام اموالشان" اعلام شده
نياز به توضيح و يا تفسير بيشتري ندارد. اين حکم در واقع نسخهً "اصلاح" شده همان
فتواي جلاد قرن خميني ضد بشر است که "تجاوز به جان و مال و ناموس مجاهدين را واجب
شرعي دانست".

حقيقت اينست که مقاومت مردم ايران براي صلح و آزادي در تمام سالهاي حاکميت ارتجاع
آخوندي همچون صفي سديد از انسانهايي آگاه و آزاديخواه و البته مبارز و فداکار در
رويارويي و نبردي همه جانبه با رژيم تروريستي-مذهبي حاکم از فداي همه چيز خود در
راه آزادي خلق و ميهن دريغ نکرده و در اين کشاکش نابرابر تا کنون ??? هزار از
فرزندان دلاور خلق اعدام شده و برخاک افتاده اند ودر امتداد آن بيش از ??? هزار
زنداني سياسي در اسارت و زنجير، تحت شکنجه و در صف اعدام قرار داشته اند. آري سخن
از صفي است بي پايان از نسل بيشماران با رزمي بي امان و فدايي بيکران و مقاومتي
فراسوي طاقت انسان که در پيشاپيش آنان زنان و مردان دلاور مجاهد خلق و رزمندگان
آزادي پرچمدار و طلايه دار آنانند.

درست به همين دليل است که در همهً توطئه هاي ارتجاعي و دسيسه هاي استعماري و بخصوص
در جريان توطئه خام طمعانهً اخير ارتجاع هار آخوندي و عواملش در عراق، مجاهدين خلق
بعنوان صف مقدم مقاومت مردم ايران مثل هميشه مورد تعدي و تعرض جاني و مالي قرار
ميگيرند. آري دلاوران همچنان در صف اعدامند تا روز پيروزي و آزادي.


بهرحال در رابطه با تباني اخير ملاهاي حاکم بر ايران و عواملشان در شوراي حکومتي
عراق وتهديد به اخراج و استرداد مجاهدين لازم به تاًکيد است که مطابق کنوانسيون ژنو
و از نظر حقوق بين الملل مسئوليت حفاظت و امنيت اعضاي مجاهدين مستقر در عراق، به
عنوان يک کشور تحت اشغال، بطور رسمي به عهدهً نيروهاي ائتلاف و بطور خاص آمريکا مي
باشد و هرگونه انتقال غير داوطلبانه و يا اخراج و استرداد آنان ممنوع و نقض آشکار
کنوانسيون ژنو و زيرپا گذاشتن پرنسيبهاي شناخته شدهً حقوق بشري محسوب ميشود و
بعنوان جنايت جنگي ثبت خواهد شد.

ما زندانيان سياسي از بند رسته، که بجرم مردم دوستي و آزاديخواهي ساليان متمادي در
زندانها و شکنجه گاههاي فاشيسم مذهبي حاکم بر ايران بسر برده ايم از جمله شاهدان
عيني و گواهان هنوز زنده ايي هستيم بر جنايات و فجايع تکاندهنده ايي همچون شکنجه ها
و کشتارهاي بلاوقفه و شبانه روزي انقلابيون و آزاديخواهان از ?? خرداد سال ???? به
بعد و قتل عام و نسل کشي شقاوت آميز هزاران زنداني مجاهد و مبارز خلق در سال ???? .
جناياتي که در تاريخ معاصر چه به لحاظ کمّي و ابعاد و موارد بيشمار آن و چه به لحاظ
کيفي و عمق رذالت و شقاوت پيشگي در ارتکاب انان، نمونه و نظير نداشته و تمامي
سردمداران فعلي رژيم حاکم از هردو جناح بطور مستقيم از آمران و عاملان درجه اوٌل آن
جنايات بوده اند.

ما زندانيان سياسي از بند رسته، ضمن محکوم کردن توطئه ارتجاعي و تجاوزکارانهً
ملاهاي تروريست عليه مجاهدين خلق مستقر در خاک عراق که بسياري از ياران، هم بندان و
هم سلولي هاي قهرمان ما هم در زمرهً آنان ميباشند، از همهً مراجع ذيربط بين المللي،
حقوق بشري و حقوق پناهندگان و همچنين دولتين امريکا و انگلستان، بعنوان مسئولين
کشور تحت اشغال، به جدٌ ميخواهيم که عليه حکم منتسب به شوراي حکومتي انتصابي عراق
که ناقض قوانين حقوق بين الملل و حقوق بشر ميباشد موضعگيري صريح و قانوني نمايند.

ما زندانيان سياسي از بند رسته در حاکميت پليد آخوندي، بعنوان بازماندگان وشاهدان
شکنجه و سرکوب و قتل و کشتار صدها هزار انسان روشنفکر و آزاديخواه در زندانها و
سياهچال هاي قرون وسطي، در پيشگاه همهً انسانهاي آگاه و آزاديخواه و وجدان هاي
بيدار در سراسر جهان، عليه تمامي سردمداران جاني اين رژيم ضد بشري و بطور خاص خامنه
ايي، خاتمي، رفسنجاني، کروبي و جنتي  به جرم "جنايت عليه بشريت و بيداد عليه
انسانيت" اعلام دادخواهي ميکنيم.

دور نيست روزي که داد مردم ايران بيداد ملايان را پاسخي تاريخي دهد.


زندانيان سياسي از بند رستهً ايران


رونوشت به:

  صليب سرخ جهاني، کميسارياي عالي پناهندگان، عفو بين الملل، دبيرکل سازمان ملل
متحد، رئيس جمهور امريکا، نخست وزير انگلستان





اسامي و امضاها به ترتيب حروف الفبا:



       مسعود ابراهيم نژاد
      محسن ابودردا
      مصطفي احمدي
      يوسف امجدي

       محسن اسحاقي
      مهدي اسحاقي
      نادر اسکندري
      ربابه افراز

       محمد علي آقابابايي زماني
      حاج آقا کريمي
      عاطفه اقبال
      عطيه امامي

       همدم امامي
      مينا انتظاري
      محمد علي برزگران
      حسين بصيرت

       مهدي بندار
      اکبر بندعلي
      سيمين بورچي
      همنشين بهار

       اعظم پاشا
      حامد پيرا
      مجتبي پيرهاشمي
      شهپر تاجزاده

       بهرام تحريري
      سهراب جواديان
      محمد جوانمردي
      مهدي جواهري

       معصومه جوشقاني
      مصطفي حسيني
      فرخ حيدري
      احد خوش باطن

       جمال خوشنود
      محسن دروديان
      فريبا دشتي
      فرشته رحمتي کامل

       رضا روستا
      مهدي رضوي
      علي سجادي
      سيامک سعيدپور

       سعيد سعيدي
      ميترا سعيدي
      کامران سقا
      صادق شجاعي

       هرمز صفايي نوايي
      احمدرضا عموزيدي
      نسرين فاضل
      رمضان فتحي

       رضا فراهاني
      فرخ فرخيار
      بهروز قاسمي
      فرح کاشاني

       محمد کاظمي
      مهرداد کاووسي
      عباس کربلايي
      لعيا گوهري

       ناصر گيويان
      کبري متين زاده
      حسين مختار
      عليرضا مرادي

       ايرج مصداقي
      محسن معافي
      فهيمه ملک محمدي
      پرهام مليحي

       سيد رحمان موسوي
      رمضان موسوي
      آفرين ميرزا طاهري
      سيد عبدالله ناصري

       هاله نامور
      عباس نائبيان
      شيرين نريماني
      کاووس نصيري

       فاطمه نيکنام
      حسين نيکزاد
      فلور همتي
      دريا هنرمند






       اسامي جديد به ترتيب حروف الفبا:






       ابوالفضل اخباري
      مسعود اشرف سمناني
      نظام الدين افراز
      رباب برائي

       محمد رضا برگ بيدي
      اصغر پهلوانلو
      محمد حسين توتون چيان
      اعظم جمالزاده

       حسين حسيني
      مهدي خوشبو
      مجيد دادوند
      زهرا رزٌاز

       حسن ريوندي
      علي زارعي
      زهرا سادات معيني
      رويا سپهرراد

       علي سپهرراد
      عبدالصمد سليماني
      سارا شاه محمدي
      رضا شميراني

       بهرام صادقي
      طيب صادقيان
      رحمان علي کرمي
      غلامرضا فتح الهي

       محمد قرائي
      مجتبي قطبي
      فريق لاهوني
      يدالله لرستاني

       محمد رضا ماسالي
      کريم مرادي
      سهيلا والي نژاد
      شکوه نسب

       محمد يونسي
      هايده يونسي











توضيح ضروري :



انتشار بيانيهً زندانيان سياسي از بند رستهً ايران و ليست اسامي زندانيان در حمايت
از آن بازتاب بيسابقه اي در داخل و خارج کشور داشته است. بديهي است که ما در اين
موضعگيري اصولي و مسئولانه خود، در عين حال نمايندگي ميکنيم هزاران زنداني سياسي
ديگري را که بخصوص در داخل کشور بدليل تهديدات جاني و ملاحظات فردي و خانوادگي از
امکان حمايت علني از اين بيانيه محروم مي باشند.
زندانيان سياسي حاضر در اين ليست ??? نفره که تک تک آنان براي بازجوها و زندانبانان
رژيم چهره هاي شناخته شده ايي هستند مجموعآ بيشتر از ??? سال (معادل پنج قرن) زجر و
زندان و شکنجه را در زندانها و سياهچال هاي مختلف آخوندي تحمل کرده اند.
براي رژيمي که حياتش اساسآ مبتني برسرکوب تمام عيار بوده و آماج سيستم سرکوبش نيز
کشتار پيشتازان و عناصر بالفعل مقاومت و همزمان "در خود فروکشتن" مقاومت بالقوه در
جامعه مي باشد، طبعآ اقدام متحدانهً اين تعداد زنداني سياسي، که روزگاريي اسير
چنگال همين رژيم ددمنش بوده اند، در حمايت علني از مقاومت آزادي ستان ايران، بسيار
گزنده و دردناک مي باشد. بي دليل نيست که عوامل اطلاعات آخوندي در سايتهاي تابعه
خود بطور حسرت باري از "آزاد شدن" و "به خارج رفتن" آنان مي نالند و بخود مي پيچند.
البته سوزش و حسرت بدلي جلادان و شکنجه گران رژيم را در اين رابطه هيچکس به اندازهً
ما زندانيان فهم نميکند!



آدرس ايميل براي بيان نظرات و پيوستن ساير زندانيان سياسي به ليست حاميان اين
بيانيه:

       zendanian_siasi@...





--------------------------------------------------------------------------------

نامه جمعي از خانواده هاي مجاهدين مستقر در عراق

جناب دبير كل محترم سازمان ملل

آقاى كوفى عنان

با سلام

ما خانواده هاى مجاهدين مستقر در قرار گاه اشرف در عراق بشدت نگران وضعيت آينده
فرزندان خود هستيم . همانطوريكه اطلاع داريد شوراى حكومتى انتقالى عراق كه بى شك
تحت تاثير رژيم ايران ميباشد و از عناصرى تشكيل شده كه سالها در ايران و زير نظر
رژيم ايران آموزشهاى ترويج و صدور بنياد گرايى ديده اندطى حكمى در ماه دسامبر تصميم
به اخراج مجاهدين از خاك عراق گرفته است. با توجه به اوضاع ملتهب منطقه دور از ذهن
نيست كه رژيم ايران اين مبارزان و اين جدى ترين اپوزيسيون خود را وجه المعامله قرار
دهد به گونه اى كه حتى در شرايط فعلى ايران و وقوع زلزله مهيب بم به جاى كمك رسانى
به حادثه ديدگان لحطه اى از تلاش براى باز پس گرفتن مجاهدين غافل نبوده و مرتبا
سران و دست اندر كاران رژيم در تريبونهاى رسمى از دولت آمريكا تقاضاى استرداد آنان
را مينمايد . از آنجاييكه اين رژيم بطور مستمر بدليل نقض آشكار حقوق بشر50 بار در
كميسيون حقوق بشر ملل متحد محكوم گرديده واضح است كه بازگرداندن هر يك از مجاهدين
مساوى با شكنجه و اعدام آنها . در اين خصوص نظر آن مقام محترم را به پرونده زهرا
كاظمى خبرنگار كانادايى جلب مينمايد كه با چه شقاوتى او را به قتل رساندند. لذا
بدين وسيله خواهشمند است تمام مساعى خود را جهت جلوگيرى از استرداد مجاهدين همچنين
انتقال آنان از عراق كه بر خلاف كنوانسيون چهارم ژنو ميباشد بكار بسته و ما را از
نگرانى برهانيد.



                              جمعى از خانواده هاى مجاهدين مستقر در عراق


--------------------------------------------------------------------------------

  گزارشى از دزدى و كمبود امكانات در شهر بم

  دزدى و كمبود امكانات در بم

15/10/82: بنا به گزارشهاى رسيده از بم كمبود امكانات در اين شهر زلزله زده غوغا مى
كند. يكى از شهروندان بم مى گويد: من درمركز شهربم هستم و جائى است كه هر امكانى
باشد بايد به ما برسد ولى ما غير از يك چادرو والور و فانوس هيچ چيز دريافت نكرديم
و مقدارى كنسرو لوبياو ماهى .
10روز است كه يك غذاى گرم نخورديم اينجا 100 چادرزده شده و هيچ امكاناتى براى هيچ
كدام از ما نيست .اينجا آب براى شستن , دست , صورت و .... وجود ندارد . توالتى وجود
ندارد و به لحاظ بهداشتى همه مشكل دارند .اگر مى گويند رسيدگى مى كنند دروغ محض است
.اينجا اگر باران بيايد نمى دانيم چكار كنيم .خانه هايما ن را هم نمى توانيم
استفاده كنيم چون تركهاى عميق دارند و اينجا پس لرزه هنوز ادامه دارد و وحشت داريم
كه وارد آن خانه ها بشويم .ما فقط مى شنويم كه كمكهاى خارجى فراوان است ولى ما چيزى
نديديم .مى گويند سرشمارى كرديم به همه دفترچه داريم ولى ما چيزى نديديم .اينجا
دزدى بيداد مى كند و از اطراف مى آيندو وسائل مردم را مى دزدند ولى كسى نيست كه
مانع اين كارشود .همين ديروز به خانه يكى از دوستان رفتند و يك دوربين و و ضبط او
را براداشته وبرده اند و پليس اساسا به فكر اين چيزها نيست .الان وسائل مردم زير
آوار است ودولت كمكى نمى كند كه از زير آوار بيرون بياورند و فرد هم به تنهائى از
پس آن برنمى ياد .من 20 نفر از عزيزانم را از دست دادم .خواهر زاده ام بيمارستان
كرمان هست و بچه ام دركرمان است ومادرخانم من دركرمان است و پذرم را به بخش
سالخوردگان فرستادم به كرمان و ...وخودم مانده ام كه وسائلم را اينجا تعيين تكليف
كنم دراين وضعيت ما نمى توانيم اينجا بمانيم.
اينجا فقط نفرات شهردارى بم واقعا زحمت مى كشندو نظافت شهر را بعهده دارند .و
نيروهوائى دركمك رسانى و كشيدن اجساد از زير آوار و نيروهاى خارجى كمك ما بودند و
از همشان ممنون هستيم ولى دولت بى لياقت هيچ كارى براى ما نكرده است .



--------------------------------------------------------------------------------



http://www.iranliberty.com/nukes/modules.php?name=News&file=article&sid=3889

--------------------------------------------------------------------------------

شنبه، 20 دي، 1382


ا. تابنده

در مسير نوبهار

( بخش اوّل)



    هيچ ميداني گلدان چيست؟ براي آنکه بداني گلدان يعني چه؟ بايد گل را بشناسي. در
آن صورت به فهم مرحله گلدان نائل خواهي شد. زيرا اگر مرحله گلدان را نفهميم به درک
وادي باغ ديدار نخواهيم داشت.

                                                                                            
(يک حکيم شرقي)

     - چالش ميان انسان و عادتهايش.

   انسان از عادتهايش تشكيل شده است. عادتهايي كه پيش از هر تفكر منطقي نوع كنش و
واكنش او را در برابر هر پديده پيراموني اش تعيين مي كند. به چالش گرفته شدن عادت
ها توسط عوامل بيروني يا به جنبش درآمدن ضمير فرد در به مصاف طلبيدن شان، روان شخص
را وارد پيچيده ترين و پر فشار ترين لحظات مي كند.



    انسانهاي مبارزه و تکامل جو، انسان هايي هستند كه در ميانه عادت و شكستن آن،
همواره در حركت مي باشند. عادتي كه پاسخ هاي كليشه شده را براي شرايط نوين تجويز مي
كند، و روحيه رو به جلويي كه در پي در هم كوبيدن هر نوع ارتجاع كاركردي مي باشد.
اين است داستان مبارزه دروني انسان مبارزِ تکامل جو...



    پيچيدگي شرايط، شكستن عادات گذشته را الزام مي كند. آنكه به چنين الزامي تن نمي
دهد بي گمان از رفتن به جلو باز مانده و چه بسا راه ارتجاع را در پيش مي گيرد. خيل
بريدگان در جنبش هاي انقلابي، كه گاهاً به مزدوران بي جيره و مواجب ارتجاع نيز
تبديل مي شوند از متن چنين پيچيدگي  نشأت مي گيرد.

     جنبش هاي شكسته خورده نيز جنبش هايي بوده اند كه تضاد ميان عادت و نو شوندگي را
به هر دليل, عاجز از حل احسن بوده اند، آنان خواسته و ناخواسته در برابر ديو عادت
زانوي ارتجاع بر زمين زده اند و لاجرم پيش از آنكه دشمن آنان را بر خاك افكند خود
بر خاك ذلت تپيده اند.

      -  نمونه عيني عادت زدگي سياسي.

   حزب توده آينه تمام نماي چنين جنبشي است. توده كه در طول دهه 20 و آغازة دهة 30
بزرگترين و كيفي ترين سازمان سياسي ايران محسوب مي شد، هرگز قادر نگشت تا عادات
مبارزاتي خود را با شرايط نوين 28 مرداد انطباق بخشد. سرعت تحول شرايط و ارتجاع و
عادت زدگي سازمان حزب به نوعي خاص از مبارزه، اين حزب را از واكنش مناسب به شرايط
پيچيده مقطع 25 تا 28 مرداد 32 محروم كرد. توجيهات بعدي توده اي ها مبني بر مانع
شدن دولت مصدق از تظاهرات نفرات حزب يا عدم اجازه دادن مصدق به ايشان براي ورود به
عرصه، بهانه اي بيش نبود. زيرا حزب توده، حزب ميتينگ هاي خياباني بود كه سقف آن جنگ
و گريز و كتك كاري هاي معمول را در بر مي گرفت. چنين سازماني هرگز نمي توانست در
برابر يورش نظامي ارتجاع مقاومت كند، زيرا توده اي ها اساساً براي چنين روزي تربيت
نشده بودند. آنان به مبارزات خياباني و پخش نشريه عادت كرده بودند در نتيجه هرگز
نمي توانستند به يكباره در قامت نيروهاي مقاومت تمام عيار قد علم كنند.


     - ترويج عادت زدگي در جامعه.

   انسان ها نيز چنين هستند، فعال سياسي يي كه عمري در ميان ميتينگ هاي شبهه قانوني
و مطبوعات نيمه آزاد نفس كشيده است و سقف آرزوهايش دبيري فلان انجمن اسلامي يا
يادداشت نويس شدن بهمان روزنامه 2 خردادي بوده است هرگز نمي تواند وارد مرحله اي
شود كه موجوديت كل نظام آدم خواري چون حکومت آخوندي را تهديد كند. رواج چنين آمال
هايي در بين سطوحي از نسل جوان خود ترفندي است براي حاكم كردن عادات ارتجاعي بر
نيروي ذخيره جنبش.


    آخوندها مي خواستند تا با راه انداختن شعبده 2 خرداد پتانسيل نهفته در جامعه را
به سازش و مماشات با رژيم حاكم عادت دهند، عادت ناپسندي كه مي توانست از نسل جوان
ميهن، سردرگمان و آشفته ذهن هاي سياسي بيافريند. اما بالا گرفتن موج روز افزون
سرکوب، و صرف بودجه هاي كلان نظامي ـ امنيتي براي مهار جامعه, حكايت از شكست چنين
روان گردانيي دارد. اين پروژه شكست خورده قرار بود تا خود را در انتخاب ميان اين
ملا و آن ملا بجاي دموکراسي ناب قالب كند.


    عبور از عادتها و در انداختن طرحي نو, طليعه شکل گرفتن کيفيتي نوين را در خود
نهفته دارد.جنبشي موفق است كه از عادتهاي جنبش هاي شكست خورده گذشته عبور كند. و
انساني نيز موفق است كه عادتهاي دروني خود را در چالش با نو شوندگي بر زمين بكوبد.



    انساني كه عادت دارد به طور مرتب دست هاي خود را بشويد، و استدلال

   مي كند كه اين كار را براي حفظ سلامتي انجام مي دهد بي ترديد وقت بسياري از خود
تلف مي كند. اين فرد جدا از آنكه زمان را از دست مي دهد خواسته يا ناخواسته به
تخريب رواني خود نيز همت گمارده است. چنين انساني براي پيشبردن پروژه دشواري همچون
امر مبارزه با يك ديکتاتوري خون ريز با مشكلات وسيعي روبرو مي شود. او عادت دارد تا
دائماً بهداشت!!!! را رعايت كند ولي غافل از آن است كه رعايت چنين بهداشتي او را به
عادتي كشنده دچار كرده است كه مانع از رها شدن پتانسيل هاي رواني و عملي وي مي شود.
شكستن چنين عادتي براي فرد، حل نخستين تضاد وي براي گام نهادن در مسير پيچيده و
دشوار مبارزه  است.



    با مثالي ديگر بحث را بيشتر باز مي كنيم: به فردي باز مي گرديم كه سقف آرزوهايش
در مطبوعاتي شدن آن هم مطبوعات باندهاي شياد 2 خردادي متجلي مي شود، با اين توجيه
دروني كه اين مطبوعات در مسير آزادي هستند. اين فرد كه به وادي مماشات و سازش
گرفتار شده است هرگز امكان نمي يابد تا گامي فراتر از اين آشفته بازار آخوندي بر
دارد، مگر آنكه نخست عادت مماشات گري را در درون خود به زير ضرب بگيرد و از تمام
جاذبه هاي آخوند ساخته دل بكند.

      - تکامل, نقطه مقابل عادت زدگي.

   تضاد عادت و نو شوندگي، تضاد هميشه تاريخ بوده است كه خروجي آن تکامل نام دارد.
در يك سر اين تضاد جبهه ارتجاع با همه دسته بندي هاي دروني اش قرار مي گيرد و در
سوي ديگر جبهه تکامل و ترقي با تمامي گرايشاتش. راه تحول در هر جامعه اي از نبرد
ميان اين دو سر طيف عبور مي كند. و راه تحول در درون هر فرد نيز از متن تضاد دروني
اش مابين ارتجاع و ترقي مي گذرد. از چنين منظري است كه:



   تنها راه, عادت شكني مدام و نو شوندگي بي وقفه در ميزان مسؤليتي ست كه هركس در
جبهه ترقي بر عهده مي گيرد.



   انسان موجودي اجتماعي است. از متن كنش ها و واكنش هاي درون زندگي جمعي است كه
انسان هر دوره اي متولد مي شود. انسان ضمن تأثيرپذيري از محيط موجودي مختار نيز
محسوب مي شود. اختيار همچون نيرويي بالقوه در درون هر فرد قرار دارد. منتهي به
دلايلي همه افراد امكان نمي يابند تا آن را در سطوحي يكسان به نيرويي بالفعل تبديل
نمايند.



   انسان در متن جدال و انطباق با تضادها و شرايط نوين ساخته مي شود. تضادها و شرايط
نمي تواند جدا از دو جبهه ارتجاع و ترقي باشد. در نتيجه تنها راه شكوفايي گوهر
انساني هر فرد قرار گرفتن در جبهه ترقي است. اين وادي، عرصه اي است كه عادت هاي
ارتجاعي فرد را ذوب مي كند و در عوض براي وي خصلت هاي نو شونده مي آفريند. آنكس كه
به چنين پروسه اي تن نمي دهد به ميزان مقاومت منفي اش، از جبهه ترقي دور مي افتد و
چه بسا به دامان جبهه  ارتجاع نيز مي غلتد.


     - مجاهدين, مظهر عادت شکني.

   مجاهدين در تاريخ ايران مظهر نيرويي نو شونده اند. نيرويي كه ظرفيت و پتانسيل
حضور و درگيري تمام عيار در فاز هاي سياسي و نظامي را دارد. چنين قدرت انطباق و نو
شوندگي و به عبارتي عادت شكني مانع از آن شده است كه اين نيرو، به نيرويي صرفاً
سياسي يا نظامي تبديل شود. براي مجاهدين مشي همواره از درون شرايط بيرون مي آيد.
مشي اصالت فراتاريخي ندارد. و در يك كلام مشي ابزار مرحله است. آنچه كه براي
مجاهدين اصالتي فراتاريخي دارد اصالت اصول ايدئولوژيكي ايشان مي باشد كه از متن
توحيد و دستاوردهاي متقن علوم به دست مي آيد. چنين ايدئولوژيي در مسير پر فراز و
نشيب مبارزه همچون ارگانيسمي زنده ضمن مبنا قرار دادن توحيد خود را از دستاوردهاي
جديد بشري محروم نمي كند و خصلت نو شونده خود را حفظ مي نمايد.


   حقانيت ايدئولوژيكي مجاهدين تنها در ذهن هاي آنها نمود نمي يابد. آنها جرياني
هستند كه موفق شده اند انسان هايي تراز ايدئولوژي شان ايجاد كنند. پس به عبارتي
ساده:


   ايدئولوژي مجاهدين در تک تک آنان و در سازمان شان به ماده تبديل شده است. حضور
فيزيکي مجاهدين تجسم ايدئولوژيک ايشان است.




    اين سازمان با اتكا به ايدئولوژي توحيدي خود موفق شده است تا از سرفصلهاي خطيري
عبور كند. سرفصل هايي كه از بسياري جريانات مدعي هيچ بر جا نگذاشت. مجاهدين بدون
پاشيدگي تشكيلاتي يا استحاله جوهري از شرايط

    57- 60 عبور كردند. آنان توانستند تا با تلاش بي وقفه و رهبر انقلابي خود نه
تنها جنبش را آينده دار كنند كه نخستين ضربه استراتژيك را با جدا كردن نخستين رئيس
جمهور رژيم از آن،  بر ملاها وارد نمايند.



                                                                       پايان بخش
اول.





   ا. تابنده

   19 دي 1382

   تهران

   a_tabandeh@...




Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#296 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Sun Jan 11, 2004 8:50 pm
Subject: NL1101 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
رابطه با رژيم متزلزل آخوندي كه حتي اعضاي مجلس دست پروده خودش را تحمل نمي كند,
هيچ مشروعيتي ندارد
مردم ايران نمايش انتخابات رژيم آخوندي را تحريم مي كنند


به گزارش خبرگزاري حكومتي, شوراي نگهبان آخوندها صلاحيت هزاران كانديداي مجلس
ارتجاع را رد كرده است. در ميان اين افراد بيش از هشتاد  تن از نمايندگان مجلس
كنوني رژيم يعني 30 درصد كل مجلس نيز به چشم مي خورد

در ميان نزديك به 80 نماينده رد صلاحيت شده كه تماما از باند خاتمي هستند، دو تن از
نواب رييس، ? عضو هيات رييسه و جمعي از رؤساي کميسيونهاي مجلس ديده مي شوند. در شهر
تهران 890 تن از 1700 كانديدا يعني بيش از نيمي از كانديداها رد صلاحيت شده‌اند.

محمدرضا خاتمي نايب رييس اول مجلس آخوندها گفت: «ما شاهد گسترده ترين رد صلاحيت ها
در تاريخ پارلمان در ايران هستيم». وي جناح رقيب را تهديد كردكه اگر به توافقي براي
پس گرفتن حرف خود با آنها نرسند، «در روزهاي آينده پشت پرده رد صلاحيتها را خواهيم
گفت».

حذف گسترده كساني كه ساليان طولاني بالاترين مقامات و مناصب را در فاشيسم مذهبي
حاكم بر عهده داشته اند از كانديداتوري مجلس آخوندي, نه تنها گواه ديگري بر عدم
مشروعيت نمايش انتخابات و مجلس آخوندهاست بلكه از تزلزل و شكنندگي تماميت رژيمي خبر
مي دهد كه حتي تحمل اعضاي مجلس دست پرورده خود, يعني كساني كه در 25سال گذشته در
تمامي جنايات رژيم آخوندي سهيم بوده اند, را هم ندارد.

بدون ترديد مردم ايران انتخابات نامشروعي را كه كانديداهاي آن بايد «اعتقاد قلبي» و
«التزام عملي» خود به ولايت فقيه را «امضا» و «ابراز» كنند و از هفت خوان تصفيه هاي
رژيم آخوندي عبور كنند تحريم مي كنند. همچنانكه در نمايش انتخابات «شوراهاي اسلامي»
در اسفند سال 81 عليرغم همه تقلبات و تهديد و تطميعها به اعتراف خود رژيم تنها 4
درصد دارندگان حق رأي در تهران شركت كردند. آن زمان سركردگان دو جناح اصلي حكومت
اين انتخابات را «زنگ خطر جدي براي مجموعه?نظام» و «نه?بزرگ» و «عبور از نظام»
توصيف كرده بودند.

خانم مريم رجوي رئيس جمهور برگزيده شورا در 25 مهرماه 1382 خواهان برگزاري رفراندوم
در ايران براي تغيير رژيم استبداد مذهبي تحت نظارت سازمان ملل شد و آنرا خواست
اكثريت قريب به اتفاق مردم ايران و نشانه? همبستگي ملي آنان توصيف نمود.

مقاومت ايران با تأكيد بر اينكه مراوده و معامله با رژيمي كه حتي 5درصد مردم را
نمايندگي نمي كند, نامشروع است از جامعه جهاني بويژه اتحاديه اروپا مي خواهد روابط
اقتصادي و ديپلماتيك خود با اين رژيم را به بهبود حقوق بشر و احترام به حق حاكميت
مردم مشروط كند. مقاومت ايران همچنين از آقاي خاوير سولانا مي خواهد سفر برنامه
ريزي شده خود به ايران را لغو نمايد و يا دست كم با محكوم كردن قاطع نقض حقوق بشر و
گسترش خفقان نفي مطلق آزاديهاي سياسي, اجازه ندهد ملايان از اين سفر دستاويزي براي
توجيه سركوب و خفقان درست كنند.



دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران

21 دي ماه 1382 (11 ژانويه 2004)


--------------------------------------------------------------------------------

   اعمال فشار بر خانواده هاي مجاهدين- اطلاعيه شماره 4



   شانتاژ و  ارعاب خانواده هاي مجاهدين توسط مافياي اطلاعات آخوندي



   رژيم ضد بشري آخوندي در ادامه يك جنگ رواني كثيف عليه مجاهدين و مقاومت ايران و
در راستاي طرحي كه وزارت اطلاعات بر آن نام «بمباران مجاهدين به وسيله خانواده ها»
گذاشته است, شماري از مادران و پدران سالخورده و ستمكشيده مجاهدين را با ارعاب و
تهديد و شانتاژ روانه عراق كرده است تا بخيال خود از آنها براي اجراي يك نمايش ديگر
عليه مجاهدين سود جويد. اين خانواده ها در جريان سفر به عراق و بخصوص در سرماي شديد
مناطق غربي ايران با مشكلات زيادي مواجه گرديده و بعضا بشدت بيمار شده اند.

   اين گروه از خانواده ها كه با زور و تهديد به عراق آورده شده اند, توسط شمار
زيادي از مأموران اطلاعات همراهي مي شوند و هم اكنون در نجف مي باشند. مأموران
اطلاعات در نظر دارند كه آنان را براي يك تظاهرات عليه مجاهدين به بغداد ببرند. اين
مأموران در پاسخ به اعتراض خانواده ها كه چرا مستقيما به قرارگاه اشرف نمي روند, به
خانواده ها گفته اند اگر در بغداد دست به تظاهرات بزنند, مجاهدين و آمريكاييها
مجبور خواهند شد آنها را به قرارگاه اشرف راه دهند.

   سازمان مجاهدين خلق ايران, توجه عموم هموطنان بويژه خانواده هاي سرفراز و مقاوم
مجاهدين را به توطئه هاي رژيم آخوندي و ضرورت افشا و ايستادگي در برابر آنها جلب مي
كند و از خانواده ها مي خواهد با دست رد زدن به سينه قاتلان و جنايتكاراني كه
دستشان تا مرفق در خون يك صد و بيست هزار تن از فرزندان مجاهد و مبارز اين ميهن مي
باشد, خود مستقلا و به هر طريق كه مي توانند براي ديدار عزيزانشان به قرارگاه اشرف
بشتابند. تمامي مجاهدان مستقر در قرارگاه اشرف به شما خوش آمد مي گويند و از
ديدارتان غرق در شادي وشعف مي شوند.

   سازمان مجاهدين خلق ايران همچنين توجه مجامع بين المللي مدافع حقوق بشر را به
سوءاستفاده ضدانساني رژيم آخوندي از احساسات و عواطف خانواده هاي مجاهدين براي
پيشبرد مقاصد پليد بنيادگرايانه و تروريستي جلب نموده و خواستار اقدام عاجل جهت
جلوگيري از استمرار اين توطئه شنيع كه از مصاديق بارز نقض حقوق بشر است,  مي باشد.

   سازمان مجاهدين خلق ايران

   20/10/82


--------------------------------------------------------------------------------



--------------------------------------------------------------------------------

نامه جمعي از فعالان سياسي ، فارغ التحصيلان و متخصصان ايراني

به دبير کل ملل متحد



--------------------------------------------------------------------------------

جناب آقاي كوفي عنان دبيركل محترم ملل متحد
دبيرخانه ملل متحد، نيويورك


بنا بر گزارش خبرگزاري ها، شوراي حكومتي عراق در تاريخ 9 دسامبر گذشته، اعلام كرد
كه قصد دارد نيروهاي سازمان مجاهدين خلق در عراق را طي مدتي كوتاه از اين كشور
اخراج كند. متعاقبا محمدعلي  ابطحي، معاون رئيس جمهور ايران اظهار داشت« ما روابط
بسيار خوبى با شوراى حكومتى داريم، در مورد مجاهدين مباحثه داشته ايم و اين تصميم
نتيجه آن است»

نيروهاي مجاهدين هم اكنون بر اثر شرايط جنگي و اشغال عراق، تحت نظر مقام‌هاي دولت
اشغال كننده- نيروهاي آمريكايي- قرار دارند، ومطابق قواعد بين‌المللي بويژه طبق
كنوانسيون ژنو در شرايط نظامي و جنگي حاكم بر عراق، تامين امنيت آنها بر عهده‌ي
آمريكاست؛ در عين حال آنها بايستي تحت نظارت و حمايت كميته‌ي بين‌المللي صليب سرخ
جهاني، كميسارياي عالي ملل متحد براي پناهندگان و بالاخره كميسارياي ملل متحد براي
حقوق بشر قرار داشته باشند؛

در شرايط موجود در كشور عراق، علاوه بر برخوردهاي غير متعارف مقام‌هاي شوراي حكومتي
عراق كه مي تواند تهديداتي را عليه امنيت جاني نيروهاي  مجاهدين در اين كشور فراهم
نمايد، از جمله احتمال بازگرداندن آنها به ايران و تحويل به رژيم جمهوري اسلامي نيز
نگراني هاي عميقي را در ميان خانوادها و بستگان آنها و نيز در ميان ايراني هاي داخل
و خارج كشور بوجود آورده است.

آقاي دبير كل ،
شما مي دانيد كه رژيم جمهوري اسلامي تا كنون بارها و به دفعات به دليل نقض فاحش
حقوق بشر، توسط سازمان ملل محكوم گرديده و آخرين بار نيز در تاريخ 22 دسامبر گذشته
، مجمع عمومي ملل متحد از جمله نقض حقوق بشر، شكنجه و آزار شهروندان، اعدام در ملاء
عام و نيز اجراي مجازات هاي مغاير با موازين حقوق بشر در ايران را محكوم نمود. در
همين حال طي روزهاي گذشته مقامات رژيم ايران به كرات و با اصرار، خواستار استرداد
مجاهدين به ايران شده اند، خواسته اي كه در صورت تحقق،  به معني فرستادن مجاهدين به
قتلگاه است. كما اين كه حسن روحاني رئيس شوراي امنيت رژيم در تاريخ پنجم ژانويه طي
مصاحبه‌اي با تلويزيون سي ان ان، ضمن اين كه مصرانه از آمريكا خواست تا «به عنوان
اولين گام مثبت عملي براي رابطه با رژيم جمهوري اسلامي، مجاهدين را به ايران
برگرداند»  با "تروريست و قاتل" خواندن مجاهدين، پيشاپيش اعمال شكنجه و اعدام انها
را زمينه سازي كرد.

از اينرو ما امضا كنندگان اين نامه ، با نگراني هاي بسيار، هر نوع معامله و توافق
رسمي يا غير رسمي در گذشته و حال با جمهوري اسلامي را كه منجر به تحويل نيروهاي
مجاهدين به رژيم جمهوري اسلامي شود قويا محكوم كرده و با تاكيد بر اين كه اين رژيم،
فاقد هر گونه اعتبار و حيثيت بين المللي است وخود را اساسا ملزم به رعايت هيچ اصول
و پرنسيبي نمي داند،

توجه جنابعالي و تمام نهادهاي تحت مديريت ملل متحد ، كميته بين المللي صليب سرخ
جهاني و تشكل هاي ذيصلاح غير دولتي بين المللي را به شرايط حساس، خطرناك و قابل
ملاحظه‌ي مجاهدين در عراق جلب نموده و با توجه به اين كه

1-   بسياري از اعضا و افراد مجاهدين قبلا در كشورهاي اروپايي و يا آمريكايي
پناهنده بوده اند و بعضا حق پناهندگي آنان در آن كشور ها به علت اقامت موقت در عراق
همچنان محفوظ است؛

2-   خانواده‌ ها ، خويشاوندان، يا هموطنان نزديك به عده‌ي قابل ملاحظه اي از آنان
در كشورهاي اروپايي يا آمريكايي مقيم يا پناهنده اند و چون نگران وضعيت فرزندان يا
كسان خود در عراق هستند، آماده‌ي تقبل و پذيرايي از آنان مي باشند؛

3-   از آنجا كه بهر صورت، نقل و مكان و اسكان مجدد هر پناهنده و هر پناهخواهي، از
تكاليف سازمان هاي بين‌المللي ذيربط و ذيصلاح مذكور است؛

از جنابعالي و سازمان‌هاي تحت مديريت ملل متحد بجد تقاضا مي كنيم

-  توجه مقام هاي دولت آمريكا را به عنوان دولت اشغال كننده‌ي عراق، به حفظ امنيت
كامل مجاهدين و تهديداتي كه اساسا از طرف جمهوري اسلامي متوجه آنهاست جلب كنيد؛

-  با هر يك ازنيروهاي مجاهدين، با توجه به وضعيت شخصي شان برخورد شود و خواسته
هاي‌ آنان مورد توجه و رسيدگي قرار گيرد،

-  حد اكثر اهتمام خود را جهت  فراهم شدن امكان انتقال براي تك تك آنان به صورت
فردي يا جمعي به مناطق امن، نزد خانواده ، خويشاوندان يا هموطنان نزديك شان كه در
خارج ايران بسر مي برند مبذول فرماييد.


         http://www.farakhan.org.uk/

       هموطنان عزيز،

        براي امضاي متن  بالا،لطفاً فرم زير را پر نماييد.

             نام کامل
             حرفه / تخصص
             کشور


      رونوشت به:

       -  پل برمر فرماندار غير نظامي آمريكا در عراق

       -  كميته بين المللي صليب سرخ جهاني

       -  كميسر عالي ملل متحد براي پناهندگان

       -  كميسر عالي ملل متحد براي حقوق بشر

       -  دبير كل عفو بين الملل

       -  دبير كل ديده بان حقوق بشر- بخش خاورميانه


       E-mail to your friends



--------------------------------------------------------------------------

       امضا کنندکان:

       يوسف احدي ، تقي امير حسيني،  اردشير اورك، دکتر شيدا اورك، مريم اورك،
امرالله ابراهيمي، هادي ابويي راد، فريبا ابويي راد، شكوه اسلامي، دکتر حسين
باقرزاده،  مونيا بنبوزيد، بابك بهرامي، پروين پور،  مقصود پور صادق صديق ، هوشنگ
پذيرا ، مهدي تقوايي، ناهيد تقوايي، جليل تقوي، قادر جسيمي، فريدون جيزان، محمد
حسيبي (باتفاق فعالان گروه چه بايد کرد)، ابراهيم حسيني، اشرف حسيني، سيد حسين
حسيني، حنيف حسيني، زهرا حسيني، عطا حسيني، نسرين حسيني، فرهاد رشادت،  كمال
درويشي، امير دها، مرتضي ديناروند، مصطفي رجوي، فتحيه زرکش يزدي، رضا زندي، مجتبي
سلامت، فروغ شلالوند، مختار شلالوند، احمد علوي، ليلي علي ميرزا پور،  فرشيد فراست،
دکتر داوود فرداد، حميد فرجود، خليل لوحي، نواز محمد عباس، ساسان مهري، وحيد پور، 
دكتر علي هاشمي،   ادامه اسامي ...


--------------------------------------------------------------------------




Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#297 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Mon Jan 12, 2004 7:17 pm
Subject: NL1201 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
سولانا هشدار ميدهد كه انتخابات ايران در روابط با اروپا تأثير خواهد داشت



خبرگزارى فرانسه 12 ژانويه: خاوير سولانا, مسئول سياست خارجى اتحاديه اروپا روز
دوشنبه به رهبران روحانى ايران گفت كه برگزارى انتخابات آزاد و عادلانه در ماه
آينده در روابط آنها با اروپا تأثير خواهد داشت.

ديپلماتها كه سفر دو روزه سولانا به ايران را تلاشى براى حفظ روند روبه گرمى در
روابط توصيف ميكردند گفتند كه اين سفر تحت الشعاع يك بحران بزرگ سياسى درپى جلوگيرى
از شركت تعداد بسيارى از رفرميستها در انتخابات 20 فوريه مجلس قرار گرفته است.

هرچند كه سولانا اين موضوع را بعنوان ”مسئله داخلى” ايران تلقى ميكرد ولى او بوضوح
بيان  كرد كه اگر چنين برداشت شود كه سخت سران مذهبى در رأى گيرى تقلب كرده اند
عواقب سخت در روابط ايران و اتحاديه اروپا خواهد داشت. او در كنفرانس مطبوعاتى
مشترك با خرازى گفت: ”عادلانه بودن انتخابات تنها به روز انتخابات برنميگردد, بلكه
پروسه بايد عادلانه باشد.” او افزود: ”ولى اين براى من بسيار مشكل خواهد كه به
اروپاييان توضيح بدهم كه چگونه نمايندگان مجلس كه نمايندگان مردم هستند نميتوانند
دوباره در انتخابات شركت كنند.”

سولانا تأكيد كرد ”چيزى كه مهم است اينست كه انتخابات عادلانه باشند,” هر چند كه وى
اعتراف كرد كه درگيرى سياسى قبل از انتخايات هنوز پابرجاست.

يك ديپلمات ارشد اتحاديه اروپا كه به سولانا نزديك ميباشد گفت: ”يك وجه بسيار مهم
در روابط ما با ايران دمكراسى و حقوق بشر است و سولانا مسلما به اتفاقات قبل از
انتخابات توجه دارد.” وى افزود: ”دشوار است كه تصور كنيم ديالوگ با همان شدت ادامه
پيدا كند اگر چنانچه سخت سران در قدرت باشند و تحت يك چنين شرايط سؤال برانگيزى
قدرت را دست گرفته باشند.”  وى ادامه داد كه پيروزى محافظه كاران ميتواند ديالوگ
بين اتحاديه اروپا و ايران را به نقطه اوليه خودش برگرداند.

علاوه بر حقوق بشر و مسئله هسته اي, اتحاديه اروپا همچنين در دو زمينه ديگر به
ايران فشار مياورد – همكارى در مبارزه عليه تروريسم و حمايت از تلاشهاى صلح آميز در
خاورميانه.


--------------------------------------------------------------------------------


http://www.damavand.org.uk/Karikator/0111TofighHokmshorayeHokomati.JPG

--------------------------------------------------------------------------------

مصاحبه راديو آمريكا با مهدى سامع درباره وضعيت سازمان (قسمت اول)



   راديو آمريكا 20/10/82: «مجرى: محمد رضا شاهيد خبرنگار بخش فارسى صداى آمريكا از
پاريس گفتگويى دارد با آقاى مهدى سامع عضو شوراى ملى مقاومت ايران درباره وضعيت
كنونى و آينده سازمان مجاهدين خلق.

به بخش اول اين گفتگو گوش ميكنيم.

محمد رضا شاهيد: آقاى سامع با تشكر از پذيرش گفتگو, ميخواستم در ابتدا از شما بپرسم
كه شوراى ملى مقاومت و سازمان مجاهدين در چه ارتباطى با يكديگر قرار دارند و اصولا
براى بعضى ها اين سوال وجود داره كه كدام تعيين كننده و انتخاب كننده براى ديگرى
است.

مهدى سامع: اولا ازتون تشكر ميكنم كه اين فرصت را به من داديد. اين سوالى كه شما
ميكنيد, سوال خيلى ها هست و بارها من خودم باهاش مواجه شدم. من براتون توضيح ميدم
كه در حقيقت اگر شوراى ملى مقاومت را يك ائتلاف فرض كنيد, اين ائتلاف از ديدها و
افراد مختلفى با گرايشات مختلفى هستند ولى مثل هر ائتلافي, نيرويى كه درش بيشتر
نيرو داره و قوى تره, خواه ناخواه مؤثر تره.

محمدرضا شاهيد: اين نيرو يعنى عضو, تعداد عضو؟

مهدى سامع: بله, هم تعداد عضو و هم مجموعه تأثيرگذارى پراتيك و اونچيزى كه ما بهش
ميگيم در حقيقت تعادل. حالا ولى شوراى ملى مقاومت يك ائتلافى است كه مجاهدين هم عضو
اون هستند ولى قوى ترين عضو اون. منتهى اين دو تا ارگان مجزا از هم است. كجا
ميتونيم اين را ثابت كنيم, من الان به چند مورد بهتون اشاره ميكنم. مورد اول,
سازمان مجاهدين يك سازمان مذهبى بر اساس اسلامه, اين را با صراحت ميگن و همه ميدونن
در حالى كه شوراى ملى مقاومت يك ائتلاف لائيكه و معتقد به جدايى دين از دولته. دوم,
سازمان مجاهدين شعاعرى داره و رفتارهايى داره و پرنسيپهايى داره, مناسكى داره كه
اجرا ميكنه, مثلا فرض كنيد مراسم در محرم يا رمضان يا از اين حرفها. در حالى كه
شوراى ملى مقاومت هيچكدوم از اين كارها را نداره. فقط دو روز براى شوراى ملى مقاومت
مهمه. يكى روز 30تير مهمه كه در واقع شوراى ملى مقاومت تأسيس شد.

محمد رضا شاهيد[حرفش را قطع ميكند]: 30خرداد؟

مهدى سامع: نه, 30تير بخاطر اين كه در فاصله خرداد تا 30تير سال 60در حقيقت شورا
ايجاد شد يعنى روزى كه شورا را اعلام كردند و يكى هم 22بهمن سالروز انقلاب ضد
سلطنتى. نكته ديگر اين كه ...

محمدرضا شاهيد [حرفش را قطع ميكند]: معذرت ميخوام, 22بهمن براى شما يك نقطه پيروزى
است؟

مهدى سامع: 22بهمن به نظر ما روزى است كه مردم ايران در مقابل ديكتاتورى شاه
ايستادند و اون  رو سرنگون كردند. البته اين بحث ديگرى است كه چه پيش آمد ولى خود
اون جنبش و انقلاب براى ما يك پيروزى است.

محمد رضا شاهيد: اون وقت 30تير چى؟

مهدى سامع: 30تير روزى است كه دكتر مصدق دو مرتبه به قدرت رسيد و در اين روز بود كه
بيانيه تأسيس شوراى ملى مقاومت در سال 1360اعلام شد.

محمد رضا شاهيد: ولى شما اينجا يك فاصله سه ساله داريد؟ در اين سه سال موضع شوراى
ملى مقاومت چيست. يعنى آيا وقتى آقاى رجوى خودشون رو كانديداى رياست جمهورى كردند
يا ماقبل و ما بعد, مجاهدين هم متأسفانه هم قربانى دادند, هم قربانى گرفتند, اين سه
سال را شما چگونه تعريف ميكنيد.

مهدى سامع: در اون سه سال البته اين را خود سازمان مجاهدين هم ميتونه توضيح بده, از
وقتى كه انقلاب شد و جمهورى اسلامى به قدرت رسيد, تا 30خرداد سال 1360, مجاهدين
كاملا خواستند به شيوه مسالمت آميز كار كنند. تعداد زيادى از اونها را حزب اللهى
ها, حدود شايد 70الي80نفر  اونها را كشتند, ولى مجاهدين كاملا به شيوه مسالمت آميز
وفادار بودند و در حقيقت در نقطه اى كه ديگه تمام راههاى مسالمت آميز بسته شد, اون
موقعى كه در حقيقت خمينى فرمان عزل بنى صدر را صادر كرد, به مبارزه مسلحانه روى
آوردند. البته داشتم تغييرات را ميگفتم, نكته ديگرى كه مثلا شما در بيانيه هاى
سازمان مجاهدين مى بينيد كه از رهبرى عقيدتى يا رهبرى مجاهدين استفاده ميكنند در
حالى كه در بيانيه هاى شورا همواره صحبت از مسئول شورا يا با كلماتى از اين نوع كه
ترم در واقع عرفى داره استفاده ميشه. در يك كلام, سازمان مجاهدين خلق يك سازمان
مذهبى است, يكى از اعضاى شورا است در حالى كه شوراى ملى مقاومت يك ائتلاف عرفى است
كه بر جدايى دين از دولت اعتقاد دارد.

محمد رضا شاهيد: شوراى ملى مقاومت چقدر نفوذ داره بر رفتار و افكار مجاهدين؟

مهدى سامع: ببينيد, شوراى ملى مقاومت آنچيزى كه مهمه اينه كه در حقيقت آيا مجاهدين
به تعهدات خودشون وفادار هستند يا نيستند. اگر چنين چيزى را شوراى ملى مقاومت مطمئن
باشه, طبيعتا نميتونه بيش از اين تأثيرى داشته باشه در رفتارى كه مربوط به خود
مجاهدين ميشه. اون چيزى كه براى شوراى ملى مقاومت تا حالا مهم بوده, اينه كه بر اون
تعهداتى كه سازمان مجاهدين خلق ميده و امضاء ميكنه, منجمله در مورد جدايى دين از
دولت كه در يك طرحى اعلام شده, وفادار بمونه.

محمدرضا شاهيد: ما البته فردا شب ادامه اين گفتگو را دنبال خواهيم كرد بخصوص در
مورد موقعيت كنونى مجاهدين, ولى وقتى شما مى فرماييد تعهدات مجاهدين, به نظر شما
وقتى آقاى علوى خودش را وزير امور خارجه يا خانم رجوى خودش رو رييس جمهور منتخب
ميدونه, آيا فكر ميكنيد در يك همه پرسى عمومى در داخل ايران, اين سازمان چند درصد
رأى موافق و مثبت داشته باشه؟

مهدى سامع: ببينيد, من فكر نمى كنم به اين ترمهايى كه شما گفتيد, اونها خودشون رو
اعلام كنند. خانم رجوى در حقيقت كانديدى است از طرف مقاومت و ما هيچگاه نگفتيم و
مجاهدين هم هيچگاه نگفتند كه منتخب است, گفتند كه از طرف شوراى ملى مقاومت براى
دوران انتقال انتخاب شده.

محمدرضا شاهيد: روى سايتشون هست ولى.

مهدى سامع: من چنين چيزى را بعنوان اين كه منتخب مردم باشه ندارم.

محمد رضا شاهيد: مردم نه, منتخب. رييس جمهور منتخب.

مهدى سامع: من فكر مى كنم كه اگر روى سايت باشه, البته نمى دونم كدوم سايت, ولى فكر
ميكنم كه اين ترم درستى نباشه و اشتباه نوشته اند. درستش آنگونه كه شورا تصميم
گرفته, رييس جمهور منتخب شوراى ملى مقاومت يعنى از طرف شورا براى دوران انتقال است
و در حقيقت يك پيشنهاده.

محمد رضا شاهيد: بله, با تشكر از شما, ادامه اين گفتگو را در برنامه فردا شب دنبال
خواهيم كرد».



--------------------------------------------------------------------------------



http://www.iranliberty.com/nukes/modules.php?name=News&file=article&sid=3904

--------------------------------------------------------------------------------

دوشنبه، 22 دي، 1382



   با چنگ و ناخن و دندان

از ارتش آزاديبخش ملي و
  ازمجاهدين خلق ايران حمايت ميكنيم

حكم شوراي پوشالي حاكم برعراق بخصوص
ملاحكيم تروريست را بشدت محكوم ميكنيم



   هموطنان عزيز!

      نيروهاي انقلابي!



   با توجه به شرايط ويژه و حساس كنوني و بحراني  منطقه , رژيم قرون وسطايي ملاهاي
حاكم برايران قصدسوء استفاده دارند و باصطلاح ميخواهند از آب گل آلود ماهي بگيرند ,
از درخواستهاي ننگين آشكار و پنهان آنها گرفته تا نقل و انتقال مزدورانشان جهت
اعمال تروريستي درعراق و......

   بايد هميشه به يك امر توجه داشت و آن اينست كه رژيم تروريستي ملاهاي حاكم برايران

   حاضرند به هرخفتي تن بدهند تا بخيال خام خود به فرزندان دلاور خلق , به شير زنان
و شيرمردان ارتش پاك رهايي ضربه بزنند گاه عمليات تروريستي ميكنند و گاه هم بادادن
ملياردها دلار پول  به مزدوران پوشالي شوراي حكومتي عراق و درراس آنها ملاي
جنايتكار و  تروريست عبدالعزيز حكيم كه از حداقل سواد هم بهره اي ندارد تا بخيال
خام خود مثلا بتوانند كاري كنند و يا ضربه اي بزنند...




   ولي به مزدور حكيم و به اربابان تروريستش خامنه اي و خاتمي و ديگرهمپالكي هايشان 
ميگوييم خجالت بكشيد دستتان ديگر براي دنيا روشده ديگر نميتوانيد هيچ غلطي بكنيد
بدانيد كه مجاهدين فقط در يكجا نيستند مجاهدين ثمره يك تاريخ انقلابي اند., احمق
هاي كلاش و مرتجع شما فقط بدرد اين ميخوريد كه برسرقبرستانها برويد و يك فاتحه
بخوانيد و سرمردم شيره ماليده و گدائي كنيد برويد دنبال كارتان خجالت بكشيد, فقط
ننگ اين فاجعه زلزله بم براي شما بس است اين هم يك جنايتي بود كه به سابقه ديگر
جنايتهاي شما افزوده گشت البته از شما آخوندهاي بيسواد كه انتظاري نيست. آيا مساله
ساختمان سازي روي اسلوب صحيح را پيش رويتان بگذاريم؟ شما حرام لقمه ها نه تنها هيچ
كاري در اين رابطه نكرديد بلكه سازمانهاي خيريه كه از سراسر دنيا جهت كمك به
هموطنان ستمزده ما آمده بودند را  در جريان زلزله آنقدر اذيت كرديد كه نگذاشتيد در
اين شرايط بحراني ريل كمك خود را بروند و از طرف ديگر دزديهاي بسيار زيادي كه شما
غارتگران از اموال قربانيان زلزله كرديد برهمگان آشكار است بطوريكه هيچكس جهت ارسال
كمك به شما اطميناني ندارد. اگر راست ميگوييد بجاي كارهاي تروريستي و سركوبگرانه كه
اينقدر در جريان آن فعال هستيد و سراز پا نميشناسيد بجايش يكصدم آن نميگوييم كمك
كنيد  بلكه ارسال كمكهاي خيريه به قربانيان را مانع نشويد و اموال قربانيان را غارت
نكنيد. البته شما آدم نيستيد كه با شما صحبت كنيم اين يكي دومورد را هم بعنوان
نمونه براي اين نوشتيم كه در تاريخ ثبت شود و دنيا بداند كه ما با چه موجودتروريستي
روبروهستيم .

   از شما ملاهاي تروريست كه جز كارتروريستي چيزي انتظار نيست ولي به شما احمق ها
نويد ميدهيم كه بزودي درفش كاوياني برفراز ميهن و درميدان آزادي به اهتزاز درخواهد
آمد و شما تروريستها به ديار ارباب تروريستتان خميني دجال خواهيد شتافت و دور نيست
و خيلي نزديك است. ما مطمئنيم بزودي تمامي دنيا شاهد خواهد بود.

   بهرحال فقط به شما اخطار ميدهيم اگر مويي از سر فرزندان رشيد خلق كم شود ما شما
تروريستها را مقصر ميدانيم و آنوقت با دريايي از خشم روبرو خواهيد شد مجاهدين فقط
در آن نقطه نيستند , مجاهدين درقلب مليونها ايراني در داخل ايران و اقصي نقاط دنيا
وجود دارند و چنانكه در ابتداي اين مقاله آمده است ما تنها نيستيم بل مليونها
ايراني هستند كه باچنگ و ناخن و دندان از سمبلهاي انقلاب , فرزندان رشيد خلق و از
سمبلان فدا وصداقت و پاكبازي يعني ارتش رهايي كه اميد تمامي مردم هستند دفاع خواهند
كرد.

   الان در سراسر دنيا روزانه ما در مقابل سفارت آمريكا وديگر مجامع حقوق بشري,
مخصوصا صليب سرخ جهاني جهت تضمين امنيت تك تك نفرات ارتش رهايي تحصن داريم و تمامي
آنها به ما اين تضمين را داده اند و ما تا نتيجه گيري نهايي به تحصنهاي روزمره و
مراجعات خود به  مراجع بين المللي و بخصوص تحصن مقابل سفارت آمريكا ادامه ميدهيم ما
شوراي پوشالي عراق را طرف حساب خود نميدانيم فقط به آنها و ملاحكيم جنايتكار هشدار
ميدهيم كه اگر دست از پا خطا كنند با خشم مليوني روبرو خواهند شد.

   ما طرف حساب اصلي خود را دولت آمريكا بعنوان كشور اشغالگر عراق ميدانيم و بهمين
دليل هرروز مقابل سفارت آمريكا تحصن ميكنيم. و آنها را جهت تضمين امنيت جاني ارتش
آزاديبخش ملي مسئوول ميشناسيم. و خواهان اين هستيم كه قانونا و طبق” كنوانسيون ژنو
“برخورد كنند.



   در چنين شرايطي وظيفه مبرم هرنيروي انقلابي - آزاديخواه و وطن پرستي صرفنظر از
هرگونه اعتقاد و مرام اين است كه توطئه ملاهاي خون آشام حاكم برايران ومزدوران
تروريستش در شوراي حكومتي پوشالي عراق عليه سازمان پرافتخار مجاهدين خلق ايران و
ارتش آزاديبخش ملي ايران را افشاء و قويا محكوم نموده و ازتنها اميد و آرزوي مردم
ايران – ارتش آزاديبخش ملي – حمايت نمايند.

   لازم بتوضيح است كه ما همسويي و همپالكي هرجرياني دراين شرايط بحراني عليه
مجاهدان و رزم آوران آزادي را رويارويي با مردم و مقاومت ايران و دشمني بلامنازع با
خاك مقدس ايران و پرچم شيرو خورشيدنشان آن ميدانيم .

   امروزه بر هرايراني آزاديخواه و وطن پرست است كه عليرغم هرگونه اعتقادي اين توطئه
شوم عليه مجاهدان راه آزادي را شديدا محكوم نموده و تمام نيرو و توان خودر رادر اين
شرايط حساس دريك جبهه همبستگي عليه تنها دشمن اصلي يعني رژيم فاشيستي- تروريستي
حاكم برايران متبلورنمايند.

   از تمامي نيروهاي صلح طلب و آزاديخواهي كه تصميم و عزم جزم دارند تا پايان بدهند
به حكومت ملاياني كه 25 سال جنايت - فقر -فحشاء - اعتياد – بيكاري- تورم و گراني -
تجاوز بحقوق حقه مردم- دست وپابريدن - شكنجه ودارزدن - ازحدقه درآوردن چشم - سنگسار
و هزاران هزار جنايت ديگر نتيجه آن بوده است,

   و قصد دارند كه در يك فضاي دموكراتيك و آزاد نمايندگان واقعي خود را برگزينند در
خواست ميكنيم كه :

   توطئه عليه ارتش آزاديبخش ملي ايران و سازمان مجاهدين خلق ايران كه از طرف رژيم
ملايان و همپالكي هايشان صورت ميگيرد را در اين شرايط بحراني قويا محكوم نموده  و
در يك فضاي همبستگي با اين موضعگيري نقش تاريخي خود را دراين مقطع حساس و در اين
فاز جديد ايفاء نمايند.



                                                         با تقديم احترام – حسين
حسيني

    رئيس انجمن فارغ التحصيلان ايراني در دانمارك

                                                           و نماينده انجمنهاي
ايراني در دانمارك

                                                                11ژانويه 2004



   تاكنون انجمنهاي حمايت كننده نامه فوق بشرح ذيل ميباشند كه پشتيباني از نامه فوق
ادامه دارد:

     1.. انجمن فارغ التحصيلان ايراني دردانمارك
     2.. انجمن فرهنگي ايران و دانمارك
     3.. انجمن فرهنگي ايرانيان دانمارك
     4.. انجمن فرهنگي ايرانيان مقيم ادنسه
     5.. انجمن زنان ايراني مقيم ادنسه
     6.. انجمن پناهندگان ايراني مقيم دانمارك
     7.. انجمن زنان ايراني مقيم دانمارك
     8.. انجمن دانشجويان ايراني مقيم دانمارك
     9.. انجمن ورزشكاران ايراني مقيم دانمارك
     10.. انجمن دانشجويان ايراني مقيم كپنهاك
     11..  انجمن زنان ايراني مقيم آئوس


   -        رونوشت به سيماي آزادي

   -        سايت دماوند

   -        سايت ايران ليبرتي

   -        سايت ديدگاه

   -        سايت جبهه همبستگي

   -        سايت جنگ خبر


Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#298 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Tue Jan 13, 2004 7:48 pm
Subject: NL1301 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
گزارشي از مراسم گردهمايي بزرگ ايرانيان در هلند در همبستگي با قربانيان زلزله بم

بعدازظهر شنبه گردهمايي بزرگ ايرانيان مقيم هلند در همبستگي با قربانيان زلزله بم و
به منظور محكوم كردن توطئه هاي رژيم آخوندي عليه مجاهدين برگزار شد. اين گردهمايي
همزمان با آكسيونها و تجمعات ايرانيان در 16كشور جهان توسط انجمن خانواده هاي
مجاهدين مستقر در عراق و جوامع ايرانيان مقيم هلند سازمان داده شده بود. در ابتداي
اين گردهمايي ايرانيان آزاده و شريف براي اداي احترام به قربانيان زلزله بم يك
دقيقه سكوت كردند. سپس فراخوان رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران خانم مريم رجوي
براي كمك به بازماندگان اين فاجعه دردناك قرائت گرديد. دكتر ژان پِست دبيركل صليب
سرخ هلند كه در اين گردهمايي حضور يافته بود، در سخنراني خود از كمكهاي هواداران
مجاهدين و مقاومت ايران به زلزله زدگان بم تشكر كرد. روزن باون كشيش مترقي و انسان
دوست و خانم ويلنا فن آرسون مسئول روابط بين المللي سازمان شوراي كليسا و صلح نيز
در سخنرانيها خود ضمن اعلام همدردي با زلزله زدگان بم، نسبت به توطئه هاي رژيم
آخوندي عليه مجاهدين در عراق ابراز نگراني كردند. در ادامه گردهمايي بزرگ هلند،
خانم مهناز سليميان دبير ارشد شوراي ملي مقاومت سخنراني خود را با ياد قربانيان
فاجعة زلزلة بم، و با ابراز همدردي با هموطنان مصيبت ديده در اين شهر شروع كرد و
تأكيد نمود كه اين مصيبت ماهيت ضدبشري آخوندها را برملا كرد و ننگ پاك نشدني ديگري
بر پرونده آنان افزوده شد. خانم سليميان به “مرحله خطيري» كه مقاومت ايران در آن به
سرمي برد اشاره كرد و تصريح نمود كه حمايت وسيع و بي نظير هموطنان و هم چنين عشاير
و مردم عراق از مجاهدين و رزمندگان آزادي اين توطئه را درهم شكسته است. آقاي
محمدرضا روحاني از مسئولين كميسيونهاي شوراي ملي مقامت سخنران بعدي گردهمايي هلند
بود. وي سخنان خود را بنام آزادي و بنام ايران آغاز كرد و ضمن ابراز همدردي با
بازماندگان زلزله زده بم، به رزم آوران آزادي در ارتش آزاديبخش درود فرستاد. وي
نسبت به سياست مماشات در قبال تروريستهاي حاكم بر ايران هشدار داد و تصريح كرد كه
مقاومت ايران با رژيمي مي جنگد كه علناً تروريسم و صدور انقلاب را تبليغ مي كند.
آقاي عزيز پاك نژاد از شوراي ملي مقاومت در سخنراني خود،با بازماندگان قربانيان
زلزله فاجعه بار بم ابراز همدردي كرد و رفتار ضدانساني رژيم آخوندي با زلزله زدگان
را تشريح كرد. وي در ادامه سخنراني خود به توطئه هاي رژيم عليه مجاهدين و مقاومت
ايران اشاره كرد و گفت: رژيم مي داند كه باحضور مجاهدين و رزم آوران در كنار مرزها،
هيچ چيزي خطر نابوديش را مرتفع نمي سازد. به همين دليل است كه در اوج احتضار و
شكنندگي كمر به نابودي اين مقاومت بسته است… بايد هوشيار بود و توطئه هاي آن را در
هم شكست. آقاي يزدان حاج حمزه نيز در سخنراني خود، به توطئه هاي رژيم آخوندي عليه
مجاهدين در عراق اشاره كرد و هشدار داد كه هرگونه مماشات با رژيم آخوندي باعث جري
تر آن مي شود. در ادامه گردهمايي مصطفي دامغاني نوجوان ايراني از آمستردام كه 52تن
از اعضاي خانواده و اقوام وي در جريان فاجعه زلزله بم جان خود را از دست داده اند،
سخنراني كرد و رژيم آخوندي را عامل ابعاد دهشتناك تلفات اين فاجعه دانست. آن گاه
تني چند از مادران مجاهدين مستقر در عراق، به طور جمعي در پشت تريبون قرار گرفتند و
ضمن ابراز همدردي با مردم مصيبت ديدة بم و حمايت از فرزندان مجاهد خود توطئه هاي
رژيم آخوندي براي اخراج مجاهدين را محكوم كردند و از سازمانهاي بشردوست بين المللي
به ويژه صليب سرخ جهاني خواستند تا رعايت حقوق مجاهدين را تضمين نمايند. اين مادران
قهرمان هم چنين موجوديت انجمن خانواده هاي مجاهدين مستقر در عراق ـ هلند را اعلام
كردند و طي بيانيه يي از كميسارياي عالي پناهندگان ملل متحد و سازمان صليب سرخ
جهاني خواستند كه با حضور در قرارگاه اشرف بر حفاظت از حقوق مجاهدين و جلوگيري از
عملي شدن توطئه هاي رژيم آخوندي عليه آنان نظارت كنند. در پايان گردهمايي بزرگ هلند
قطعنامه يي در حمايت از مجاهدين ومقاومت ايران قرائت گرديد. در اين مراسم خانم
ايراما لومان خواننده مشهور هلندي، حسام خواننده جوان ايراني و همچين گروهي از
جوانان ايراني مقيم هلند در همبستگي با زلزله زدگان بم ترانه هايي را اجرا كردند.


درباره مقاومت

آقاي يورگن پاولسن J?rgen poulsen رييس صليب سرخ بين المللي بخش دانمارک گفت: صليب
سرخ بين المللي بتازگي در مورد موضوع مجاهدين در مستقر در عراق با مقامات آمريكايي
و مسولين اداري اشغال عراق گفتگوهايي را انجام داده است. وي افزود :ما اميدواريم که
صليب سرخ بين الملل هرچه زودتر بتواند اجازه ورود به پايگاه مجاهدين در عراق را
پيدا كند. آقاي يورگن پاولسن در ادامه تصريح كرد: اين وظيفه نيروهاي اشغالگر در
عراق است كه با مجاهدين مستقر در عراق براساس قوانين ژنو برخورد كنند.

  روزنامه دانماركي برلينسكه تيدنده نتيجه گيري كرد: براساس اظهارات صليب سرخ تحويل
مجاهدين به ايران نقض قانون و در تضاد با قوانين بين المللي است.

  خانم ماريا لويسه کلاوسن Maria Louise Clausen حقوقدان صليب سرخ بين المل شاخه
دانمارک مي گويد: بخاطر اينکه نيروي اشغالگر در عراق وجود دارد پس کنوانسيون ژنو در
آنجا نقش بازي مي کند و اين در تعارض با با حقوق بين المللي است كه مجاهدين را اگر
جانشان در خطر است بدون ميل و اراده شان (به ايران) بازگردانند. در اين صورت آنان
تحت تعقيب خواهند بود


--------------------------------------------------------------------------------



--------------------------------------------------------------------------------

رد صلاحيت ها، آخرين مرحله بازي
دوشنبه، 22 دي، 1382



   با اعلام رد صلاحيت اکثريت کانديداهاي دو خردادي و بيش از 80 تن از نمايندگان
مجلس ششم توسط شوراي نگهبان، بازي جناح خوب- جناح بد به سرانجام خود نزديک مي شود.
بن بست همه جانبه رژيم که طي ساليان گذشته در مقاطع مختلف به مراحل حاد رسيده بود
ولي بدلايل گوناگون حاکميت استبداد مذهبي توانسته بود با مجموعه تضادها و نتاقض ها،
کجدار و مريز به حيات خود ادامه دهد، اکنون به مرحله نهايي رسيده است. بحث تحريم يا
شرکت در نمايش انتخاباتي مجلس هفتم که ماههاست از سوي جريانهاي مختلف چه در حاکميت
و چه در اپوزسيون مطرح است، اکنون ديگر کاملا منتفي است. گرچه تا قبل از اعلام رد
صلاحيت ها تنها جيره خواران و همدستان رژيم، آنهم با شرمندگي شيوه شرکت در انتخابات
را طرح مي کردند، اکنون آشکارا موضوع پيش رو براي جريانات و نيروهاي سياسي و افراد
مستقل چگونگي سقوط ديکتاتوري مستبد مذهبي است...



   با توجه به شرايط کنوني و رد صلاحيت بخشي از افراد رژيم توسط جناح حاکم که لاجرم
اجتناب ناپذير مي نمود، حتي ?فرض عقب نشيني جناح حاکم در روزهاي آينده نيز نمي
تواند بحران را آنگونه که دو خردادي هاي متحصن پيش بيني مي کنند، تخفيف دهد. جناح
حاکم رژيم با تکيه بر چشمک و چراغهاي جناح ايران گيت در وزارت خارجه آمريکا و
مذاکرات احتمالي در جريان، در روياي يکدست کردن حاکميت مطلقه خود هستند. غافل از
اينکه اگر اين بخش رژيم در کوتاه مدت هزينه عمل خود را نپردازند، بدون شک در ميان
مدت از صحنه قدرت جارو خواهند شد. تفاوت اينبار در اين است که چشم انداز سقوط رژيم
تنها به بخش حاکم رژيم محدود نخواهد ماند و کليت رژيم جمهوري اسلامي با همه دسته
بندي ها و جناحهايش را در بر خواهد گرفت. تحريم يکپارچه نمايش شوراهاي شهر در 9
اسفند 1381 و شرکت کمتر از 5 درصد از مردم در آن نمايش، به مثابه اعلام رد صلاحيت
هر دو جناح رژيم در سال گذشته توسط مردم بود. آنچه که اکنون بيش از هر زمان ديگر،
بخصوص پس از فاجعه زلزله در استان کرمان، مشخص است، عدم صلاحيت رژيم جمهوري اسلامي
براي ماندن در حاکميت است. زمان تغييرات اساسي فرارسيده است.

   کيوان کابلي

   21 دي 1382


--------------------------------------------------------------------------------

    ناقوس هاي خلق به صدا در خواهند آمد
     رحمان کريمي



بعداز فاجعهٌ دلخراش وتکان دهندهٌ «بم» ماهيت بي رحم و غارتگرانه و ضد مردمي
ديکتاتوري آخوندي، برسرآنتن هاي خبري جهان به حيرت و رسوايي به اهتزاز! درآمد. خلق
هاي ايران بيش ازبيش به سرشت غارتگرانه آن جانيان سنگدل پي بردند و احساسات ملي
وانساني همگان به سختي جريحه دارو تحريک شد. رژيم ددمنش آخوندي سعي کرد که ازفراز
آن فاجعه وآنهمه رسوايي، برشانه هاي لرزان سياست خارجي خود کشکول هاي ديپلماسي
گدامنشانه اش را آويزان کند و به راه افتد که کرد. اين ديروزگردنکشان احمق
وامروزذليل وخواربه التجا درهرخانه را درمنطقه وجهان به غلط کرديم، مي کوبند. به
راستي چرا رژيم توسعه طلب و بنيادگراي آخوندي به چنين موقعيت شکننده وروزگارحقيري
رسيده است؟ علل متعدد است و نگارنده درينجا به دوعامل عمده و فلج کننده، اشارت
دارد:

1-    هول وترس زايل ناشدني ازاستقامت واستواري وعزم راسخ مقاومت ايران يعني سازمان
مجاهدين خلق، ارتش آزادي بخش ملي وشوراي ملي مقاومت. اين همان مثلث «برمودايي» است
که هرپرواز تهاجمي وتوطئه هاي نفوذي و مداخله گرانهٌ رژيم را به سقوط وغرقاب مي
کشاند. آخوندها مي خواهند با دورکردن ارتش آزادي بخش هم به خود وايادي ومزدوران
مسلح وغيرمسلح شان قوت قلب بدهند وهم به حساب خام خويش، اميد مردم را به سقوط رژيم،
مبدل به يأس کنند. درحقيقت، رژيم مي خواهد در يک جنگ تبليغاتي و رواني برنده بشود و
براي اين بُرد حاضراست لخت و بي تنبان اما با دستهاي پراز مال مردم پشت ميز بنشيند.
گفتم لخت يعني از مواضع سياسي – نظامي عقب نشيني کند و سنگرهاي استراتژيکي خود را
خالي گذارد. آخوندها به يُمن حمايت حاميان بين المللي خود دارند سياست از اين ستون
به آن ستون را پيش مي برند. مکر و بي غيرتي آخوندهاي حاکم براي هيچ امضا و قول
وقراري پشيزي ارزش قايل نيست. آخوندها امروز در تنگنا امضا مي دهند و در فرداي
گشايش به راحتي زير امضاي خود مي زنند و ککشان هم نمي گزد. شگفتا از آنان که آخوند
را حتا در يک امتحان باورکنند. و لازم به تذکر نيست که هزينه هاي بسيار کلاني که در
رهگذر باج دهي و معامله گري هايشان رقم مي خورد، مستقيماً از منابع و ثروت هاي ملي
خلق هاي ايران است.

2-    بعد از گذشت سالهاي طولاني سرکوب و کشتار، غارت و چپاول، توطئه و سياه بازي،
رقاصگري و ننه غريبم بازي هاي شيطاني آخوندي، امروز اکثريت خلق هاي ايران به کل
حقايق امورآگاه شده اند و ديگر نه ترسي از تفنگچي هاي باجگير رژيم دارند و نه
دستخوش ترفندهاي جوراجورآخوندي مي شوند. خلق هاي زيرستم و فشارايران، امروزه در
تشخيص دوست از دشمن اشتباه نمي کنند و نبايد هم بکنند. ربع قرن سياه و تباه براي
درک پيچيده ترين پديدهٌ غير متعارف هم کافي به نظر مي رسد. آخرمگر از دو چهرگي اين
نظام شوم و نفريني چه حاصل مردم ايران خواهد شد؟ اين مجلس برود، مجلسي ديگر بيايد.
اين وزير برود، وزيري ديگر بيايد. اين رئيس جمهور شارلاتان و بي عرضه برود، بعديش
بيايد. در بنياد ارتجايي و سرکوبگر و وطن فروش آخوندي چه تغييري حاصل خواهد شد؟ هيچ
و هيچ. برنامه آخوندهاي حاکم به تجربه هاي مکرر ساليان متمادي اين است که درسرفصل
هاي انتخاباتي هم براي تحميق افکارعمومي ايران، دام و دانه بگذارند وهم مطابق طبع و
نسخه حاميان بين المللي خود اداي دموکراسي و داشتن تنور داغ انتخاباتي و حمايت مردم
را در بياورند. حاميان تا به امروز مطلقاً فريب نخورده اند و نخواهند خورد. منافع و
مصالح آنها در گرو همين اداها و نمايشات عوامفريبانه آخوندي ست. اين خلق هاي ايران
هستند که بايد به اين نقش و نقشه هاي شوم پايان بدهند. گيرم که گرگ ها با هم جنگ
وجدالي هم داشته باشند، گله مظلوم را از دوسوي اين جبهه هار چه سود و چه اميدي هست؟
آنها اگر دعوايي دارند همانا برسر لحاف ملا نصرالدين است. بر سرغنايم و ثروت هاي بي
کران ملي ست. برسر پست و مقام هاي کليدي و نان و آبدارست. راهي که مردم ايران بايد
درين دزدبازار خونين برگزينند، راه حذف تماميت نظام آخوندي ست. انتخاب از ميان گرگ
ها نه امنيتي مي آورد و نه آسايشي و نه روزخوشي.  تجربه نشان داده که با حضور خيل
عمامه به سران دغلکار و آدمکش و مال مردم خور، مجلس و رئيس جمهور کاره يي نيستند. و
چنين است که آخوندها تا بدين حد در هراس از سقوط به هرجا که رسيد چنگ مي اندازند.

آخوندها تنها کارتي که دردست دارند عراق است و عمده ترين مانع و سد نفوذپذيري آنها
حضورارتش آزادي بخش ملي ايران در آنجاست. مي کوشند اين سد را از پيش پاي خود
بردارند تا بلکه ژوکر امپراتوري آخوندي روي ميز قرار بگيرد. اما رزمندگان دلير و
سرفراز خلق هاي ايران به هرکجا که باشند از حيث موقعيت داخلي آخوندها، يک خطر جدي
هستند و آخوندهاي فلک زده هم کاري از پيش نخواهند برد. رزمندگان ارتش آزادي بخش و
سازمان مجاهدين خلق ايران و شوراي ملي مقاومت با کوله بارهاي عظيم تجربه وعزم و
ايمان در هرکجاي اين گيتي باشند، سرباز و پشتيبان بي چون وچراي خلق هاي ايران
خواهند بود. آخوندها خود بهتر از هر کس مي دانند که يک مجاهد خلق يعني يک ناقوس
بزرگ مرگ براي آنها.

به حکم تاريخ، سرانجام همراه با خشم و خروش خلق هاي به تنگ آمده ايران، اين ناقوس
ها به صدا در خواهند آمد و درين ترديدي نيست.

واي برفرداي جنايتکاران عمامه بسر!



                                                      22 ديماه 82



--------------------------------------------------------------------------------


   «جان جانان »

جان? جانانم توئي اي جان جان

بي تو هيچ جاني نباشد جان جان

گر نباشد جان جان

جايي نباشد جان شود

با تو

هر جاني شود چون جان جان

چون هزاران جان جان

در جان تو جانان شد

شد مريد جان عشق

خود

در هزاران جان شد

جان جانانم تويي اي هزاران جان شده

جان ما با جان تو چون جان شده

گر مريد جان عشقي

جان خود بر جان بزن

از  يكي بگذر

در خود

هزاران جان بزن

جان جانانم توئي  اي جان جان

بي تو هيچ عشقي نشايد  جان جان



حميد ايراني    21 دي 1382


Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#299 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Wed Jan 14, 2004 9:22 pm
Subject: NL1401 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
تحريم انتخابات مجلس آخوندي



   به اين دليل که درقانون اساسي  رژيم ملايان حق آزا د انتخاب از مرد م ايرا ن سلب
شده است ، مقوله اي بنا م ا نتخابات

   در چارچوب اين نظام ،توجيه پذير نيست. فراخواندن مردم بپاي صندوقهاي راي، معنايي
جزا ين ندارد که مردم با اين –

   مشارکت،دستگاهي را که حقوق و آزاديهاي اساسي آنها را سلب کرده است،مورد تاييد
قرار دهند.اين مسلوبيت را نبايد

   تنها زاييده ي خوي و منش استبدادي و تمام خواه ملايان حاکم دانست.در نظامي که
اراده ي شاه ، امير يا حاکم بجاي –

   هر گونه قانوني عمل ميکند،صحبت از موضوعي  بنام انتخاب همان اندازه بيهوده است که
در نظامي که اراده ي يک نفر

   يا يک گروه کوچک بر کل جامعه در چارچوب چيزي باسم قانون اساسي جنبه ي قانوني
يافته باشد.ولي فقيه در نظا م –

   جمهوري اسلامي، براي کليه اعمال جنايتکارانه اش عليه مردم ايران ، توجيه قانوني
دارد. اختيارات ولي فقيه در قانون

    اساسي رژيم،مبين سلب  قانوني  حقوق و آزاديهاي اساسي مردم ايران است.ولايت فقيه
البته وجه بر جسته و آشکار تر

   حقوق پايمال شده ي ملت ايران است. تبعيض هاي جنسي و ديني جنبه ي قانوني دارند.
مجازات هاي ضد بشري درقانون

   اساسي نهادينه هستند.آزادي هاي اساسي بلا استثنا،مشروط باين شرط شده اند که مغاير
با اسلام نباشند.

   اينها چارچوبي را ميسازند که محدوده ي انتخاب کردن و انتخاب شدن را تعيين ميکند. 
شهروند ايراني در تنگناي چنين

   محدوده ي خفه کننده اي ميتواند چيزي را باسم مجلس شورا،انتخاب کند ويادرآن انتخاب
شود .  احراز صلا حيت  براي

    انتخاب شدن،البته بانچه اشاره شد محدود نميگردد.سپردن اقرار و تعهد کتبي  مبني
بر قبول قانون اساسي رژيم و ابراز

   وفاداري به ولي فقيه، ا ز شروط ا صلي جهت کسب صلاحيت براي انتخاب شدن ميباشد.

   با اين پيش زمينه ها،رژيم ميخواهد نمايش انتخابات مجلس آخوندي را روي صحنه
بياورد.براي گردانندگان نظام حاکم

   بهيچوجه مهم نيست که از ميان کانديدهاي واجد صلاحيت مورد نظرشان، چه کساني انتخاب
شوند. مهم براي آنها تنها

   کميت انتخات کنندگان است.هر اندازه آراي ريخته شده به صندوقهاي راي بيشتر
باشد،ملايان حاکم براي توجيه اعما ل

   خود  فرصت و امکان بيشتري خواهند يافت.باين ترتيب هر يک راي تا هنگامي که به
صندوق نيفتاده است ميتواند نشان

   از عدم مشارکت يک نفر از واجدين شرايط راي دادن باشد.بر عکس، هر راي که به صندوق
راي ريخته شود،اعم  از –

   مثبت يا منفي،مبين مشارکت و   در نتيجه، تاييد نظام  خواهد بود.در اينجا بايد
نکته اي خاطرنشان گردد.موضع گيري در

   رابطه با شرکت نکردن در نمايش انتخابات رژيم براي اينکه از تاثيرگذاري مطلوب
برخوردار شود، حايز اهميت بسيا ر

   است.

        اعلام عدم مشارکت يا تحريم

   در رابطه باانتخابات مجلس ملايان، بعضي از سرشناسان سياسي وفرهنگي داخل وخارج از
کشور تنها باين امر بسنده

   کرده اند که بگويند در انتخابات شرکت نميکنند.اينها از کاربرد مفهوم
"تحريم"امتناع ورزيده اند.کسي که فقط ميگويد

   " من در انتخابات شرکت نميکنم"و از تحريم آن سر باز ميزند، در حقيقت انتخابات
رژيم را تاييد ميکند ولي داوطلبانه

   از حق خود صرفنظرمينمايد بدون اينکه در برابر حق کشي و آزادي ستيزي رژيم، بويژه
دروغين بودن اين انتخابا ت

   موضع گيري کند.اگر افراد برگزيده شده در نمايش انتخاباتي،حاصل يک گزينش غير
دموکرات و مبتني بر نقض حقوق

   و آزاديهاي اساسي مردم ايران هست، که هست،چرا بايد از تحريم صريح آن خودداري
ورزيد.ممکن است  معد و د ي

   باين بهانه متوسل شوند که تحريم بايد بصورت گروهي و از جانب سازمانهاي سياسي
انجام گيرد نه بصورت فر د ي.

   اين استدلال اگر ناشي از دو دوزه بازي کردن نباشد در هر حال باري از محافظه کاري
را با خود خمل ميکند که خاصلش

   اولا ايجاد و گسترش توهم در ميان مردم عادي،وثانيا کم تاثير کردن امر تحريم است.

       تحريم، فقط تحريم

   هر فرد يا سازمان سياسي مخالف نظام کنوني حاکم بر ايران ،اينک و با توجه به
مجموعه ي شرايط داخلي و بين المللي

   گزينه اي جز تحريم تمام عيار نمايش مسخره ي انتخابات رژيم ندارد.هر گزينه ي
ديگري،بمثابه دامي است که رژيم---

   بر سر راه مخالفان خود گسترده است . دامي بمراتب پر مخاطره تر از دام اصلاخ طلبي
آخوندي .عوارض فريب خوردگي

   از بازي انتخاب آخوند خاتمي براي مردم ايران بسيار پر هزينه و جبران نا پذير
بود.سازمانهاي سياسي يقينا باين امر –

   توجه دقيق دارند و با بر افراشتن پرچم تحريم تمام عيار نمايش انتخابات، فرصتهاي
توطئه گري عليه مصالح عا ليه –

   مردم ايران را از رژيم  ميتوانند سلب کنند.

                                                          جمشيد پيمان


--------------------------------------------------------------------------------



--------------------------------------------------------------------------------

همنشين  بهار
چنين بود بند ِ 209، در زندان
  اوين


در واکنش به دام و دانه اي که طالبان نفت و دلار، براي مقاومت ايران پهن کرده اند،
و در پي  ِ زد و بند هاي آشکار و پنهان با آخوندهاي عمامه دار و   بي عمامه که از
خون آزاديخواهان تشنه اند، شماري از زندانيان از بند رسته ميهنمان به افشاگري و
دفاع از حقيقت برخاستند و به درستي روي مظلوميت و حقانيت مجاهدين انگشت گذاشتند، با
ايمان به اينکه از درون شب تار، مي شکوفد ُگل صبح و اين ظلمت شبانه جاي خود را به
صبح خواهد داد ، پيش از آنکه خاطراتي را از بند ??? زندان اوين بازگو کنم، به
زندانيان شريفي که  يک سينه سخن دارند اما " خاطرات ِ خانه ِ زندگان  " ! را در "
زندان ِ روزَمرّگي " ! حبس نموده و برباد مي دهند سلام ميرسانم و با کمال مهر و ادب
ميگويم خواهران و برادران مبارزه با فراموشي وظيفه تاريخي ست ، هيچکس نميداند ِکي و
ُکجا خواهد ُافتاد، امروز يا فردا من و تو نيز مي افتيم و مي ميريم، شايد ار خاکمان
گندمي برويد و در تنوري بسوزيم يا َشبدري که ُبزي در آن بچَرد، خواهش ميکنم امروز و
فردا نکنيد و نوشتن خاطرات زندان را به آينده نسپاريد،
  آينده اکنون است
هنوزواقعيت هاي ناگفته بسيار است، کوتاهي هاي من و
شماست که واقعيت هاي زندان  َمسخ يا ُگم و گور ميشود    اگر نميخواهيد دوباره
فرزندان مان به زندان و شکنجه گاه بروند قلم مقدس ديکته ناپذير را برداريد ، شما را
به خدا، به آفتاب و مهتاب و ستاره سوگند ــ بنويسيد بي اعتنا به اين را بگو، ولي
آنرا نگو بنويسيد بنويسيد و به خاطر فرداي ايران زمين بدون سانسور و بدون ُمبالغه
بنويسيدُ
يادمان ها از آن ِ مردم است، مردم پاکي که ما را در دامان ُپر مهر خويش پرورانده
اند ، مردم ما به ويژه جوانان که از گذشته تقريبا چيزي نميدانند به خاطرات زندانيان
سياسي که در رژيم هاي شاه و شيخ اسارت کشيدند، نياز دارند
به زبان نسل جديد که با فرهنگ و ادبيات نيروهاي سياسي چندان آشنا نيست، تقريبا هيچ
کتابي که فجايع زندان را بازگو کند نداريم و بخصوص حلقه مفقوده در کتابهاي زندان
خاطرات خانواده زندانيان است، پدران و مادران پير و درهم شکسته اي که از راههاي دور
به ملاقات فرزندانشان مي آمدند و چشمان هميشه منتظرشان ُپر از اشک بود، رنجديدگاني
که حتي پس از حلق آويز شدن عزيزانشان حق پوشيدن لباس سياه نداشتند ونوادگان َسندي
بن شاهک و متوکل عباسي به آنهاميگفتند " برويد جشن بگيريد ! چون لکه ننگي که در
خانواده شما بود پاک کرديم " پدران و مادراني که هنوز که هنوز است اعدام فرزندانشان
را باور نميکنند و از اين و آن سراغشان را ميگيرند
    ديروز مادر سنجري، امروز  پدر رضائي و فردا مادر کوشالي و مادر همدم و مادر الله
قلي جهانگيري و . . .  به خاک مي افتند ! بي آنکه پاي خاطرات زيبا و غمگين شان
نشسته باشيم
ميدانيم که تاريخ شفاهى مكتب جديدى در تاريخ ‏نگارى است كه از حدود سه دهه پيش ظهور
كرده است . تاريخ شفاهى، ثبت و ضبط رويدادها و حوادث براى تاريخ ‏نگارى به شيوه غير
مكتوب است،علاوه بر اين تاريخ شفاهى مقدمه ‏اى براى تاريخ مكتوب هم هست
بسياري از ما ميتوانيم پاي صحبت پدران و مادران بزرگوار و شريفي بنشينيم که يک سينه
سخن دارند و خاطراتشان از آن همه مردم ايران است، مادران دليري چون  ابراهيم
پور،فرشته، باغبان، صالحيان، عالمه، زاهد، فرزانه سا، ابوذر ( مادر ابوذر ورداسبي
)، شجاعي، امامي و . . .  دهها پدر ومادر شريفي که در ايرانند و نبايد نامشان را
ببرم، سرمايه هاي ملي ما هستند، اما هيچکدام از ما نميرويم خاطرات شان را ضبط و ثبت
کنيم
  از خاطرات فرزندان مجاهدين و مبارزين، از حماسه هاي خاموش، ُگل هاي َپرَپر شده و
ازغربت و غمي که افشاگر ِ تاجران و تاچراني ست که به اسم حکومت لا ئيک ! دست
آخوندهاي مستبد و دين فروش را مي فشارند ــ چيزي نداريم
  مظلوميت اسيران  و جنايت طناب به دستان تنها با کار و تلاش زندانيان سياسي،
نمايشنامه نويسان ، آهنگسازان، فيلم سازان، شاعران، نويسندگان و تمامي هنرمندان
ميهنمان است که زنده ميماند
از فتواي ضدانساني خميني در سال شصت و هفت و هزاران ُگلي که َپرَپر شدند،  فرمان
قتلي که همه سران رژيم - اصلاح طلب ! و ِافساد طلب ! روي آن اجماع و اصرار داشتند و
از شرف و پايداري نسل وفا و ايمان، بايد هنرمندان شريف ميهنمان سمفوني و ُاِپرا
بيافرينند، ُرمان بنويسند،   شعر بسرايند، کاريکاتور، کارُتن و تابلوي نقاشي خلق
کنند، ترانه بخوانند  . . .فيلم و مجسمه بسازند، نمايشنامه بنويسندو در صحنه تئاتر
زنده نگهدارند
  اطاقي که اسيران را چشم بسته نزد نيري و اشراقي و پورمحمدي به ميهماني ِ مرگ ! مي
آوردندتااز ميناي عقيق ! زهر در کامشان ريزند و با پامنبري امثال داود رحماني و
ِمهر آئين ! و مجتبي حلوائي و سيد مجيد داديار و داود لشگري و مرتضوي و رئيسي و
مبشري و . . .  فرمان قتلشان را امضاکنند ، صحنه هاي شادي ُکنان و شيريني خوران ِ
قاتلان ِ طناب به دست که پس از دار کشيدن بهترين فرزندان ايران زمين ُسجده ِ  ُشکر
! بجا مي آوردند و احساس رضايت خاطر ميکردند ، شوق بي حد و حساب امثال آخوند نيري
به ُگل ! بله به ُگل آنهم پس از اعدام آنهمه ُگلهاي رعنا ، بندهاي غريب کهِ پس
ازاعدام زندانيان بيکس و تنها شده بود، بندهاي ِ ُپر از سکوت ! سکوتهاي شلوغي که سر
به ابتذال ِ گفتن فرود نميآورند، لحظات طاقت فرساي دلهره و انتظار خانواده زندانيان
که هر روز هزار بار ميمردند و زنده ميشدند، تَپه پلاستيکي صدها دمپائي ! که از پاي
زندانيان پيش از اعدام در ميآوردند و در انتهاي ُکريدور زندان تَلمبار شده بود و با
زباني که تنها يک زنداني، يک شاعر و هنرمند ميفهمد حرف ميزد، چشم بندهاي زندانيان
اعدام شده که پاسداران طاهر و ُمطهر ! به آتش ميکشيدند که مبادا همه چيز را نجس
سازد !و حتي ُفرقون ِ ُپر از طناب ! طناب ِ دار که قاتلان از اين سو به آن سو
ميبردند . . .  بايد سينه به سينه نقل گردد، بايد از آثار به ياد ماندني در موزه
انقلاب باشد تا وقتي من و تو نيز به خاک افتاده و صد کفن پوسانديم، فرزندان ما آنرا
به ياد داشته باشند، تا ديگر اينگونه جنايات روي ندهد ، تا قدر آزادي را " تنها
خدائي که بايد به نيايشش بر خاست  . . . آن محبوب بي پايان ُمشترک که به تفرقه
پايان ميدهد و سرودها و دستها را يگانه ميکند " بدانند
   دردآور است که حديث ِ زندان و زنداني، بخش عمده اي از تاريخ کشور مارا تشکيل مي
دهد، اما ضمنا نشانگر اين هم هست که جامعه ما ُمرداب نيست، رودِ خروشاني ست که سکوت
و سکون در آن راه ندارد و سنگ انداختن ها نمي تواند راهش را سد کند خواهران و
برادران عزيز، اگر باور داريم که نشان دادن ريشه هاي رنج و خشونت و کين، از تکرار
خشونت و کين ميکاهد و بر رنجها مرهم مينهد بايد ريشه هاي رنج و  خشونت و کين را
جستجو نموده از برخوردهاي سطحي و شعاري پرهيز کنيم بنويسيد، نميدانم شما هم شنيده
ايد که وقتي آمريکا قرارگاههاي ارتش آزاديبخش را بمباران کرد، علاوه بر اينکه شماري
از بهترين فرزندان ايران زمين به خاک و خون غلطيدند، مجموعه اي از دست نوشته ها و
خاطرات گرانبهاي زندانيان سياسي نيز نابود ِ نابود شد ؟ يادمانهائي که همانند فرزند
آدمي عزيز بودند . . .  براي پايان دادن به رنجها و کينه ها بنويسيد، نسلهاي آينده
نيز به خاطرات شما نيازمندند، براستي اگر آثاري چون تاريخ بيداري ايرانيان و مشروطه
کسروي نبود، اگر نظائر حسين مکي و بيژن جزني و علي معصومي و . . . نيز به وقايع
نگاري  صرف اکتفا نموده و امثال خسرو روزبه و شکرالله پاک نژاد و سعيد محسن َپته ِ
جنايتکاران را روي آب نمي ريختند، نويسندگان مرتجع و وابسته ــ که " قلم " ي را که
خداوند به آن سوگند خورده، نجس کرده و مي فروشند ــ  شيخ فضل الله نوري و ناصرالملک
را به جاي صوراسرافيل و ستار  نشانده، کودتاي بيست و هشت مرداد را قيام ِ ملي !
انقلاب سفيد ِ " ِکندي خواسته " راپلکان ِ مد رنيسم! و خاتمي و گنجي را، مصدق ! و
منتسکيو ! قالب مي کردندچنين بود بند ِ 209، در زندان اويناز در ورودي زندان اوين
که وارد ميشويد روبه سمت شمال که حرکت کنيد پس از طي مسافتي نه چندان زياد در سمت
چپ به ساختمانهاي به اصطلاح دادسرا ميرسيد. اين ساختمانها در سالهاي دهه شصت محل
استقرار شعب بازجويي و شکنجه و باصطلاح دادياري و دادسرا و امور اداري زندان اوين و
دادستاني وبيدادگاه هاي انقلاب بود
  پس از عبور از اين ساختمانها در همان سمت چپ اولين ساختمانهايي که بر سر مسير قرار
ميگيرد ساختمان بندهاي دويست و ُنه - دويست و شانزده - بهداري و آشپزخانه است
نام گذاري اين بندها آنگونه که بيان ميشد مربوط به شماره تلفن داخلي آنها بود
  بند دويست و ُنه  در دو طبقه واقع شده بود و در سالهاي دهه شصت تا قبل از تشکيل
وزارت اطلاعات کاملا در اختيار واحد اطلاعات سپاه پاسداران بود
  در آن سالها رقابت شديدي ميان دادستاني انقلاب به رياست لاجوردي و سپاه پاسداران
وجود داشت و دراين ميانه سپاه تنها توانسته بود کنترل بند بند دويست و ُنه را در
زندان اوين به چنگ آورد . به دليل همان رقابت شديد که بعضا به دسته بندي دروني نظام
نيز مربوط ميشد در اکثر موارد دو طرف در زندان نيز سعي ميکردند عمليات يکديگر را
خنثي کنند. دادستاني سعي داشت هر چه بيشتر افراد بازداشتي توسط خود را مهم جلوه دهد
و کار تبليغي بيشتري بر روي ميزان اهميت افراد بازداشتي خود داشته باشد و سپاه نيز
از سوي ديگرهمين روش را دنبال ميکرد. ليکن از آنجا که افراد پس از طي دوران قرنطينه
و بازجويي و دادگاه براي طي دوران محکوميت در اختيار واحدهاي داخلي بندها ي زندان
قرار ميگرفتند لذا دادستاني قدرت اعمال نفوذ بيشتري داشت چرا که به اين ترتيب
زندانيان پس از طي مراحل پرونده و تکميل آن و صدور احکام زندان براي طي دوران حبس
در اختيار نيروهايي قرار ميگرفتند که مستقيما از عوامل وپادوهاي لاجوردي بودند و به
اين ترتيب زنداني که توسط سپاه دستگير شده بود و ظاهرا کار بازجويي وي تمام شده بود
به محض انتقال به بندهاي عمومي بلافاصله زير ذره بين دادستاني قرار ميگرفت و مجددا
بازجويي و شکنجه وي آغاز ميشد . . . از بحث اصلي دور نشويم
  بند  دويست و نه داراي  َده  راهرو بود. در هر يک از اين راهروها هشت سلول انفرادي
به طول حدود دو و نيم متر و عرض  يک و نيم متر وجودداشت
در هر سلول انفرادي يک روشويي( دستشويي) استيل کوچک و يک توالت فرنگي استيل وجود
داشت. سيستم گرمايشي سلولها شوفاز بود که در محفظه اي مخصوص درون ديوارهاي سيماني
سلولها جاسازي شده و روکشي از توري فلزي دسترسي مستقيم به آن را ناممکن ميساخت.
دريچه اي شيشه اي هم امکان ورود هوا ونور را از سقف سلول به داخل ممکن ميساخت. در
هر سلول بسته به نوع فعاليت و وضعيت پرونده افراد استقرار و اسکان آنان ترتيب داده
ميشد. در برخي بندها سلولها مطلقا انفرادي بود و در برخي ديگر از  دو نفر تا گاهي
موارد حتي هشت الا  َده نفر هم اسکان داده ميشدند
    بند ده دويست و نه اختصاص به توابين رده بالاي گروه ها داشت که در ِ سلولها باز
بود و به شکل يک بند عمومي اداره ميشد
  افرادي نظير هادي جمالي- علي قناعت پيشه – بهروز اکبري ( احتمالا) - مينو توحيد –
محمد مقدم (معروف به محمد پيشه) در اين بند اسکان داشتند. سر بازجوي اصلي  دويست و
نه فردي لاغر اندام به نامهاي مستعار صالح - مسعود- مسعود صالح و... بود
شدت وحشيگري و خباثت وي نزد زندانياني که کار بازجويي آنها توسط وي انجام شده بود
زبانزد بود
  شيوه رفتار در دويست و نه براي زندانيان مقاوم چنان بود که تمام زندانيان وقتي با
زنداني رسته از بند مزبور مواجه ميشدند ناخودآگاه از اينکه گذارشان به دويست و نه
نيفتاده است شادماني ميکردند. ديگر بازجويان بند دويست و نه که البته اسامي همه
مستعار بود عبارت بود از امير- ميثم - ياسر- محمدرئوفي(رئوف- محمد) و چند تني ديگر
شيوه رفتار در دويست و نه چنان بود که اگر فرد شناخته شده و با شناسايي بازداشت شده
بود ابتدا فرد  ُمعِرف با فرد بازداشت شده مواجهه داده ميشد تا وي را ترغيب به
ارائه وبيان اطلاعاتش کند ولي اگر فرد ناشناس بود يا تمايلي به معرفي خود و بيان
اطلاعاتش نداشت شکنجه به سرعت در مورد وي اعمال ميشد. شکنجه رايج و متداول نيز کابل
در انواع سايزها بود.  قپاني- آويزان کردن از سقف با دستها و پاهاي بسته - توپ
فوتبال و انفراديهاي طويل المدت از جمله شکنجه هاي رايج و متداول در دويست و نه بود
تشنگي دادن ! ( شخصا نمونه اش را مي شناسم )  نيز( اگرچه معدود ) براي آزار
زندانيان ويژه، ِاعمال شده است
   البته شلا ق به دستان مي گفتند آنچه شما ُکفار و منافقين شکنجه مي ناميد، تعزير
شرعي ست و ما از حاکم شرع مجوز شرعي اخذ ميکنيم
  گاهي هم با " تسويل " و توجيه و مينياتوريزه کردن ِ جنايات خويش، به جلد ِ " سلمان
فارسي ميرفتند و خود را هم بازي ميدادند و ادا در مي آوردند ! مثلا مينو توحيد را
خود مسعود صالح وقتي از سقف با دستاني بسته به شکل پنکه سقفي آويزان کرده بوده و با
ضربات کابل به وي ميزده
  ناگهان لحظه اي دست از زدن ميکشد و خطاب به مينو توحيد فرياد ميزند :تو حامله که
نيستي؟
مينو توحيد در همان حال درد و زجر ميگويد نميدانم ولي فکر کنم باشم . که بناگاه
مسعود صالح بر سر خود ميزند و ميگويد من اجازه اين کار را نداشتم و اگر جنين تو سقط
شده باشد من قتل نفس مرتکب شده ام و مستوجب مجازات هستم و سپس با حالتي گريان مينو
توحيد را از سقف پايين آورده و از اتاق شکنجه خارج ميشود
  مينو توحيد  که بعدا سراز بند َده درميآورد، گفته بود علت اصلي فروريختن و تواب
شدنم همين حادثه در اتاق شکنجه بود که مرا تکان داد
بر خلاف روش مرسوم در دادستاني، در بند دويست و نه - با مباحث فکري فرد بازداشتي 
زياد کار نداشتند و در بازجوئيها بيشتر به دنبال تکميل پرونده و ارجاع آن به دادگاه
بودند و چنانچه فرد از اهميت بيشتري برخوردار بود برخورد فکري با وي به ساکنين بند
توابين(همان بند  َده ) واگذار ميشد. شيوه برخورد با افراد نيز متفاوت بود. مثلا
خواهري بود که شناسايي شده بود و از بيان اطلاعاتش که ظاهرا چندان هم برايشان اهميت
نداشت خودداري ميکرد. براي به حرف آوردن اين خواهر طفل خردسالي را که قبل از
بازداشت در خانه تيمي محل اقامتش  براي عادي سازي با آن خواهراسکان داده شده بود با
وي مواجهه ميدادند و چنانچه فرد بازداشتي خود را معرفي نميکرد يا هويتش را انکار
ميکرد از طفل ميخواستند نام وي را اعلام کند. و سپس به دليل انکار مجدد آن   زن ِ
دلير شکنجه را در مورد وي اعمال ميکردند
  همانند همه بندها و شکنجه گاه هاي اوين زندانيان دراين هشتاد سلول انواع رفتارها
از خود نشان دادند. معروف بود که سيروس لطيفي – از کادرهاي بخش شهرستان مجاهدين-
حدود يک يا دو ماه در انفرادي به سر برده و پس از اين مدت چنان شخصيت متزلزلي پيدا
کرده بوده که به در سلول ميکوبيده و فرياد ميکرده به خدا من بريدم مرا از انفرادي
خارج کنيد.همين طور علي اصغر فقيهي از اعضاي مجاهدين که پس از اعمال شکنجه بر روي
وي به همکاري روي آورده بود
و برعکس ايشان امير خسروي کارمند هوادار مجاهدين که از اتومبيل وي اسلحه کشف شده
بود و با طمانينه و آرامشي تمام اين موضوع را براي زندانيان تعريف ميکردو نهايتا به
همين دليل بر تيرک اعدام بوسه زد يا طاهر حقيقت طلب که از سلولهاي اوين عبور کرد و
در جريان قتل عام زندانيان در سال شصت و هفت جاودانه شد
  مدت زمان اقامت در دويست و نه هم بستگي به وضعيت پرونده و هم رقابت هاي سپاه و
دادستاني و ترس سپاه از نوع مواجهه دادستاني با بازداشتيهاي تکميل پرونده شده توسط
سپاه داشت. مثلا فردي بود که گفته ميشد از وابستگان گروه فرقان است. تمامي روابط
تشکيلاتي گروه فرقان از جمله به دليل همکاري عناصري از ساواک که به خدمت رژيم جديد
در آمده بودند و نيز نفوذ مرتجعيني که وابسته به سازمان به اصطلاح " مجاهدين انقلاب
اسلامي " بودند، در سالهاي پنجاه و نه و شصت لو رفته و تمامي افراد آن شناسايي شده
بودند - ليکن اين فرد از بيان اطلاعاتش با وجود تمامي فشارها خودداري کرده بود. و
با وجود آنکه کاملا شناخته شده بود از ارسال وي و پرونده اش به دادگاه خودداري ميشد
و در تمام اين مدت نيز در انفرادي تنها به سر برده بود
  روال عادي بند ??? نيز ازساعت ? صبح با پخش چاي و پنير و نان لواش ماشيني توسط
زندانبانان آغاز ميشد. در تمام طول روز امکان اينکه فرد براي بازجويي احضار شود
زياد بود. پس از صرف جيره صبحگاهي امور مختلفي مثل راه پيمايي و ورزش در سلول- شعر
خواني- تلاش براي کسب خبر از سلولهاي مجاور وگوش دادن به اسامي احضار شده براي
بازجويي تا هنگام شب ادامه داشت.  نام هائي که به آرامي هر چه تمامتر بيان ميشد تا
ديگران باخبر نشوند. روزهاي جمعه نيز روز حمام و هواخوري بود که افراد مستقر در
سلولها به نوبت از سلولي که در آن دوش نصب شده بود به عنوان حمام استفاده ميکردند و
هر نفر فقط پنج  دقيقه فرصت حمام داشت والبته اين حمام مکان مناسبي براي انتقال
پيام به ديگر سلولها بود
در اوين، و در کل زندانهاي ايران درآن سالها بند ده  دويست و نه جايگاه خاصي داشت. 
اژه اي رئيس اسبق سازمان بهزيستي در آن سالها از مشتريان دائمي همنشيني و مباحثه با
زندانيان اين بند بود - معروف بود که مقامات ريز و درشت نظام براي بازديد از اين
بند تمايل خاصي دارند. زماني که هيئت اعزامي خميني براي بررسي زندانها متشکل از سيد
هادي خامنه اي- سيد محمود دعايي و جواد منصوري وارد اوين شده بودند گفته بودند اين
بند دويست و نه کجاست که اينقدر اسم در کرده است. دليل آن ساده بود: افرادي در آنجا
اقامت داشتند که با تمام وجود در خدمت نظام و دستگاه سرکوب و کشتار آن قرار گرفته
بودند و شکنجه گران نظام خط برخورد اطلاعاتي و عملياتي خويش را با ايشان هماهنگ
ميکردند
از سراسر ايران برخي از زندانيان مقاوم را به بند توابين استراتژيک ! ميبردند تا
امثال روحاني  در گوششان ِورد ِ ندامت بخوانند و توي ِ دلشان را خالي کنند که
ايستادگي بي فايده است، شهيد والامقام مسعود قنبري کرماني را که به همين منظور به
تهران فرستاده بودند گفته بود بازجويان به ُشبهه پراکني هاي امثال سيروس لطيفي
بيشتر از شلاق و شکنجه اميد بسته بودند
افرادي نظير حسين روحاني- قاسم عابديني- هادي جمالي- علي قناعت پيشه- محمد مقدم و
... که هر يک در تشکيلاتي که به آن وابسته بودند ضمن آشنايي با طيف وسيع و گسترده
اي از نيروهاي تشکيلات مسير دستيابي به آنان را نيز به سادگي آموزش ميدادند در
بازجوئييها شرکت ميکردندوزمينه بريدن افراد و درهم ريختن فکري و انساني آنان را
فراهم ميکردند
ساکنين اين بند (بند ??) پس از مدتي در سال  شصت و يک با پيشنهاد خود و راهنمايي
بازجويان مبادرت به انتشار نشريه اي به نام پيوند با انقلاب کردند. اين نشريه در
تعداد محدودتهيه وتکثيرميشد و دربرخي سلولهاي بند  دويست و نه توسط بازجويان ارائه
ميگشت. مطالب اين نشريه حاوي مقالات مختلفي بود که هم از منابع غير زنداني(نظير
مباحث دروس اخلاق آخوندي به نام مجتبي تهراني) و هم توسط توابين بند ?? دويست و نه
نوشته ميشد
   افرادي چون کريم حقي و دوستانش نيز که اکنون در سايت هاي آلوده اي چون " رژيم
ديدبان " ! و نگاه نو و . . . ساخاروف بازي در مي آورند، نام نشريه خود را که عليه
مجاهدين سم پاشي ميکند، " پيوند " ! گذاشتند . . .  بگذريم
  جالب آنجا بود که به دليل همان رقابتها و ديد منفي که عوامل دادستاني و شخص
لاجوردي به کارکرد عوامل سپاه داشتند به بريدن و برگشت افراد اين بند به ديده ترديد
نگاه ميکردند و از همين رو ارائه اين نشريه نيز در بندهاي عمومي و بندهاي تحت اداره
دادستاني ممنوع بود! البته   شلا ق به دستان از جمله به دليل دنائت ذاتي که به صغير
و کبير و حتي به جاسوسان خودشان هم رحم نميکند، و نيز براي پرده پوشي واستتار
جناياتي که پادوهايشان مطلع بودند، بعدها برخي ازساکنين اين بند را هم ( نظير محمد
مقدم يا محمد پيشه از مسوولين مهم بخش دانش آموزي مجاهدين ) عليرغم همکاري و شرکت
در بازجوئيها ومصاحبه هاي تلويزيوني از َدم ِ تيغ گذراندند . اگر چه شخص وي در
عمليات مسلحانه مستقيم حضور نداشت و بيشتر در نقش فرمانده واحدهاي نظامي در فاز
نظامي ايفاي نقش کرده بود
نکته اي قبل توجه ديگر در مورد اداره اين بند آن است که مسوولين سپاه از تحويل اين
افراد به بندهاي عمومي که تحت اختيار دادستاني بود خودداري ميکردند و اين موضوع در
حالي صورت ميگرفت که تمام مراحل بازجويي اين افراد به پايان رسيده بود. به ياد
ندارم که فردي اين افراد را بعدا در بندهاي عمومي اوين و قزلحصاروگوهردشت ديده باشد
. . .  ادامه دارد
hamneshine_bahar@...




Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#300 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Thu Jan 15, 2004 8:17 pm
Subject: NL1501 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
ايران: 11 اعدام در روزهاي اول سال جديد ميلادي



رژيم آخوندي به منظور ايجاد جو رعب و وحشت و ممانعت از گسترش خيزشهاي ضدحكومتي موج
جديدي از اعدام در ملاءعام به راه انداخته است. روز اول ژانويه سر دژخيم امير سهراب
بيگ رئيس كل دادگستري خوزستان گفت: «اقدامات قاطعانه دستگاه قضايي ...در سطح وسيعي
در حال شكل گيري است و با برنامه ريزي انجام شده اجراي اعدام در ملاءعام قاطع تر از
گذشته و به طور مرتب و منظم تا آخر سال در تمامي شهرهاي استان خوزستان به فاصله هر
?? الي ?? روز اجرا خواهد شد»(روزنامه حكومتي شرق).

روز گذشته 22 دي ماه دو زنداني بنامهاي خيدان غلامي پور در ايلام و حسن رضا مقرب در
مشهد اعدام شدند.

روز 21 دي ماه يك زنداني به نام عبدالله ديلمي در برابر ديدگان مردم وحشت زده اهواز
در فلكه چهارشير اين شهر به دار آويخته شد.  مردم اهواز ميدان چهارشير و پل نادري
را به علت كثرت اعدامهايي كه در آنجا صورت مي گيرد, «ميدان اعدام» و «پل اعدام» نام
گذاري كرده اند.

بنا به رسانه هاي حكومتي يك زنداني به نام حميدرضا, سحرگاه روز 17 دي در زندان قصر
تهران به دار كشيده شد. در همين روز مردي به نام رضا در ميدان فجر, از ميدانهاي
اصلي شهر تبريز حلق آويز گرديد.

روز  14 دي ماه يك زنداني به نام "عباس دليلي در زندان ساري و دو زنداني به اسامي
محمد ل (54 ساله)  و حميدرضا الف (34 ساله), در گناباد به دار آويخته شدند. يك
زنداني ديگر به نام علي عبداللهي روز 11 دي در مقابل مقر نيروي سركوبگر انتظامي
تنكابن و در برابر چشمان وحشت زده 2000 تن از اهالي اعدام شد.

روزنامه حكومتي شرق روز 13 دي نوشت يك زن 24 ساله به نام كبري رحمانپور بعد از چهار
سال تحمل زندان, بدون اين كه از قبل از زمان اجراي حكم اعدام مطلع گردد, ناگهان در
نيمه شب 9 دي ماه به بند مخصوص اجراي حكم در زندان اوين منتقل و در سحرگاه همان روز
به پاي چوبه دار برده شد و طناب بر گردنش انداختند, اما در آخرين لحظات به علت
«كمبود وسايل فني» اجراي حكم به هفته بعد موكول گرديد.

روز 18 دي روزنامه هاي حكومتي از اعدام قريب الوقوع يك زنداني بنام ابوالقاسم ع. در
بهبهان خبر دادند.

همزمان با موج جديد اعدامها, اجراي ساير مجازاتهاي وحشيانه نيز در ملاء عام ادامه
دارد. صبح روز دوشنبه 15 ديماه جلادان حكومت آخوندي در ميدان مرکزي شهر همدان دست
راست يك زنداني را در ملاءعام قطع كردند. روزنامه جمهوري اسلامي روز 13 دي به نقل
از قوه قضاييه رژيم آخوندي نوشت كه «در ادامه برخورد قاطعانه با عوامل ناامني» دست
يك زنداني به نام كاظم در ميدان موشك شهر دزفول قطع شد. روز 14 دي ماه ماموران
سركوبگر 15 جوان  را در تهران در حاليكه كـلاه هـاي  بـوقـي بر سرشان گذاشته بودند
و آفتـابـه هـاي  رنگـارنـگ  بر گردنشان آويخته بودند به مدت سه ساعت در خيابان هاي
شهر مي گرداندند.



دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران

23 دي 1382 (13 ژانويه 2004)


--------------------------------------------------------------------------------

مصاحبه راديو بى بى سى با عضو كميسيون خارجى شوراى ملى مقاومت ايران

سه شنبه صبح – 13 ژانويه- 24 دى



گوينده: به دنبال رد صلاحيت كانديداهاى مدره براى انتخابات ماه آينده در ايران, دو
تحصن اعتراضى انجام شده و رهبر ايران آيت الله على خامنه اى قول داده كه از طريق
كانال هاى قانونى اين موضوع حل وفصل خواهد شد.

فيروز محوى يك عضو كميسيون خارجى شوراى ملى مقاومت ايران مى باشد  و الان به ما مى
پيوندد.

  فيروز يك كمى به ما بگو كه از اينجا چكار مى شود كرد چون من فكر مى كنم كه اگر سخت
سران يا به قولى محافظه كاران در دولت ايران مى تصميم گرفته اند  كه اين كار را
انجام دهند,  فشار بين المللى كار زيادى نمى تواند بكند تا نظر آنها را عوض كند ؟



فيروز :  شما درست مى گوييد. در واقع اين يك بازى است كه رژيم در چند سال گذشته و
به طور خاص بعد از اينكه خاتمى به رياست جمهورى رسيد  به آن مشغول بوده است . اين
بازى براى نمايش به  جهان خارج بوده تا نشان دهد كه يك جناح مدره ويك جناح سخت سر
وجود دارد و تنها مصرف  خارجى و بين المللى داشته است. ولى براى اكثريت مردم ايران
كاملا روشن است كه در اين انتخابات تنها وفادار ترين نفرات در رژيم قادر هستند كه
كانديد بشوند. اين انتخابات واقعى نيست بلكه يك نمايشى است تا به رژيم مشروعيت
ببخشد. لذا اكثر مردم انتخابات شورا ها را چند ماه پيش تحريم كردند و فكر مى كنم كه
در انتخابات آينده هم همين كاررا خواهند كرد. رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران,
خانم مريم رجوي, در اكتبر گذشته از همه ايرانيان خواست تا اين انتخابات را تحريم
كنند. اين تصفيه اخير در داخل رژيم مذهبى نشان مى دهد كه فاشيست ترين جناح اين
حكومت نمى خواهد كه حتى اين نمايش  مدره-سخت سر را كه در سالهاى اخير بازى مى كرد
را ديگر  ادامه بدهد.



گوينده:شما آنرا به عنوان بازى توصيف مى كنيد ولى خاتمى يك كارهايى كرده است حداقل
در ابتدا يك اقداماتى انجام داد و يك احساسى متفاوتى از ايران بيرون مى آمد ؟



فيروز : متاسفانه اين خوشبينى و توهم در غرب  و مطبوعات در ابتدا  به وجود آمده بود
ولى الان بعد از 6-7 سال بعد از روى كار آمدن خاتمي,  ما مى بينيم كه نقض حقوق بشر
كماكان ادامه دارد. مدتى پيش مجمع عمومى سازمان ملل در نيويورك يك قطعنامه خيلى قوى
درباره نقض حقوق بشر تصويب كرد.  سركوب زنان كماكان ادامه دارد. شايد درباره كيس
خبرنگار كانادايى زهرا كاظمى شنيده باشيد كه به قتل رسيد.  لذا مشاهده مى كنيد كه
اين موارد ادامه دارد. بسيارى از مردم  به خاتمى به عنوان چهره خندان اين ديكتاتورى
مى نگرند و حتى آنهايى كه در درون همين رژيم يك زمانى از او حمايت مى كردند ديگر
اورا نمى خواهند. اگر صداى تظاهرات مردم و دانشجويان را در تابستان گذشته در خيابان
ها شنيده باشيد, آنها خواهان استعفاى خاتمى شدند.



گوينده: خاتمى همچنين براى شكست هاى دولت در شهر بم هم مورد سرزنش قرار گرفته است

فيروز : بله  مورد شهر بم را كه با زلزله اى در امريكا مقايسه ميكنيد كه 3 نفر فوت
كردند, در اين شهر تاريخى بم, 70000 كشته شدند. اين رژيم عليرغم اين كه  350
ميليارد  پوند درآمد نفتى داشته است, ولى به جاى مصرف آن در ايجاد  ساختمان هاى 
مدرن, با نگاهى به بودجه مى بينيد كه بيشتر خرج توليد تسليحات كشتار جمعى كرده اند.
تمامى ساختمان هاى بم از خشت و گل درست شده بودند. نه تنها اين بلكه بلافاصله بعد
از زلزله مقامات رژيم خيلى دير جنبيدند و بيشتر نگران اين بودند كه جلوى تظاهرات و
نارضايتى  مردم را بگيرند تا اينكه عجله كنند تا به قربانيان كمك برسانند.



گوينده : اين انتخابات طبعا تحت نظارت قرار خواهد گرفت مثلا ناظرين بين المللى تا
چك كنند كه انتخابات به نحو مناسبى برگزار شود. آيا اين تاثيرى نخواهد داشت؟



فيروز : چه فايده اى دارد كه نظارت براين انتخابات وجود داشته باشد چون حتى قبل از
شروع انتخابات, نتيجه را از قبل مشخص كرده اند؟  حتى كانديداهاى به اصطلاح رفرميست
كنار گذاشته شده اند. 85 تن از نمايندگان فعلى مجلس صلاحيتشان لغو گرديده است.
نتيجه كاملا روشن است و خامنه اى ديگر تصميم گرفته است كه بازى را تمام كند. آنها
اين كار را از طريق شوراى نگهبان دارند انجام مى دهند كه يك  ارگان نظارتى قانون
اساسى مى باشد و توسط خامنه اى كنترل مى شود تا از شر  آن نمايندگان مجلس كه گاها
مخالفت هايى از خودشان نشان  مى دادند راحت شوند.



گوينده : اين چه تاثيرى روى نظرات انتقادى و رفتار دولت امريكا خواهد داشت؟



فيروز : بله  امريكاييان نسبت به ايران موضع انتقادى داشته اند. ما معتقديم كه غرب
بايد بيشتر نگران نقض حقوق بشر در ايران, نقش رژيم در گسترش بنيادگرايى و حمايت از
تروريزم باشد. نگاهى به كشور همسايه عراق بيندازيم مى بينيم كه رژيم كوشش كرده است
كه بعد از جنگ  با صدور 4000 آخوند كنترل مناطق شيعه نشين در جنوب را در اختيار
بگيرد, و آنها از نفراتى كه در شوراى حكومتى دارند مثل حكيم كه به مدت 25 سال توسط
رژيم ايران بزرگ شده بود, بر 5000 عضو مقاومت ايران , مجاهدين خلق ايران فشار
بياورند تا آنها را اخراج و استرداد كنند. نقش رژيم در منطقه هميشه باعث بى ثباتى
آن گرديده است.



گوينده : خيلى متشكرم فيروز كه با ما صحبت كردى . فيروز محوى عضو كميسيون خارجى
شوراى ملى مقاومت ايران مى باشد .


--------------------------------------------------------------------------------

ح. واژه

خون نامه به مهتاب



تو اي مهتاب من

هنوز بيداري انگار

نخوابيدي به ياد خفتن صدها هزار

  گلهاي پرپر گشته و شبهاي پرپرگشتنِ صدها ستاره



بگو مهتابِ من

  بامن

تو از تاريخ و از بيداد و از دشمن

اگر ديروز بود كاخي از آنِ چكمه پوشان ستمگر

ولي امروز, به روي استخوان خاك من

بنا گشته هزاران كاخ خون آلود شيخ و جلادان اهريمن



نگاه كن!

كبوتر وار و پربسته

  مثال لاله هاي پرپر و

ساقه شكسته

تو اي مهتاب من

بگو آيا؟

رُزِستان سوخته در آتش

خدايا نشوم شايد شده ايران

ويران؟!

نه!

جوانانش

جوانانش

كجايند؟

جهان بشنو صداشان را

كه در گهواره مام وطن

خونباره مي گريند

تو اي مهتاب بيداري

هنوز  اي جان شيرينم

نگاه كن!

براي جرعه اي از بي كران درياي آزادي

به ضرب دشنه و خنجر

كشتند, پيران و جوانان را

  چگونه سر بريدند

فرزندانِ سرخ افكار ايران را



تو آيا پاسخي داري

براي پرسش بس گنگ تو در توي اين خون نامة من

در اين شبهاي بيداري؟



تو اي مهتاب بي تاب شبان من

ببين

به حيلت گشته گرد بي خيالي بر تن رنجور خاك من

چگونه فقرِ جانگير سايه گسترده

كه تن را مي فروشند خواهران و دخترانِ پاك من

براي دانه اي گندم

در اين فصلي كه تاراج مي شود

  نفت و خونِ اين مردم



به زير چشم تو بي وقفه,

  اي مهتاب

هزاران پيگرگلگون

اسير خاك و گور بي نشان گشتند

هزاران قامت خفته در اين خاك

بي چشم و دهان گشتند



بيا مهتاب,

پيماني ببنديم

بخشكانيم شومِ ريشه اين جانيان را

از تن ايران

بيا,

  اي مهربان مهتابِ همپيمان!



--------------------------------------------------------------------------------


نمايشات شوم و ساختگى كه توسط سردمداران استبداد

و ارتجاع وتروريسم سازماندهى مى شود

   روزنامه الحيات

   24 دى ماه 1382 (14ژانويه 2004 )

   الحيات اول ژانويه 2004در خبرى تحت عنوان «مجاهدين خلق نمى گذارند فرزندانمان به
ايران برگردند» متاسفانه به يك شو سازمان داده شده توسط وزارت اطلاعات انعكاس داده
كه هيچ ربطى با واقعيت ندارد و متاسفانه قبل از درج اين مطالب هيچ سوالى از مجاهدين
به عمل نياورده است.

   مجاهدين يك جنبش تماما داوطلب است كه ريشه در جامعه ايران دارد و به برغم اينكه
ملاها دهها هزار نفر از اعضا و هوادارانش را اعدام كرده است به اعتراف خود رژيم
همچنان جديترين تهديد موجوديت آن ميباشد. هيچكس نه به زور وارد صفوف اين سازمان شده
و نه به زور در آن نگهدارى شده است. اما پاى بندى مجاهدين به مبارزه براى آزادى در
ميهنشان, حقى است كه هيچكس نمى تواند از آنها دريغ كند. خبرنگار شما چنانچه بتواند
توافق مقامات آمريكايى كه كنترل كمپ اشرف را بر عهده دارند بدست بياورد مى تواند
بطور خصوصى هر طور كه خواست با كليه افرادى كه  در مقاله اش از آنها نام برده است
صحبت كند تا حقيقت ماجرا را دريابد...



   هدف اين كمپين دروغ پردازي, زمينه سازى براى استرداد مجاهدين است كه طى سه هفته
گذشته بارها خاتمى از آمريكا درخواست كرده و  با انزجار بين المللى و عكس العمل
قاطع و منفى مردم عراق و همچنين مخالفت دولت آمريكا مواجه شده است. تظاهرات هزاران
نفر از شهروندان عراقى در بغداد و ديالي, طومار 13هزار تن از عشاير,  كنفرانس
مطبوعاتى نمايندگان اقشار مختلف مردم عراق در لندن و بغداد در حمايت از مجاهدين و
حضور آنها در عراق ومحكوم كردن اخراج مجاهدين از عراق نيازمندى رژيم به اين صحنه
سازيها را روشن ميكند. توطئه هاى بى وقفه رژيم عليه حضور مجاهدين در عراق گواه
روشنى از هراس آخوندها از مقاومتى است كه بزرگترين تهديد موجوديت اين رژيم و مانع
اصلى در برابر صدور بنيادگرايى و تروريسم به عراق و استقرار يك استبداد مذهبى دست
نشانده در اين كشور است.

   دادستانى كل رژيم اول دى اعلام كرد: « بازگشت مجاهدين به كشور در شوراى امنيت
كشور» بررسى و «مسئؤلين اطلاعاتي, امنيتي, قضايى و انتظامى ديدگاههاى خود را» در
اين رابطه مطرح كرده اند. همزمان وزارت اطلاعات چند اكيپ از مزدورانش به همراه
تعدادى از خانواده ها را به عراق جهت تظاهرات در مقابل مقر ملل متحد و مراجعه به
قرارگاه اشرف اعزام نمود 7 دى رسانه هاى حكومتى قبل از مراجعه اين اكيپها به
قرارگاه اشرف, خبر اين مراجعه را پخش كردند كه سازمان يافتگى آن از سوى وزارت
اطلاعات را براى همگان روشن ساخت.

   در روزهاى گذشته چند گروه از خانواده هاى مجاهدين تحت فشار, تهديد و ارعاب با
اتوبوسهاى وزارت اطلاعات به قرارگاه اشرف برده شدند. مسئولان مجاهدين اعلام نمودند
درهاى قرارگاه اشرف نه تنها بر روى خانواده هاى مجاهدين بلكه بر روى همه مردم ايران
باز است, اما عوامل وزارت اطلاعات حق ورود به قرارگاه را ندارند و خانواده ها را
بدون حضور ماموران در داخل قرارگاه پذيرفتند. خانواده ها پس از ملاقات با عزيزانشان
و پس از اينكه متوجه دروغپردزيهاى رژيم شدند اسناد مختلفى را در اختيار فرزندان
مجاهدشان قرار دادند كه از نيات شوم وزارت اطلاعات پرده بر ميدارد.

   يكى از اين اسناد ابلاغيه يك انجمن پوششى وزارت اطلاعات تحت عنوان «مكاتبه هفتم»
است كه با اشاره به «خبر مسرت بخش» صدور حكم اخراج مجاهدين مى نويسد صدور اين حكم
از سوى شوراى حكومتى عراق «اين اميد را ايجاد كرد كه با از بين رفتن حصارهاى
تشكيلاتى و متلاشى شدن منافقين ، احتمال بازگشت فرزندان ما بيشتر خواهد شد. اينك كه
سازمان مجاهدين در آستانه فرو پاشى و اضمحلال است بايد عزم راسخ خود را بكار بنديم
تا آخرين فشار را به آنان وارد ».

   اين هم كه مجيد امينى پسر 19ساله(و نه 15ساله) يك خانم ايرانى توسط مجاهدين بزور
نگهدارى شده مطلقا دروغ است. وى از نيروهاى تازه پيوسته اى است كه تنها چند ماه در
پذيرش قرارگاه اشرف بوده و مدتهاست به تقاضاى خودش نزد نيروهاى آمريكايى رفته است.
زمانى كه مادرش به همراه نفرات وزارت اطلاعات در سپتامبر گذشته به قرارگاه اشرف
مراجعه كرد, مجاهدين وى را به داخل قرارگاه بردند و به مدت دو روز با فرزندش بود و
همان زمان مجاهدين به مادر وى تاكيد كردند هيچ مخالفتى با رفتن وى به ايران ندارند.
اما نيروهاى آمريكايى با خروج وى مخالفت كردند. اين موضوع از نيروهاى آمريكايى
مستقر در قرارگاه اشرف قابل تحقيق است.

   در اكتبر 2002 رژيم آخوندى با براه انداختن يك تظاهرات ساختگى از ماموران اطلاعات
تحت عنوان خانواده مجاهدين  در مقابل دفتر ملل متحد در تهران, مدعى شد فرزندان اين
افراد بزور در عراق نگهدارى شده اند. همان زمان مقاومت اعلام كرد اگر رژيم راست
ميگويد اجازه بدهد خانواده هاى مجاهدين به عراق بيايند فرزندانشان را از نزديك
ببينند و هركس هم مايل بود همراه خانواده اش به ايران بازگردد, مجاهدين مخارج و
تسهيلات لازم بازگشت را تامين خواهند كرد. اما رژيم حتى به يك نفر نيز اجازه نداد.
طى ماههاى اخير صدها تن از خانواده هاى مجاهدين از داخل و خارج كشور به قرارگاه
اشرف رفته و با فرزندانشان ديدار كرده اند.

   عراق – فريد سليماني


--------------------------------------------------------------------------------



    سايت"همبستگي جوانان" متعلق به همه شما جوانان آزاده و آزاديخواه ايراني است

   درباره ما:

   اين سايت به كمك جنبش دانشجويي و جوانان آزاده ايراني در خارج و داخل ايران تاسيس
شده و هدف از آن، ايجاد يك پايگاه مشترك براي مبارزه مشتركي است كه پيش رو داريم.
هدف از ايجاد اين سايت بوجود آوردن يك محل مشترك براي ارايه اخبار، اطلاعات و نظرات
مختلف، آشنايي با تاريخ نوين ايران و بالا بردن فرهنگ انقلابي و مبارزاتي در بين
نيروي جوان كشورمان است.

   در اين سايت يك صفحه به نام ”ما و شما” به نظرات، اطلاعات و مطالب ارسالي شما
خوانندگان گرامي اختصاص داده شده و مطالب دريافتي از شما در اين صفحه درج ميشود.
همچنين در صفحات تقويم تاريخ و زن به سوي رهايي با مطالبي كاملا نو وجديد از تاريخ
ايران و مبارزات زنان آشنا ميشويد و برخي اسناد تاريخ نوين ايران در  اين مبارزه
شكوهمند را خواهيد ديد...



    اين سايت، سايت شما جوانان آزاده ايراني است. ما را در ارتقاي آن همياري كنيد و
هرگونه مطلب، نظر و پيشنهادي داريد براي ما ارسال كنيد.  در اين راه نيازمند كمك تك
تك شما هستيم.



   زنده باد جنبش دانشجويي و جوانان آزاده ايران

   دست در دست هم براي رسيدن به آزادي و رهايي



------------------------------------------------------------------------------



http://www.iranliberty.com/nukes/modules.php?name=News&file=article&sid=3928

--------------------------------------------------------------------------------

داستان واقعي يك زن به نام كشور

                                                  داستان واقعي كشور



يكي بود و باز يكي بود. او يك زن بود. نامش كشور بود. بيش از 18سال نداشت. قبل از
اين‌كه من او را ببينم، كشور، مثل تمامي دختران جوان، زيبا و شاداب بود. نمي‌دانم
چه به سرش آمده بود، ولي او ديگر نه زيبا بود و نه شاداب. او…، نمي‌دانم او چه
داشت، ولي ما بچه‌ها نگاهمان را از او مي‌دزديديم. فقط در چشمان درشت و معصوم گيتاي
سه ساله، تصوير لرزان و نامشخص كشور قابل رويت بود. عشق كودكانه و پاك او هنوز
آلودهٌ ترس ما بچه‌هاي بزرگتر نشده بود. به‌واقع كشور هيأتي عجيب و ترسناك داشت. از
جثهٌ مچاله‌شده‌اش در چادر، تنها انگشتاني كج و كوله و جزغاله شده، صورتي سرخ و
چروكيده، دو‌حفره به‌عنوان بيني، گودال سياهي به‌جاي چشم چپ و گوي از حدقه
بيرون‌زده و دائماً نـمناكي به جاي چشم راست، هويدا بودند. از ميان بچه‌هاي بزرگتر،
فقط آجي هيچ از كشور نمي‌ترسيد. او را به‌راحتي مي‌بوسيد و در كنارش مي‌آرميد.
رفتار او سرانجام بر ترس «بيجا»ي من غلبه كرده بود و حالا من هم گه‌گاه از لالاييها
و داستانهاي كشور بهره‌مند بودم.


در آن بعدازظهر كذايي، هوا سوزان بود، سكوت مطلق و خانه خلوت. در حياط، كنار حوض،
زير درخت بيد مجنون، گيتا بود و من و عروسكم. در ايوان بالاي منزل، آجي بود و
كتابش. ترفندهاي متعدد من براي خواباندن كودك بي‌نتيجه مانده بود. با كلافگي، گيتا
را به‌حال خود رها كرده‌بودم. او، چون عروسك كوكي، چهار دست و پا به‌سوي در ورودي
منزل، كه به آن چشم دوخته بود، مي‌رفت و با سماجت تكرار مي‌كرد:‌«كش… كشر…»


ناگهان طفل از حركت ايستاد، وسط باغچه چمباتمه زد و گريهٌ وحشت‌زده‌يي سر‌داد.
گريهٌ او با همهمهٌ بچه‌‌هاي كوچه در‌هم آميخت. فريادهاي: «هو، هو، كشور جزغاله…»
نزديك و نز‌ديكتر شدند و جيغهاي گيتا دل‌خراشتر. درب آهني حياط باز و بسته شد و
كشور با رگباري از سنگ و كلوخ به درون غلتيد. مشتهاي بچه‌هاي كوچه به‌درب كوفته
مي‌شدند و سنگ‌ريزه‌ها از آسمان به سرمان فرو‌مي‌ريختند.


«چرا خشكت زده. گيتا را ببر تو خونه!» صداي محكم آجي مرا به خود آورد و بعد…


يكي است و او تنهاست. يكي است و او زن است. زني مجروح، زني سوخته، زني خونين‌سر و
دل‌سوخته.


كشور روي زمين چهارزانو زده و پشتش را به‌ديوار تكيه داده. در لابلاي مژگان بلند و
سياه گيتا، كه روي زانوان لرزان كشور به خواب رفته، چند‌قطره اشك چون الماس
مي‌درخشند. سينهٌ چاك و آش‌و‌لاش كشور، كه چند‌لحظهٌ پيش خودش وحشيانه آن را چنگ
زده است به‌تندي بالا و پايين مي‌رود. خس‌خس آن به روي پوست چين‌خورده و چروكيده‌اش
مي‌لغزذ و از گلويش بيرون مي‌جهد.


آجي با آرامش و دقتي خاص، پيشاني خونين او را با دستمال و بعد با پنبهٌ الكلي پاك
مي‌كند. و آرام مي‌پرسد: «بي‌بي‌كشور‌جان چه برسرت آوردند. چه اتفاقي افتاد…؟» من
بغضم را قورت مي‌دهم و به دهان كشور خيره مي‌شوم. خودداري آجي مرا به سكوت
وامي‌دارد. كشور زبان مي‌گشايد ولي از«اتفاق» صحبت نمي‌كند. از اتفاق تكراري
سنگسارپسران، كه گاه و بيگاه به كمينش مي‌نشينند، هيچ نمي‌گويد. او از جبر مي‌گويد.
جبري كهن، عميق، ريشه‌دار، سمج، بي‌رحم و وقيح.


«اي خانم كوچيك جان، چي بگم. دور از جون آقاي شما باشه كه فرشته‌س، دور از جون
آقاجون گيتام باشه كه از بند آزادم كرد… واي از بخت‌بد. هوار از مرد بد. چشمم را با
گرسنگي باز كردم. وقتي يك الف بچه بودم، مثل خودت، ننهٌ 8تا صغير شدم. ننه‌ام
سر‌‌زا رفته بود… آقام از دهن گرسنه‌مون خسته شده بود. منو از سرش باز كرد. يه‌روز
بهم گفت كشور يا بايد بفرستمت قاليبافي يا خونهٌ‌بخت. همون شب دادنم به يكي از خودش
پيرتر! اي خانم كوچيك‌جان، اونجا خونهٌ دفن من بود…» و كشور گفت و گفت. از مردي گفت
به نام آقا.، از بي‌رحميهايش، از تنهاييها و بي‌كسيهاي خودش. «واي به من. واي به
كشور بيچاره. واي به من كه طعمهٌ تجاوز هرزه‌يي بي سر و پا شدم… و هيچ‌كس به‌دادم
نرسيد… تا سوختم و جزغاله شدم! واي به اوناي كه به دادم نرسيدن…»


انگشتان گره‌خوردهٌ كشور لابلاي گيسوان گيتا زنجير شده بودند. او گردنش را به‌سختي
بالا كشيد و رو به آسمان فرياد كرد:


«وقتي طاقتم طاق شد، به‌خدا گفتم اگه به ظلم او خشم نمي‌كني، به‌من رحم كن و جونمو
بگير. اما به‌دادم نرسيد. پس من با خدا خشم كردم. رفتم خيابون پيت حلبي نفتو رو
خودم خالي كردم و خودمو آتيش زدم…  نمردم، ولي كور شدم و جزغاله!»


چشمان شفاف آجي را غبار گرفته بود. يكي مملو از درد و عشق بود و آن يكي مالامال
خشمي مهار‌شده.


شب آن بعدازظهر، پردهٌ سياه پر ستاره‌يي بود گسترده بر پشت‌بام خانه.


از آجي پرسيدم: «داستان كشور چيه آجي؟»


گفت: «داستان كشور، داستان فقر است و گرسنگي، بي‌سوادي است وظلم، امراضي مختلف است
و بردگي، ناحقي است و عصيان، استيصال است و آتش در خرمن وجود…»


من منتظر بودم آجي، هم‌چون شبهاي گذشته، داستانش را با «بالا رفتيم ماست بود پايين
اومديم دوغ بود، قصهٌ ما دروغ بود»‌به پايان برساند. ولي او چنين نكرد. به او گفتم
پس اگر قصهٌ ما راست است من فراموشش خواهم كرد، چون قصهٌ زشتي است. او گفت فراموشي
من باعث تكرار چنين داستانهايي خواهد شد. من بايد كشور و تمامي قصه‌هاي زندگي‌اش را
به‌خاطر بسپارم.


«حافظه اولين قدم است براي جلوگيري از تكرار اين چنين قصه‌هاي زشت». اين رازي بود
كه در آن شب پرستاره، آجي در گوشم زمزمه كرد.


سالها سپري شدند. حافظهٌ مسخ شدهٌ من، كشور و قصه‌هايش را در لايه‌هاي ناخودآگاه
مدفون كرد.


و روزي خبر رسيد گلهٌ هرزگان، ارتش بي سر و پايان، همان نرينگان كودكيم به سركردگي
ديوان نعلين‌پوش و عمامه‌به‌سر، دوباره به كشور تجاوز كردند. صداي لرزان كشور كه
تكرار مي‌كرد «واي بر شما، واي بر شما كه به دادم نمي‌رسيد…» در گوشم طنين انداخت و
قصه‌هاي كابوس‌وار وحشي‌گري هرزگان از وراي شليك گلوله‌ها، فرياد دختركان، گريهٌ
بي‌پايان مادران، «جيغهاي سرخ» كودكان و خس‌خس سينه‌هاي سوخته و مچاله‌شده را بر
سرم كوفت.


چندي گوشهايم را بستم و صداها را با خود و در خود خفه كردم. تا روزي عكس برگردان
كشور را در جسد ذغال‌شدهٌ «زني» به‌روي جلد پارهٌ مجله‌يي رؤيت كردم. ديگر درنگ
امكان نداشت. منزل به‌منزل طي منازل، به جستجوي حافظه‌ام، به جستجوي كشور، به‌راه
افتادم. و بالاخره او را يافتم.


«بي‌بي كشور چه اتفاقي افتاده؟ چه بلايي به سرت آمده؟»


او دوباره از جبر گفت. جبر كهن و ريشه‌دار، سمج و وقيح. گفت جبر، جباري يافته
يكه‌تاز، شياد، بي‌رحم و قدرتمند. هرزهٌ عمامه‌به‌سري كه قتل عام دختركان را حكم
كرده، فتواي تجاوز  را داده، سنگسار زنان را قانون، ظلم را مطلق و باطل را حق كرده
است».


او گفت جبّار تا به امروز 5475‌روز است كه مرگ را جايگزين حيات كرده و خفقان را
جايگزين تنفس.


  و من به چشم سلطهٌ ظلم و تباهي را، درد و فقر و فساد را در پهنهٌ سينهٌ سوختهٌ
كشورم ديدم .‌


  داستان واقعي كشور ادامه دارد و چنين است:


يكي بود… نه. ديگر يكي نبود، هزاران هزار بودند، سر به زانو، پا در زنجير. ‌هزاران
هزار سياهپوش، عزادار زندگي، همگي مثله شده، هزاران هزارند همه‌عاصي، هزاران هزار
كه چون شمع مي‌سوزند و اغلب چون خرمن گُر مي‌گيرند و هزاران هزارند و نامشان
ايراندخت است.


منزل به منزل، طي منازل… سالهاي دردناك ديگري سپري شدند.  من ديگر حافظه‌ام را
به‌كلي باز‌يافته بودم، ولي دريغ از پايان كابوس و كابوسها.‌ روزي نبود و نيست كه
خبر اعدام ايراندختي، به‌بند كشيدن ديگري، سنگسار نگون‌بختي، به‌خانهٌ «بخت» رفتن
دخترك 9‌ساله‌يي، خود‌سوزي مادر بزرگ 80 ساله‌يي، حلق‌آويز جوانك 14‌ساله‌يي يا…
به‌گوش نرسد. روزي نيست كه جبّاران وقيح، ايراندختان را به روزهاي بدتري تهديد
نكنند. روزي نيست كه گلهٌ هرزگانشان را به‌جانمان نيندازند.‌روزي نيست كه دختي از
ايران از «بخت» خود شرم، تب يا دق نكند.


  پس آجي چه مي‌گفت؟ پس چه بايد كرد؟ تا كي كابوس كشور ادامه خواهد داشت ؟


«آخر تا كي؟» اين صداي آجي است كه چون پژواك،  سؤال را تكرار مي‌كند. بله. خود
اوست.


امشب شبي است استثنايي و خجسته. شبي است روٌيايي و آبستن اميد و آرزوها. سرشار از
عشقها، يادها و يادگارها. شبي است كه به‌پرچمداري ايراندختي سر‌بلند، با‌صلابت،
استوار، ايراندختان بيشمار به صف ايستاده و بانگ آزادي كشور دل‌سوخته را ندا
مي‌دهند.


در اتاقكي كه مي‌تواند صحراي بيكران باشد يا دشتي يا ساحلي باافق بي‌انتها يا كوهي
به‌بلندي قاف، آجي رو‌به‌رويم ايستاده.


باخوشحالي و حيرت به او نگاه مي‌كنم. پس او نرفته بود، يا… بازگشته است. زيباست. و
آرام مي‌گريد . نگاهش به شفافي چشمه مي‌ماند و صدايش به آرامي نسيم. آجي، عاجي است
صاف، به شفافيت نور.


«چقدر خسته‌اي آجي. هرگز به اين خستگي نديده بودمت».


  مرواريد اشكهاش چون شبنمي به مژگانم مي‌نشيند.


«آري. خسته‌ام، چون تو و اين ديگران… گاه من هم مي‌گويم آخر تاكي؟…آخر تا كجا؟…»


سر به سينه‌اش مي‌نهم و به‌نداي قلبش گوش مي‌سپارم.


«مي‌دانستم فراموش نخواهي كرد. مي‌دانستم سر آخر تو هم به جمع حافظان رمز و دردهاي
كشور خواهي پيوست… ولي كافي نيست!»


به چشمان بلوريش مي‌نگرم. در يكي همان درد و غمهاي بيشمار و خشمي مهار‌شده انباشته
شده است ولي در ديگري چشمهٌ جوشاني است از رازي جديد كه دعوت… به‌پرواز مي‌كند.


مي‌گويد: «فقط با تداوم است كه از شر كابوسهاي كشور خلاصي خواهيم يافت. تداوم سخت
است، خسته كننده است ، از مشكل‌ترين تمرينهاست. ولي اين‌بار به‌تو قول مي‌دهم اگر
تداوم در ايستادگي و مقاومتت داشته باشي، خيلي زود به سرمنزل مقصود خواهيم رسيد».


اين رمز و راز جديدي است كه از آجي هديه گرفتم و به‌نوبهٌ‌خود به‌تو  تقديم مي‌كنم.
همهٌ وطنم، ايراندخت، اگر به‌نداي رمزها، دل بسپاري و دردهاي كشور دلسوخته را
فراموش نكني و از آنها پاسداري كني، اگر… باشي، بماني، و مقاومت كني و رمز و راز
كشور را به ديگري بسپاري و به او بگويي كه باشد، بماند و بيايد… و با من، تو، او و
اين هزاران‌هزار نه بگويد، يقين كن كه آن‌وقت زمان پايان كابوس كشور است و روز
هميشگي من و تو


Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#301 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Fri Jan 16, 2004 9:18 pm
Subject: NL1601 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
باج خواهي و شانتاژ تروريستهاي حاكم بر ايران براي استرداد مجاهدين

آخوند روحاني از بالاترين مسئولان سركوب و صدور تروريسم در رژيم آخوندي امروز در
پاريس در مورد رابطه با آمريكا گفت: «امروز توپ در زمين آمريکاست ، به دليل اينکه
چند هزار نفر از مجاهدين را در اختيار دارد که براساس مقررات بين المللي مي بايست
تحويل ما شوند، بنابراين شرايط را ما بايد تعيين کنيم»  وي افزود «ما در مساله
مبارزه با تروريسم در چارچوب مقررات بين المللي حرکت کرده ايم و فکر مي کنم که
کارنامه درخشاني نيز داريم».
اين اظهارات نماينده رژيمي است كه طي دو دهه مرتكب 450 عمل تروريستي در سراسر جهان
شده و هزاران شهروند خارجي از اتباع فرانسه و آمريكا و ديگر كشورهاي اروپايي و شمار
زيادي از مخالفان ايراني را به قتل رسانده است.
مسئولان اشغال سفارت آمريكا در سالهاي 79 و80, مسئولان انفجار سفارت و مقر
تفنگداران آمريكايي در لبنان, گروگانگيري و قتل شهروندان خارجي از جمله فرانسوي در
لبنان در دهه 80, هواپيماربايي هاي متعدد, انفجار خبر در سال 96 و انفجارهاي سال 92
و 94 در آرژانتين و همچنين مسؤلان كشتار بيش از 400زائر خانه خدا در سال 1987 و....
هم اكنون جزو  مقامات و كارگزاران رژيم آخوندي هستند. در سال 1997 يك دادگاه فدرال
در حكم خود پيرامون ترور رهبران كرد ايراني در برلين, بالاترين مقامات رژيم از جمله
خامنه اي رهبر, رييس جمهور و وزراي اطلاعات و خارجه اين رژيم را به عنوان مسئول قتل
مخالفان در خارج از كشور معرفي نمود.
روحاني در شرايطي دم از مقررات بين المللي مي زند كه ملايان ايران را مأمن
تروريستهايي كرده اند كه دستشان به خون شمار زيادي از بيگناهان آلوده است و از
تسليم اين جنايتكاران به دستگاههاي قضاييه كشورهاي ذيربط خوداري ميكنند.
رژيمي دم از استرداد مخالفانش مي زند كه تاكنون 120 هزار زنداني سياسي را اعدام
كرده است. مجمع عمومي ملل متحد در آخرين روزهاي سال گذشته در پنجاهمين قطعنامه ملل
متحد در باره نقض حقوق بشر در ايران, استمرار اعدامها و مجازاتهاي بيرحمانه مانند
قطع دست و پا و سنگسار توسط رژيم آخوندي را محكوم كرد. طبق ماده 186 قانون مجازات
اسلامي «تمام اعضا و هواداران» و متحدان مجاهدين و كساني كه «به نحوي در پيشبرد
اهداف آن فعاليت و تلاش مؤثر دارند محاربند اگرچه در شاخه نظامي شركت نداشته
باشند». طبق ماده 190 همين قانون «حد محاربه يكي از چهار چيز است:1-قتل 2-آويختن به
دار3-اول قطع دست راست و سپس پاي چپ 4-نفي بلد». در روزهاي اول سال جاري تنها 15
نفر در ملاءعام حلق آويز شده اند. روز اول ژانويه رئيس كل دادگستري خوزستان وعده
داد اجراي اعدام در ملاءعام قاطع تر از گذشته و به طور منظم به فاصله هر ?? الي ??
روز اجرا خواهد شد.
اين رژيم تحمل كمترين مخالفتي حتي در درون خود را ندارد. همزمان با سفر روحاني به
پاريس شوراي نگهبان كانديداتوري شمار كثيري از نمايندگان كنوني مجلس آخوندي براي
شركت در نمايش انتخابات ماه آينده را رد كرد. كساني كه در 25 سال گذشته از مسئولان
اين رژيم بوده و تعهد خود را به نظام ولايت فقيه بارها به اثبات رسانده اند.
دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران

25 دي ماه 1382 (15 ژانويه 2004)


--------------------------------------------------------------------------------

حداقل 300 عضو هردو پارلمان بريتانيا تلاش هاى دولت ايران را مبنى بر درخواست
استرداد هزاران تن از مخالفين اين رژيم در عراق را محكوم كردند


  راديو بى بى سى 26/10/82: «حداقل 300 عضو هردو پارلمان بريتانيا تلاش هاى دولت
ايران را مبنى بر درخواست استرداد هزاران تن از مخالفين اين رژيم در عراق را محكوم
كردند. سياستمداران بريتانيا ضمن امضاى بيانيه اى اعلام كردند كه اعضاى گروه
مجاهدين خلق به پايان دادن به بنياد گرايى در عراق و منطقه متعهد بوده و اتهامات
آمريكا درباره تروريست بودن گروه خود رد مى كنند. شوراى حكومتى عراق در ماه گذشته
اعلام كرد درصدد است اعضاى اين گروه را به كشور ثالثى بفرستد. زيرا اين گروه در
فهرست آمريكا جزو گروه هاى تروريستى است».



اپوزيسيون ايرانى تلاشهاى تهران براى استرداد گروه مقاومت مسلح از عراق را محكوم مى
كند

خبرگزارى فرانسه, 25/10/82«لندن- روز پنج شنبه, يك گروه اپوزيسيون ايرانى كه مورد
پشتيبانى برخى از نمايندگان انگليسى قرار دارند, اصرار ورزيد كه به هزاران تن از
رزمندگان مسلح آنها اجازه داده شود كه در عراق باقى بمانند و گفت, آنها در صورت
استرداد به ايران, با شكنجه و اعدام مواجه خواهند شد. رژيم روحانى تهران از واشنگتن
خواسته است كه اعضاى مجاهدين خلق يا جنگجويان مقدس كه يك گروه اپوزيسيون ايرانى
مسلح مستقر در عراق است را تحويل دهند. ايالات متحده اين گروه را يك گروه تروريستى
مى داند اما 3800تن از رزمندگان آنها را در پايگاهى كه متعلق به خود گروه در عراق
است, محدود نموده  و سلاح هاى آنها را گرفته است. شوراى ملى مقاومت ايران كه از
مجاهدين خلق حمايت مى كند, روز پنج شنبه طى كنفرانسى در لندن گفتند, بسيار از اين
افراد كه نگه داشته شده اند, شهروندان آمريكا, انگليس و كشورهاى اروپايى مى باشند.
اين شورا طى بيانيه اى گفت, استرداد آنها ”منتهى به مرگ و شكنجه مشخص آنها مى شود”.
هدف آنها مورد حمايت لرد كوربت عضو مجلس اعيان از حزب كارگر تونى بلر و چندين تن از
نمايندگان انگليسى مى باشد. كربت گفت, اين گروه كه نيز به نام سازمان مجاهدين خلق
ايران شناخته شده است  يك گروه مشروع اپوزيسيون در برابر رژيم سخت سر تهران مى باشد
و متعهد به خاتمه بنياد گرايى است. او از لندن و واشنگتن و سازمان هاى بين المللى
مانند كميته بين المللى صليب سرخ خواست كه امنيت آنها را در عراق تضمين كند. كربت
گفت:” اين مهم است كه حضور سازمان مجاهدين خلق ايران در عراق بعنوان يك جنبش مستقل
سياسى به رسميت شناخته شود”. بر طبق بيانيه اى كه توسط شوراى ملى مقاومت ايران
منتشر شد, 220نماينده انگليسى در مجلس عوام و 85عضو مجلس اعيان بيانيه اى را امضاء
كرده و تلاشهاى تهران براى استرداد رزمندگان اين گروه را محكوم نموده اند. هنوز
مشخص نشده است كه چند تن از نمايندگان اين بيانيه را امضاء كرده اند. روز چهارشنبه,
حسن روحانى رييس شوراى عالى امنيت ملى ايران از واشنگتن خواستار استرداد مجاهدين
شد......».

يونايتدپرس:نمايندگان انگليس ابتكار سياسي جديدي را حول ايران مطرح ميكنند



يونايتدپرس:نمايندگان انگليس ابتكار سياسي جديدي را حول ايران مطرح ميكنند
لندن 14 ژانويه- يو پي آي: يك گروه پارلماني به نمايندگي از كليه احزاب انگليس در
يك كفنرانس مطبوعاتي كه فردا پنجشنبه برگزار ميكند, ابتكار سياسي جديدي را حول
ايران مطرح ميسازد وبيانيهاي صادر ميكند كه دولت انگليس را به تغيير رفتارش با
تهران و اپوزيسيون ايران فرا ميخواند.
سخنگوي شوراي ملي مقاومت ايران كه در سازماندهي اين كنفرانس شركت دارد به
يونايتدپرس انترنشنال گفت «كميته انگليسي براي ايران آزاد متشكل از گروهي از اعضاي
مجلسين اعوام و پارلمان فردا بيانيهاي با امضاي خيلي از نمايندگان صادر خواهد كرد
كه دولت انگليس را به در پيش گرفتن سياست جديدي در قبال ايران مغاير با سياست
گفتگوي مثبت كه دولت توني بلر آنرا پيش ميبرد, و اتخاذ موضع مثبتي نسبت به
اپوزيسيون ايران فراميخواند».
اين سخنگو گفت كه «تعدادي از اعضاي مجلسين اعيان و اعوام در اين كنفرانس سخنراني
خواهند كرد و نگراني خويش را نسبت به رشد تأثير ايران در عراق ابراز نموده و
فشارهايي كه رژيم تهران بر همپيمانان خود در داخل شوراي حاكميت عراق بمنظور اخراج
مجاهدين خلق از عراق و استردادشان به ايران اعمال ميكند را زير پروژكتور خواهند
برد».
او افزود « اين گروه پارلماني فاش خواهد ساخت كه جان تعداد زيادي از اتباع انگليس و
آمريكا و غرب و نيز حاملان پاسپورتهاي پناهندگي غربي در ميان مجاهدين خلق در عراق
بخاطر اقدامات رژيم ايران در خطر است و اين كشورها را به اتخاذ اقدامات مناسب براي
تأمين سلامت آنان به گفته وي فراخواهد خواند.



--------------------------------------------------------------------------------


   تحريم انتخابات و برگزاري رفراندوم، تنها گزينه مردمي

   چهار شنبه 24 دي 1382- 14 ژانويه 2004
   روز يکشنبه، 21 ديماه برابر با  11 ژانويه، هيات مركزي نظارت وابسته به شوراي
نگهبان قانون اساسي جمهوري اسلامي گروه کثيري از داوطلبان شرکت در انتخابات هفتمين
دوره  مجلس رژيم را فاقد صلاحيت اعلام كرد.

   پس از انتشار اين خبر گروهي از نمايندگان مجلس  وابسته به «اصلاح طلبان حكومتي»
در صحن مجلس تحصن كرده خواستار حمايت از خواست خود كه چيزي جز برگزاري انتخابات بين
خوديها و نه برگزاري يك انتخابات آزاد، شدند.

   هم زمان تمامي مسئولان درجه اول رژيم وارد اين جدال بين خوديها شده و ضمن دعوت به
آرامش هر يك به نوعي خواستار پا درمياني ولي فقيه نظام شده اند.

   روز دوشنبه 22 ديماه خامنه اي در اولين واكنش خود اعلام كرد كه: "اگر کار از
مراحل قانوني بگذرد و به جايي برسد که نيازمند تصميم رهبري باشد براساس تشخيص
وظيفه، عمل خواهم کرد."

   بدين ترتيب سران حكومت مي كوشند تا جدال شوراي نگهبان و رد صلاحيت شدگان را بازهم
بر محور مشروعيت بخشيدن به ديكتاتوري مذهبي ولايت فقيه و تائيد قانون اساسي جمهوري
اسلامي كه خود اساسيترين سند نقض حقوق مردم است، جريان پيدا كند.



   در مقابل اين بحران گزينه هاي زير در مقابل ولي فقيه نظام قرار دارد.

   الف- در مقابل تحصن كنندگان هيچ گونه عقب نشيني نكند.

   ب- با عقب نشيني محدود و تائيد صلاحيت تعدادي از آنان، با توجه به فرصتي كه قانون
انتخابات به رد صلاحيت شدگان مي دهد، موضوع را فيصله دهد.

   ج- با دستور ولي فقيه شوراي نگهبان صلاحيت اكثر «اصلاح طلبان حكومتي»  كه رد
صلاحيت شده اند را تائيد كرده و در اين حالت ولي فقيه نظام «رهبر آزادگان» معرفي
شده و همه ي جناحهاي رژيم تنور انتخابات را گرم كرده و كوشش كنند كه مردم در اين
انتخابات ضد دمكراتيك شركت كنند.

   آنچه مسلم است ولي فقيه نظام هر گزينه اي را انتخاب كند نمي تواند شرايط را به
دوراني كه بمثابه يك قدر قدرت حكمراني مي كرد بازگرداند. اما انتخاب گزينه «ج» و تا
حدودي «ب» از يك طرف به كل رژيم به طور عام و به «اصلاح طلبان حكومتي» به طور خاص
اين فرصت را مي دهد كه مردم را به شركت در انتخابات تشويق كرده و در صحنه بين
المللي و در مكاره بازار تجارت جهاني براي خود مشروعيت خريداري كنند. در اين حالتها
اتخاديه اروپا نيز مي تواند در رقابت با آمريكا، بر موثر بودن تاكتيكهايش( بيانيه
سعد آباد، اهداي جايزه صلح نوبل به خانم عبادي، سفر سولانا به تهران و....) تاكيد
كرده و با امتيازگيري از يك رژيم بحران زده، مشروعيت به نظام مذهبي و استبدادي
جمهوري اسلامي بفروشد.



   هدف جنبش آزاديخواهانه و عدالت طلبانه مردم ايران، تن دادن به خواستهاي جناحهاي
درون حكومت نيست. جنبش دمكراتيك، مدني و عدالت خواهانه مردم ايران طي يك صد سال
اخير با افت و خيزهاي فراوان جريان داشته و اكنون به دوران سرنوشت ساز خود پا
گذاشته است.

   در اين شرايط بحراني سرنوشت جنبش اجتماعي مردم ايران نبايد از كانال درگيريهاي
درون نظام تعين شود. انتخابات هفتمين دوره مجلس ارتجاع در هر شكلي كه برگزار شود، و
با فرض اين كه شوراي نگهبان به دستور خامنه اي در مقابل تاكتيك تحصن عقب نشيني كند،
انتخاباتي ضد دمكراتيك و ناقض حق انتخاب آزاد مردم است.

   درجازدن در چارچوب درخواستهاي دوم خرداديها، وارد شدن در بازيهاي بي حاصلي است كه
هزينه هاي سنگيني براي مردم ايران و جنبشهاي اجتماعي آنها به همراه داشته است.

   جنبش اجتماعي ايران براي آزادي و عدالت اجتماعي نمي تواند در چارچوب نظام
ديكتاتوري ولايت فقيهي به يك جنبش سازمانيافته تبديل شود و از اينرو تحريم فعال
انتخابات هفتمين دوره مجلس و درخواست رفراندوم براي تغير كليت اين نظام ارتجاعي
كماكان بهترين و مردميترين گزينه براي پيشرفت جنبش اجتماعي مردم ايران است.

   تحريم انتخابات و بسيج جنبش اجتماعي مردم ايران با توسل به تمامي اشكال مبارزه
توده اي براي خواست رفراندوم به منظور برچيدن نظام جمهوري اسلامي و تغير قانون
اساسي آن، گسترده ترين نيروهاي اجتماعي و سياسي ايران را با هم همسو كرده و شرايط
مادي براي اتحادهاي كسترده را هرچه بيشتر فراهم مي كند.

   ما اعضاي گروه تدارك فوروم اجتماعي ايران و تعدادي از فعالان سياسي، اجتماعي و
فرهنگي، مردم ايران را به پيوستن به جنبش تحريم فرا مي خوانيم.



   براي امضاي اين بيانيه به ادرس زير ايميل ارسال كنيد

   Iran_social_forum@...

   ليست اول:به ترتيب حروف الفبا

   حسين اخوان توحيدي(فرانسه)– عادل الله مرادي(آلمان) -  حميد رضا برهاني(بلژيك) –
علي اصغر بهروزيان- ناهيد جعفر پور(آلمان) – مهناز جوان خوشدل (فرانسه) – بهزاد
حرمتي(فرانسه) -  احمد رضائيان(كانادا) – بيژن زيبايي(آلمان) -  مهدي سامع(فرانسه) 
– علي شكر الهي(فرانسه)  – عيسي صفا(فرانسه)  – مجتبي طالقاني(فرانسه) –
مهرداد(علي) قادري(ايتاليا) – كريم محمودوند(آلمان) - مهدي مراد پور(آلمان) –
پريچهر مرادي(آمريكا) - زينت ميرهاشمي(فرانسه)- اسماعيل وفا يغمايي(فرانسه) – غفور
وهابي(فرانسه)



   ليست دوم:..............



------------------------------------------------------------------------------


معناي سياسي رفراندم
جمعه، 26 دي، 1382


حامد ايرانيان



   در رابطه با طرح رفراندمي كه خانم مريم رجوي رئيس جمهور منتخب شوراي ملي مقاومت 
داد ,يك بحث گسترده در ميان دوستان و هواداران  و منقد ين خير خواه  مقاومت از يك
سو و از سوي ديگر  دشمنان رنگ و وارنگ مقاومت  در راس همه آنها  جبهه متحد ارتجاع و
مزدوران آن جريان يافته است .

   اشكالاتي كه به طرح رفراندم گرفته مي شود تا آنجايي كه من اطلاع دارم  بشرح   زير
مي باشد:

   اين يك طرح بورژوازي  و براي خوشايند غرب داده شده است .

   اين طرح از روي ناچاري داده شده  چون خط ارتش آزاديبخش به بن بست رسيده است.

   اين طرح كوتاه آمدن شوراي ملي مقاومت از خط سرنگوني قهر آميز رژيم است.

   شوراي ملي مقاومت دارد استراتژي عوض مي كند و اين  مرحله اول آن در استراتژي
سياسي كردن مقاومت است…




   نظرات ديگري هم وجود  دارد  ولي نظرات اصلي بيشتر حول همان چهار نظريه بالا مي
باشد.

   من به هيچ وجه قصد جواب دادن به اين نظرات را ندارم چون مسلماخود دبيرخانه شورا و
اعضاي آن  مي بايستي به اين مهم اقدام نمايند .من نه عضو شورا هستم و نه سمتي  در
تشكيلات  شورا دارم  لذا  اين نوشته بيشتر حول نظراتم در مورد اين طرح است .

   بنظر  من طرح خانم رجوي  طرحي بغايت مترقي و هوشيارانه در شرايط فعلي  مي باشد  و
نه تنها خصلت بورژوازي در ماهيت خود ندارد بلكه حكايت از هوشياري سياسي مقاومتي
دارد كه با مارك و بر چسب آخوند پسند  تروريستي , قلدران جهان  امروز  مي خواهند
آنرا خفه كنند .   بقولي آن خبرنگار زن انگليسي  هيچ سازماني سياسي در جهان و در
تاريخ نبوده كه اينقدر تمامي    غرب بر عليه اش اقدام عملي كند  و حتي تنها ابر
قدرت جهان  كه بطور معمول يك سازمان سياسي يك كشور جهان سوم نبايد زياد مسئله اش
باشد, آنقدر  آنرا سالها زير تيغ ببرد  و نبرد آزاديبخش مردم ايران را بر عليه
جانيان حاكم بر مهينشان را تروريست بنامند.

   اساسا تمامي تلاش هاي سياسي شوراي ملي مقاومت  اين است كه كشور ها را نسبت به
رژيم خنثي نگه دارد    ,” آري تو كه خيرت بما نمي رسد  پس شر نرسان!“ .

   براي همه اين مشخص است كه با چماق تروريستي خواندن سازمان مجاهدين خلق ايران (
سازماني كه قريب 40 سال زير سركوب 2 رژيم شاه و شيخ تداوم داشت و اكنون به اذعان
همه صاحب نظران اصلي ترين سازمان مقاومت ضد آخوندي محسوب مي شود) با توجه به تك
قطبي شدن دنيا و اعمال قوانين تك ابر قدرت حتي  بشيوه نظامي  و تحولات بعد از 11
سپتامبر  كه چهره  جهان را عوض  نمود  قصد بر اين است كه مجاهدين را بر سر يك دو
راهي قرار دهند ( مشخص است خود اين بر چسب اختراعي يهو در خط نزديكي با رژيم آخوندي
ابداع شده  وگرنه كه مجاهدين از سال 60 مقاومت قهر آميز داشتند  چرا يهو بعد از 16
سال  امريكا بفكر اين افتاد كه آنها را تروريست بنامد؟).

   يا از منافع مردم  ايران كوتاه بيايد  و همسو با باد جهاني  نوكري پيشه  كند ...

   و يا با چماق تروريستي  تشكيلات مجاهدين را يا از بين ببرند و يا در حالت خنثي و
در گير با خود قرار دهند كه در تحولات آتي در ايران نتواند نقش اساسي بازي نمايد .

   طرح رفراندم   شوراي ملي مقاومت  در بطن خود  اين پيام را دارد:

   مگر شما نمي گوئيد مقاومت ايران  تروريست است و شما به  راه حل هاي سياسي نظر
داريد ؟خوب بفرمائيد!  اگر راهي دمكراتيك را رژيم قبول دارد پس بيايد پاي رفراندم و
اگر نه  پس منكه معتقد هستم به رفرندام و راه حل سياسي  و اين رژيم است كه آنرا
قبول ندارد (  نطرات مختلف سران رژيم در دو گذ شته را مرور كنيد ) پس توپ تو زمين
رژيم است چون مي داند اگر پاي آن بيايد بسرعت  با تنفري كه از آن است جارو مي شود  
.

   اساسا خود  رفراندم  پيشنهادي خانم رجوي سر يك موضوع بيشتر نيست ,  رژيم آخوندي
آري يا نه؟ و مسلم است كه بعد از سرنگوني رژيم با رفراندم فرضي مجلس موسسان  بوجود
خواهد آمد و زمينه براي آراي مستقيم و آزادانه  مردم براي تعين نوع حكومت و تصويب
طرح اوليه قانون اساسي  از اولين وظايف مجلس موسسان خواهد بود .

    فراموش نكنيم راه حل قهر آميز را خود رژيم به مردم ايران  تحميل نموده   و آن در
واقع در تمامي كشورها و حتي  در آئين مسيحي  نيز وقتي  مردم در شرايط ديكتاتوري
قراردارند  مورد قبول است و چنان بود كه حضرت عيسي مسيح  مي فرمايد :« هركس جامه
خود را بفروشد و شمشير بخرد »   و حتي در منشور جهاني حقوق بشر وقتي مردم تحت سركوب
حكومت هاي ديكتاتوري قرار مي گيرند  حق مشروع مقاومت قهر آميز برسميت شناخته شده و
يا   در قانون اساسي بعضي از كشورها و حتي خود امريكا نيز قيد گرديده است .

   در واقع با طرح رفراندم  شوراي ملي مقاومت يك تهاجم سياسي در جهت خط سرنگوني 
رژيم  در شرايط بين المللي  اخير  را پيش  مي برد  و اين وظيفه هر سازمان انقلابي
است كه تاكتيك خود را با شرايط  سياسي روز منطبق سازد و اين اشكال را مي شود به
شوراي ملي مقاومت گرفت كه چرا درست بعد از جريان تروريستي 11 سپتامبر  خود را
هماهنگ نكرد ولي به هيچ وجه نمي شود به آن اشكال گرفت كه چرا  حالا مي كند .

   ولي در رابطه با شرايط  ارتش آزاديبخش  ملي ايران ,  مشخصا شرايط خطيري  بوجود
آمده است بنحوي كه تمامي خير خواهان مقاومت مردم ايران را نگران ساخته   ولي در
رابطه با خط  و استراتژي  چيزي عوض نشده  چون هم رژيم همان رژيم سركوب گر است و در
تماميت آن    به اين صورت مقاومت قهر آميز تنها راه ممكن  مقابله با آن است  و تا
زماني كه  اين رابطه بين رژيم و مردم هست  اين خط مشروعيت دارد و تنها راه مقابله
است مگر كسي  و يا جرياني  در مبارزه جدي نباشد و از مار بخواهد كبوتر سپيد بزايد (
اگر به مبارز بودن آن شك نداشته باشيم كه البته بعيد است ).

   به اينصورت مي توان گفت در هر شرايطي كه پيش آيد خط ارتش آزاديبخش درست بوده و
هست  و از طرف ديگر همه نيز خوب مي دانند  مقاومت ايران با اينكه در  خطير ترين
وضعيت خود در 40 سال اخير خود قرار دارد ولي  راه ادامه خواهد داشت  .

   پس چه در رابطه با تغئير استراتژي شوراي ملي مقاومت و چه در رابطه با خط ارتش
آزديبخش  چيزي عوض نشده,  يعني شرايط و رابطه رژيم   با مردم نه تنها بهتر نشده
بلكه بمراتب بدتر شده  پس حرف از تغئير استراتژي و كوتاه آمده از مقاومت قهر آميز و
يا درستي  و يا نادرستي خط ارتش آزاديبخش  چيزي عوض نشده  كه شورا بر اساس آن
بخواهد استراتژي عوض كند.

   البته اين قابل فهم  است در شرايطي كه  رزمندگان ارتش با وضعيت بسيار حساس و خطير
روبرو هستند شورا فلش فعاليتش رو به اين شرايط باشد  و هر گونه توقع ديگر داشتن از
آن غير واقعي و غير منصفانه است  .

    در اين شرايط بايد ديد كه چه مي توان كرد  ؟

   بنظربنده حقير كه در 25 سال اخير جز به منافع مردمم  به چيز ديگري در كليت آن فكر
نكرده و به كاري ديگري در تماميت  جز در همان راه نرفته ام , بايد بطور جدي  و
محتوايي جبهه متشكله مقاومت را گسترده ساخت  و وقتي ظرف آن كه مرز هاي مشخص نه شيخ
و نه شاه   كشيده شده باشد  ديگر همه در يك جبهه قرار مي گيرند  و شوراي ملي مقاومت
بعنوان اصلي ترين سازمان و تشكل سياسي ضد رژيم آخوندي  بنوبه خود هم اعلام جبهه
همبستگي نموده و هم با اعلام رفراندم راه را براي فعاليت گسترده در شرايط سياسي
جهان امروز باز نموده است  . حال هر فرد و تشكل سياسي بايد نسبت به اين جبهه موضع
گيري نمايد و به اينصورت زمينه شكل گرفتن واقعي جبهه گسترده  شكل مي گيرد.

   آري بحث روز بنظر من نبايد رو به گذشته باشد  بلكه با داشتن آن 2 مرز سرخ شاه و
شيخ   اكنون شرايط اتحاد عملي گسترده را طلب مي كند



   حامد ايرانيان  25 دي ماه 82


--------------------------------------------------------------------------------

الم شنگه بچه مکتبي ها در آستانه انتخابات آخوندي



تنـورهاي خبرسازي خبرگزاريهاي جـورواجـور آخـوندهاي حاکـم بر ايران، در اينـروزها
بطورتمام وقت به " انتخابات مجلس شوراي اسلامي " اختصاص يافته است. به کار بردن
کلمه " انتخابات " در مورد آنچه در ايران در ظرف سالهاي سياه حکومت جمهوري اسلامي
در مقاطع مختلف و بطور مکرر به اجرا درآمده است، از يک سو توهين به هوش و ذکاوت
شنونده، و از سوي ديگر باج دادن به شغال است، زيرا اين کلمه شايد بيشتر از هر کلمه
ديگري توسط آخوندها لگدمال شده است. طيف رنگارنگ آخوند، ازطلبه و ملا گرفته تا آيت
اله و ولي فقيه، با تمام اهل بيت و اعوان و انصار آنها، چه با عمامه و چه بدون
عمامه، سالهاي متمادي و با شيوه هاي بسيار وحشيانه، کلمه " انتخابات " را مورد
تجاوز گروهي قرار داده اند...






   بر همگان روشن است، که ستون خيمه اين نظام قرون وسطايي، همانطور که در قانون
اساسي اش بوضوح تصريح شده است، اصل " ولايت فقيه " است. ولايت در قاموس آخوندها در
مورد کودکان، ديوانگان و ساير افرادي که توان تشخيص نداشته باشند، اعمال مي شود.
بنابراين معني دقيق اصل ارتجاعي " ولايت فقيه " اين است، که ملت ايران توان تشخيص
ندارد، پس بايد از طرف " فقيه " مورد سرپرستي و قيوميت قرار گيرد. کلمه " فقيه " به
کسي عنوان ميشود، که در رشته " فقه " استاد باشد، و " فقه " هم چيزي نيست به جز
مجموعه اي متعفن و چندش آور، که از زواياي تاريک مغزهاي پوسيده آخوندها، در کنج
نمناک حجره ها، مثل لکه هاي ننگ بر روي برگهاي سفيد کاغذ ترشح شده است...

   در اينجا شايد ازخود بپرسيم، پس چرا آخوندها زحمت به خود ميدهند و اينهمه از
انتخابات مجلس شوراي اسلامي، شوراهاي اسلامي، رياست جمهوري اسلامي و ... حرف
ميزنند؟  يک نگاه اجمالي به قانون اساسي جمهوري اسلامي، هرگونه ابهامي را در
اينمورد از بين ميبرد؛ علاوه بر اين بايد به خاطر داشته باشيم، که تصاحب و حفظ قدرت
در دنياي امروز، الزامات خاص خودش را تا حدودي به همه حکومت ها تحميل مي کند.
آخوندهاي حاکم بر ايران هم، با به کارگيري ظاهري اين الزامات در واقع با يک تير دو
نشان را هدف قرار ميدهند. از يک طرف بخشي از جنايتکارترين عناصر اطلاعاتي خود را به
عنوان " بخش منتخب " به استعمار عرضه مي کنند و از طرف ديگر ابزارهاي پيش بيني شده
در قانون اساسي ارتجاعي خود را براي اعمال قدرت، سازماندهي کرده و در اختيار ولي
فقيه قرار مي دهند.



   هيولاي جمهوري اسلامي، از بدو تولد خود، که بدنبال سزارين خونين انقلاب بهمن ??
توسط استعمار بر روي تخت جراحي فيضيه بوقوع پيـوست، به دفعات  تئاترهاي روحوضي
بسياري، تحت عنوان دهن پرکن " انتخابات " برگزار نموده است واز طريق همين مانورهاي
سياسي، و البته با به حراج گذاشتن منافع ملي مردم ايران، توانسته است، حتي نزد برخي
از سياستمداران کوته بين اروپايي، به عنوان " بهترين دموکراسي منطقه " دسترسي يابد.



   در شرايطي که دست جمهوري اسلامي، لااقل در اين زمينه براي اکثريت مردم ايران رو
شده است، تعدادي از بچه مکتبي هاي رژيم براي بازارگرمي در خيمه شب بازي انتخابات
آخوندي  به روي صحنه پرتاب شده اند. بخشي از اين جلادان، که در شوراي نگهبان جا خوش
کرده اند، " اعتقاد قلبي " و " التزام عملي " بخش ديگري از جلادان را، که در مجلس
شوراي اسلامي چمباتمه زده اند، مورد ترديد قرار داده است. اين جار و جنجال و هياهو،
همه براي منحرف کردن ذهن مردم از اين واقعيت است، که اين جلادان همه، سر و ته يک
کرباسند و همگي زير علم سيد علي گدا و براي حفظ و بقاي نظام ضد بشري ولايت فقيه،
سينه ناموزون مي زنند.



   در ميان سگ دعواهاي آخوندها، انگار يکي از همين بچه مکتبي هاي رژيم، سخن از به
توپ بستن مجلس شوراي اسلامي، توسط شوراي نگهبان به ميان آورده است؛ اي کاش سگ
دعواهاي اينها جدي بود و به حرف هايشان عمل ميکردند. تصورش را بکنيد، اگر شوراي
نگهبان، مجلس شوراي اسلامي را به توپ ببندد، آنگاه رئيس جمهور اسلامي، خاتمي رستم
صولت و افندي پيزي، و دولت خدمتگذار هم عکس العمل نشان خواهند داد و شوراي نگهبان
را با بمب هاي خوشه اي بمباران خواهند کرد. در اين ميان، کار به مجمع تشخيص مصلحت
نظام کشيده خواهد شد و اکبر شاه و سبزعلي وارد صحنه شده و موشک هاي کاتيوشا به سوي
هيئت دولت شليک خواهند نمود. در اين مرحله ديگر ولي فقيه مجبور ميشود از پاي منقل
برخيزد و خمپاره هاي شيميايي بر سر مجمع تشخيص مصلحت بريزد… و خلاصه به مصداق " سر
خر، دندان سگ! " ، از هر طرف کشته شود، سود اسلام است! و چون ستمگران با هم درافتند
و به يکديگر بپردازند، خلق از ايشان آسوده مانند.



   اما در عالم واقع و تا زماني که جمهوري اسلامي در ايران برقرار است، حرف زدن از
انتخابات يعني کـشـک. رژيم ولايت فقيه در هيچ زماني و در هيچ شرايطي حق حاکميت مردم
را به رسميت نخواهد شناخت، بنابر اين هرگونه حساب بازکردن روي اينکه، يک روزي
ملايان حاکم، سرنوشت خود و رژيم ضد بشري را به رأي ملت ايران وابسته کنند و به رأي
مردم گردن بگذارند، سرابي بيش نيست.

   همچنان که سعدي در گلسـتان به ما مي آموزد:



   … نسل فساد اينان منقطع کردن اولي تر است و بيخ تبار ايشان برآوردن؛ که آتش
نشاندن و اخگر گذاشتن و افعي کشتن و بچه نگاهداشتن کار خردمندان نيست…



   به اين موج جنايت، تحت هر نام و عنواني فقط بايد " نه " گفت. تحريم همه جانبه
تمامي مانورهاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي رژيم جمهوري اسلامي، تنها شيوه اصولي
مقابله با اين پديده شوم است. سرنگوني سرنوشت محتوم اين رژيم است، دير نيست روزي که
زلزله خشم خلق اسير، بنيان تمامي جناههاي رژيم ضد بشري را برکند، و در آن روز هيچ
سگ خارجي آموزش ديده اي هم، اثري از ملايان زير آوار نخواهد يافت.



   ميـلاد مخـتوم

   ?? ژانويه ????


Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#302 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Sat Jan 17, 2004 8:26 pm
Subject: NL1701 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
http://www.iran-solidarity.org/

http://www.iran-solidarity.org/

http://www.iran-solidarity.org/

--------------------------------------------------------------------------------

با ملايان
شنبه، 27 دي، 1382


  اسماعيل وفا يغمائي

     باروت،زيرپاي شمايانست
     باروت خشم و نفرت مردم،

     ما،مرده يا كه زنده

     ـ در هيئت شهيدا ن

     يا قامت چريك پهنه‌ي ميدا ن

     يا در ميان زندا ن

     يا همچو بيشماري،آواره جها ن‌ ـ

     ...


     تنها ،جرقه ايم

     و اين جرقه هرچند،

     كابوس دوزخ است

     در خوابهاي شمايان

     اما،زيباترين ستاره‌ي شبگرد است

     در آسمان مردم ايران،

     و اين ستاره به فرجا م

     در غرش قيام

     با صدهزار شعله ى رقصا ن

     در انفجار خويش خواهد باريد

     بر كوهه هاي منتظر باروت

     در زير پاي شمايان

     آنگاه

           واى شمايان...

     17 ژانويه 2003


--------------------------------------------------------------------------------



معرفي كتاب
” به كجا نگاه كنم ؟“

مولف : م. مشيري ( حميد ايراني )



   داستان بكجا نگاه كنم يكي از هزاران داستان  نا نوشته شده از زندگي  رزمندگان
ارتش آزاديبخش است .  اين ققنونس هاي زمانه كه براي شعله ور ماندن آتش مقدس نبرد بر
عليه دژخيمان حاكم بر وطن  به پرواز در آمدند و با وجود  خويش, آن آتش جاودان  بر
عليه ظلم  را فروزان تر ساختند . قهرماناني كه از ” همه چيز خويش “ حتي از عواطف“  
براي ماندن در راه مبارزه بايستي مي گذشتند تا به عاطفه  نسبت به مردم و ميهنشان 
وفادار بمانند ...



   آنها در تاريخ مبارزاتي  ايران زمين  همچون خورشيد مي درخشند و هر كدام چون مشعلي
فروزان فرا روي مردم ايران در تداوم نبردشان بر عليه رژيم سياه آخوندي  مي باشند.

   اين داستان , داستان زندگي واقعي يك ذوج مجاهد است كه در سي خرداد سال شصت از هم
جدا مي افتند و هر كدام در تصور به شهادت رسيدن ديگري ,  راهي جدا از هم  و پر از
ماجرا را طي مي كند  تا در  سال 78  در قرارگاه اشرف مجددا هم را مي بينند  ...



   جهت دريافت و سفارش كتاب به آدرس الكتريكي زير تماس بگيريد

   mohamoschir@...



   خاطر نشان مي شود در آمد فروش كتاب صرف كمك به قربانيان رژيم آخوندي مي شود.


--------------------------------------------------------------------------------

Lord Corbett of Castle Vale





London SW1A 0PW

020 7219 3420



PRESS STATEMEMT

اطلاعيه سياسي



15 January 2004



   220 Members of House of Commons and 85 members of House of Lords, condemn
mullahs’ conspiracy for expulsion and extradition of People’s Mojahedin members
from Iraq, call for guarantee of their safety and security.





   220 نفر از اعضاي مجلس عوام و 85 نفر از اعضاي مجلس اعيان انگليس توطئه ملاها را
براي اخراج  مجاهدين خلق را از عراق محكوم كردند. و خواستار تضمين سلامتي و امنيت
آنان شدند



   اعضاي پارلمان هاي انگليس اعلام كردند كه مجاهدين خلق نقش ويژ ه اي در متوقف
ساختن فوندامنتاليسم در عراق و منطقه داردند و بر چسب تروريستي بايد فورا از روي
آنها برداشته شود

   دريك كنفرانس خبري در پارلمان انگلس بعد از ظهر امروز 5 تن از اعضاي مجلس عوام و
و مجلس اعيان اعلام كردند كه دريك اطلاعيه جمعي 305 عضو پارلمان توطيه آخوندها براي
اخراج مجاهدين از عراق را محكوم كرده و خواستند كه جنبش اصلي اپوزيسيون ايران (
مجاهدين خلق) ازليست تروريستي خارج شود...




   لرد كربت  عضو پارلمان از كسل والي . رييس كميته انگليسي ( براي آزادي ايران)در
پارلمان اروپا كه يك كنفرانس خبري را سازمان دهي كرده بود. از طرف همكارانش در
پارلمان انگليس اعلام كرد كه بسياري از اين افراد كه رژيم ايران در پي استرداد
آنهاست در انگليس ، كشورهاي اروپايي و آمريكا اقامت دايم داشته اند و يا تبعه اين
كشورها بوده اند.  لر د كوربيت مصرا از دولت هاي انگليس و آمريكا و سازمانها  ي بين
المللي بخصوص كميته صليب سرخ خواهان تضمين سلامتي و امنيت هزاران نفر از اعضاي
مجاهدين خلق شد



   , 220 عضو مجلس عوام و 85 عضو مجلس اعيان انگليس با اشاره به همكاري كامل 
فرماندهان  مجاهدين در عراق با نيروهاي اتحاد نظامي آمريكاگفتند اينها نمونه هاي
بزرگ و قابل توجه از  طبيعت  تلاش ها و همكاري هاي اين جنبش  براي برقراري دموكراسي
و حكومتي غير مذهبي  در ايران است.



   قانونمداران انگليسي تاكيد كردند كه جهان الان ميداند كه مجاهدين بخش بزرگ و قابل
اهميتي هستند كه در متوقف ساختن گسترش بنيادگرايي و ارتجاع در عرا ق و منطقه اند.

   اين ويژگي آنها باعث ميشود كه برچسب تروريستي از روي آنها برداشته شود و به گردن
رژيم ملاها درايران انداخته شود.كه همچنين بشكلي گسترده  مداوم در حال نقض حقوق
بشرا ست . بنابراين اين مهم است كه حضور مجاهدين را درعراق به عنوان يك جنبش مستقل
سياسي شناسايي كنيم





   در ضمن محكوم كردن توطئه ملاها براي اخراج و استرداد مجاهدين از عراق  آنها تصريح
كردند : همچنانكه بوسيله كارشناسان حقوق بين المللي عراق كشوري است تحت اشغال و
بنابراين وضعيت مجاهدين خلق بوسيله قوانين بين المللي بايد تعيين شود. و نه بوسيله
حكومت موفت عراق. برطبق اعلاميه كنوانسيون ژنو آنها بايد هرنوع حمايت ضروري را
دريافت كنند كه شامل رعايت حقوق فردي و متعلقات آنها ست. بنابراين در شرايط حاضر
هرگونه جابجايي و اخراج اعضاي سازمان مجاهدين خلق در خارج به خارج از عراق يا به
ايران ضد قوانين بين المللي است  و باعث ايجاد نقض قوانين جدي حقوق بشر خواهد شد .





   ين گريفت عضو پارلمان گفت كه رژيم ايران هيچ نوع تحملي براي مخالفان حتي آنهايي
كه دردرون خودش بودند ندارد. 3 روز پيش شوراي نگهبان صلاحيت تعداد بسياري از
نمايندگان فعلي مجلس را براي انتخابات ماه آينده ردكرد. تعدا بسياري از اين رد
شدگان مواضع جدي و كليدي در رژيم مذهبي  ايران در 25 سال گذشته داشته اند و و مثل
بقيه كانديد ا ها باور قلبي و سرسپردگي  عملي به ولايت فقيه ( قدرت مطلقه حكومت
آخوندي) و قانون اساسي آن داشته اند





   ديويد آمس عضو ديگر پارلمان گفت. من از دولت خودمان و اتحاديه اروپا ميخواهم كه
به خرسند سازي حكومت ايران پايان دهد و همه محدويت ها را از روي مجاهدين خلق
بردارد. من مي پرسم آيا كارهاي شما كه باعث خوشنودي رژيم ايران است هيچ اثري در
متوقف كردن نقض حقوق بشر توسط رژيم ايران داشته است؟ نه! آيا باعث توقف بحران سازي
آنها درعراق و اعمال نفوذشان شده است ؟ نه! بسيار خوب پس اين فرصت بسيار مناسبي است
براي تغيير سياست تان در مورد ايران. به جاي خوشحال كردن آنها و سرخم كردن در مقابل
خواسته هايشان كه به نظر ميرسد بيشتر آنها را تشويق ميكند . ما بايد شروع كنيم فشار
زيادي برروي حكومت ايران بگذاريم براي تغيير ش.



   استيو مك كابه عضو پارلمان اعلام كرد كه وقت تغيير سياست در قبال ايران فرا رسيده
است و بريتانيا  وآمريكا بايد فشار شديدي را برروي رژيم ايران بگذارند و شروع كنند
كه از مردم ايران حمايت كنند و از اپوزيسيون دموكرات اين رژيم يعني مجاهدين خلق



   نمايندگان كميته خانواده هاي مجاهدين در عراق كه دراين كنفرانس حضورداشت  به اين
موضوع اشاره كرد كه اخراج و يا جابجايي مجاهدين و فرستاد ن آنها به ايران معادل است
با قتل عام همه آنها و يا شكنجه آنها بوسيله حكومت آخوند ها كه 50 بار بخاطر نقض
آشكار ووقيحانه حقوق بشر توسط سازمان ملل محكوم شده اند

   رودي ويزا عضو ديگرپارلمان با اشاره به حركت اخير براي اخراج مجاهدين از عراق گفت
تعداد زيادي از سخنگويان رژيم ايران از جمله خاتمي درخواست باز گرداندن 5000 از
اعضاي مجاهدين را از عراق كرده اند . به نظر ميرسد كه براي ملاها اعدام 12000 عضو
مجاهدين كافي نبوده است و اكنون آنها مصمم هستند كه اين سازمان را باقتل عام همه
اعضايش كه در عراق هستند نابود سازند

   لرد كوربت 17 اكتبر 2003 را ياد آوري كرد كه خانم مريم رجوي براي برگزاري يك
رفراندم تحت نظرسازمان ملل فراخوان داد او صريحا گفت كه كشورهاي غربي بايد برروي
حكومت ايران فشار بگذارند كه اين رفراندم را بپذيرد.



   خانم دولت نوروزي نماينده شوراي ملي مقاومت ايران در انگليس .در ضمن تصريح حقوق
اعضاي مجاهدين درعراق برطبق كنوانسيون ژنو گفت كه گره خوردن و معامله كردن با اين
رژيم كه حتي 5% از امردم ايران را هم نمايندگي نمي كند.غير قانوني است . او از
كشورهاي جهان بخصوص دولت انگليس خواست كه به پيوندهايشان با رژيم آخوندي در جهت
احترام به حقوق بشر و حق حاكميت مردم ايران پايان بخشند.


Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#303 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Sun Jan 18, 2004 8:54 pm
Subject: NL1801 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
دكتر زري اصفهاني









براي مسعود و روزي كه سرفرازانه  به آغوش وطن برميگردد





اي قلب مهر بان و بزر گ تو

زيبا و پرشكوه خانه محرومان

وي خانه تو قلب ستمديدگان و مظلومان

اي  زيباترين تجسم يك عاشق

در جستجوي عشق

يعني

در جستجوي مقصد اعلاي خلق خويش

شهر به شهر

خانه به خانه

...




  روزي فرا رسد برادر من مسعود

روزي نه ديردير كه بس زود

روزي كه دختران كوچك قاليباف

با شاخه هاي گل

با بوسه هاي عشق

مسرور و شادمانه ترا

درآستان خانه هاي خويش پذيراشوند

روز ي كه كارگران

در دروازه هاي كارگاه

اين مهربان برادر نستوه را

در آغوش گرم خويش بگيرند

روزي كه روستاييان ستمكش

بر سفره هاي فقر خويش ترا ميزبان شوند

آري عزيرترين عزير برادر

آنروز دير نيست

روزي كه خلق من بتواند

يعقوب وار يوسف گمگشته را به خانه بيابد



آنجاست خانه تو مسعود

در قلب پر طپش ايران

در  كوچه هاي سرخ پراز توفان

در دستهاي مشت كرده پرعصيان

در خشم خلق ايستاده به ميدان

در تندر وخروش جوانان

درشعله هاي قهرملت ايران

درروز مرگ عشق ستيزان

آري عزيزترين عزيز برادر

آغوش گرم ميهنم ايران

چشم انتظار تست


--------------------------------------------------------------------------------



--------------------------------------------------------------------------------

   ا. تابنده



   در مسير نوبهار

   (بخش دوّم)





   حکيمي شاگرد نوآموزش را خطاب قرار داد و گفت: " گر مي خواهي رستگاري را ديدار
کني, نخستين شرط, نهراسيدن از مسير رستگاري است."

                                                                                                      
(يک حکيم شرقي)





     -  تجربه, آموزگاري بي بديل.

   انسان در متن تجربه هايش آفريده مي شود. تجربه هايي كه لحظه به لحظه زندگي هر فرد
را تشكيل مي دهد و از رابطه او با خود تا محيط پيراموني اش در سيلان است. روح و ذهن
آدمي در كوران تجربه آبديده مي شود و چه بسا او را به سمت انتخاب هاي بزرگ نيز سوق
مي دهد.

   هيچ انساني بيرون از چتر تجربه قرار ندارد و ناگزير هميشه در برابر تجربه ها قرار
مي گيرد.  تفاوت و تنوع تجربه ها در شکل گيري شخصيت افراد اثري انکارناپذير دارد...




     انسان موجودي است كه مي تواند بسياري از تجربه هايش را انتخاب كند. هر انتخاب
به طور ناگزير محروم شدن از انتخاب ديگري ست؛ اين وصال و محروميت تأثير خود را در
پديده مورد بحث كه در اينجا انسان باشد, مي گذارد. آن كس كه انتخاب مي كند تا در
برابر ديو استبداد مذهبي قيام كند به طور لامحاله خود را در متن تجربه اي قرار داده
است كه پيشتر تمام ابتلائات آن را به جان خريده است. اما آنكه تسليم و مماشات با
دشمن را بر مي گزيند، ناگزير خود را وارد دالان تاريكي از تجربه هاي حقير مي نمايد
كه در انتهاي آن از شخصيت و هويت انساني اش چيزي بر جاي نمي گذارد.



    آن کس که مبارزه تمام عيار با ارتجاع را رها مي کند تا به زندگي عادي خود
بپردازد, ارتجاع او را رها نخواهد کرد، زيرا ارتجاع هر لحظه در تلاش است تا انسان
ها را از هويت انساني شان تهي سازد. ارتجاع جامعه اي مي خواهد با انسان هايي نا
اميد و در خود فرو رفته، جامعه اي كه فقدان عمل ضد ارتجاعي خصلت بارز آن باشد. پس
بي دليل نيست كه آخوندها پيشتازان را داغ و درفش پاداش مي دهند، و براي نابود كردن
پشت جبهه مقاومت به ترويج اعتياد در ميان نسل جوان مي پردازند. ارتجاع مي داند كه
تنها راه ماندنش كشتن انسان در درون فرديت مضمحل شده اش است، زيرا اين تنها راهي ست
كه ماندگاري او را بيمه خواهد كرد.



     - تحميل تجربه هاي ارتجاعي به جامعه.

   شعبده 2 خرداد براي تحميل تجربه هاي حقير بر جنبش و قانع كردن نيروهاي درون جامعه
به چنين خيمه شب بازي رسوايي بود. 2 خرداد مي خواست تا با فراهم كردن تجربه هاي تحت
كنترل استبداد مذهبي، براي مردم، زمينه را براي به سازش كشاندن و تسليم نمودن جامعه
فراهم كند. قرار بر آن بود تا مردم در انتخاب ميان ملاها سردرگم شوند، و
سخنگويانشان را در جرايد  پاسدار سردبير شده ها جستجو كنند. امروز حتي به اعتراف
مداحان رژيم، اين پروژه با شكست كامل مواجه شده است.



    نخستين قدم براي شكست دادن ارتجاع، در درون هركس برداشته مي شود. براي ورود به
تجربه بزرگِ مبارزه براي آزادي، نخست مي بايست از قبرستان ارتجاع درون به برون آمد.



    خصلت محافظه کاري در بسياري از انسان ها، موجب مي شود تا از تجربه جديد و به
ظاهر پرخطر پرهيز كنند. چنين ترس نهفته اي در عميق ترين لايه هاي روح، گاهاً خود را
در زرورق تئوري هاي دهان

    پركن نيز پنهان مي كند. خيل مدعيانِ ميدان گريز، از اين قاعده مستثني نيستند.
افراد به ظاهر آگاهي كه ترس خود را در پشت ادعاهاي فريبنده پنهان مي كنند و به جاي
ورود به عرصه تجربه مبارزه، لحظه موعود را تا زماني نامعلوم به تعويق مي اندازند.



     - شکل گيري  قطب بنديهاي مبارزاتي.

   جريانات و سازمان هاي سياسي نيز در همين چهارچوب قابل درك مي  باشند. تشکيلاتي را
در نظر بگيرد كه بدون برخورد قاطع با ارتجاع، خواهان دفع دشمن و رسيدن به آزادي ست.
چنين نيرويي به خود جرأت نمي دهد تا فراز و نشيب هاي يك مبارزه تمام عيار با دشمن
را تجربه كند زيرا از آن مي ترسد كه در اين مبارزه شكست را در كيسه خود بياندوزد،
چنين هراسي زمينه مستعدي را براي ارتجاع فراهم مي كند تا اين نيرو را اسير ترفندهاي
خود نمايد، زيرا نيرويي که از تجربه هاي بزرگ گريزان باشد لامحاله به دام تجربه هاي
حقير مي افتد.  چرا كه اساساً هيچ پديده اي خارج از كادر تجربه قابل تصور نمي باشد.





    انسان ها نيز چنين هستند؛  انسانهايي که گام در وادي تجربه هاي بزرگ نمي گذارند,
زندگي شان توسط تجربه هاي حقيري تعيين مي شود که هيچ چشم اندازي به سوي نوشوندگي
ندارد. آنان خواسته يا ناخواسته خود را در عرصه عادت گرفتار مي كنند.

    رژيم خون ريز آخوندها با استفاده از همين زمينه مساعد در درون برخي افراد و
نيروها، آنان را به دنبال خيمه شب بازي هاي خود كشاند. اين رژيم با سركوب بي حد و
مرز مقاومت مردم تلاش كرد تا جامعه و همه نيروها را قانع كند كه تجربه مبارزه تمام
عيار در برابر او هزينه اي بي پايان دارد.



   اما نسلي كه خود را به درياي مقاومت سپرده بود، نشان داد كه

    تجربه هاي بزرگ تحولات بزرگ را نيز در پي دارد.



     - مجاهدين, سرافرازان ميدان تجربه و مبارزه.

   از پس تن دادن مجاهدين به تجربه دشوار جدال تمام عيار با يكي از مهيب ترين
نيروهاي تاريخ ايران، حکومت ملاها گام به گام عقب نشست و هرچه بيشتر رو به اضمحلال
گذاشت.





    مي توان يك لحظه تصور كرد كه از پس 30 خرداد مجاهدين به جاي برگزيدن مقاومت تمام
عيار، تن به تسليم مي دادند و همان راهي را در پيش مي گرفتند كه بسياري از مدعيان
پيمودند، بدون ترديد امروز نه تنها رژيم خميني در وضعيت زهرخورده اش به سر نمي برد،
بلكه با دستي بازتر و تواني افزون تر به نابودي ميهن ما و تهديد جهان مشغول بود.

   تکامل هميشه هزينه هاي بالايي را طلب مي كند. انسان هايي كه در جدال ميان دو قطب
عادت و نوشوندگي، گام در وادي نوشوندگي مي گذارند بي ترديد تجربه اي بزرگ را
برگزيده اند، تجربه اي كه پيش از آنكه تغيير در جهان بيرون را نشانه گرفته باشد،
فرد را در درونش به يك انقلاب تکاملي دايمي فرا مي خواند.





    ارتجاع در نقطه مقابل چنين تحولي قرار دارد. مجاهدين به عنوان نيرويي نوشونده
همواره تيري در چشمان ارتجاع بوده اند. ملاها بسيار كوشيدند تا مجاهدين را در خود
ذوب نمايند. يكسال پيش از 30 خرداد آخوندها از تريبوني رسمي از مجاهدين خواستند تا
در جبهه ارتجاع قرار بگيرند. آخوند رفسنجاني خطاب به مجاهدين چنين صدور ارتجاع كرد:
اگر مجاهدين « منكر خدا را، منكر معاد را، و منكر رسالت را کافر ... اعلام كنند » و
« بپذيرند كه کافر نجس است » اختلافات ما تا حدودي با آنها حل خواهد شد.





    البته اين آخوند بنيادگرا به همين بسنده نكرد و در افشاي ماهيت قرون وسطايي
نظامش چنين دست به خود رسوايي و معرفي مجاهدين زد: « اين رساله هاي اجتهادي كه الان
دست شما است و مي خوانيد  رساله هاي عمليه، يك تفسير آنها [ مجاهدين ] دارند از فقه
و اجتهاد، يك تفسير ما داشتيم. تفسير آقايان [ مجاهدين ] اين بود مي گفتند كه اسلام
يك شكل دارد يك محتوا. محتواي اسلام را ما از قرآن و نهج البلاغه و اسناد اسلامي مي
فهميم اما شكل عمل را زمان تعيين مي كند و اِشكال آنها به اين رساله هاي موجود اين
بود كه برخورد اين رساله ها دگم است و ميخواهند شكل1400 سال پيش احکام اسلام را به
امروز برسانند. » [سخنراني آخوند رفسنجاني در جامعة الصادق، 8/5/1359]



     -  تجربه هاي نوين, محکي براي مدعيان.

   در صحنه واقعي نبرد، در جدال دايمي ميان عادت و نوشوندگي، آن فرد يا نيرويي كه هر
لحظه با جبهه ارتجاع و عادت مرزبندي ايدئولوژي و پراتيک ننمايد، به ميزان كم گذاشتن
در اين راه از قطب نوشوندگي دور شده و به قطب مخالف نزديك مي شود. ميزان ماندگاري
در قطب نوشوندگي بستگي مستقيم با آمادگي فرد و نيرو براي رودرويي با تجربه هاي پيش
بيني نشده و به ظاهر مهيب دارد.  نيروهايي ماندگار هستند كه شجاعانه و داهيانه به
استقبال تجربه هايي مي روند كه در مسير نوشوندگي در برابرشان قرار مي گيرد.





    تجربه هاي نوين هر چند كه به ظاهر سهمگين باشد، آنچه كه از پس آن روييده مي شود
پديده اي صيقل خورده تر و كار آزموده تر است. هنگامي كه جنبش مسلحانه ايران در
برابر رژيم شاه نخستين تجربه هاي نظامي خود را از سر مي گذراند و به ظاهر دچار شكست
هايي نيز شده بود، بسياري از حاشيه نشينان پر مدعا دلسوزانه بر نفله!!! شدن چريک ها
اشك تمساح مي ريختند. اما مجاهدين و چريک هاي فدايي كه گام در راه مبارزه قهرآميز
با رژيم پهلوي نهاده بودند، باعث شدند تا كل جنبش در سطحي نوين قرار بگيرد.

                                                         پايان بخش دوّم.



   ا. تابنده

   27 دي 1382

   تهران





     a_tabandeh@...


--------------------------------------------------------------------------------

                 داســــتان آ قـــاي ايـــرجــي

                                                                          رحمان
کريمي

حزب الهي هاي شهر باورنمي کردند که آقاي ايرجي آموزگار جدي يکي ازتوابع که هرگز
نمازش ترک نمي شد ، يک مرتبه بعد از انقلاب ، آنقدر بسرش بزند که کارو زندگي يش را
ول کند وشب وروز توي قهوه خانه ها وخيابان هاي شهر پرسه بزند وحکومت الهي آخوندها
ومؤمنين صدربهشت نشين را بدهد دم بدترين متلک ها . چند بار برده بودندش کميته وسپاه
وتا خورده بود بهش شلاق ومشت ولگد زده بودند و باز چاره اش نشده بود . ننهٌ بيچاره
اش عقيده داشت که پسرش را چيزخور کرده اند وازترس شبانه روز دنبال دعا وسرکتاب بود
. باباش که ازحاجي بقال هاي مکه نديدهٌ ته محله بود وهروقت لازم مي شد با فريادهاي
حزب فقط حزب الله جوانان پرشور محله را تهديد به ضد انقلاب بودن مي کرد ، عقيده
داشت که حتماً يکي ازهمين منافقين ضد انقلاب اين بلا را برسر پسرش آورده است . حاجي
، ديگر يواش يواش داشت طاقتش را ازدست مي داد . کار وبار او از صدقه سر امام
ومفتخورهاي محله رونقي پيدا کرده بود . مردم از صبح زود با کوپن هاي دردست جلو
دکانش صف مي کشيدند و او با دمش گردو مي شکست وبراي هم محله يي ها قيافه مي گرفت .
بارها تهديد کرده بود که خودش يک شب درخواب پسرش را خفه خواهد کرد . اما از آنجا که
خيلي دلرحم بود ، پسرش را خفه نکرد ، درخواب دست وپايش را محکم بست و تلفن زد که
برادران پاسدار به کمکش بيايند . عجزو لابهٌ پيرزن هيچ تأثيري درايمان تعاوني زدهٌ
او نکرد . پاسدارها آمدند . آقاي ايرجي براي نجات خود روي قالي غلت مي زد و از امام
تا به پايين را مدال باران مي کرد وپدر يکريز مي گفت : «  اين تخمهٌ حرام آدم بشو
نيست ... ديگه شور قضيه را درآورده . زبانم لال ... زبانم لال توي خواب هم به امام
فحش هاي بد بد مي دهد » . پاسدارها آقاي ايرجي را با مشت وتوسري بردند زندان .

حالا آقاي ايرجي بعد از شش ماه زندان کشيدن ، نشسته جلو يک بازجوي ريشو که دستش را
برده زير عمامه اش وهي سرش را مي خاراند . آقاي ايرجي باروح وتن کرخت و خسته فکر
کرد که بايد زير اين عمامه ، شپش هاي زيادي درفعاليت باشند . از تجسم صحنهٌ زير
عمامه بازجو زد زير خنده .  آخوند ازآن بي بته هاي روزگاربود . با تشر گفت :

ــ  ياد ننه ت افتادي يا بابات ؟

پاسدار يغوري که سينه ديوار ايستاده بود گفت :

ــ  حاج آقا ! باباي بيچاره ش از مکتبي هاي خوب محله هس ولي ننه ش پناه برخدا .

حاج آقا بعد از رُفت وروب بقاعده يي در اعماق منخرين ش شروع کرد به بازجويي :

ــ  بسمه تعالي  ... خودتان را معرفي کنيد !

آقاي ايرجي برگشت بطرف پاسدار سينه ديوار وگفت :

ــ برادر چرا خودت را معرفي نمي کني  ؟

حاج آقا کوبيد روي ميز و با عصبانيت گفت :

ــ  ما اينجا هرديوانه يي را مي توانيم درعرض يک ساعت عاقل کنيم . دارم ازتو بي
غيرت سئوال مي کنم .

آقاي ايرجي گفت :

ــ  بنده ؟  ...  بنده آقاي ايرجي  آموزگار ايران زمين .

پاسداربا پوزخند گفت :

ــ  معلم يک ده کوره بوده .

حاج آقا بعد از مقاديري يادداشت کردن پرسيد :

ــ  مسلماني ؟

ــ  ارمني نيستم  .

ــ  قرمساق چار شاخ مي پرسم مسلماني يا نه ؟

ــ  بودايي نيستم .

   آخوند ريشو از زير ميز يک لگد ول کرد بطرف آقاي ايرجي

ــ  آخ ...  قلم پام شکست .

    پاسدار گفت :

ــ  حاج آقا به جدتون داره دروغ مي گه ... اصلاٌ بهش نخورد .

    حاج آقا در جواب پاسدار گفت :

ــ  چند بار بگم من از سادات نيستم . مگه نمي بيني عمامه م سفيده ؟

   بعد روبه آقاي ايرجي گفت :

ــ  مي خواستم محض پدرت برايت تخفيفي قائل شوم ولي حالا يک ارمني وبودايي برايت مي
سازم که نداني ارمنستان بروي يا تبت . بعد ادامه داد :

ــ  حاضري بروي بجنگ منافقين ؟

    آقاي ايرجي خيلي جدي جواب داد :

ــ  آقايم که شما باشيد ، بچه که بودم يکبار تيرکمان را برداشتم ، رفتم گنجشک زني .
يک بچه گنجشک نشسته بود روي يک شاخهٌ درخت وجيک جيک مي کرد . بهش گفتم : گنجشک جان
! من يه شکارچي عادل و با انصافم . از قبل بهت اخطارمي کنم که مي خواهم بزنمت ، بنا
براين تا وقت هست خودت را ازمهلکه نجات بده . چشمتان روز بد نبيند . گنجشک بي حيا ،
بلا نسبت شما که مي شنويد يکي از آن فضايل بزرگش را انداخت فرق سرم و دررفت ...

نعره آخوند ريشو بلند شد .  پاسدار همقطارش را صدا کرد وآقاي ايرجي را کشان کشان
بردند . آن شب بروبچه هاي بند صداي تيرباراني نشنيدند . ولي از فردا آن روزتا به
امروز کسي ازآقاي ايرجي معلم يکي از توابع شهر ، خبري نگرفته است .


--------------------------------------------------------------------------------



معرفي كتاب
  ” قصه هاي نور“



مولف و طراح تصوير روي جلد: م . مشيري( حميد ايراني)



   در تاريخ درخشان ايران زمين  هميشه نبردي سخت بين نور و سياهي, اهورامزدا و شيطان
, خير و شر ,   ضحاك و جمشيد ...و  تا به امروز  كه نبردي خونين و سخت بين مردم
ايران زمين  و رژيم تباهي آخوندي در جريان  است, وجود داشته ...




   قصه هاي كتاب ” قصه هاي نور“  حكايتي است از نبردي  بي امان بين سياهي و نور كه
در آن رود هميشه  جاري  سرخ فام مقاومت براي رهايي و آزادي از قيد اجبارات و تاريكي
ها  به دريايي از اميد و آرزو وصل است . در اين شرايط مي تواند قطره با باور خويش
به دريايي زلال , گوسفند با اراده خود به شير ,تك درخت در كويري خشك

    با استقامت  و ايمان به وجود جنگل به جنگلي رويان , ذره با باور خود به بودن و
اصالت نور به خورشيد جهان افروز  , انسان عاشق با آتش عشق  به شعله آزادي  و دستي
در اتحاد به هزار دستان تبديل مي شوند  و اين را رازي نيست, مگر جز وجود و اتصال به
همان رود هميشه جاري سرخ فام.





   جهت دريافت و سفارش كتاب با آدرس الكتريكي زير تماس بگيريد

   mohamoschir@...


Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#304 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Mon Jan 19, 2004 8:31 pm
Subject: NL1901 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
راديو فردا 28 ديماه 1382 – 18 ژانويه 2004

اعتراض وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي به طرح نقض حقوق بشر ايران در پارلمان اروپا

بهمن باستاني(راديو فردا) : وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران به طرح مساله حقوق بشر
در قطعنامه پارلمان اروپا اعتراض کرد. حميدرضا آصفي سخنگوي وزارت خارجه جمهوري
اسلامي اين بخش از قطعنامه پارلمان اروپا را تشويق کردن به روشهاي تقابلي توصيف کرد
و گفت اگر اتحاديه اروپا قطعنامه اي به کميسيون حقوق بشر سازمان ملل در اين خصوص
ارائه کند روند گفتگوهاي بين جمهوري اسلامي و اتحاديه اروپا در زمينه حقوق بشر را
در معرض خطر جدي قرار خواهد داد.

پارلمان اروپا قطعنامه اي را به تاريخ 15 ژانويه، 25 دي ماه در مورد ايران صادر کرد
و در آن از اتحاديه اروپا خواست قطعنامه اي را در مورد وضعيت حقوق بشر ايران به
کميسيون حقوق بشر سازمان ملل ارائه کند. در اين قطعنامه به ويژه به جزئيات بحران
کنوني حکومتي در ايران و رد صلاحيت گسترده نمايندگان مجلس پرداخته شده است. اين
قطعنامه در صورت ارائه مي تواند زمينه صدور قطعنامه امسال سازمان کميسيون حقوق بشر
سازمان ملل در محکوميت جمهوري اسلامي در زمينه حقوق بشر باشد.

قطعنامه اتحاديه اروپا، دو روز پس از بازگشت حاويه سولانا رئيس ديپلماسي اتحاديه
اروپا به ايران صادر شد. در سفر سولانا به ايران و گفتگوهاي او با مسئولان جمهوري
اسلامي اگر چه موضوع فعاليت هاي هسته اي ايران محوري بود اما با توجه به همزماني آن
سفر با شروع تحصن نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، مساله حقوق بشر و آزادي هاي بيان و
عقيده و اصولا انتخابات هم به يکي از موضوعات مورد بحث سولانا در تهران تبديل شد. و
آقاي سولانا در تهران به خبرنگاران گفت اتحاديه اروپا خواهان برگزاري انتخابات آزاد
و عادلانه در ايرا ن است.

در قطعنامه پارلمان اروپا از اتحاديه اروپا خواسته شده است تا زماني که در اوضاع
حقوق بشر در ايران بهبودي حاصل نشده است از ادامه مذاکرات بازرگاني با جمهوري
اسلامي خودداري کند.



  لوموند: پس از 25 سال ايران با رژيمى به بن بست رسيده روبرو است


راديو فرانسه 26/10/82: لوموند هم سرمقاله خود را با عنوان بحران در ايران به وضعيت
عمومى اين كشور اختصاص داده است و نوشته است كه 25 سال پس از انقلاب غير شكوهمند
اسلامى , ايران با رژيمى به بن بست رسيده روبروست كه بيش از هر وقت, ناتوان از پاسخ
دادن به آمال و آرزوهاى دموكراتيك 60 ميليون ايرانى است كه 70 درصدش كمتر از سى سال
دارد. منشا اين بحران به گفته سر مقاله لوموند قدرتى است دو سره و در جنگ نزاع
آشكار با يكديگر . لوموند اما مى افزايد اشتباه است اگر اين رودرويى را به جنگ ميان
محافظه كاران و اصلاح طلبان فرو بكاهيم. زيرا شكاف نه فقط سياسى كه بيشتر حتى
اجتماعى است. با اين حال رودرويى , محافظه كاران و اصلاح طلبان بويژه , در آستانه
انتخابات مجلس هفتم و در متن رد صلاحيت هاى گسترده عليه نامزدهاى اصلاح طلب, گوياى
بن بست نهادى با نتايج پيش از بيش نگران كننده است و از اين همه فرانسه نيز آگاه
است كه اين روزها نماينده تهران يعنى حسن روحانى استقبال كرد. هر چند باز فرانسه مى
داند كه به رغم امضاى پروتكل الحاقى پيمان منع گسترش سلاحهاى هسته اى ايران همچنان
به مونتاژ براى غنى سازى اورانيوم ادامه مى دهد و اين خود حكايتى از واقعيت ديگر مى
كند, به گفته لوموند كل مسئله همين است و اين مسئله رژيمى است كه نه در داخل كشور
به بلوغ سياسى مى رسد و نه قادر است, مناسباتش را با جهان بيرون عادى كند.



--------------------------------------------------------------------------------


مـوقعيـت  شـکننده  رژيــم
و

وظيفه  مبـرم مبـارزان و اهـل قلـم و بيـان

                                                                               
رحمان کريمي

                                بظــاهــر حکــم  نشـايد کـرد *

تحليل وتفسير سياسي بر اساس وقايع وفاکت هاي روز ، نمي تواند مطلق وصددرصد باشد .
درپشت هر اتفاق وپديدهٌ سياسي  متعلق به قواي حاکميت ، نيّات ومقاصدي کمين کرده که
طراحان آن درسر پرورانده اند . چه بسا براي پنهان داشتن وپيش بردن همان اهداف ،
عامداً  وقايعي بوجود آورند که صرفاً جنبه نمايشي و اغفالي دارد . همين گرداب ها و
باتلاق هاي مصنوعي ست که نه تنها مردم عادي بلکه مبارزان ومفسران سياسي را هم به
بيراهه و محاسبات غلط سوق مي دهد وهدف فريبکارانه طراحان ومسئولان نيز جز اين نمي
باشد . درصحنه سياسي حکومتي به هر بيان واتفاق تازه نبايد مانند يک تابلو مجرد قاب
گرفته برديوار سفيد نگاه کرد . هرحرکت برخاسته از اردوي حاکميت همچون  پلان يا
سکانس يک فيلم مي باشد . يعني هر صحنه در ارتباط با صحنه هاي پيش وپس ، شکل مي گيرد
. دريک فيلم تهييجي  پليسي – جنايي يا جاسوسي  ، ما به کرّات با صحنه هاي انحرافي و
گمراه کننده روبرو هستيم واين مشخصاً شگرد فيلمنامه نويس وکارگردان است که هدف و
نتيجه فيلم را ازحوزه حدس وگمان تماشاگر بدور دارد وپيوسته اورا غافلگير کنند .
نگارنده نمي خواهد ادعا کند که تمامي کنش و واکنش هاي دولتمردان حکومتي ، سانتيمتر
به سانتيمتر حساب شده و طرح ريزي شده از پيش است ، مسلماً چنين نيست . عملکرد
هرحکومت خواه نا خواه درارتباط با کنش وواکنش هاي اجتماعي وجهاني برنامه ريزي مي
شود . درشرايط خاص وبحراني ، طبيعي ست که دقت ونظارت و برنامه ريزي هاي توطئه گرانه
وخنثي کننده حکومت ، ضرورت بيشتري را ايجاب مي کند . وهم چنين نگارنده براين عقيده
نيست که نظام شيطاني آخوندي يکدست و يکپارچه وعاري از هرگونه جناح بندي ست . به
هرتعبير سال هاي زيادي است که دوجناح عمده و با نفوذ درصحنه سياسي – اجتماعي ايران
وجهان ، نقش ايفا مي کنند . جاي انکار نيست که هردوجناح برسر منافع واشغال اهرمهاي
قدرت ونيز نسخه پيچي براي درمان هزاردرد و سلامت و طول عمر تماميت نظام اختلافاتي
باهم دارند . نگارنده بي هيچ ادعا و لجاجي ، معتقد است که برسر حفظ سيادت و برچيده
نشدن خوان يغما ، هردوجناح  متفقاً و باهم وارد عمل مي شوند . چگونه ؟

                               اســتفـا ده  از تضــاد در جهت بقــا

استفاده دوجناح از تضادهاي في ما بين بسود دوام و بقاي نظام ، سال هاي سال است که
به مثابه يکي از شيطاني ترين شگردهاي آخوندهاي حاکم ، عرصه حيات اجتماعي – سياسي
ايران ونيز ديپلوماسي خارجي رژيم را درچنبره خود دارد . تضاد در درون يک رژيم
ديکتاتوري معمول و متعارف ممکن است با گذشت زمان آن چنان سر باز کند که جناحها و
باندهاي درون حاکميت را ناچارکند که يا از طريق جنگ روياروي و يا کودتا و شبه کودتا
به تعيين تکليف نهايي وادارد . اما در ايدئولوژي سرا پا مسلح وبس محيل آخوندي چنين
انتظاري بس عبث مي نمايد . به زبان ساده ، پديده شوم ومخرب آخوندي را درعلم اصل
انواع بايد از نـُمودهاي استثنايي عالم خلقت تلقي کرد . اين جانوران گرسنهٌ حريص بر
سر چنان خوان يغماي باد آورده يي نشسته اند که اگر گوشت و پوست يکديگر را بخورند ،
استخوان هم را دور نمي ريزند چون خود بهتر از هرکس مي دانند که بدون جناح ديگر نه
کارشان پيش مي رود و نه تضميني براي بقايشان وجود دارد . هيچ معيار ومتراژ علمي و
سياسي و جانورشناسانه يي نمي تواند تعريف جامعي از اين حيوان بدست دهد . آخوند را
بايد « با » و « در» خود آخوند شناسايي کرد . نگارنده در اينجا نقش و تأثير دوجناح
رژيم را به شماره هاي مختصر ، فهرست مي کند :

1-     جناح به اصطلاح رفرميست که خاتمي شياد مظهر نا پاک آن است . تأثير نقش وحضور
اين جناح بدين قرار است :

الف -  آب برآتش خشم و خروش مردم ريختن .

ب -  بر نوميدي و سرخوردگي مردم خاصه جوانان با وعده ووعيدهاي توخالي و فاقد ضمانت
اجرايي ، لگام زدن .

پ -  با اميد واهي و کاذب بخشي از مردم و جوانان را از اپوزيسيون واقعي غافل کرده و
پشت سر خود نگهدارد .

ت -  در تئاتراصلاح طلبي و رنگ کردن تماشاچي يعني مردم ايران ، چهره هاي نالايق اما
بازيگر تازه به صحنه آوردن . اپوزيسيون قلابي سازي از توليدات همين کارخانه است .

ث -  همراه با بمباران هاي مداوم تبليغاتي و تحريکاتي ، سياه ومنزوي کردن اپوزيسيون
و آلترناتيو برحق يعني سازمان مجاهدين خلق ايران و ارتش آزادي بخش آن و شوراي ملي
مقاومت ايران .

ج -  ميدان مانور و تبليغات سياسي با زکردن براي عناصر ولايه هاي بيعت کننده و
سازشکار اپوزيسون نماي داخل و خارج کشور . و چنين است که اين عناصر ولايه ها که چکي
و کيلويي در خدمت حفظ ودوام رژيم قرار گرفته اند هيچ مسئله و همّ وغمّي جز مقاومت
ايران ندارند .اين کاسبکاران سياسي هرچه تير زهرآگين درترکش دارند بجانب دژ استوار
وماناي مقاومت رها مي کنند وچه بيهوده .

چ -  جناح دروغگو و بند باز اصلاح طلبان قلابي بود که توانست در ميان لايه هاي
غيروابسته اما بي عمل و سرنخ ازدست داده ، شکاف و توهم رفرم پذيري رژيم را بوجود
آورد . خوشبختانه امروز همچون سردمداران دو جناح ، کفگير خدمتگزاران زبون ولي زبان
دراز به ته ديگ استيصال ورسوايي خورده و چنين است که آسيمه و دستپاچه ظاهراً
اختلافات جاه طلبانه را براي يک اصل مهم يعني بقا ، کنارگذارده وسوته دلانه در
برلين گرد هم آمده اند .

ح -  آري ، اين جناح مدعي اصلاح طلبي بود که مباشري سياست خارجي رژيم و دلبري وداد
وستد با قدرتمداران جهان بعهده گرفت . چهره کريه و خشن و بنيادگراي آن جناح بدرد
ديپلوماسي جهان امروز نمي خورد . واين حقيقت را از ابتدا جانوران هردوجناح خوب
دريافتند . طرف معامله هاي خارجي از حيث افکار عمومي خود و شئون ليبرال بوروژوايي
نظام شان نمي توانستند اين چنين راحت و بي معترض با رژيم خونريز و بنيادگرا و
تروريست پرور و توسعه طلب آخوندي به معامله و مغازله بنشينند . جناح اصلاح طلب و
عوامفريب که هنوز خاتمي در رأس آن قرار دارد مي توانست اين مشکل را از پيش پاي
بردارد که برداشت . خارجي ها گفتند و هنوز مي گويند که سروکارما با جناح رفرميست
است !! گويي که کل حمايت ها وکمک رساني ها يکجا به حساب اين جناح ريخته مي شود ونه
آبي ست که آسياب ناتوان نظام آخوندي را از توقف کردن نجات مي دهد .

خ -  قرو غمزه وقهرو غيظ و بذل وبخشش هاي حاتم بخشانه والتماس دعاهاي رژيم به خارجي
ها به مباشرت وکارگشايي همين جناح تا بدانجا پيش رفت که ناروا و بس ستمگرانه
بيشترين فشار وتضييقات ممکن بر پاک و شريفترين و مصمم ومجهز ترين بخش بزرگ
اپوزيسيون ايران يعني ارتش آزادي بخش ، مجاهدين خلق و شوراي ملي مقاومت اعمال شده و
مي شود .

2-     نقش و تأثير وجودي جناح به اصطلاح محافظه کار که آخوندک منقلي خامنه يي ولي
شقي سفاکان و سفيهان در رأس آن قرار دارد :

الف -  اين جناح با دردست داشتن اهرم هاي سرکوبگر وبا داشتن اختيارات مطلق ولايت
فقيه ، کشتي صد سوراخ برداشته رژيم را در ميان امواج نارضايتي هاي عمومي ، به پيش
مي برد . اين جناح بنا بر ضرورت و مضمون وجودي خويش در جامعهٌ ايران ، در پي کسب
مقبوليت مردم پسندانه نيست . مي خواهد مظهر رعب ووحشت و عامل سرکوب و کنترل باشد .
اگر جناح رفرميست نما شيريني آلوده به زهراست ، اين جناح بي هيچ پرده پوشي و انکار
، چماق بزرگ نظام است برسر مردم محنت زده و به تنگ آمده ايران . جناح خاتمي به ريا
و فريب به خانمها از دور چراغ سبز مي دهد که کاکل بيرون انداختن بي اشکال است و
جناح خاتمي مي گويد ابدا .

ب – وظيفهٌ پيشبرد اهداف ونقشه هاي توسعه طلبانه رژيم در منطقه و ساير کشورهاي
اسلامي بعهده اين جناح است . تخريب ، تهديد ، بلوف ، توپ و تشرهاي توخالي ، تغذيه و
تأديب باندها و شبکه هاي بنيادگرا در منطقه و جهان از اهم مسئوليت هاي همين جناح
است .

                           طليعــه روشــن  آگاهــي خلق هاي  ايران

مجموعه ٌ اخبار و گزارش هاي واصله از درون ايران حکايت از فروافتادن پرده هاي مکر و
فريب و سياه بازي هاي مردم فريب آخوندهاي حاکم مي کند . چشم وگوش مردم بعد از تحمل
شارلاتانيزم مزمن آخوندها ، بروي حقايق و واقعيت هاي جاري و موجود باز شده است .
خلق هاي دررنج وعذاب دايمي ايران ديگر هيچ اميدي به هيچ چهره و جناح اين جرثومه
فساد و خونريز ندارند . واين همان زنگ خطر موحش و مرگ آسايي ست که آخوندهاي بي رحم
و بي شرم حاکم از تصور آن خواب وخيا ل راحت نداشتند و پيوسته به شعبده ها و چهره
سازي ها و رقص ووارقص هاي ابليسي دست مي يازيدند . انتخابات شوراهاي شهر وروستا که
فقط ده درصد بپاي صندوق هاي رأي رفتند که آنها هم مجموعه مزدوران و کاسه ليسان خوان
يغما بودند ، به آخوندها فهماند که سبو دارد ترک برمي دارد وامروزبه آشکارمي بينند
که آن سبو بشکسته و پيمانه ريخته است . حيله يي بايد بکار برد و تنور انتخابات مجلس
را از هم اکنون داغ کرد . شوراي نگهبان نام تعدادي از نمايندگان حاضر مجلس را که
کانديداي مجلس بعدي شده اند حذف مي کند . براي چه ؟ پرونده دزدي ، کلاشي واختلاس
دارند ؟ که اين چيزها درفرهنگ ايلغاري آخوندي نه تنها مذموم وناپسند نيست که از
واجبات و ممرهاي مشروع نيز به حساب مي آيد . درآن دارالخلافهٌ قالتاق ها وچپاول
گران کي دزد نيست تا مچ دزد را بگيرد ؟ پس لابد اينان که حذف شده اند از مشاهير
ومشايخ اصلاح طلبي و مقابله با بنياد گرايي جناح رقيب هستند !  واين دقيقاً همان
چيزي ست که کارگردانان اين تعزيه گرداني جديد مي خواهند به قصد فريب ، به مردم القا
کنند تا مردم بار ديگر به اميد گشايش دنبال اين جماعت مبارز و مظلوم ومورد تعدي سخت
سران قرارگرفته ، تا پاي حوزه هاي رأي بدوند . اما هوشياري خلق هاي ايران مي گويد
که اين بار عمامه بسران ومکلاهاي درخدمت آنها کورخوانده اند . موقعيت سخت شکننده
است وکاريش هم نمي توان کرد که بالاخره هرچيز مرزي وآغازو پاياني دارد .

                             سخنـــي  با مبـــارزان و اهــل قـلـــم وبيــان

شما بي ترديد در آگاهي بخشيدن به توده هاي مردم نقش بسزايي داريد . همه ما دروقت
گفتن و نوشتن نبايد ازياد ببريم که ربع قرن از طرح و بحث بسيار مسايل آنهم به کرّات
وبه دفعات زياد گذشته است . امروز که مردم بر بسياري از امور آگاه وواقف شده اند
ديگر جاي توضيح واضحات نمي ماند . خلق هاي ايران در سال هاي اوليه حاکميت آخوندي
بسر نمي برند که بخواهيم از الفبا برايشان حرف بزنيم که مثلاً چگونه مضمون وجودي
مجلس ، نخست وزير ورئيس جمهور با مفهوم ولايت مطلقه فقيه در تضاد و تناقض است . ويا
صرفاً شقاوت ها و دنائت ها ونامردمي هاي آخوندها را رديف و ريسه کنيم . اينها را
مردم بهتر ازما طي سال هاي اسارت با گوشت و پوست واستخوان خود حس کرده اند واز بر
هستند . عمده ترين ومؤثرترين وظيفه  صاحبان قلم وبيان ، افشاي تام وتمام شگردها
وترفندهاي دوجناح رژيم است که پيوسته درهر مقطع ومرحله حساس ضروري ، مثل دام ودانه
پيش پاي مردم مي گذارند . ما بايد تابلوهاي هشدار وهدايت وراهنمايي باشيم . ما بايد
اگر بتوانيم و بدانيم نورافکني باشيم که بر مناطق تاريک و مبهم مسائل و وقايع مي
افتد تا رهروان را مگر هدايتي کند .

مخلص بر زحمات و خدمات مبارزان و صاحبان قلم و هنر ارج مي گذارد وبهمين سبب دوست مي
دارد که اجر اين عزيزان شريف و آزاديخواه ضايع و بي حاصل نماند . پايداري و اميد
ازآن شما و خلق هاي زير ستم اما بيداردل ايران است وننگ و ذلت وشکست نهايي سرنوشت
محتوم و مختوم گرگان وشغالان و لاشخوران محيل حاکم بر ميهن عزيز ما .

                                                     18 ژانويه  04

* از خواجه عبدالله انصاري


--------------------------------------------------------------------------------



به نام خدا
به نام ايران و به نام آزادي
هموطنان عزيز,
زنان ومردان آزاده ايران زمين,
جوانان, دانشجويان و دانش آموزان ايران,
معلمان, دانشگاهيان , روشنفكران , پيشگامان آزادي ميهن,
ايرانيان دور از وطن , پناهندگان ايراني , حاميان شريف مقاومت,
سلام برهمه شما,

رژيم آخوندي كه اساس موجوديتش را برنفي انتخاب آزاد ملت ايران قرار داده, « روز
جمعه اول اسفند82 » را «روزانتخابات درسراسر كشور» تعيين نموده و با استناد به «
ماده 28قانون انتخابات» اعلام كرده است كه «اعتقاد و التزام عملي به اسلام و نظام
مقدس جمهوري اسلامي » و «ابراز وفاداري به قانون اساسي و اصل مترقي ولايت مطلقه
فقيه» شرط اساسي براي «داوطلبان نمايندگي مجلس شوراي اسلامي» است(تلويزيون
رژيم22شهريور82).

مسخ واژههاي «انتخابات» و «رأي» مردم و توصيف نظام آخوندي و مفهوم ارتجاعي ولايت
فقيه به عنوان «نظام مقدس» و «اصل مترقي», بيان كننده جوهره استبداد مذهبي حاكم بر
ميهن ماست كه در تماميت آن هيچ عنصر و هيچ بخش منتخب و متكي به گزينش واراده مردم
ايران وجود ندارد و هيچ ايراني آزادهيي نيست كه از سلطه اين رژيم خودكامه, خونين
جگر نباشد.

ازاين رو, با درود به تمامي شهيدان راه آزادي ايران و تمامي حاميان و فعالان و رزم
آوران مقاومت ملي و تمامي زنان ومردان غيور ايراني كه براي حفظ حيثيت و شرف ميهن,
ننگ پذيرش ارتجاع و فاشيسم مذهبي را برنتافتهاند, و هم چنين, با آروزي موفقيت براي
بيش از 20ميليون دانش آموز و دانشجو و دانشگاهي و فرهنگي و معلم در آغازسال تحصيلي
جديد, تحريم نمايش انتخاباتي رژيم آخوندي و «فراخوان رفراندوم درايران تحت نظرملل
متحد براي تغيير نظام و ابراز همبستگي ملي » را با توجه به نكات زير اعلام ميكنم:
...




   1- آخوندها اول اسفند را روز برگزاري «انتخابات» براي« مجلس شوراي اسلامي» اعلام
كرده اند. ياد آوري مي كنم كه دراسفند سال گذشته, انتخابات آخوندي براي «شوراهاي
اسلامي» با چنان تحريم قاطعي ازجانب ملت ايران رو به رو شد كه از رأي عمومي به طرد
و نفي نظام حاكم چيزي كم نداشت و سركردگان دو جناح اصلي حكومت « انتخابات 9اسفند»
را «قهرملي9اسفند» و «زنگ خطر جدي براي مجموعه نظام» و «نه بزرگ» و « عبور از نظام»
توصيف كردند(خبرگزاري ايسنا18اسفند81).

   2- درهمه جاي جهان, قوانين انتخاباتي براي تضمين انتخاب آزاد مردم وضع مي شوند,
اما در رژيم آخوندي نقش قوانين انتخاباتي تضمين تداوم قدرت حاكمان و سلب توان
انتخاب آزاد مردم است. تمامي كانديداها بايد «اعتقاد قلبي» و «التزام عملي» خود به
ولايت فقيه را «امضا» و «ابراز» كنند, بايد از صافي دواير امنيتي بگذرند و بايد از
سوي شوراي نگهبان كه اعضايش منصوب ولي فقيه هستند تأييد شوند. مصوبات «مجلس اسلامي»
بايد به صحه شوراي نگهبان برسند و حتي موضوعات مورد بحث آن هم ممكن است به دستور
مقام ولايت از دستوركار خارج شوند.

   3- شوراي ملي مقاومت در دو دهه گذشته بر« بي اعتقادي كامل و حتي كينه و نفرت اين
رژيم ضد انساني به آرمانهاي بزرگي كه در واژه هاي انتخابات و جمهوري نهفته اند»,
تأكيد كرده و انتخابات آخوندها را «نمايش انتخاباتي» براي آرايش چهره استبداد مذهبي
ناميده است. اكنون جناحهاي رژيم همين واژه ها را درمورد انتخابات آخوندي به كار
ميبرند و باندي كه اكثريت مجلس غصب شده را درچنگ دارد براي «چانه زني دربالا» اعلام
ميكندكه «جبهه مشارکت در انتخابات نمايشي شرکت نمي کند» (همبستگي 26شهريور82).

   4- شوراي ملي مقاومت, به نفي انتخابات آخوندي بسنده نكرده و در طي ساليان بر جنبه
اثباتي موضوع, يعني ضرورت اعاده حق حاكميت به ملت ايران از طريق مراجعه به آراي
عمومي, تأكيد ورزيده است. نخستين كلمات برنامه شورا و دولت موقت, كه روز 5مهر
1360انتشار يافته است, بر «وظيفه انتقال حاكميت به مردم ايران و مستقر ساختن حاكميت
جديد ملي ومردمي» تأكيد مي كند. شوراي ملي مقاومت «برقراري نظام سياسي مبتني بر
اراده و حاكميت مردم را وجهه همت خود قرار داده» و بر آن است كه «حاكميت ملي از
طريق اعمال اراده آزاد شهروندان تحقق مي يابد». در مورد ايران آينده نيز شورا «آراي
عمومي» را « اساس مشروعيت نظام آينده كشور» دانسته و تأكيد ميكند كه « قانوني كه
ناشي از مرجع قانونگذاري كشور نباشد صحت و اعتبار نخواهد داشت» (طرحهاي شورا براي
خودمختاري كردستان-17آبان62 و در باره رابطه دولت موقت بادين ومذهب- 21آبان64).

   5- طي دو دهه گذشته, هرگاه كه رژيم آخوندي يا جناحي از آن در ترفند هاي تبليغاتي
خود از رفرم و اصلاحات دمزده است, شوراي ملي مقاومت, آنها را به پذيرش «انتخابات
آزاد» درچارچوب حاكميت مردم (ونه ولايت فقيه) فراخوانده و تأكيد كرده است كه «شوراي
ملي مقاومت ايران معيار تشخيص استحاله‌طلبان قلابي از اصلاح‌طلبان واقعي را تحميل
كردن انتخابات آزاد بر‌اساس اصل حاكميت مردم به رژيم مي‌داند. پس خاتمي يا هركس
ديگري كه مدعي اصلاح‌طلبي است، بايد در سرلوحه برنامه خود بر نفي ولايت فقيه و
ضرورت برگزاري انتخابات آزاد تكيه كند»(قطعنامه اجلاس شورا - 25فروردين 1378).

   6- امسال نيز در بيانيه30تير شورا تصريح شده است كه « تا آنجا كه به شوراي ملي
مقاومت بر ميگردد, مسئول شورا پيوسته تأكيد كرده و ميكند كه اگر رژيم انتخابات آزاد
را بپذيرد ديگر مقاومت به اين صورت موضوعيت نخواهد داشت . اما رژيم تا كنون جز با
افزايش سركوب و اعدام. پاسخ نداده است. زيرا خوب ميداندكه با اولين انتخابات آزاد,
شكست و سرنگونيش از طريق آراي آزاد مردم قطعي است»(30تير82).

   7- درهمين راستا, ازسوي مقاومت ايران, تحريم نمايش انتخاباتي رژيم آخوندي و
فراخوان رفراندوم در ايران براي تغيير رژيم استبداد مذهبي را كه خواست اكثريت قريب
به اتفاق مردم ايران ونشانه همبستگي ملي آنان است اعلام ميكنم. از ملتها و دولتهاي
آزاديخواه جهان و وجدانهاي بيدار انساني و مراجع ذيربط بين المللي به خصوص سازمان
ملل متحد و دبيركل آن ميخواهم كه از اين خواست ملت ايران وتحميل آن به نظام نامشروع
حاكم حمايت كنند.

   8- تلاشهاي رژيم آخوندي براي توليد سلاح اتمي ,كه به دنبال روشنگريها و
فراخوانهاي مقاومت ايران, به درستي مورد توجه جهاني قرارگرفته است, براي بقا و
تحميل استبداد مذهبي صورت ميگيرد. «رفراندوم تغيير نظام درايران» در وراي مسأله
اتمي, گرهگشاي تمامي مسايل نشأت گرفته از اين نظام نامشروع و مسأله سرنوشت تمام
اقشار و طبقات وگروهبنديهاي ملت ايران است و بايد تحت نظر ملل متحد انجام شود. اين
, يك اتمام حجت براي تغيير مسالمت آميز نظام استبداد مذهبي است و مطمئنا ايران آزاد
فردا, ايراني غيراتمي و عاري ازسلاحهاي كشتار جمعي خواهد بود.

   9- اكنون كه حكومت آخوندي و بالاترين مقامهاي آن به خاطر نقض معاهدات منع توليد
سلاح اتمي و پرونده انفجار تروريستي در آرژانتين با اخطار و پيگرد بين المللي
مواجهند, ضرورت بازگشايي پرونده هاي بيش از 450عمل تروريستي اين رژيم در خارج ايران
را خاطرنشان مي كنم. آخوندها در داخل كشور نيز به قتل عام 30هزارزنداني سياسي ,
قتلهاي زنجيره يي, كشتار كشيشان مسيحي و جناياتي مانند شكنجه وقتل وحشيانه
خبرنگاركانادايي ايراني تبار(خانم زهرا كاظمي) دست مي زنند و نبايد درسطح بين
المللي با مماشات روبه روشوند. هشدارهاي مقاومت ايران دراين زمينه و در باره
خطربنيادگرايي وتروريسم وزنستيزي اين رژيم, به بيش از دو دهه قبل برمي گردد و جهان
اكنون حقانيت اين هشدارها را تأييد ميكند. بگذاريد يادآوري كنم كه 7سال پيش در
گردهمايي بزرگ ايرانيان درلندن شخصا تصريح وتأكيد كردم كه «در برابر چنين رژيمي جز
قاطعيت راه ديگري وجود ندارد. اين قاطعيت نه فقط يك وظيفه اخلاقي و انساني، بلكه
دقيقاً يك ضرورت سياسي و تاريخي است كه آينده دموكراسي و توسعه و صلح به آن بستگي
دارد. اين‌جاست كه مسأله زنان و جنبش برابري با مبارزه عليه ارتجاع و بنياد‌گرايي
پيوند مي‌خورد. چرا كه زنان نه‌فقط پيشتاز جنبش برابري، بلكه هم چنين، نيروي اصلي
توسعه و صلح و عدالت اجتماعي هستند».

   10- سركوب اعتراضات مردم و توطئه و اعمال فشار عليه حاميان مقاومت و پناهندگان
ايراني, نمي تواند صداي اعتراض يك ملت به پاخاسته را خاموش كند. وقاحت آخوندها در
بي اعتبار كردن كلمات, نميتواند نسلهاي جوان را از تاريخ پرافتخار مقاومت ملي جدا
كند. جوانان و نوجواناني كه امروز در ميهن ما به مدرسه و دانشگاه مي روند, فرزندان
ملت رشيدي هستندكه يكصد سال پيش بر استبداد و مشروعه خواهي ضد ايراني وضداسلامي
شوريده و «استبداد زير پرده دين» را «بدترين نوع استبداد» توصيف كرده است. يكصد
وبيست هزار شهيد مقاومت در برابر استبداد مذهبي, برهمين حقيقت تاريخي گواهي ميدهند.
مقاومت و اراده ملت ايران براي نيل به آزادي, بر سركوب و تروريسم آخوندي پيروز مي
شود.



   سلام بر آزادي

   زنده باد همبستگي ملي كليه اجزاي ملت ايران
   مريم رجوي
   25مهر1382


--------------------------------------------------------------------------------

فيلمهاي مسلم منصوري ومسعود رئوف
يكشنبه، 28 دي، 1382






بنا به درخواست بسياري از عزيزان،



چهار فيلم:  فيلمهاي مسلم منصوري ومسعود رئوف))



از مجموعة فيلم هاي نمايش داده شده در كادر

” يك روز با سينماي ايران در تبعيد"
سوم فوريه  2004ساعت 00: 20 در :
...





CINEMA LA CLEF

21, rue La CLEF

75005 Paris

Métro: Censier Daubenton / Place Monge (ligne 7)





مجددا در دو سئانس نمايش داده خواهند شد. براي دريافت اطلاعات بيشتر

01 45 42 20 16 / 06 09 12 68 07

E.mail : artenexil@...



site: http://artenexil.net




وروديه: 5 يورو (قيمت معمولي) 8 يورو براي دو سئانس

3 يورو براي غير شاغلين و دانشجويان (هر سئانس)

===========================


Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#305 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Tue Jan 20, 2004 7:40 pm
Subject: NL2001 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
ديدارهاي پنهاني در نظرانداز



گروهي مفتخواردر مجلس آخوندي اداي تحصن را در آورده اند تا با ترفندي تازه مردم را
بپاي صند وقهايي بکشانند که پيشا پيش معلوم است از درون آ ن هر چه بيرون آ يد هيچ
دردي را از اين مردم درمان نخواهد کرد.آنهم دردهاي رويهم تلنبار شده اي که فقط ناشي
از وجود همين نظام و عملکرد همين مفسدين است .صحنه گردان خيمه شب بازي تحصن و روزه
سياسي،  باصطلاح خودشان،مگرکساني جزامثال محمدرضا خاتمي،محسن آرمين و بهزاد نبوي
هستند؟ومگرهمينها نيستند که در طول عمر اين نظام، عاملان وکارگزاران جنايات بي حد و
مرزي بوده اند که دراين مدت عليه مردم ايران و عليه بشريت درهمه ي جهان مرتکب شده
اند. اگر شوراي نگهبان رژيم ، يعني يکي از ستونهاي ستم وسرکوب، در جريان درگيرهايش
با يک پايه ي ديگر جور و جنايت يعني مجلس آخوندي،به تسويه حساب ميپردازد،سر سوزني
از منافع مردم ومصالح کشور ايران را منظور ميدارد؟  مگرغاصبان کرسيهاي نمايندگي
مردم ،طي شش دوره ي گذشته ، جز بزيان مردم ايران گامي برداشته اند؟ کدام باصطلاح
قانون را که اين مفتخواران در شش دوره گذشته به تصويب رسانده اند   ميتوان نام برد 
که در بر گيرنده منافع مردم و کشور بوده است؟ کداميک ازاين مفتخوران مجلس نشين را
ميتوان نام برد که حضورش در آنجا ناشي از انتخاب آزاد وخواست مختارانه ي مردم ايران
بوده است؟ در جامعه اي که ولي فقيه با اراده ي بر ترو منتسب به وحي دارد، که حکمش
فصل الخطاب و حرفش ختم الکلام قانوني است،سخن از انتخابات آزاد و گزينش نماينده
واقعي گفتن،اگر از سر ناداني و ساده پنداري نباشد،جز تقلب و کلاهبرداري چه ميتواند
باشد؟ در جامعه اي که براي کسب نمايند گي در مجلسش بايد تعهد و سوگند کتبي مبني
بروفاداري نسبت به يکي از ضد بشري ترين قوانين اساسي موجود در جهان سپرد و اراده 
مردم را دور زد وتسليم بلا قيد و شرط اراده ي برتر يعني ولي فقيه گرديد، آيا اگر
کسي ذره اي آزاد منشي و آزاديخواهي و احترام به حق مردم در وجودش باشد، خود را براي
رفتن به درون چنين مجلس ننگ آلوده اي نامزد ميکند ؟ آيا هيچ ايراني معتقد به اراده
ي مردم براي رقم زدن سرنوشتشان،حاضر ميشود براي ورود به چنين مجلسي تن به مذ لت
همکاري با چنين مجموعه ي جنايتکار و فاسدي بدهد؟اگر يکي از همين مفتخواران عرصه ي
مجلس آخوندي از ذره اي صداقت برخوردار ميبود در روزي که ولي فقيه زيرعنوان حکم
حکومتي،لايحه  اصلاح قانون مطبوعات را از مجلس  يکسر روانه ي زباله دان کرد،آن کرسي
مذلت بار و آن مجلس ننگ آلود را ترک ميگفت.  جنگ و دعواي  باند اصلاح طلبان دروغين
با دسته ي محافظه کاران تقلبين ، در حقيقت  ناشي از تضادهاي حل ناشدني موجود ميان
جامعه و مجموعه ي  رژيم است.  بحرانهاي  حاصل از اين تضادها در داخل دستگاه حاکم 
روي سر گردانندگاش فرو ميريزد.آخوندهاي براي از سر گذراندن اين بحران ها به هر
وسيله ممکن، از جمله براه انداختن دعواهاي ساختگي بمنظورانحراف افکار عمومي، واکنون
جنگ تبليغاتي صلاحيت و عدم صلاحيت، دست مي يازند.هدفشان بميان کشيدن پاي مردم به
صحنه ايست که ربطي بآنها ندارد.



نوميد کردن رژيم با هوشياري



اين بار مساله ي تحريم انتخابات مجلس آخوندي ازابعاد گسترده اي برخوردار شده است.
تمامي اپوزيسيون سرنگوني طلب ،همراه با بخش قابل ملاحظه اي از کساني که درگذشته
نسبت به  امکان اصلاحات در درون  رژيم دچار توهماتي  بودند، اکنون  يکصدا خواستار
تحريم تمام عيار صحنه سازي انتخاباتي شده اند. ژرفايي و گستردگي اراده عمومي مبني
بر امر تحريم ، اکنون بزرگترين مشغوليت فکري وعملي  ملايان حاکم بر ايران را تشکيل
ميدهد.همراهي مساله  تحريم انتخابات بااوج گرفتن بحث جدايي دولت از دين و گسترش
بيسابقه ي موضوع برگزاري رفراندم براي تغيير نظام حاکم، غاصبان حاکميت  مردم  را
سخت در وحشت فرو برده است. مطالبات اجتماعي ، اقتصادي وسياسي بر آورده نشده ي مردم،
اينک بصورت سلاح برنده و کارساز،خواست عمومي مبني بر تحريم انتخابات را تجهيز
ميکند.جنبش دانشجويي از پس سرکوبهاي رژيم بالنده تر و آماده تر خواست هاي مردم را
موضع گيري ها و شعارهايش ، منعکس ساخته است. مجموعه ي اين مطالبا ت  و کوشش و
تلاشهاي مربوط به آنها اينک در شعار "  تحريم کامل انتخابات و بر گزاري رفراندم
براي تغيير نظام حاکم " متبلور گرديده است.

رژيم آخوندي يقينا دربرابر چنين وضعيتي ساکت نمي نشيند و دست روي دست نميگذارد. در
نخستين گام براي مقابله ، صحنه سازي" رد صلاحيت" ترتيب داده شد و بد نبال آن ،
گروهي از رد صلاحيت شدگان دست به تحصن زدند. مظلوم نمايي متحصنين  تنها و تنها يک
هدف را دنبال ميکند:"ايجاد و گستردن توهم در ميان مردم بمنظوروارد ساختن خلل در
اراده ي آ نان  براي تحريم انتخابات  مجلس آخوندي".  صحنه سازي بعدي به ميدان آمدن 
خامنه اي در قالب منجي و ستاننده ي حق پايمال شده ي "رد صلاحيت شدگان" بود.
دستورالعمل ولي فقيه به شوراي نگهبان بگونه اي تنظيم شده است که از وي يک سوپر
دموکرات و آزاديخواه به نمايش گذاشته شود.آزاديخواهي که در تنگناهاي هولناک راهنما
، دستگير و گره گشاي مردم و نظام ميشود. اين  بازي البته باندازه کافي کهنگي دارد
که بويش  مشام  را از فواصل بس  بعيد نيز  بيازارد. با اينهمه براي  گردا نند گان
رژيم در چنين لحظات دردناکي بمثابه تير در تاريکي رها شده ميباشد.همزمان با اينگونه
ترفندها، شبه اپوزيسيونهاي آينه گردان رژيم نيز پا به ميدان گذاشته اند . از جمله
شاهد هستيم که عده اي که خود را هم جمهوريخواه، هم مستقل و هم دموکرات جا ميزنند،
با براه انداختن بساط معرکه گيري ، سر بزنگاه با پراکندن تخم ترديد ميکوشند دظام را
در لب پرتگاه دستگير شوند. همان کساني که روزگاري از آخوند رفسنجاني تقاضا ميکردند

فرصتي فراهم سازدکه بتوانند به مجلس ملايان راه يابند، آنان که چند صباحي بعد براي
براي رفتن به پايبوس آخوند خاتمي نميدانستند از سر و د ستار، کدام را بيندازند،
اينک از يکسو اعلام ميدارند که در رابطه با انتخابات مجلس ملايان هنوز موضعي
ندارند(گويا بجاي يک ماه هنوز حد اقل يک سال به اين انتخابات مانده است) از سوي
ديگر براي ---ابراز همد ردي  و همبستگي  با مفتخواران متحصن  در مجلس ملايان، در
اروپا اعلا ن تحصن ميکنند.  چنان رژيم بي آبرويي اگر چنين پشتيبانان  گوش به فرمان 
و لبريز ا ز سوء سابقه اي را نميداشت ، تعجب انگيز ميبود.اينجاست که نيروهاي
آزاديخواه  که اين نظام را در تماميتش نفي و طرد ميکنند، در اين شرايط حساس ،
ميتوانند با  درايت و با هوشياري ترفندهاي رژيم را در  اشکال مختلفش افشاء و خنثي
کنند .سهل انگاري و کم بها دادن به تلاشها و  تقلاهاي  رژيم و اذ نابش، ميتواند
فرصت هاي  تازه اي  را براي تداوم بقا  براي آنها فراهم سازد.

                                                جمشيد پيمان


--------------------------------------------------------------------------------

شرط بندي بر روي اسب مرده
سه شنبه، 30 دي، 1382


حميد نصيري(ح.اختر)
hmakhtar_35@...



    شرط بندي بر روي اسب مرده

    پنجشنبه شب گذشته 15 ژانويه تلويزيون كانال دوم فرانسه فيلم مستندي حاوي گوشه اي
از جنايات و ستمگريهاي رژيم ضدبشري آخوندي را در برابر ديدگان ميليونها شهروند
فرانسوي به نمايش گذاشت. مجري برنامه پيش از پخش فيلم گفت, گرچه اين روزها زلزله بم
مصيبت فزاينده اي براي مردم ايران به وجود آورده, اما ما مي خواهيم از رنجي صحبت
كنيم كه مردم ايران به طور روزانه با آن روبرو هستند يعني «سركوب» روزانه. او جنايت
آخوندها را «وحشيانه», «تكاندهنده» و «شوك آور» توصيف نمود و مشاهده فيلم را براي
كمتر از 12سال ممنوع اعلام كرد...


اين فيلم هنگامي به نمايش درآمد كه آخوند روحاني, يكي از جنايتكارترين مسئول شكنجه
و كشتار مردم ايران و وابسته به هارترين و فاشيستي ترين جناح رژيم در پاريس بسري مي
برد و طبق گزارشات منتشر شده با ژاك شيراك, دومونيك دو ويلپن و پونسله, رئيس جمهور,
وزير خارجه و رئيس سناي فرانسه «در چارچوب روابط جديد ميان فرانسه و تهران» ديدار و
گفتگو كرده بود.

به نظر مي رسد مشكل «ناشنوايايي» برخي دولت مردان فرانسه كه اخيراً موضوع مطبوعات
اين كشور بود, چنان حاد شده باشد كه قدرت شنيدن فريادهاي مردم ايران و همچنين رنج و
شكنج همان تعدادي كه در تلويزيون اين كشور نشان داده شد را نيز به كلي از دست داده
اند و از اين بابت بايد به حال دولت و آينده اين كشور در روابط با ايران و مردم آن
تأسف خورد. به يقين وزير خارجه فرانسه وقتي كه دستهاي به خون آلود جنايتكاري مثل
حسن روحاني كه از سوي مطبوعات فرانسه «مرد پشت پرده امنيت» نظام آخوندي معرفي شده,
را مي فشرد, اين فيلم را نتوانست ببيند. چراكه همان هنگام آن زنداني كه براي
ناشناخته ماندن چهره خود را پوشانده بودخطاب به دولتهاي اروپايي و فرانسه گفت كه
«آنها در مقابل قراردهاي كلان چشم شان را به آنچه كه در ايران مي گذرد مي بندند».
اما ميليونها شهروند فرانسوي كه آثار شكنجه, شلاق و صحنه هاي تكاندهنده سنگسار, قطع
دست, چشم از حلقه بيرون آوردن و... را ديدند, اين سوال را خواهند كرد كه چگونه است
دولتي كه هر روز بر «ارزشهاي لائيسته» تأكيد مي كند و بنيادگرايي را تهديدي عليه
«جمهوري» فرانسه اعلام مي كند, همزمان دست فاشيست ترين نظام مذهبي و منبع
بينادگرايي در جهان را مي فشارد و چشم به «روابط جديد و آينده» با اين رژيم دوخته
است؟

به نظر مي رسد دولت فرانسه مصمم است همان اشتباهي كه آمريكا در اواخر دوران شاه
مرتكب شد را تكرار كند. وگرنه كدام عقل سليمي حكم مي كند در شرايطي كه مقاومت و
جنبش آزاديخواهي مردم ايران, چشم جهان را به خود دوخته و نظام آخوندي را به سوي
تعيين تكليف نهايي خود مي راند,  همه سرمايه خود را در سبد نظامي بگذارد كه به قول
روزنامه لوموند هم اكنون با «بحران و بن بستي روبروست» و هيچ «برون رفتي» براي آن
متصور نيست. رژيمي كه حاضر نيست حتي بالاترين مسئولان و مأموران دستگاهش, كه براي
جلب نظر ولي فقيه, در صدر بيلان خود, سركوب مخالفان را رديف مي كنند, در مجلس
ارتجاع بپذيرد.

شايد همين اشتباه محاسبه فاحش دولت فرانسه است كه باعث شد روزنامه ليبراسيون طي
مقاله اي تحليلي پيرامون سفر آخوند روحاني به پاريس بنويسد: «به نظر مي رسد, مقامات
فرانسوي با پذيرفتن وي در اليزه و سنا، روي انتخابات رياست جمهوري آينده ايران و
حذف اصلاح طلبان در جريان انتخابات آينده که به معناي بازگشت يکپارچگي رژيم در زمان
رفسنجاني و لگام زدن مجدد بر جامعه خواهد بود، شرط بندي کرده اند». اما خوب بود
روزنامه ليبراسيون اين ضرب المثل پر معناي ايراني را هم ضميمه مقاله اش مي كرد كه
«شرط بندي» بر روي اسب مرده هيچ ارمغاني جز هزيمت و روسياهي در نزد مردم ايران به
همراه نخواهد داشت.


--------------------------------------------------------------------------------

سيماي آزادي در قاره آمريکا
سه شنبه، 30 دي، 1382






  در آمريكا نيز سيما روي ماهواره پخش ميشود

لطفا به اطلاع دوستان و آشنايان برسانيد.
براي مشاهده لازم نيست تنظيمات ماهواره را تغيير بدهيد .
ولي در هر منطقه كانال آن فرق ميكند.

Telstar 5

Transponder 8

Symbol rate 22.00

FEC ¾

Polarization Horizontal

Downlink frequency. 11873.5

Virtual Ch. 306



--------------------------------------------------------------------------------




خجسته سالروز آزادى مسعود از شكنجه گاههاى شاه خائن گرامى باد

براى مسعود و روزى كه سرفرازانه  به آغوش وطن برمى گردد





اى قلب مهر بان و بزر گ تو

زيبا و پرشكوه خانه محرومان

وى خانه تو قلب ستمديدگان و مظلومان

اى  زيباترين تجسم يك عاشق

در جستجوى عشق

يعنى

در جستجوى مقصد اعلاى خلق خويش

شهر به شهر

خانه به خانه

...

روزى فرا رسد برادر من مسعود

روزى نه ديردير كه بس زود

روزى كه دختران كوچك قاليباف

با شاخه هاى گل

با بوسه هاى عشق

مسرور و شادمانه ترا

درآستان خانه هاى خويش پذيراشوند

روز ى كه كارگران

در دروازه هاى كارگاه

اين مهربان برادر نستوه را

در آغوش گرم خويش بگيرند

روزى كه روستاييان ستمكش

بر سفره هاى فقر خويش ترا ميزبان شوند

آرى عزيرترين عزير برادر

آنروز دير نيست

روزى كه خلق من بتواند

يعقوب وار يوسف گمگشته را به خانه بيابد



آنجاست خانه تو مسعود

در قلب پر طپش ايران

در  كوچه هاى سرخ پراز توفان

در دستهاى مشت كرده پرعصيان

در خشم خلق ايستاده به ميدان

در تندر وخروش جوانان

درشعله هاى قهرملت ايران

درروز مرگ عشق ستيزان

آرى عزيزترين عزيز برادر

آغوش گرم ميهنم ايران

چشم انتظار تست

از: دكتر زرى اصفهانى


--------------------------------------------------------------------------------

اونشب که زلزله اومد، مسيح مرد!





     ليلا قبادى

    کلاس چندم بوديم وقتي مي خونديم :" ميهن اسلامي ما ايران، 24 استان دارد!"؟
چهارم يا پنجم ... دقيق يادم نيست ولي خوب يادمه که هميشه براي پيدا کردن  جاي اين
24 تا – که بعد شد 26 تا- استان روي نقشه کلي مشکل داشتم  علت اصلي هم در جهت يابي
بود، شمال، شمال غربي، جنوب، جنوب شرقي، شرق، غرب... و من هميشه با چپ ( غرب) و
راست ( شرق) مشکل داشتم نمي دونستم کدوم شرقه کدوم غربه. بعد فهميدم دست راست شرقه،
دست چپ غربه و بعد مشکل بعدي اين بود که نمي دونستم کدوم دست راسته کدوم دست چپ و
بالاخره وقتي باسوات تر شدم(!) براي حل مساله دائم به خودم يادآوري مي کردم خوب اون
دستي که باهاش مينويسم راسته و اون يکي که نمي تونم باهاش هيچ کاري بکنم چپ!



      ... خيلي زود دستگيرم شد در " نظام مقدس جمهوري اسلامي" زياد مهم نيست که چپ و
راست رو بشناسي مهم اينه که هر روز سر صف مدرسه فرياد بکشي: " نه شرقي، نه غربي،
جمهوري اسلامي" و متوجه باشي که شرق و غرب دشمن ما هستند و به کمين نشستن تا مملکت
اسلامي رو تيکه پاره کنن! در مورد تشخيص جهت روي نقشه کشور هم کافي بود که بدوني
همشون " زير سايه ولايت فقيه "، " امت واحد اسلامي " ناميده مي شن و از نظر حاکم
شرع " بين کرد و ترک و لر و بلوچ و ترکمن... تفاوتي نيست مگر در پرهيزکاري. تکبير!



     اما با تمام اين مصيبتي که با درسي جغرافي داشتم- و مجبور به تکماده اين درس در
سال سه راهنمايي شدم- جاي يک استان رو روي نقشه خيلي خوب مي دونستم و چشم بسته
پيداش مي کردم يه جاي خيلي دور که فکر مي کردم وقتي بزرگ شم اولين جايي که تنها سفر
خواهم کرد اونجاست استان کرمان. دليلش هم اصلا درسي نبود کاملا دلي بود اولين پسري
که عاشقش شدم اهل کرمان بود من 8 ساله بودم و اون 12-13 ساله ... چه تفاهمي داشتيم
مثل خودم بود فقط  فارسي رو با لهجه کرموني حرف مي زد. با هم قصه مي خونديم، بازي
مي کرديم، اردوي رامسر مي رفتيم سر يه سفره غذا مي خورديم و تو يه رختخواب مي
خوابيديم بدون اينکه کسي بگه : " پسر نامحرم نمي تونه تو رختخواب يه دختر بچه
بخوابه...! " آخه هيچکس اونو نمي ديد منم هيچوقت نديده بودمش ولي خوب خوب مي
شناختمش تمام کوچه پس کوچه هاي شهرش کرمون رو مثل کف دستم بلد بودم حتي  تمام
شهرهاي استان رو جيرفت، رفسنجان، ماهان و بم ...

سالها با هم زندگي کرديم و بزرگ شديم و هر کي رفت دنبال کار خودش اون پسر اسمش مجيد
بود پسرک شيرين " قصه هاي مجيد " ... وقتي بزرگتر شدم اولين جايي که تنها سفر کردم
کرمان بود به ياد مجيد و قصه هاش، بازار مسگرها  بوم بوم بوم... همه کوچه پس کوچه
ها رو گشتم دنبال مجيد و بي بي خونه به خونه تا مجيد دوباره تو خاطراتم جون گرفت و
با من همسفر شد شهر به شهر اول رفتيم باغ شازده، آخ چه قشنگ بود و بعد ماهان. اولين
بار بود که فکر کردم اگر يه روز پسري داشته باشم اسمش بايد بشه ماهان... و بعد
شهرافسانه اي بم... وقتي اسم بم رو ديدم غم دلم رو گفت ياد مادرجون افتادم هميشه مي
گفت وقتي من مردم تو مراسم خرماي بم خيرات کنيد براي حفظ آبرو (؟!) خرماي بم هميشه
منو غصه دار مي کرد فکر مي کردم يه روزي که خرماي بم بياد خونه ما مادرجون رفته
براي هميشه... و رفت

.

       اول مجيد منو برد تو شهر از وسط نخلستان ها به يک قلعه، ارگ، برج وبارو، يک
دنياي ديگه... رفتيم اون بالاي بالا تو يه اتاقکي از روزنه اي  به پايين نگاه کرديم
گفت مي بيني اين همون جايي که رودابه گيسشو انداخت پايين تا زال رو از ديوار بکشه
بالا... و خنديديم و تو تنهايي رقصيديم، آدمهاي ديگه که رسيدن دوئيديم، گم شديم،
ترسيديم، اشک ريختيم و دوباره عاشق شديم اينبار عاشق ارگ بم...



          دلم مي خواست براي هميشه اونجا بمونم دلم نمي خواست به شهر برگردم...

دم در ورودي يک گروه از تلويزيون ژاپن، مات و حيران خيره مونده بودن به ارگ يکي شون
گفت: "  اگه اين گنجينه تو ژاپن بود دورشو ديوار مي کشيديم براش سقف مي گذاشتيم مي
کرديمش موزه" و رو به جوانک مترجم گفت: " شما حتي يک سقف پارچه اي هم سر اين عروس
نمي کشيد که بارون داغونش نکنه؟ و مترجم با نيشخندي گفت: " من پنج ساله کار مي کنم
هنوز يه سقف ندارم که عروس خودم رو ببرم زيرش..." و بعد رو به من ادامه داد: " اين
خارجي ها  هم دل خوشي دارن ها، نه " گفتم : " نه !"



       ... گيج بودم، وقتي برگشتم به شهر انقدر از ارگ بم و کرمون براي همه گفتم که
همکاري مدعي، شبونه، بليت هواپيما گرفت و مستقيم رفت بم و بعد از دو روز برگشت، با
توپ پر که: " اينجا کجا بود يه مشت خشت و گل... تو زل آفتاب مرديم يه معجون عسلي
پيدا نکردم گلومو تازه کنم... تا يه روزم که شده خرج اين سفر بي خود رو ازت مي
گيرم." و گرفت.



اما من براي هميشه عاشق موندم...



      ...سالها گذشت و من باز هم در جهت يابي مشکل داشتم ولي ديگه مطمئن بودم که
زياد هم دونستن جاي دقيق دقيق همه شهرها مهم نيست مهم اين بود که من عاشق تماميت
اين گربه بودم سرش، گوشش، دمش و چشمهاي تيز و نگرانش...

و دنبال گذشته گمشده ام زدم به کوير... کوير صدايي داشت درد قرن قرن سکوت و
مظلوميت... گذشته من، هويت من شايد پدر پدربزرگم از آخرين گروه ايراني هايي بوده که
به زور مسلمان شد؟ به جستجو مي رم به يزد با دوست عکاسم زهره، شهر به شهر تو دل
کوير مي گرديم به دهي اطراف تفت که مي رسيم چند پيرزن باقيمانده تو شهرازاينکه بگن
زرتشتي هستن ابا مي کنن يکي شون مي گه :" چه فرقي مي کنه ماهم خداپرستيم ديگه ...
اسم شوهر منو که خدايار بود به زور گذاشتن الله مراد..." و يکي از آخوند- موبد- هاي
زرتشتي ما رو تهديد مي کنه : " اين مردم قرن ها قرن حرف نزدن حالام نمي خوان حرف
بزنن دست از سرشون ورداريد و برگرديد سر کار و زندگيتون" آخ که اگه شما ملاهاي
زرتشتي 1400 سال پيش مردمو به حال خودشون رها مي کردين انقدر راحت سرزمين اهورايي
ما به دست تازيان اشغال نمي شد...



      نمي تونم ناسزاگويي رو متوقف کنم... بين خونه هاي گلي که قرن ها قرن عمر دارن
راه ميرم اشک مي ريزم و مثل مادر بزرگها نفرين مي کنم، اينجا محله زرتشتي هاي يزد"
که بعد از انقلاب شکوهمند اسلامي (!) " بيشتر خونه هاش مصادره مي شن و درست از وسط
اين گنجينه يک خيابون بزرگ بي قواره رد مي کنن يادگار قرن ها قرن مي ره زير بلدوزر
اشغالگرها و خاک مي شه به دست اونهايي که بعد از سالها از زباله دون تاريخ سر در
آوردن تا دوباره به اسم اسلام بدبختمون کنن و اينبار خيلي راحتتر از بار قبل... و
اسم خيابون ميشه : بلوار بيسج!



... و گوش دادن و ثبت نواهاي پيرزن هاي زرتشتي با اون چشمهاي مثل آينه، گيس بافتهاي
سفيد و دامن هاي چين چين گلدار آبي و قرمز تو گوشه گوشه کوير از يزد و ابيانه تا
کرمان مي شه دلخوشي من... و يه روز که قلبم رو چال مي کنم وسط کوير و پرت مي شم يه
جاي دور يه جايي که آسمون آبي پرستاره نداره، کوير نداره، قلب نداره هر روز خبرها ي
بد و بدتر مي شنوم تک و توک دوستان زرتشتي باقيمانده ام تو دل کويريزد و کرمان
سرزمين مادري رو ترک مي کنن و مهاجر مي شن به جاهايي که پارسي بودن يا نبودن اونها
مساله هيچکس نيست...



      خبر ويراني بناهاي قديمي، دزديهاي علني آثار ملي ... و زلزله... اولين چيزي که
به خاطرم مي آد رودبار و منجيل... به هزاران آدمي که مردن و خاک شدن و تموم شدن به
بازمانده هايي که هنوز داغدارن بدون سرپناه... به کاسه هاي گدايي آخوندا پيش مردم و
کشورهاي خارجي به بهانه کمک به زلزله زده ها، شايعه محاکمه نمايشي سپاهياني که پتو
و آذوقه هاي رسيده از صليب سرخ و کشورهاي خارجي رو لاشخوروار دزديدن و تو بازار
آزاد فروختن... به نمايش کمک رساني صدقه وار به زلزله زده ها  از نوع حاجي بازاري
اش... و به آدمهايي که براي فرار از شدت مصيبت ترجيح دادن مسابقه جام جهاني فوتبال
رو تماشا کنن...



      دوباره همون فاجعه تکرار مي شه شعارهاي احمقانه هميشگي: " زلزله بي خبر اومد
آمادگي نداشتيم(؟!) " هيچ امکاناتي براي نجات آدمهاي زير آوار وجود نداره  و لاجرم
اونها انقدر ناله مي کنن تا کم کم بي صدا زنده بگور مي شن. زلزله6.7 ريشتري هزاران
قرباني مي گيره که نيم بيشترش تلفات پس از زلزله ناشي ازعدم کمک رساني به موقع است
تا ساعتها که اخبار رو دنبال مي کنم فقط مردم بومي مصيبت زده اي که مثل ارواح
سرگردان بين ويرانه ها و اجساد مي چرخن و هيچ امداد يونيفرم پوشي ديده نمي شه انگار
نه انگار که در عصر هواپيما، سرعت و اين چرنديات زندگي مي کنيم. آقايون پولها رو
کردن هواپيماي اختصاصي و قرار با تغيير شناسنامه و اسم فاميل از حجت الاسلام
رفسنجاني به مستر ونکووري در سازندگي کانادا سردار بشن روشنه که  وقتي نمي مونه
براي رسيدگي به خسارت زلزله تو شهر همجوار رفسنجون، آخ که اين روضه خوان هاي يک
قراني چه شانسي آوردن دلارهاي نفتي کم بود حالا دلارهاي کمک به زلزله زده ها هم  مي
ره رو حسابهاي ميلياردي شون تو بانکهاي غربي...



      وقتي مي بيني در مسجد مسلمون هاي تورنتو دارن يک پني يک پني براي برادران
مسلمان(؟!)- نه حتي خواهران و کودکان!- جمع مي کنند در حاليکه براي ساخت همين مساجد
ميليونها دلار از پول نفت همون مصيبت زده بمي هزينه شده يه دنيا خشم مي شي،
همانطوري گدايي مي کنن که وقتي بچه بوديم از ما گدايي مي کردن براي گرسنگان اتيوپي!

باز مي ريم تو بوق و کرنا مي شيم تيتر اول اخبار دنيا و تا بخوايم بفهميم چه خاکي
رفته بر سرمون يه مصيبت تازه از راه مي رسه وبه کلي فراموش مي شيم و از اين آشفته
بازار تنها يک عده کاسب، پول مفتي به جيب مي زنند از تلويزيونهاي 24 ساعته لس
آنجلسي تا حساب 100 امام!



       ...آخ که انگار تو اين بيست و چند سال شديم قوم بني اسرائيل  و نفرين موسي ول
کنمون نيست مصيبت پشت مصيبت... هر بار که غصه دار تخت جمشيد مي شدم، که جز نام پر
ابهتش کمتر اثر ديگه اي ازش باقي مونده،دلم به ارگ بم خوش بود، مهمترين بناي خشت و
گل دنيا، خوشحال از اينکه نمي تونن ارگ بم رو تيکه تيکه بدزدن و بفروشن به اجنبي
ها. اما اين يکي را هم يک بلاي آسموني از ما گرفت شايد ما ملت لياقت نداريم؟!...



      اولين روز پس از کريسمسه، بايد برم سر کار بايد لبخند بزنم بايد جلوي اشکهامو
بگيرم و بگم: " مري کريسمس" و نشون بدم از به دنيا اومدن مسيحي که هيچ نشانه اي از
حضورش نديدم خوشحالم. ايراني ديگه اي که اونجا کار مي کنه مي پرسه: " چي شده چرا
گيجي؟ " مي گم زلزله  خبر رو نشنيده با ترس مي پرسه: " تهران؟ " ميگم نه ... نفس
راحتي مي کشه از چشماش مي خونم که ميخواد بگه خدا رو شکر که تهران نبوده.



       ... زمان جنگ وقتي جنوب بمبارون مي شد ما نمي فهميديم اشغال، مرگ، ويراني،
تجاوز به دختر بچه هاي خوزستاني و ترک شهر و ديار يعني چه... و وقتي بچه هاي جنگزده
مي اومدن تو مدرسه ما،جوري باهاشون رفتار ميشد که يعني زود گورتون رو گم کنيد و
برگرديد شهرتون...

تا اينکه بمب و موشک به تهران هم رسيد سرمو که بالا مي کردم دهن آدم بزرگها رو مي
ديدم که يکسره مي جنبيد و از تلفات موشک باران تهران حکايتها مي گفت يکي مي گفت: "
آخ آخ آخ زد زد" اون يکي مي گفت: " کجا رو؟ "مثلا: " توانير " و ديگري مي گفت: "
خدا رو شکر ما آشنايي تو اون محل نداريم!" و من فکر مي کردم چقدر دنياي اين آدم
بزرگها کوچولوه همه فقط به خودشون فکر مي کنن پس همشهري، هم وطن، وطن پرستي شعر
بود؟! ...



     يکي ديگه از همکارها که يک سالي از ايران اومده مي پرسه: " کرمان کجاست؟ " اون
يکي  مي گه نزديک سمنان و ديگري تصحيحشون مي کنه نه بابا چند قدمي تهرانه!!

و من مات و حيرون تازه دستگيرم مي شه که اونهاهم مثل من بدجوري مشکل جهت يابي دارن
و حتما همه شون درس جغرافي رو تکماده کردن، منو بگو که فکر مي کردم ما ايروني ها
فقط تو درس تاريخ مشکل داريم و حافظه تاريخي مون خرابه و به همين خاطر هي تاريخ رو
تکرار مي کنيم نگو تو جغرافي هم ... لابد واسه همينه که وقتي جزاير سه گانه رو مي
بخشن کسي صداش در نمي آد و استاد درس آمار تو دانشگاه فقط به اين فکر مي کنه که
قيمت زمين تو الهيه ساعتي ميره بالا يا وقتي همين هفته پيش آب رود کرخه رو يکجا مي
فروشن به عربها، آب هم از آب تکون نمي خوره چون لابد خيلي ها نمي دونن که اصلا کرخه
از زير گوش مردم جنوب ايران هم رد مي شه!خب پس چه اشکالي داره اگر خزر رو هم بديم
به جمهوريهاي تازه استقلال يافته تا با مال ما - که بلد نيستيم ازش استفاده کنيم-
بيشتر استقلالشون رو حفظ کنن!؟ پس اونها که انقدر وطن وطن مي گفتن چه چيزي از اين
وطن مي دونن به قول فرخزاد همه وطن تو صندوقچه کنار اتاقشون تو غربت خلاصه شده که
اسناد املاک  مصادره ايشون رو توش نگه مي دارن و شايد دونستن اسم چند تا شهر يا
دهات دورافتاده ايران، چندان مهم هم نباشه.



     ... به خاله جان گفتم : " هم کلاسي ام امروز گفت تا پارسال سه تا داداشي داشته
که امسال نداره هر سه تا مردن تو يه سال يکي تو جنگ، يکي تو زندان اوين و يکي همين
هفته پيش تو تصادف رانندگي، چرا؟ " بدون اينکه سرشو بلند کنه جواب داد: " بالاخره
هرکس يک جوري مي ميره ديگه بچه جون، پاشو برو با عروسکت بازي کن!  " و فهميدم که
نبايد بيش از اين مزاحمش بشم چون فردا عروسي تنها پسرش بود...



      با دوستي تو ايران تماس مي گيرم تو صداش يه دنيا غمه مي گم چه خبر از زلزله،
سعي مي کنه با شوخي قضيه رو فيصله بده : " اي بابا اون سر دنيا نشستي ما رو ول نمي
کني تو هنوز مخت عيب داره؟ " مي گم اما ارگ بم داغون شده مگه نه...؟  مي گه : "  دل
خوشي داري ها وقتي همه دنيا بهت مي گن تروريست حالا چه فرقي مي کنه که گذشته تاريخي
ات چي باشه، وحشي بيابوني يا متمدن آريايي! " مي گم اما کلي بچه مرده تو خواب. مي
گه : " راحت شدن بزرگ مي شدن مثل ما داغون وسرگردون، تازه اگه اندازه ما خوشبخت
بودن که حداقلي براي درس خوندن و نفس کشيدن داشته باشند که بچه دهات بم اون رو هم
نداشت آخرش يا ترياکي مي شد تو يکي از نخلستانها، خواب به خواب مي رفت يا براي تن
فروشي مي فروختنش به شيخ- نشيناي همسايه، لااقل بدون زجر زندگي کردن مردن! فراموش
کن وطن رو دختر، خوش باش مي فهمي قدر آزادي رو بدون ما اينجا اسيريم، اسير هم مرده
و زنده اش فرقي نمي کنه ما مرده هاي متحرکيم توي يک کشور اشغال شده، يه زندون
بزرگ... از خودت بگو کريسمس کجا بودي؟ " و با طعنه مي گه : " ميلاد مسيح مبارک " با
بغض مي گم: " وقتي تو بم زلزله اومد مسيح براي هزارمين بار از شرم ناتواني مرد."



      خيره به عکس مادر داغديده بمي بالاي جنازه دخترکش زمزمه مي کنم : " ... هاي و
هاي گريه مي کردن پريا          مثل ابرهاي بهار گريه مي کردن پريا... "





                                                                              
ليلا قبادي

                                                                          کريسمس
2003



Atash_mehr@...


--------------------------------------------------------------------------------



Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#306 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Wed Jan 21, 2004 8:35 pm
Subject: NL2101 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
www.iran-solidarity.org

--------------------------------------------------------------------------------

درو غ شاخدار
چهارشنبه، 1 بهمن، 1382


   بازتاب

   مهدي رفسنجاني چگونه وارد نفت شد؟

   روزنامه «شرق» در بخشي از گفت‌وگو با مهدي هاشمي رفسنجاني، چگونگي ورود وي را به
وزارت نفت سؤال كرده است:



   سؤال: شما چطور وارد نفت شديد؟



   مهدي هاشمي: من به عنوان يك مهندس ساده حدود 10 سال پيش در نفت شروع كردم. در
شركت تأسيسات دريايي در بخش ساحلي. اولين كاري كه كردم ساخت داخل را در ايران راه
انداختم. الان هم پالايشگاه را در ايران هيونداي كره مي‌سازد اما كار دريايي را
«صدرا» كه يك شركت تأسيسات دريايي است انجام مي‌دهد. تنها جايي هم كه ايراني‌ها به
تنهايي خودشان در مناقصه برنده مي‌شوند در همين دو شركت است. كاري كه شروع كرديم
اين بود كه جعبه سياه دريا را در كشور شكستيم. الان شما صدرا را داريد، تأسيسات
دريايي را داريد و همه كار را در داخل انجام مي‌دهيد. مهندسي، ساخت، خط لوله، همه
در داخل انجام مي‌شود.




   سؤال: يعني مردم مي‌پذيرند كه پسر آقاي هاشمي رفسنجاني با يك رتبه ساده مهندسي در
نفت استخدام شده است؟



   مهدي هاشمي: واقعاً اين طور بوده است. برويد، تحقيق كنيد. من به عنوان مهندس وارد
نفت شدم. حداكثر در حد يكي از مشاوران يكي از مديران نفت بوده‌ام....

   سؤال: مشاور آقاي زنگنه؟



   مهدي هاشمي: نخير. مشاور يكي از مديران رده مياني. همان موقع كه وارد نفت شدم.
يعني قبل از تأسيسات دريايي. آقاي آقازاده گفت: تو بيا شركت تأسيسات دريايي را راه
بينداز. من بنيانگذار شركت تأسيسات دريايي بودم. آمدم از صفر شروع كردم. آن موقع يك
كاري را با 50 درصد قيمت مشابه خارجي‌اش انجام داديم البته كمي تأخير داشت. ولي كار
كرديم. الان هم در تأسيسات دريايي حدود 3 هزار نفر كار مي‌كنند. همه اين ياردهايي
كه مي‌بينيد، مثل صدرا، صف، بوشهر و همين ايزوايكو را قراردادش را آن زمان بستيم.
غير از يارد قشم.



   هوشيار ايران به اين دزدان و غارتگران خواهد بود:د جواب ملت

   خـــــــــــــــــر خــــــــــــــودتــــــــي


--------------------------------------------------------------------------------

مشخصات "خرگدن!" ؛ جانشين خاتمي
چهارشنبه، 1 بهمن، 1382


حسين پويا

     شعر فکاهي- سياسي

     مشخصات "خرگدن!" ؛ جانشين خاتمي

      آيت اله حسن روحاني                    خنده اش با نمک و ماماني

     ريش با مزه و فلفل نمکي                باعث حسرت رفسنجاني

     دستها نرم و سفيد و تپلي               صورتش گل گلي و نوراني

     شکمش طبل که پيوسته درآن          مرغ و جوجه بکند زنداني

     قاتل جوجه کباب است آقا!               نشود سير به اين آساني

     شصت و يک سيخ نهارش باشد        پشت بندش بخورد برياني

     گردنش را به تبر نتوان زد                 مرحبا  گاو   نر     آلماني

     دکترايش   نبود    قلابي                 مثل آن خاتمي و شمخاني

     اينچنين جانوري خرگدن! است       معني اش را که خودت  ميداني



                           بسکه آشيخ عظيم است، ببم

                           مثل  پاتيل  حليم  است،  ببم

     خرگدن! شيخ حسن روحاني       فکر و ذکرش همه باشد "ماني"

     رفته پاريس که بيزنس بکند         بکند    مامله اي     قاناني

     متمدن شده شيخ شکمو           رفته در شانزه ليزه سلماني

     مسيو ويلپن به سراغش رفته      داده شيراک براش مهماني

     مي کند عشوه براي شيراک       غمزه هاي شتري، پالاني

     زآنهمه ناز که آقا!! دارد               چشم شيراک شده ژاپاني

     صنعت هسته اي و بي هسته     داده شيراک به او مجاني

     در عوض گاز گرفته است از او       دور از چشم همه، پنهاني

     حاجي آقا بدهد نيز به او            نفت بد مزه ي گچساراني

     اينهمه خواست? سيدعلي است    خر شده شيخ حسن روحاني

     ظاهرا خامنه اي مي خواهد       شيخ حسن را بکند قرباني

                           چونکه اوضاع وخيم است، ببم

                           آخر خط    رژيم   است ، ببم


--------------------------------------------------------------------------------

" نــــه" بزرگ به نمايش انتخاباتي رژيم
سه شنبه، 30 دي، 1382


م. رضـا بـرگ بيـدي

   باز هم نمايشي ديگر و باز هم رويارويي ديگر بين مردم ايران و رژيم سرکوبگر حاکم.
به درستي گفته ميشـود که يکي از بيشمار جنايات رژيم ، تجاوز به نامـوس واژه ها و
سلاخـي ، معـکوس جلوه دادن و از محـتوا خالي کردن آنهاست. واژه ها با مفاهيم 
واقعي، دشمن  رژيم محسـوب ميشـوند و آخـوندها هم با آنها به مثابه مجرم و خلافکار
تنظيم رابطه ميکنند و زماني از آنها بهره مي برند که هيچ شباهتي با واقعيت خود
نداشته باشند." انتخابات" نيز واژه ايست که از ستم، دور نمانده و در قربانگاه رژيم،
اسير شده و بسيار هم به تخت شلاق بسته ميشود. وارونه، سوار بر الاغش مي کنند، با
کلاه کاغذي و چوبي در آستين، بر سر هر کوچه و بازار و در هر شهر و روستايي، مي
چرخانند و از اين طريق، براي خود به دنبال مشروعيت مي گردند. اين بار نيز، روز اول
اسفند، قرار است که چنين نمايش مضحکي، در سراسر ايران به اجرا گذاشته شود...




   انتخابات،در کشور ما ، از دست آوردهاي انقلاب بزرگ مشروطيت است. با اين هدف که
مردم، بر سرنوشت خويش حاکم شوند و کساني را که خود مي پسندند، به نمايندگي برگزينند
و به اين وسيله، در امور کشور، نقش و مشارکت داشتـه باشنـد. ولي متاسفانه آن شد، که
همه ميدانيم. ياد آوري تنها يک نمونه، به نظرم گوياي سرنوشتي است که گريبانگير
"انتخابات" در ايران بعـد از مشروطيت  گرديد. زماني ، مـدرس ، نماينده اول تهران
بـود، ولي در دور بعـدي ،حتي  يک راي هم، به نامش  خوانده نشد. وي با تمسخر، مي
پرسد که پس سرنوشت يک راي را که خـودم به صندوق انداخـته بودم چه شده است؟ رضا خان
به وي مي گويد که شما در اينجا، راي نياورده ايد. برويد از يک شهر ديگر، کانديدا
شويد. من کاري ميکنم که شما از آنجا راي بياوريد و انتخاب شويـد.

   با روي کار آمـدن جمهوري اسلامي خميني، آخوندهايي حاکم شدند که به صراحت، در
نوشته هاي خود، مردم را صغيـر و ناقص العقل ناميده اند و به همين دليل، خود را حاکم
بر تمامي امورات دنيا و آخرت آنها مـي دانند. بنابراين، روشن است که چنين موجوداتي،
از اساس با راي و اراده مردم، بيگانه اند. ولي به هر صورت، پس از دزديدن انقلاب
مردم ايران، براي حفظ ظاهـر، به بازي انتخـاباتي شاه، ادامه داده اند. خميني، از
همان اوايل که انتخابات مجلس موسسان را به مجلس خبرگان، تبديل کرد، ماهيت رژيمش و
در عيـن حال ، تعـبير آخوندها، از انتخابات را به روشني نمايان نمود و نشان داد که
در " انتخابات" رژيم آخوندي، هيچ جايي براي مردم، وجود ندارد. هر چه که هست، بايد
بين آخوندها تقسيم شود. همان مجلس خبرگان ارتجاع بود که خميني و جانشينانش را ،
عنوان ولي فقيه داد و همه اهـرمهاي " قانوني" قدرت را به آنها سپرد. از آن روز تا
کنون ، انتخابات، رسما، شعـبده اي بيش نبوده، که سلطنت مطلقه ولايت فقيه، با همه
ويژگيهاي کهنه و پوسيده اش، با آن اداي زندگي سياسي، در دنياي مدرن امـروز را در مي
آورد. فراموش نکرده ايم که در اولين دوره انتحابات مجلس،که هنوز نام مجلس شوراي ملي
را داشت، گرايشات گوناگون سياسي نيز شرکت کردند و مجاهدين با ساير نيروهاي
ترقيخواه، ليست مشترکي از کانديداها را اعـلام کردند و با وجود همه دزديهاي
انتخاباتي رژيم، بنا به اعـتراف آخوند رفسنجاني، 25 در صد آرا را به دست آوردند.
اما خميني، حتي امکان حضور 1 نفر از آنها را در مجلس نداد و سپس با تغـير نام مجلس،
به شوراي اسلامي، ميخ ديگري بر تابوت " انتخابات" کوبيد. خميني،تا به اينجا هم
بسنده نکرد. دست به تصـفيه وبيرون انداخـتن کساني زد، که خود آنها را بسيار مورد
ستايش و تمجيد قرار داده بود و حتي دولت امام زمان هم ناميده بود. از آن پس
نمايندگان مجلس رژيم، بطور يکدست از سرکوبگران و شکنجه گران آزمايش پس داده تشکيل
شده اند. رژيم تا آنجا پيش رفت که نمايندگان مجلسش را براي اثبات وفاداري، به زندان
ها برد و نقش شکنجه گر و تيرخلاص زن مجاهدين و مبارزان را به آنها سپرد. اين چنين
گذشت، تا اينکه تيغ تهديد، براي کشاندن مردم به پاي صنـدوق ها، کنـد شد و شعـبده
جناح مدره و اصلاح طلب، از جعـبه مارگيري رژيم ولايت فقيه بيرون آمـد. چند سالي
نيز، بوق و کرناي تبليغـاتي داخلي و بين المللي تمامي آنهايي که در وجود اين رژيم و
ضد منافع عاليه مردم ايران، منافعي را دنبال مي کردند، گوش فلک را کـر کرد. اکنون
به جايي رسيده که ديگر آن کشتي هم به گل نشسته. آخوندها ديگر شرکاي ديروز و امروز
خود را نيز تحمل نمي کنند و با داس شوراي نگهبان و با اتهاماتي چون " سابقه فساد
مالي، سوء شهرت، اعتياد، شراب خوري و شراب سازي و ... نقل از خبرگزاري فرانسه
11.1.2004 " به درو کردن دوستان خويش مشغولند. و البته، طرف مقابل هم، با يادآوري
سوابق ننگين خود، در همين رژيم، به دفاع از خود بر خاسته و متحصن هم شده اند.

   اوضاع به صورتي است که، تمسخر مردم  ايران را برانگيخته و از طرف ديگر کباده کشان
داخلي و حاميان بين المللي رژيم را نيز کاملا مايوس  کرده. بطوريکه تقريبا تمامي
آنهايي که حتي به انتخابات شورا هاي رژيم، فراخوان شرکت داده بودند، اينک مي گويند
که ديگر رژيم، نشان داده که ، اهل انتخابات نيست و بايد اين يکي را،تحـريم نمـود.

   امـا، زهي شرف و افتخار، بر مقاومت سازمانيافته مردم ايران و مجاهدين خلق، که پس
از آغاز سرکوبگري جمهوري اسلامي، در مقابلش ايستاد، تمامي نمايشات انتخاباتي رژيم
را، نامشروع و ضددمکراتيک خواند و آنها را تحريم نمود. اينک نيز يک نــه بزرگ و
سنگين، به عظمت تمامي خلق، از سوي مردم ايران،شايسته شرايط کنوني است. نـــه، با
عدم حضور در پاي صندوق هاي انتخاباتي رژيم، ضربه کمرشکني به رژيم فرسوده آخوندي
خواهد زد و زمينه را براي وارد کردن ضربه نهايي،توسط  مردم و مقاومت سازمانيافته
ايران ، آماده تر خواهد نمـود. به قول هنرمند طنزنويس بزرگ ميهن ما، هـادي خـرسندي،
در ارتباط با سگ دعواهاي دروني رژيم و خواست عموم مردم ايران، چــه حقيقت، چــه
خيمه شب بـازي، مـا نخـواهيم، جـز بـراندازي.



                                                               م. رضـا بـرگ بيـدي
19.1.2004


--------------------------------------------------------------------------------

غم بم و دوبيتي هاي محلي
سه شنبه، 30 دي، 1382

هادي خرسندي



     «به بالينم بيا، غم دارم امشو»
     غم ويروني بم دارم امشو
     غم بم دارم و همراه اين غم
     هزارون هموطن، کم دارم امشو

     ***

     «به بالينم بيا، غم دارم امشو»
     غم ويروني بم دارم امشو
     بهشتي را ندارم باور، اما
     دلي توي جهنم دارم امشو

     ***
     ...


     غم اومد، آي غم اومد، آي غم اومد
     زمين لرزه، شديد و محکم اومد
     گمونم زلزله کافي نبوده
     که رهبر هم به ديدار بم اومد!

     ***

     غم اومد، آي غم اومد، آي غم اومد
     مقام رهبري سوي بم اومد
     نميدونم چرا وقتي که او رفت
     پتوهاي کمک، کلي کم اومد!

     ***

     اگر از آسمون خنجر بباره
     وطن جز ضربه از دولت نداره
     هزارش گر پتو تحويل دادي
     زتو ميگيره و صد ميشماره!

     ***

     بدزدد شيخ نان مختصر را
     برنج و کيسه قند و شکر را
     بيا از شهر بم بيرون برانيم
     کفن دزدان عمامه به سر را

     ***

     در اين ايام زجر و تيره بختي
     خوشا ياد از بزرگي هاي تختي
     مگر امروز شيرين عبادي
     بگيرد جاي تختي را، (به سختي!)

     ***

     نه تنها بم، که ايران نيز لرزيد
     نه تنها تن، دل و جان نيز لرزيد
     ازين همبستگي در ملت ما
     ببين، آخوند خندان نيز لرزيد!

     ***

     براوو، ملت بي دولت ما
     براوو، خلق صاحب همت ما
     گلوي شيخ آب خوش مبيناد
     ازين همبستگي در ملت ما

     ***

     به بالينم بيا، غم، غم، غم، غم، دارم امشو


Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#307 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Thu Jan 22, 2004 8:51 pm
Subject: NL2201 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
ح. واژه

خون نامه به مهتاب



تو اي مهتاب من

هنوز بيداري انگار

نخوابيدي به ياد خفتن صدها هزار

  گلهاي پرپر گشته و شبهاي پرپرگشتنِ صدها ستاره



بگو مهتابِ من

  بامن

تو از تاريخ و از بيداد و از دشمن

اگر ديروز بود كاخي از آنِ چكمه پوشان ستمگر

ولي امروز, به روي استخوان خاك من

بنا گشته هزاران كاخ خون آلود شيخ و جلادان اهريمن



نگاه كن!

كبوتر وار و پربسته

  مثال لاله هاي پرپر و

ساقه شكسته

تو اي مهتاب من

بگو آيا؟

رُزِستان سوخته در آتش

خدايا نشوم شايد شده ايران

ويران؟!

نه!

جوانانش

جوانانش

كجايند؟

جهان بشنو صداشان را

كه در گهواره مام وطن

خونباره مي گريند

تو اي مهتاب بيداري

هنوز  اي جان شيرينم

نگاه كن!

براي جرعه اي از بي كران درياي آزادي

به ضرب دشنه و خنجر

كشتند, پيران و جوانان را

  چگونه سر بريدند

فرزندانِ سرخ افكار ايران را



تو آيا پاسخي داري

براي پرسش بس گنگ تو در توي اين خون نامة من

در اين شبهاي بيداري؟



تو اي مهتاب بي تاب شبان من

ببين

به حيلت گشته گرد بي خيالي بر تن رنجور خاك من

چگونه فقرِ جانگير سايه گسترده

كه تن را مي فروشند خواهران و دخترانِ پاك من

براي دانه اي گندم

در اين فصلي كه تاراج مي شود

  نفت و خونِ اين مردم



به زير چشم تو بي وقفه,

  اي مهتاب

هزاران پيگرگلگون

اسير خاك و گور بي نشان گشتند

هزاران قامت خفته در اين خاك

بي چشم و دهان گشتند



بيا مهتاب,

پيماني ببنديم

بخشكانيم شومِ ريشه اين جانيان را

از تن ايران

بيا,

  اي مهربان مهتابِ همپيمان!


--------------------------------------------------------------------------------



--------------------------------------------------------------------------------




  غرش آزادي است اين!

   نعره ى نان است اين!


   ا سماعيل وفا يغمائي



ني نسيم اين بانگ توفان! بانگ توفانست اين!

اين كه بر ره اين چنين غران و كوبانست اين

  گوش داريدش! ببينيدش! كه از ره ميرسد

آي توفان! آي توفان گل افشا نست اين

صدهزاران مشت دارد، هر يكي ا لبرز كوه

با هزاران پاي رودآسا خروشانست اين


هرچه ظلمت تيره تر، او ميدرخشد خيره تر

همچنان فراهورائي  فروزانست اين

گر خدائي ميتواند بود باري،اين خداست!

خصم شيخان، ـ سمبل امروز شيطانست ـ اين

پاي تا سر جمله بينائي است چونان كهكشان

جنگل خورشيدها و ماه تابانست اين

مي سرايد، مي نوازد، مي رسد از شش جهت

وه كه اين خنياگر هركوي و ميدانست اين

آي نوميدان بي باور ! خدا را يك نگاه!

در نگاه هركسي، پيدا و پنهان است اين

با تمام رنجها و با تمام راهها

بر سر عهد ازل بر عهد و پيمانست اين

مي وزد از گورهاي كشتگان ظلم و جور

اشك چشم مادران خون شهيدانست اين

در سياهي هاي شبهاي خيابانهاي شرم

انتظارخواهران ما، به تهرانست اين

روي بسترهائي از نان و نياز و جبر ودرد

رعشه هاي  مرگبار صدهزارانست اين

   انتظار صد هزاران كودك ويران شده

در شب تاريك بي پايان ويرانست اي

انتظار ملتي بي نان و بي آزادي است

غرش آزادي است اين نعره ى نان است اين

مي رسد تا بشكند تا بر درد تا بگسلد

دشمن ويرانگر زنجير و زندانست اين

دشمن انديشه هاي كهنه و فرسوده است

دشمن دين ني،كه خصم دين فروشانست اين

مي رسد تا بر كشد تا برنهد بر خشت، خشت

بارگاه مردمان را سقف و ايوان است اين

از زمين زاده ست اين ني  آسمان ـ اي آسمان! ـ

زاده اندر كارگاه رنج انسانست اين

او نمي ميرد كه ميجوشد زمعناي حيات

تن ندارد او كه سر تا پا همه جا نست اين

هر كه را كشتند در او بار ديگر زاده شد

گر مسيحي هست هان عيساي دورانست اين

ما اگر مرديم يا مانديم هرگز نيست غم

او بماند او كه روح خشم توفان است اين

گله كفتارها و گرگها  در چنگ  او

تندر و آتشفشان و شير ميدا ن است اين

                                 14 ژانويه2004


Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#308 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Fri Jan 23, 2004 9:07 pm
Subject: NL2301 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
بيانيه  ژنو

22 ژانويه 2004



ما وكلا و حقوقدانان مدافع اعضاي مجاهدين ايران در عراق,

- پس از بررسي وضعيت قانوني اعضاي مجاهدين خلق ايران كه هم اكنون در عراق به سر مي
برند,

- با مطالعه نظريه هاي حقوقي جامعي كه توسط پروفسور شريف بسيوني, لرد اسلين و
پروفسور ژان ايو دوكارا و ساير اساتيد و كارشناسان حقوق بين الملل در همين زمينه
تدوين شده است,

- با در نظر گرفتن اينكه وضعيت فعلي در عراق وضعيت اشغال نظامي است, كه مشمول
قوانين لاهه و كنوانسيون چهارم ژنو مي باشد,

- با يادآوري ماده 27 كنوانسيون چهارم ژنو, ماده 48 پروتكل الحاقي ژنو 1977 و
قوانين لاهه كه بر مبناي آن «نفوس, شرافت, حقوق, اعتقادات, رفتار و سنن غيرنظاميان
به عنوان افراد تحت حفاظت بايد مورد احترام قرار گيرد. اموال خصوصي آنان بايد به
موجب قانون كشور تحت حفاظت باشد» و ماده 49 كنوانسيون چهارم ژنو و نيز قطعنامه هاي
452 (1979) و 465 (1980) و 497 (1981)و 799 (1992) و غيره شوراي امنيت در مورد
اسراييل و قطعنامه 787 (1992) در مورد يوگسلاوي و قطعنامه هاي شوراي امنيت  در مورد
جنگ عراق وكويت كه «انتقال عناصري از جمعيت را در اراضي تحت اشغال به خارج از اين
قلمرو براي قواي اشغالگر ممنوع ساخته است,»

- با يادآوري مؤكد اصل «عدم بازگرداندن» در قوانين بين المللي و همچنين ماده سوم
كنوانسيون منع شكنجه كه بازگرداندن يك فرد به كشوري كه در آن دلائل واقعي براي اين
باور وجود دارد كه وي ممكن است در آن كشور  در معرض شكنجه قرار گيرد را ممنوع مي
سازد,

- با در نظر گرفتن تصريحات رسمي آمريكا به مثابه قواي اشغالگر كه با مجاهدين خلق
ايران مستقر در عراق بر اساس كنوانسيونهاي ژنو رفتار مي شود (از جمله اطلاعيه
فرماندهي مركزي آمريكا, مورخ 13 مه 2003)

- با تأكيد بر اين كه مجاهدين خلق ايران به تصريح مقامات آمريكايي در جنگ اخير در
عراق طرف تخاصم نبوده اند و لذا اعضاي آن از حفاظت مصرحه در كنوانسيون چهارم ژنو
برخوردارند,

- با تأكيد بر تصريحات كميته بين المللي صليب سرخ كه «اعضاي مجاهدين در حال حاضر در
خاك عراق تحت مسئوليت قواي اشغالگر قرار دارند و از اين رو تحت حفاظت كنوانسيونهاي
ژنو مي باشند. بخصوص ”اصل عدم بازگرداندن” به عنوان يك اصل در معاهدات قانون بين
المللي انساندوستانه وحقوق بين الملل سنتي, كه اخراج اشخاص به كشورهايي كه در آن
ممكن است مورد آزار قرار گيرند را ممنوع مي سازد»,

- با يادآوري اصل «عدم بازگرداندن» در قوانين بين المللي و همچنين ماده سوم
كنوانسيون منع شكنجه كه بازگرداندن يك فرد به كشوري كه در آن دلائل واقعي براي اين
باور وجود دارد كه وي ممكن است در آن كشور  در معرض شكنجه قرار گيرد را ممنوع مي
سازد, همچنين با در نظر داشتن اينكه اين امر بعنوان استانداردي از حقوق بين الملل
سنتي, و حتي قوانين بديهي (jus cogens)  شناخته مي شود كه كشورها بايد مطابق آن
رفتار نمايند,

- با در نظر گرفتن قطعنامه مجمع عمومي ملل متحد مورخ 23 دسامبر 2003,  قطعنامه
پارلمان اروپا مورخ 15 ژانويه 2004, گزارش سالانه وزارت امور خارجه آمريكا (2002)
در مورد وضعيت حقوق بشر و گزارشهاي سازمانهاي معتبر بين المللي مدافع حقوق بشر نظير
عفو بين الملل كه همگي بر وخامت وضعيت حقوق بشر در ايران تأكيد كرده اند, بويژه
گزارشات مربوط به شكنجه سيستماتيك زندانيان سياسي در آن كشور,

1. بيانيه شوراي حكومتي عراق مورخ 9 دسامبر 2003 مبني بر اخراج مجاهدين خلق ايران
از عراق را غيرقانوني و خودسرانه, و آن را مردود مي شماريم. چنين اطلاعيه اي تلاش
براي انتقال اعضاي مجاهدين خلق ايران بر خلاف ميل خودشان و ناقض اصول قوانين بين
المللي انسان دوستانه و همچنين ناقض قانون بين المللي حقوق بشر مي باشد.

2. همراه با سازمان هاي بين المللي حقوق بشر, تاكيد مي كند كه اعضاي سازمان مجاهدين
خلق ايران در صورت باز پس فرستاده شدن به ايران در معرض اعدام و شكنجه خواهند بود,

3. نگراني عميق خود را نسبت به كمپين گسترده رژيم ايران براي بازگرداندن اجباري 
اعضاي  مجاهدين ابراز مي داريم,

4.  تهديد كشورهاي اروپايي از سوي مقامات رسمي ايراني نظير بيانيه وزير اطلاعات
ايران مبني بر اين كه در صورت پذيرش مجاهدين اين كشورها با عواقب شديدي مواجه
خواهند شد را تقبيح مي كنيم,

5. هشدار مي دهيم كه رژيم ايران, تحت فشار جامعه بين المللي, مي تواند تلاش كند
اخراج از عراق به ايران را تحت عناوين «بازگرداندن», «استرداد» و ساير دلائل دروغين
ديگر پرده پوشي كند,

6. توجه دولت ايالات متحده آمريكا را به ضرورت برخورد با مجاهدين مستقر در عراق در
چارچوب قوانين بين المللي و بخصوص كنوانسيون چهارم ژنو و كنوانسيون منع شكنجه, 
رعايت كليه حقوق آنان در اين رابطه و بخصوص تضمين حفاظت و سلامت آنان را جلب مي
نماييم.

7. كميته بين المللي صليب سرخ را به اجراي تام و تمام وظايف خود به مثابه نگاهبان
قانون بين المللي انساندوستانه در اين قضيه فرا مي خوانيم و خواستار مداخله فعال آن
و حضور نمايندگانش در كمپ اشرف براي نظارت مستقيم بر فرآيند كنوني و گزارش هر گونه
نقض حقوق احتمالي هستيم.

8. دبيركل ملل متحد و دولتهاي عضو آن و به ويژه دولتهاي عضو ائتلاف را به اتخاذ
موضع صريح و قاطع در مقابل فشارهاي رژيم ايران براي استرداد اعضاي مجاهدين
فراميخوانيم تا از بروز يك فاجعه انساني جلوگيري شود.



كميته بين المللي حقوق دانان مدافع مجاهدين ايراني در عراق


--------------------------------------------------------------------------------

                      قـطعـــات يـک  مــوزائيـــک ( 2 )



                        نـگـا هــي  گــذرا  بــه درون

                                                                                
رحمان کريمي

فرهنگ سياسي از وجوه مشابه خود همانند فرهنگ اقتصادي ، فرهنگ اجتماعي و مناسباتي ،
فرهنگ هنري – ادبي ، فرهنگ ارتباط جمعي ، فرهنگ مديريت و دولتمداري نه تنها جدا نمي
باشد که مجموعه آن نُمودها وحضور و بروزهاست که شاخص و مختصات مادي ومعنوي تمدن
وقابليت وتوان رشديابندگي  يا فقدان و ضعف آن را به نمايش مي گذارد . تأثير مستقيم
سير حوادث ناگوار يا خوش دردرازناي تکامل تاريخي ، امري ست حتمي وغيرقابل انکار .
اما اين تأثيرگذاريهاي مستقيم به منزله يک « برائت نامه » نمي توان ميان نسل هاي يک
ملت با حفظ عوارض و معايب حاصل از آنها ، دست بدست کرد وروزگاررا بر يک مدار گذراند
. هرمرحله وهر اتفاق تاريخي درسها وتجربياتي را موجب مي گردد . که اگر بدانها بي
اعتنايي شود انگارکه فقط اثرات منفي و ناگوار آن حوادث قابل جذب ودرک وحفظ بوده و
نه فراگيري هاي لازم براي تقويت بنيه دفاعي در برابر حوادث مشابه آينده . متأسفانه
ما تا کنون به مقوله ونقش اخلاق نه به معني عام ومتداول آن ، بل به معني اخص آن
توجه لازم نداشته ايم . اخلاق درحقيقت انعکاس وحاصل جمع ادراکات وتأثيرپذيري
وتأثيرگذاري ما از آن مجموعه متنوع ودر عين حال متضاد فرهنگي ست .

فرهنگ عامه ( فولکلور ) منبع بسيار غني وسرشاري از مواد قابل تحقيق است براي
امدادرساني به تحقيقات اجتماعي و روان اجتماعي . با نگرش عميق وهمه جانبه به اين
اقيانوس خودجوش مي توانيم شناخت و درس هايي از چند وچون مختصات روان فردي وروان
اجتماعي وآگاهي ازبخش هاي فراتراز هر حادثه تاريخي بياموزيم . متأسفانه محققان هنوز
غواص اين دريا نشده اند . کساني جمع آوري کرده اند که البته همه آنچه بايد هنوز
نيست ولي به حيطه تحقيق نيامده اند . فرهنگ عامه آيينهٌ تمام نماي بخش قابل ملاحظه
يي  از خلقيات و اخلاقيات فردي و جمعي ونيز مؤثرات برعقايد نه تنها عوام که خواص
نيز مي باشد . اشاره به فرهنگ عامه کردم تا وقتي به رسوبات و راههاي پر پيچ و خم و
درهم گره خورده اخلاق فردي يا عمومي برسيم ، بتوانيم دريابيم که منش و کاراکتر
دروني فرد نه همانست که معمولاً به ظاهر مي نماياند . واين يکي از بزرگترين مشکلات
و موانع اجتماعي و سياسي ما بوده وهست . دوگانگي بر سطحي کاران ، دکانداران و فرصت
طلبان سياسي گران نمي آيد که خود از قبايل دوزيستي هستند . اما سازمان ها و افراد
صادق ، يکرويه و مبارز واقعي بيشترين لطمات را ازين رهگذر ، تحمل مي کنند . سازمان
مجاهدين خلق ايران بي هيچ مداهنه و مبالغه از زمان تأسيس تا به امروز درمسير بسيار
دشوار خارج از تصور يک آدم عادي ، در نهايت ايثار و فداي کامل به پيش آمده اند واز
هر هجوم ومحاصره به يمن نجابت و اصالت و ايمان خلل ناپذيرشان  درامان مانده اند .
درتداول عوام گفته مي شود که گاه زخم زبان از تير جانسوزترست .  شاعر خوب گفته است
که : «  ترسم از ترکان تيرانداز نيست / طعنه تيرآورانم مي کشد » .  اگر دوستي بيا
درخانه ، هرچه دل تنگت مي خواهد بگو واگر دوست نيستي بگو کيستي تا تکليف روشن باشد
. ما همه درخارج هستيم و نه درداخل و زير تيغ مستقيم جلادان اگر من به سازمان يا
حزب سياسي ديگر وصلم و مي خواهم از موضع سياسي و ايدئولوژيکي آن سازمان با مجاهدين
خلق ، با شوراي ملي مقاومت برخورد انتقادي کنم چه دليلي دارد که خود را پشت ستون
پنهان کنم . مرد ومردانه بايستم در ملاء وحرفم را بزنم . مگر نمي گويم که من
انقلابي هستم و مجاهدين خلق خط انقلاب و سرنگوني را بوسيده و کنار گذاشته اند ؟ خب
! مجاهدين ديگر انقلابي نيستند ، تو و همگنان تو که ماشاءالله درامنيت اروپا روي
دست چه گوارا بلند شده ايد چرا شهامت اخلاقي انقلابي نداريد . اگر انقلابي بودن به
شعار دادن و انشا نويسي ست که رحمان کريمي با قلم ناتوان و مفلوج خود مي تواند برود
جلو يک مجاهد خلق ، برود جلو خانم مريم رجوي ، برود جلو آقاي مسعود رجوي سينه اش را
جلو بدهد و با صداي غرّاي امپرياليسم لرزبگويد : اينک ، يک انقلابي بي سابقه !! .
شگرد يکي به نعل زدن ويکي به ميخ زدن از اخلاق جوانمردان نيست و انتقادي را بارها
وبارها تکرار کردن نمي تواند خالي از غرض باشد . اين را يک بچه هم خوب مي فهمد .
مطلقاً قصد برچسب زدن و اهانتي درکار نيست . اما در کسوت دوستي ، حرفي را مکرر به
سايت ها آوردن لااقل درعمل فاصله چنداني به کار بريده مزدوران ندارد . آنها خصومت
را پنهان نمي کنند و خنجرهاي کُند وزنگ زده خود را زير قبا قايم نمي کنند . درين
نوشتار ازکسي نام نبردم به دليل آنکه اهل مجادله هاي يا مفت نيستم و دوم آنکه آ ن
حضرات هم از پشت ستون حرف مي زنند و بنابراين مخلص ناگزيراست موضوع را کلي و عمومي
مطرح کند .

آري ، خيلي از ابتلائات و تظاهرات به ظاهر اجتماعي وسياسي حاصل بي پرنسيبي ناشي از
دوگانگي ماست . مخلص از آن افرادي نيست که هر لنگ و لگدي که از جانب کسي بيايد بي
اطمينان و تحقيق آن را به سوراخ و سنبه هاي رژيم نسبت دهم . اين جوريش خيلي هست ولي
نه همه . يک وقت لگد پراني از سازمان يا حزب ديگر مي آيد . ويا مربوط مي شود به
بهمريختگي ذهني و تذبذب فکري آن فرد مربوطه . ويا از کساني ست که دوست دارد گردو
خاک کند . دليل مي تواند متعدد باشد ولي بهر تقدير ، نتيجه منفي آن يکي ست .



                                      و بــاز هــم در بـاره  رفــرانـدم



بعضي ها مي گويند طراح شعار رفراندم «  رضا پهلوي » ست که مطرح کرده وبنا براين طرح
آن از طرف خانم مريم رجوي رئيس جمهور شجاع مقاومت به منزله تغيير موضع انقلابي و
شعار سرنگوني هست . اين يا نهايت بي انصافي و غرض ورزي ويا نشانه عدم اطلاع کافيست
. صاحب اين قلم از سالها پيش به تناوب و مناسبت هاي خاص از رهبر صديق وفداکار
مقاومت ايران آقاي مسعود رجوي ، خوانده است که خطاب به آخوندهاي حاکم مي گفت که اگر
مدعي مقبوليت مردمي هستيد بياييد شانس خود را دريک رفراندم زير نظر سازمان ملل متحد
به آزمون بگذاريد . انقلابيون ! امروز ، اين دُن کيشوت هاي سوار اسب چوبي کلمات و
شمشير چوبي ادعاهاي بي عمل ، آنوقت ها کجا بودند که صدايشان به اعتراض بلند نشد ؟
يا حافظه تاريخي ما براي از دست دادن مستندات نزديک هم بي اندازه ضعيف است ويا
مسئله اصلي چيز ديگري ست واين لغز خواني هاي صد من يک غاز نمي تواند نيت واقعي را
پوشيده بدارد .

طرح شعار رفراندم زير نظارت مراجع ذي صلاح بين المللي هم چنانکه پيشتر در مقاله يي
مطرح کردم ، به معني عقب نشيني نيست و فقط يک شعار موضعي حول نظر بيان شده ازجانب 
رهبر مقاومت در سالهاي پيش است . آنکه ريگي درکفش ندارد مي تواند موقعيت و شرايط
حساس و بس بحراني تحميل شده به ارتش پر افتخار آزادي بخش ملي ايران وسازمان مجاهدين
خلق را درک کند . بر شاخه هاي چه بسا لرزان فلان « ايسم »  ايستادن و دست را بغل
گوش گذاشتن و مؤذني انقلابي کردن کار دشواري نيست . طرح شعار رفراندم ازجانب مقاومت
درين برهه خاص يک اتمام حجت با حاميان وطرف معامله هاي بين المللي آخوندهاست و نه
پا پس گذاشتن . خداي من که اين نسبت ناروا به پاکباخته ترين فرزندان شريف و جان
برکف خلق ، چه بي رحمانه و بس موذيانه است .

اگر انقلاب و انقلابي بودن ختم مي شد به کار مطبوعاتي ونطق ونگارش وگذاشتن اکسيون
در سواحل امنيت وعافيت ، شايد مخلص به اين مدعيان حق مي داد زيرا حد اقل صرفه آن ،
اين بود که خودم هم مي شدم يک پا انقلابي !  چشم بربيلان پر ارقام و شکوهمند کار
ديروز وامروز مجاهدين خلق بربستن ووقت گير آوردن و دهان به شعارهاي بي پشتوانه
انقلابي گشودن بدور از انصاف و مردانگي ست . درثاني منتقدان چند بار ديگر مي خواهند
يک مسئله را دربوق کنند ؟ تا اين حد از سکوت مجاهدين خلق سوء استفاده کردن چه نام
مي تواند داشته باشد ؟ مجاهدين خلق و ديگر مطرح کنندگان طرح رفراندم مي دانند که
رژيم زير بارنخواهد رفت وجز نيروي تواناي خلق هاي ايران هيچ مرجعي نيست تا آخوندها
را وادار به تن دادن به مرگ وسقوط شان ناچارکند . شعاررفراندم درشرايط هم جانبه
امروز ، بهترين و مؤثرترين شعار وهدفي ست که توده ها مي توانند براساس آن عليه رژيم
بحرکت درآيند . اين خواستي ست که درون خلق ها ي عاصي ايران به انشقاق و مخالفت
برخورد نخواهد کرد . ما امروز بايد همه توجه مان به داخل کشور باشد . مردم بيدار
شده واز تمامي جناح هاي رژيم سرخورده اند . مردم خواهان سرنگوني تماميت اين نظام
شوم ودغلباز هستند . امروز که ارتش آزادي بخش خلع سلاح و درمعرض مخاطرات غيرقابل
پيش بيني قراردارد ، با چه ابزاري مي خواهيم امر سرنگوني را بانجام برسانيم  ؟  با
مقاله نويسي و بولتن انقلابي بيرون دادن ؟ درحال حاضر رفراندم زيرنظر سازمان ملل
متحد عامل خوبي براي تشکل و تحرک توده هاست . اگر کسي به اين امر بديهي  شيرفهم نمي
شود ، گناه ازمقاومت نيست .

                                                          22  ژانويه  2004


--------------------------------------------------------------------------------

گفتگو با عبدي هزارخاني در مورد مسائل روز
جمعه، 3 بهمن، 1382


   آرش شمس: آقاي هزارخاني نظر حزب در مورد رويدادهاي اخير چيست؟

   عبدي هزارخاني: هر چه بيشتر در احوال رژيم دقت کنيم، بيشتر به ضعف و پوکي کليت
رژيم پي ميبريم. اين رژيم در مرحله بسيار وخيمي قرار دارد. به لحاظ استانداردهاي يک
حکومت مستبد و ديکتاتوري هم که به آن نگاه کنيم باز هم نمي توانيم اين واقعيت را
ناديده بگيريم که رژيم تا اعماق وجود و درون سيستمش پوسيده است. اما سوالي که طي دو
دهه اخير مرتبا از سوي ناظران بين المللي و مردم پرسيده مي شود اينست که اگرانيها
آنقدر وضعشان به لحاظ سيساسي- اقتصادي و بنيان هاي حکومتي خراب است، پس چرا هنوز
آخوندها سرپا هستند؟ در پاسخ به اين سوال مي توانم بگويم که جنبه هاي مختلفي تا
بحال در ادامه حيات رژيم موثر بوده است. اما اگر بخواهم به اصلي ترين و مهمترين اين
علل اشاره کنم بايد به ضعف اپوزسيون اشاره کنم. ابتدا بهتر است روشن کنم که منظور
از اپوزسيون تنها سازمانها و احزاب مخالف نيست. اپوزسيون از ديد من برآيند مجموعه
مخالفتها در جامعه است که در عالي ترين شکلش ممکن است در نهادها، سازمانها و احزاب
سياسي اجتماعي متجلي شود...



    همانطور که گفتم رژيم واقعا به يک تلنگر بند است اما متاسفانه اعتراضات و
نارضايتي مردم تاکنون نتوانسته در يک نقطه بر عليه رژيم متمرکز شود.

   آرش شمس: يعني جنجالهاي اخير ميان دو جناح رژيم و بحران رد صلاحيتها به نظر شما
از ضعف رژيم ناشي مي شود و صرفا بازار گرمي براي نمايش انتخاباتي مجلس هفتم نيست؟

   عبدي هزارخاني: خير، صرفا بازي و جنگ زرگري نيست. در گذشته هم جنگ و جدالهاي
دروني رژيم واقعي بوده اما آنچه که بايد در نظر داشت اينست که رژيم در بسياري از
سرفصلها توانسته از اين جدالها استفاده هم بکند. حالا هم به همين صورت است. بحران
کنوني هم، بحران يک رژيم فرسوده است که در بسياري جبنه ها به بن بست رسيده و توان
کنترل را از دست داده. اما اين به اين معني نيست که بخواهد با سازشهايي نه تنها سر
و ته افتضاحات را به هم بياورد، بلکه با جادو جنبلهاي گذشته از آن سوء استفاده هم
بکند. در صورت سازش هم، اينبار با موارد گذشته فرق مي کند. بازي اصلاح گرايي و رفرم
کاملا در 9 اسفند سال گذشته به آخر رسيد. در نمايش انتخابات شهر و روستا مردم
تودهني بزرگي به رژيم و همه پشتيبانان داخلي و بين المللي اش زدند. فراموش نکنيم که
در 9 اسفند 81 رژيم آزادترين انتخابات تاريخش را در چارچوب آخوندي برگزار کرد.
نظارت استصوابي درکار نبود و حتي نهضت آزادي و همه ملي مذهبي ها هم آزادانه کانديد
شده بودند. خود رژيم اعتراف کرد که نمايشش يک شکست مفتضح بوده. تودهني بزرگ مردم به
تمامي رژيم آنقدر بزرگ بود که آقاي ابراهيم يزدي، دبير کل نهضت آزادي را مجبور کرد
بگويد که "مردم با عدم شرکتشان خودزني سياسي کردند." الان هم بر فرض عده اي تاييد
صلاحيت بشوند، نتيجه اش که بهتر از 9 اسفند پارسال نمي شود.

   نمونه ديگر تودهني مردم به رژيم را در همين تحصن نمايندگان مي بينيم. مردم عملا
با بي اعتنايي شان به جهان نشان دادند که داستان اصلاح طلبي که مداوما در رسانه هاي
جمعي غرب تبليغ مي شود، دروغ محض است. اگر يادتان باشد جرقه وقايع 18 تير1378 با
تعطيلي روزنامه سلام شروع شده بود. اما اکنون اکثريت نمايندگان مجلس آخوندي تحصن و
روزه مي گيرند اما مردم بي اعتنا به آنان مي خندند. براي سران جناح حاکم هم اين تست
جالبي بود. البته جناح حاکم مدتهاست که به اين رسيده است که دو خرداد تمام شده است.
نفر بعد از خاتمي هم را هم که طرف حساب غرب باشد، پيشاپيش معرفي کرده. آخوند روحاني
يک تنه به جاي وزارت خارجه دولت خاتمي با غرب طرف صحبت است. فردي که سنخيتي نه با
ادعاي اصلاحات قلابي دارد و بيشتر با رفسنجاني و خامنه اي آبشخور دارد. فردي که به
غرب اطمينان مي دهد که آخوندها براي دستيابي به تکنولوژي هسته اي زياد تکاپو نمي
کند.

   آرش شمس: خوب با اين تفاصيل برنامه بعدي رژيم چيست؟ مردم و اپوزسيون براي زدن
ضربه موثر چه راهي را بايد در پيش بگيرند؟

   تا آنجائيکه به رژيم برمي گردد، هيچ برنامه بلند مدتي را نمي تواند براي خود
ترسيم کند. خيلي هنر کند از بحرانهاي دوره اي عبور کند و اگر هم شد غرب را با وعده
و وعيد و شانتاژ گول بزند. اتفاقا رژيم هم اين موضوع را دريافته که وضعش بسيار خراب
است و براي يک حداقل ثبات، يا بهتر است بگويم نشان دادن و تبليغ حداقل ثبات، ضربات
اساسي به سازمانيافته ترين جريان اپوزسيون يعني مجاهدين خلق وارد کند. اگر دقت کنيم
در چند ماهه اخير هم و غم اصلي رژيم اين بوده که از شرايط بوجود آمده در منطقه که
يک نيروي خارجي دست اپوزسيون سازمانيافته ايراني را بسته است، بيشترين استفاده را
بکند. اين آخوند روحاني هم هر جا رفته در برابر هر درخواست کشورهاي غربي، فقط و فقط
محدوديت بيشتر مجاهدين را مي خواهد. حتي رژيم ديگر از آمريکا رفع تحريمها و يا آزاد
کردن دارائيها را به اندازه اي که استرداد مجاهدين را مي خواهد، درخواست نمي کند.
جالب اينجاست که از خروج مجاهدين از عراق و ورودشان به اروپا هم نگران است. اينها
همه بخاطر اينست که کاملا به شرايط خودش واقع است و از اين طريق مي خواهد در ضمني
که داخل را مرعوب مي کند و به جنبش مردمي نا اميدي را بفبولاند، به خارج هم نشان
دهد که قادر است اپوزسيون سازمانيافته مقابلش را عقب براند. بيخود نيست با وجود همه
بدبختي هاي روزمره، اصلي ترين دغدغه رژيم در عراق است.

   اما در مورد اينکه مردم و سازمانهاي واقعي اپوزسيون چه مي توانند بکنند، به نظر
من قدم اول اينست که رژيم بايد در مرحله اول يکدست بشود. يکدست بوده اما چهره واقعي
خود را به نمايش بگذارد . افسانه جناح خوب، جناح بد و يا آخوند خوب- بد بايد براي
هميشه تمام شود. اين موضوع به هر صورت دارد اتفاق مي افتد. ابزارهايي را که از طريق
آنها براي خود زمان بخرد، بايد از دستش خارج شود. رژيم فاشيستي که کاملا يکدست است
و جهان را نمي تواند با اميد رفرم پذيري بفريبد،? زياد دوام نمي آورد. در کنار اين
واقعه بهترين روشي که جامعه و اپوزسيون مي تواند در پيش بگيرد، حرکت به سوي همبستگي
ملي است.

   31 دي 1382


Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#309 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Sat Jan 24, 2004 8:53 pm
Subject: NL2401 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
روزنامه لوتام   Le Temps   (چاپ ژنو) 23 ژانويه 2004



مجاهدين خلق ايران بخاطر ميليتانهاي خود در عراق بسيج مي شوند



سازمان اپوزيسيون ايراني از آن بيم دارد كه 4000 عضو آن كه در عراق حضور دارند توسط
حاكميت جديد بغداد به تهران تحويل داده شوند



نوسانات نبرد نزد مجاهدين خلق ايران. از 9 دسامبر, سازمان اپوزيسيون در برابر رژيم
تهران خود را بسيج كرده است تا از تحويل 4000 رزمنده خود به ايران, آنچنانكه شوراي
موقت دولتي عراق در اين تاريخ تلويحاً به آن اشاره كرده بود, جلوگيري كند. اين
سازمان تمامي سرپل هاي سياسي, نهادي و مطبوعاتي خود را در سراسر جهان بسيج كرده است
تا از آنچه كه بگفته خودش معادل محكوميت اعضايش به مرگ مي باشد پيشگيري نمايد, اين
اعضاء در حال حاضر تحت حفاظت آمريكا در كمپ اشرف در صد كيلومتري شمال بغداد گرد
آورده شده اند.

پنجشنبه در يك كنفرانس مطبوعاتي درژنو, حدود 20 وكيل از خانواده هاي مجاهدين, كه از
حدوداً 10 كشور آمده بودند, باين ترتيب گرد هم آمدند تا اين نگراني ها را منعكس
كنند و خطوط اصلي يك راه حل احتمالي را ترسيم نمايند. وكلاي ژنوي  مارك هانزلن و
كريستيان گروبه , در حاليكه همكاراني كه از آنسوي اقيانوس اطلس و اروپا آمده بودند
آنها را احاطه كرده بودند, ياد آوري كردند كه اين حدوداً 4000 مجاهد غير نظاميان
تحت حفاظت كنوانسيون 4 ژنو مي باشند و هر گونه اخراج آنها به ايران نقض شديد حقوق
بين الملل بشر دوستانه مي باشد..

وكيل گروبه پيشنهاد كرد «از آنجا كه اكثريت بزرگي از آنها در خارج خانواده دارند و
منجمله در سويس, آنها مي بايستي از استاتوي پناهندگي برخوردار شوند». وي از
كنفدراسيون (دولت سويس-م) خواست تا ابتكار يك برگزاري يك كنفرانس بين المللي در
رابطه با اين موضوع را بعهده بگيرد.

اين امري نيست كه بطور خودبخودي پيش برود.مجاهدين امروزه در كانون  معاملات تاريك
استراتژيك-منطقه اي قرارگرفته اند كه بيش از هر زمان ديگري آنها را به مهره هايي
روي صفحه شطرنج خاورميانه تبديل كرده است. آمريكا البته وتوي خود را در مقابل تصميم
9دسامبر قرار داده است. همانطور كه بدون پرده پوشي يكي از شركت كنندگان در جلسه ژنو
مي گويد, «رئيس جمهور آمريكا واقعاً تمايل ندارد كه در اوج كمپين انتخاباتي ناچار
شود تصاويري از مجاهدين بدارآويخته شده از تيرهاي چراغ برق در تهران را تفسير كند».
از سوي ديگر, پنتاگون هيچگاه پنهان نكرده است كه قصد دارد اين حمايت شدگان سابقِ
(از 1981 ببعد) صدام حسين را در فرضيه يك اقدام نظامي عليه ايران, زير بازوي خود
نگه دارد. آنها علاوه بر اين شهرت دارند كه يك معدن اطلاعات دررابطه با ايران و
برنامه هسته اي آن مي باشند. ژست هاي حسن نيت در قبل تهران در انتظار خواهند ماند
….

تا كي؟ امكان يك معاوضه مجاهدين در برابر رهبران القاعده كه در ايران نگه داشته شده
اند توسط وكلاي اين جنبش بسيار جدي گرفته مي شود. استيون اشنيبام, وكيل از واشنگتن
تإكيد مي كند «اين امكان بصورت علني مطرح نشده است, حتي معاون وزير خارجه ريچار
آرميتاژ آنرا رسماً مردود دانسته است. ولي اين مربوط به يك ماه پيش بود, و مي تواند
تغيير كند». بهمين ترتيب, عقب نشستنِ, نهايي, قدرت اشغالگر نگران كننده است. اريك
سوتاس, رئيس سازمان بين المللي عليه شكنجه (OMCT) توضيح مي دهد: «عراق كنوانسيون
بين المللي عليه شكنجه را امضا نكرده است, و اين امر اضطراري است كه از برقراري
تضمين هاي حقوقي براي آينده اطمينان حاصل شود».

خلاصه, در حاليكه سر و صداي تلاش هاي نزديك شدن بين واشنگتن و تهران در منطقه
پيچيده است, استفان رجوي, فرزند كاظم رجوي, مخالف ايراني كه در 1990 در كوپه بقتل
رسيد, از اين مي ترسد كه «واقعيت حفاظتي كه مجاهدين در عراق از آن برخوردار هستند
تابع نوسانات سياسي باقي بماند». و (تابع) درخواستهاي عراقي ها كه عدالت حق آنها را
بازگرداند...

چرا كه مجاهدين همچنين موضوع اتهامات وخيمي در رابطه با نقشي كه طي سركوب شيعيان در
1991, بعد از جنگ خليج داشته اند مي باشند. مدافعان آنها مي پذيرند كه اين واقعيت
بايستي در نظر گرفته شود, بعضي ها شرمگينانه تر از بعضي هاي ديگر.  ولي چطور؟
حاكميت جديد در بغداد يك رويه قضايي شكايت عليه آنها از جانب هر شخصي از ناحيه
ايشان متضرر شده باشد, برقرار كرده است. وكيل هانزلن از خود مي پرسد « اما سيستم
قضايي عراق, آنطور كه امروز وجود دارد, آيا در موقعيتي هست كه بتواند به اين پرونده
بپردازد؟». وكيل گروبه به نوبه خود امكان ارجاع دادن به يك دادگاه بين المللي را
مطرح مي كند.

آخرين نبرد مجاهدين در عراق تنها آغاز شده است.

ساموئل گارداز Samuel Gardaz


--------------------------------------------------------------------------------

چند و چوني در آيينهٌ زمان



كاظم مصطفوي

mostafavikazem@...





گفته‌اند روشنفكر كسي است كه «اعتراض» مي‌كند. اما اين اعتراض «بي‌زمان» نيست.
روشنفكر حضوري معترض در آيينهٌ زمان است. چرا كه اگر قيد زماني را براي اعتراض
روشنفكر در نظر نگيريم يك جاي كار او لنگ مي‌شود. روشنفكر بايستي حضورش را در
«زمان» اعلام كند. ماههاي آخر سال57 مثال روشنگري است. همهٌ مردم, از زن و مرد تا
كوچك و بزرگ, به‌خيابانها ريخته بودند و به‌ديكتاتوري و اختناق اعتراض مي‌كردند.
اما به‌آنها روشنفكر نمي‌گفتيم. خميني هم كه بنا به‌طينت مفتخورش اغلب بعد از آنها
اعتراض مي‌كرد روشنفكر نبود. مردم, توده‌هاي به‌جان آمده بودند و خميني موج سواري
كه انقلاب را دزديد. وقتي ويژگي زماني اعتراض در نظر گرفته نشود خميني اول معترض
مي‌شود و بعد رهبر  انقلاب. در حالي كه روشنفكر حنيف نژادها بودند و سعيد محسن‌ها و
مسعود احمدزاده‌ها و بيژن جزني‌ها و پاك‌نژادها. آنها كه نه اسير «زمان» شدند و نه
در دام چه كنم,  چه كنم‌هاي وسوسه‌انگيز افتادند. در يك كلام, روشنفكر كسي است كه
اول اعتراض مي‌كند.

نيما و شاملو و فروغ و دكتر ساعدي نمونه‌هاي اصيل روشنفكري در عالم ادبيات و فرهنگ
معاصر هستند. نيما وقتي كه برسر ساحل نشينان شاد و خندان, و در واقع بي‌درد, فرياد
كشيد و نفري را نشانشان داد كه «در آب دارد مي‌سپارد جان» و فروغ آنگاه كه كشتف كرد
«تنها صداست كه مي‌ماند» و از خود پرسيد: «چرا توقف كنم؟» و شاملو وقتي كه خلق
به‌خواب رفته را با نعرة «اي ياوه اي ياوه ياوه ياوه »اش به‌بيداري فرامي‌خواند
روشنفكر بودند. حرفشان از دل برمي‌آمد و به‌رغم تلخي‌هاي گاه گزنده بردل مي‌نشست.
آيا هنوز هم بعد از ديدن و خواندن آثار شادروان ساعدي احساس نمي‌كنيد كه خوف ناشي
از تحقق يك جنايت در تقدير شما را از كرختي به‌در آورده است؟ امثال ساعدي به‌راستي
شاخكهاي حساس زمانه خود هستند. هرحرفشان تيغي است برعصبي پوسيده و تازيانه‌ اي
برگوشتي كرخت.

با اين حساب, براي ارزيابي بهتر خود در برابر آينه بايستيم و خود را مورد سوال قرار
دهيم.

صورت مسئله بسيار ساده و روشن است. مي‌خواهند چند هزار رزمندهٌ آزادي را كت بسته
تحويل خونريزترين قاتلان بدهند. قاتلاني سفاك و شقي كه در بربريت هيچكدامشان نمونه
ندارند. هراختلافي با اين رزمندگان داشته باشيم سؤال اصلي را منتفي نمي‌كند. به‌چه
جرمي؟ و چرا؟ و براساس كدام معيار؟ جنايتي هولناك در شرف وقوع است. ما در كجاي قضيه
مي‌ايستيم؟ در كدام سوي ميز؟ اعتراض مي‌كنيم يا نه؟

گاهي, ما اعتراض مي‌كنيم, اما نه به‌قاتلان و دوستاقبانان. به‌قربانيان.
به‌رزمندگان. به‌مجاهداني كه تنها جرم اثبات شده شان «نه» گفتن به‌آخوندها بوده
است. گوييا كه اكنون بهترين فرصت براي كينه كشي‌هاي ديرينه فرارسيده. اسم واقعي اين
به‌اصطلاح «اعتراض» تصفيه حساب است. اين جماعت را رها كنيم. حواله‌شان به‌شيخ محمد
خياباني كه از او خوانده ايم: «در بحبوحهٌ جنبش تبريز به‌شيخ محمد خياباني گفتند
شاعران تهران ديگر براي او شعر نخواهند گفت. او جواب داد: ”شعراي تهران ديگر براي
ما شعر نخواهند سرود؟ عجب! چه تصور مي‌فرمايند؟ ما در سر آن شعراي مداهن كه قابل
خريد و فروش هستند با هيچ كس طرف نخواهيم شد و هيچ انتظاري هم نداريم. شما برويد
رباعيهاي نفرت‌انگيز خودتان را برخاكپاي خائنين تقديم نماييد... بگذاريد تبريز اين
جهاد را بدون قصيده‌ هاي شما انجام دهد....”» (كتاب  تاريخ 18ساله نوشتهٌ شادروان
كسروي صفحهٌ 883 گفتار نهم).

گاهي هم, طور ديگري جاي قرباني و جلاد را عوض مي‌كنيم. يعني مي‌گوييم «خود كرده را
تدبير نيست». اين هم از آن حرفهاست. نوك سوزني پوستهٌ اين «بزرگواري» را بشكافيم
خروار خروار وارونه‌گويي بيرون مي‌زند. گوييا حرف منصور حلاج را نخوانده‌ايم كه
گفته است: «ما همه سال در طلب بلاي او باشيم چون سلطاني كه دايم در طلب ولايت است».
هنوز تفاوت «طلب بلا»ي رزمندگان آزادي و «طلب ولايت» خودشان روشن نشده كه چنان
درافشاني‌هايي مي‌شود.

اما واقعيت چيست؟ و چه اتفاقي افتاده است؟

جنگي شده است. جنگي كه به‌ما مربوط نبود اما عواقبش ما را هم در برگرفت. خاتمي را
اين قدر بلبل زبان ديده بوديد؟ مداح وقيح لاجوردي كه دست داشتن در خون هزاران
قتل‌عام شده سال67 تنها يكي از جرائم ضدبشري‌اش است حالا به‌ميدان آمده و پيغام و
پسغامهاي آشكار و نهان مي‌دهد, آن هم نه يك بار و دوبار كه هرگاه كه فرصت يافته
است, تقاضاي استرداد مجاهدين را مي‌دهد و سخن از عفو دادن به‌آنها مي‌گويد. و مگر
غير از اين است كه اين تازه روي قضيه است؟ و آه از معاملات مخفي و وعده و وعيدهاي
پنهان و باج دادنهاي زيرجلكي. سفر آخوند روحاني, رئيس شوراي امنيت ملي رژيم
به‌فرانسه براي خريد پژو است يا كنكورد؟ ما از مذاكرات او خبري نداريم اما مطمئن
هستيم كه روحاني نيامده است دربارهٌ جايزه صلح نوبل مذاكره كند! براي طرفهاي
مذاكرات خود باقلواي يزد را هم به‌سوغات نياورده است. او كه به‌تعبير شاملو «دهانش
تنها همهمهٌ عفن اذكارش» است, بي ترديد از تبار حجاج است و تخمهٌ لاجوردي. و كاري
جز توطئه و دسيسه عليه مقاومت و رزمندگان ندارد.

پس ما ناگزير از موضعگيري هستيم. چرا ؟ چون در دهكدهٌ كوچكي كه جهان نام دارد تمام
كوچه پس كوچه‌ها به‌هم راه دارند. بخواهيم يا نخواهيم وقتي سيلي بيايد و يا طوفاني
بوزد ما را هم با خود خواهد برد. به‌كجا؟ چه مي‌دانيم؟ بادها و سيلها معمولاً
نمي‌گويند به‌كجا خواهند رسيد. به‌هرحال اگر نمي‌خواهيم, كاغذ مچاله‌ اي باشيم اسير
گردباد و يا تخته پارهٌ حقيري مقهور سيل, بايد بجنگيم. چاره‌اي نداريم. جنگيدن پيش
فرض اوليه و روشن بقا است. پس اگر بقا را پذيرفته‌ايم, سؤال اصلي اين نيست كه
بجنگيم يا نجنگيم. مهمتر اين است كه پاسخ بدهيم در اين دهكدهٌ كوچك اما شلوغ با چه
كسي بايد بجنگيم؟ مي‌توان البته با دشمنان ريز و درشتي هم خود را سرگرم شد. حتي
وجدان خود را تا اندازه‌اي راحت كرد. اما از ميان همهٌ جنگها تنها يك جنگ است كه
واقعاً جنگ است. جنگي كه اگر تن به‌آن ندهيم آخوندها پيروز مي شوند. و آن وقت نه
تنها نابودي رزمندگان صف اول نبرد كه نابودي همهٌ ما حداقل براي يك دوره تاريخي
قطعي است. آيا اين را احساس مي‌كنيم؟ يعني با گوشت و پوست و استخوان و تمام وجودمان
اين را مي‌فهميم؟ تا به‌حال هيچ موقع نقش تك تك ما اين قدر تعيين‌كننده و اثرگذار
نبوده است. باور مي‌كنيم؟ من به‌دليل بزرگي مسئله, مقداري شك دارم كه هنوز ابعاد
قضيه را درك كرده باشيم.  اگر ترديدي مي‌بينيد, و يا درنگي, و يا اندكي لختي و خوش
خيالي, اولين دليلش همين است. دوست نداريم انتهاي مسئله را ببينيم. چرا؟ انتهاي
مسئله آزار‌دهنده است. آدم را از خواب خوش بيدار مي‌كند. نگران مي‌كند. دلواپس
مي‌كند و بعد از آن ديگر نمي‌شود دست روي دست گذاشت. نمي‌شود اما و اگر كرد. در
نتيجه ناخودآگاه از ديدن عمق فاجعه‌اي كه دارد اتفاق مي‌افتد فرار مي‌كنيم. چگونه؟
با انكار واقعيت. با بزك كردن آن. با لالايي خواندن و در خواب خرگوشي رفتن. حتي قرص
مسكن و خواب آور خوردن.

نمايشنامهٌ «آي بي‌كلاه, آي با كلاه» را به‌ياد مي‌آوريد؟ اكنون در پردهٌ دوم آن
به‌سر مي‌بريم. دوران پردهٌ اول گذشته است. باور مي‌كنيم؟

اين نمايشنامه يكي از بهترين نوشته‌هاي شادروان دكتر ساعدي است. نمايشنامه‌اي در دو
پرده كه تقريباً تكرار هم هستند و در عين حال متضاد و متفاوت. در پرده اول, ناظري
بربالكني مشرف به‌كوچه و خرابه‌اي ايستاده و پيرمردي را نظاره مي‌كند كه سخن از
حرامي‌هاي داخل خرابه مي‌گويد. در پايان «ننه علي» گداي پيري از خرابه بيرون مي‌آيد
و موجب خشم و بي‌اعتمادي اهالي مي‌شود. در پردهٌ دوم, اما, به‌راستي حرامي‌ها
به‌كمين مي‌نشينند. بنابراين نقشها هم عوض مي‌شود. اولين نقش را ناظر بالكن‌نشين
بازي مي‌كند. از بالكن به‌پائين مي‌آيد. دست از شوخي و طعنه و هزل برمي‌دارد و فعال
مي‌شود. روز كار اوست. مگر يادتان رفته است كه نقش روشنفكر چيست؟ اگر قرار باشد بعد
از همه, صداي اعتراضش بلند شود كه بهتر است سرش را بگذارد و بميرد. چه روشنفكري؟ چه
كشكي؟ گروه خون چنين روشنفكري با خون روشنفكري مثل ساعدي نمي‌خواند. پردهٌ دوم
نمايشنامه «آي بي‌كلاه آي با كلاه» است. بنابراين آقاي ناظر, يعني روشنفكر سنخ
ساعدي, به‌ميان مردم مي‌رود و با جان و دل سوگند مي‌خورد كه خطر موهوم نيست!
حرامي‌ها واقعي هستند. در خرابه به‌كمين نشسته‌اند تا وقتي اهالي خوابيدند حمله
كنند. هريك از اهالي چيزي مي‌گويد. در اين ميان وضعيت آقاي «دكتر ثباتي» اسفبارتر
از همه است. زيرا گاندي به‌درستي گفته است «دشوارترين كار, غلبه بر سنگدلي مردم
روشنفكر و مهذب است». دكتر ثباتي مدعي است پيرمردي كه خود به‌چشمهايش حراميان را
ديده به‌بيماري «هالوسيناسيون» مبتلا است. يعني اين كه خطر موهوم است و واقعي نيست.
البته ساعدي به‌خوبي نشان مي‌دهد كه در زير اين پردهٌ «مهذب» روشنفكري چه منافع
حقيري خوابيده است. در بحبوحه‌اي كه تا چند ساعت ديگر حرامي‌ها به‌خانه خواهند ريخت
و معلوم نيست چه برسر اهالي بياورند, دكتر ثباتي, در فكر تغيير اسم كوچه به‌نام خود
است و حتي حاضر نيست ماشينش را براي خبر دادن به‌پليس از گاراژ بيرون بياورد. دست
آخر آقاي دكتر ثباتي براي نجات از مخمصه به‌خوراندن قرصهاي خواب‌آور به‌پيرمرد و
بعد هم ساير اهالي رو مي‌آورد. حراميان بعد از اين كه قرصهاي خواب‌آور اهالي را از
كار انداخت از خرابه بيرون مي‌آيند.

هركسي به‌خوبي مي‌داند كه نگاه كردن به‌فاجعه نوعي نزديك شدن به‌آن است. و اين
شجاعتي مي‌خواهد. چه بايد اتفاق بيفتد كه باورمان شود يك جنايت هولناك در شرف وقوع
است؟ آيا منتظريم سوكواران بعد از فاجعه باشيم؟


--------------------------------------------------------------------------------



                                                                                
رحما ن کــريمي
   آ قا رفيق اسبق ،  مبارزه مي فرمايند !

آقا رفيق ا سبق در رختخواب غلطي زد و با يک دهن دره گل وگشاد و پرسروصدا گفت :
ــ زي زي * جان ! داره مبارزه م مي آد
ــ خُ ... خُ ....پُ ...ف  !
صداي خرناسه مليح و دل ا نگيز زي زي خا نم اعصا ب آ قا رفيق ا سبق را تگري کرد :
ــ  آ ي زي زي مي زي  ! مي شه موتورت رو خا موش کني  ؟ [ با دا د ] گفتم مبــارزه م
مي آ د .
زي زي خا نم هــول زده از خواب پريد .  تکمه چراغ خواب را زد و خوا ب آ لود به سا
عت
نگاه کـرد :
ــ خا ن ! با ز چيــه ؟ خوا ب بد  د يدي ؟  مجا هد ا ومده تو خوا بت ؟
ــ زي زي جا ن ! هزار بار گفتمت که در مورد مجاهـدين با من شوخي  نکن . نمي دوني به
اونا ، آ لرژي مُزمن دارم  ؟  هم تـنم  جوش مي زنه هم خودم جوش مي آ رم .
ــ پس ا گه اينطوره ، بگير بخوا ب به چيزاي خوب مثـل يه خا تمي ديگه ... يه دوم
خردادي
ديگه فکر کن تا خوابت ببره .
آ قا رفيق ا سبق نشست لب تخت . به ساعت نگاه کرد وبا يک خميازه مهيب گفت :
ــ اين اعتياد لعنتي د و بعد از نصف شب  هم دست ا ز سرم بر نمي داره .  زي زي جان 
!
جدي مي گم مبا رزم مي آ د
ــ آ خه بي انصاف اين ساعت کي پيدا مي شه تا با تو مصاحبه کنه ؟
ــ حق با تو هس زي زي جان ! ولي من مبا رزه م مي آ د
صداي آ روغ « خا ن » ، زي زي خا نم را زهـره ترک کرد :
ــ خا ن ! ترسـيد م . هيچ کارت به آ دميزا د نمي بره ، نه مبارزت  نه آ روغ  زد نت
.
ــ زي زي جان ! ور زيادي نزن . باز سر د ل کردم . تا صبح نشده با يد يه جوري صدام
رو
به ا فکارعـمومي برسونم .  درست چهل ونه سا عت و بيست وسه د قيقه هس که نه

مصاحبه يي ، نه کنفرا نسي ، نه نشستي  ، نه ا طلا عيه يي  که زيرش ا مضا بگذا رم .
آ خه ا فکا ر عمومي  نمي گه «  خا ن »  ما کجا رفته  که پيدا ش نيس  ؟ ا لبته که
خوا هد

گفت  .  زي زي جان !  ا يرا ني جما عت زود رنج و فرا موشکا رند . اگه تا صبح کا ري

نکنم ، تا فردا شب لا ا قل نصف جمعيت ايران ، ا سمم رو بيا د نخواهند آ ورد . من
همين

الان با يد کاري کنم .. يه مبارزه مؤثري با يد بکنم  که همپا لگي هاي رقيب رود س
بخورن .

مبا رزه ا صولي ، مبا رزه عـقلا ني ، مبا رزه گا م به گا م ، شب و نصف شب و د م صبح

برنمي داره . يک مبا رز و د موکرا ت وا قعي با يد هميشه خدا ، آ ما دگي لا زم براي
روبرو

شد ن با ا تفا قا ت غا فلگير کننده مثـل مصا حبه مطبوعا تي ، مصاحبه را ديو ــ
تلويزيوني ،

مصا حبه تـلفني  داشته با شه . زي زي جا ن ! من ا لا ن ، همين ا لا ن دا ره مبا رزه
م

مي آ د .. دس خودم هم نيس . ا گه چيزي به عقل مشکوکت مي رسه بگو که سخت معـطلم .

طفلي زي زي خا نم ا ز تخت پريد پا يين . آ مد جلو « خا ن »  . با قيا فه يي جد ي
گفت :

ــ بعـقلم مي رسه چه جور هم

آ قا رفيق ا سبق گل از گل جما لش شکفت و دست بدا من ا لتما س کنا ن گفت :

ــ مي د ونسم که تو هم بعضي  موا قع مثـل خودم عـقل کل مي شي . بگو جا نم ، بگو !

ــ خا ن جا ن ! برو ا تاق کا رت تا مي توني د ودستي بکوب به مغـزخودت .  ا ينم با
لاخره

يکي از اشکال مبا رزه هس .. يه جور ريا ضت کشي  براي ا فکا ر عـمومي

ــ خفه  !

ــ ا گه مي خواي مبا رزه ت مسا لمت آ ميز نباشه ، يه کارد ا ز آ شپز خونه بردار بزن
تو

فرق سرت .. هـم من را حت مي شم ، هم ا فکا ر عـمومي

آ قا رفيق ا سبق بور و د مغ زير لب غر زد :

بگير بخواب فلفل نمکي !  من به يه همـرزم ا حتياج داشتم نه زخم زبا ن زن .  ورفت به

ا تاق کار خود ش .

هر چه ا ز اين دنده به آ ن د نده غلطيد ، خواب به چشم  زي زي خا نم نيا مد .  يهو
هول

ورش داشت که نکنه « خا ن » ا ز خماري کاري دست خودش بد هد . آ مد پشت در ا تاق

کار او که نيم با ز بود ، سرک کشيد . « خا ن » نشسته بود روبروي آ ينه تما م قد ا
تاق و با

تصوير خودش در آ ينه ، حرف مي زد :

خا ن جا ن ــ ببين جا نم ! در اين موقعيت حساس ، سئوا ل حسا سي مطرح کردي . ا ز حيث

داخلي و ا فکا ر عـمومي با يد حرف «  بهزا د نبوي » را جدي گرفت  .  ما اينجا از
حيث

سوژه هما نقدر در مضيقه ا فتا د يم که رژيم در کليّت خود . به گمان صا ئب من ، يک
دوم

خردا د جديد مي توا ند تنور سرد ما را داغ کند . .

پرسشگر ــ خا ن جا ن ! فکر نمي کني د يگه مردم گول ا ين با مبو. . . . . . ل

خا ن جا ن ــ  نه جا نم . توبه روا نشنا سي ا فکا ر عـمومي آ شنا نيستي . با يد
چهره هاي

جديد به ميدا ن آ ورد تا بتوان گفت د وم خردا د جد يد و رويش تبليغ کرد .

پرسشگر ــ ا مّـا چهره هاي جد يد ا ز کجا ؟ ا زتوي آ ب نمک . تا حا لا عده يي در آ
ب نمک،

مبا رزه ها کردند تا به درد چنين روزي بخورند . مخصوصاً دست مي گذارم روي آ نها يي
که

شجاعانه و بي نظير يک پا يشا ن در ا وين زير شکنجه هست ويک پا يشا ن در مرخصي  .

ا ين مبا رزا ن جها نگير . . .

پرسشگر ــ  جها نگير چرا ؟

خا ن جا ن  ــ تو که ژورنا ليستي ديگر چرا !  ا ين قهرما نان دورا ن در چند روز
مرخصي

به جا ي آ نکه بروند کنا ره هاي خزر نفسي تازه کنند ، با تن آ ش ولا ش از شکنجه ها 
، توسط رسا نه هاي خا رج کشور صدا ي غول آ سا ي خود را بگوش جها نيا ن مي رسا نند

و مجددأ  برمي گرد ند به ا وين زير شکنجه تا مرخصي بعـدي  .

پرسشگر ــ خا ن جا ن ! حقيـقـتأ که تو ما در زا د رهبر وا يد ئولوگ  سيا سي  بدينا
آ مدي .

تو از آ ن آ شپز با شي ها ي زرنگ هستي که ا گر کفگيرشا ن به ته د يگ بخورد و صدا
کند

مي گويند :

ــ  عجب . . د يگ هم سرفه مي فرما يد !

خا ن جا ن ــ  متشکرم  ، ا مّـا خوا هش مي کنم با تعـريف ها ي بجا فروتني مرا جريحه
دار

نکن . خودت مي دا ني که ا ز من ا فتا ده تر ، خود م .

پرسشگر ــ عين حقيـقت ا ست خا ن جا ن !

زي زي خا نم ــ دا ره کارت به جا هاي وخيم مي کشه . ا گه مي خوا ي تا تشک  جلو همين

آ ينه بندا زم . بگير بخواب بلکه خوا باي خوب ببيني

آ قا رفيق ا سبق ، سبکبا ر و شنگول و را ضي روي تخت دراز کشيد  : ــ زي زي جا ن ! ا
گه تو يا يه مجا هد بخوا بم نيا د ، را حت مي خوا بم زري خا نم با کف

دست  کوبيد به پيشا ني  « خا ن جا ن » که مثـل شلا ق صدا کرد  :

ــ مجا هـد ين رو که نمي دونم . . ا مّـا  من مگه  دچا ر فسا د سليقه شد ه با شم که
به خوا ب

تو بيا م  .

خا ن جا ن به پهـلوي را ست غـلطيد :



ــ  ا لحق مبا رزه ، منظورم  مصا حبه مهم  و حسا سي بود . خوب هم  ا ز عـهده  ش



برا ومد م  .



زي زي خا نم  با پوز خند گفت  :



ــ چه جور هم . .  خوا ب د م صبحت خوش خا ن جا ن  مبا رز کم نظير من !




  *   زي زي : مخفف مکرر زيـبا  .


Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

#310 From: "Akbar Akbari" <Akbar.Akbari@...>
Date: Sun Jan 25, 2004 8:45 pm
Subject: NL2501 - Iran va Irani - View > Encoding > Arabic (Windows) va Right-to-Left document
akbar_akbari_ir
Send Email Send Email
 
تحريم انتخابات و برگزاري رفراندوم، تنها گزينه مردمي

   چهار شنبه 24 دي 1382- 14 ژانويه 2004
   روز يکشنبه، 21 ديماه برابر با  11 ژانويه، هيات مركزي نظارت وابسته به شوراي
نگهبان قانون اساسي جمهوري اسلامي گروه کثيري از داوطلبان شرکت در انتخابات هفتمين
دوره  مجلس رژيم را فاقد صلاحيت اعلام كرد.

   پس از انتشار اين خبر گروهي از نمايندگان مجلس  وابسته به «اصلاح طلبان حكومتي»
در صحن مجلس تحصن كرده خواستار حمايت از خواست خود كه چيزي جز برگزاري انتخابات بين
خوديها و نه برگزاري يك انتخابات آزاد، شدند.

   هم زمان تمامي مسئولان درجه اول رژيم وارد اين جدال بين خوديها شده و ضمن دعوت به
آرامش هر يك به نوعي خواستار پا درمياني ولي فقيه نظام شده اند.

   روز دوشنبه 22 ديماه خامنه اي در اولين واكنش خود اعلام كرد كه: "اگر کار از
مراحل قانوني بگذرد و به جايي برسد که نيازمند تصميم رهبري باشد براساس تشخيص
وظيفه، عمل خواهم کرد."

   بدين ترتيب سران حكومت مي كوشند تا جدال شوراي نگهبان و رد صلاحيت شدگان را بازهم
بر محور مشروعيت بخشيدن به ديكتاتوري مذهبي ولايت فقيه و تائيد قانون اساسي جمهوري
اسلامي كه خود اساسيترين سند نقض حقوق مردم است، جريان پيدا كند.




   در مقابل اين بحران گزينه هاي زير در مقابل ولي فقيه نظام قرار دارد.

   الف- در مقابل تحصن كنندگان هيچ گونه عقب نشيني نكند.

   ب- با عقب نشيني محدود و تائيد صلاحيت تعدادي از آنان، با توجه به فرصتي كه قانون
انتخابات به رد صلاحيت شدگان مي دهد، موضوع را فيصله دهد.

   ج- با دستور ولي فقيه شوراي نگهبان صلاحيت اكثر «اصلاح طلبان حكومتي»  كه رد
صلاحيت شده اند را تائيد كرده و در اين حالت ولي فقيه نظام «رهبر آزادگان» معرفي
شده و همه ي جناحهاي رژيم تنور انتخابات را گرم كرده و كوشش كنند كه مردم در اين
انتخابات ضد دمكراتيك شركت كنند.

   آنچه مسلم است ولي فقيه نظام هر گزينه اي را انتخاب كند نمي تواند شرايط را به
دوراني كه بمثابه يك قدر قدرت حكمراني مي كرد بازگرداند. اما انتخاب گزينه «ج» و تا
حدودي «ب» از يك طرف به كل رژيم به طور عام و به «اصلاح طلبان حكومتي» به طور خاص
اين فرصت را مي دهد كه مردم را به شركت در انتخابات تشويق كرده و در صحنه بين
المللي و در مكاره بازار تجارت جهاني براي خود مشروعيت خريداري كنند. در اين حالتها
اتخاديه اروپا نيز مي تواند در رقابت با آمريكا، بر موثر بودن تاكتيكهايش( بيانيه
سعد آباد، اهداي جايزه صلح نوبل به خانم عبادي، سفر سولانا به تهران و....) تاكيد
كرده و با امتيازگيري از يك رژيم بحران زده، مشروعيت به نظام مذهبي و استبدادي
جمهوري اسلامي بفروشد.



   هدف جنبش آزاديخواهانه و عدالت طلبانه مردم ايران، تن دادن به خواستهاي جناحهاي
درون حكومت نيست. جنبش دمكراتيك، مدني و عدالت خواهانه مردم ايران طي يك صد سال
اخير با افت و خيزهاي فراوان جريان داشته و اكنون به دوران سرنوشت ساز خود پا
گذاشته است.

   در اين شرايط بحراني سرنوشت جنبش اجتماعي مردم ايران نبايد از كانال درگيريهاي
درون نظام تعين شود. انتخابات هفتمين دوره مجلس ارتجاع در هر شكلي كه برگزار شود، و
با فرض اين كه شوراي نگهبان به دستور خامنه اي در مقابل تاكتيك تحصن عقب نشيني كند،
انتخاباتي ضد دمكراتيك و ناقض حق انتخاب آزاد مردم است.

   درجازدن در چارچوب درخواستهاي دوم خرداديها، وارد شدن در بازيهاي بي حاصلي است كه
هزينه هاي سنگيني براي مردم ايران و جنبشهاي اجتماعي آنها به همراه داشته است.

   جنبش اجتماعي ايران براي آزادي و عدالت اجتماعي نمي تواند در چارچوب نظام
ديكتاتوري ولايت فقيهي به يك جنبش سازمانيافته تبديل شود و از اينرو تحريم فعال
انتخابات هفتمين دوره مجلس و درخواست رفراندوم براي تغير كليت اين نظام ارتجاعي
كماكان بهترين و مردميترين گزينه براي پيشرفت جنبش اجتماعي مردم ايران است.

   تحريم انتخابات و بسيج جنبش اجتماعي مردم ايران با توسل به تمامي اشكال مبارزه
توده اي براي خواست رفراندوم به منظور برچيدن نظام جمهوري اسلامي و تغير قانون
اساسي آن، گسترده ترين نيروهاي اجتماعي و سياسي ايران را با هم همسو كرده و شرايط
مادي براي اتحادهاي كسترده را هرچه بيشتر فراهم مي كند.

   ما اعضاي گروه تدارك فوروم اجتماعي ايران و تعدادي از فعالان سياسي، اجتماعي و
فرهنگي، مردم ايران را به پيوستن به جنبش تحريم فرا مي خوانيم.







   براي امضاي اين بيانيه به ادرس زير ايميل ارسال كنيد

   Iran_social_forum@...



   هرشب مي توانيد آخرين ليست امضاها را در آدرس زير ببينيد.

   http://www.iransocialforum.org



   ليست اول:به ترتيب حروف الفبا- 20 نفر

   حسين اخوان توحيدي(فرانسه)– عادل الله مرادي(آلمان) -  حميد رضا برهاني(بلژيك) –
علي اصغر بهروزيان- ناهيد جعفر پور(آلمان) – مهناز جوان خوشدل (فرانسه) – بهزاد
حرمتي(فرانسه) -  احمد رضائيان(كانادا) – بيژن زيبايي(آلمان) -  مهدي سامع(فرانسه) 
– علي شكر الهي(فرانسه)  – عيسي صفا(فرانسه)  – مجتبي طالقاني(فرانسه) –
مهرداد(علي) قادري(ايتاليا) – كريم محمودوند(آلمان) - مهدي مراد پور(آلمان) –
پريچهر مرادي(آمريكا) - زينت ميرهاشمي(فرانسه)- اسماعيل وفا يغمايي(فرانسه) – غفور
وهابي(فرانسه)



   ليست 2 - 3 - 4 و 5 :به ترتيب دريافت اي ميل- 131 نفر

   هوشنگ دانيالي(آمريكا)- شهاب يوسف مجاب(اطريش) – اسد طاهري(آمريكا)- دريا
مازندراني(ايران)- داود عبدسي(سوئد)– ن ،نوري زاده(فرانسه)- رضا باستاني(نروژ) – ت،
محمدي(هلند) – ب، محمدي(هلند)- الف، محمدي(هلند)- مهرداد عارفاني(بلژيك)- مهدي
خوشبو(آمريكا)- علي رهايي(ايران)- همايون شريفي(آمريكا)- شهناز بيات(آلمان)- مهدي
برزين(آلمان)- شراره افشار(آلمان)- علي قنبرپور(آلمان)- بهمن حسين زاده(آلمان)-
حميد برزين(آلمان) – مسعود برزين(آلمان)- تقي توكلي(ايران) -  علي برزين(ايران) –
س، برزين(ايران)- محمد برزين(ايران)- زري هاشميان(ايران)- منصور قدرخواه(آلمان) -
ابولقاسم يونسي(كانادا)- اكبر اكبري(فرانسه)- حنيف حيدرنژاد(آلمان)- عبدالرضا
سهرابي(استراليا)- امير اميري- فريده سهرابي(سوئد)- ياركرم مرادي(استراليا)- مصطفي
خادم اكبري(ايتاليا)- كاظم مهدوي(ايتاليا)- جمشيد آشوق(ايتاليا)- اسماعيل شش
بلوكي(استراليا)- نادر احمدي(آمريكا)- فروغ آزادي(ايران)- يدي محمدي(فرانسه)- حميد
حسين زاده(ايتاليا) – مجيد زاگروسي(ايتاليا) – بهرام زاگروسي(ايتاليا) – تقي
محمدي(ايتاليا)- كريم اسماعيلي(ايتاليا)- مجيد عباسيان- فرخ فرخ يار(كانادا)- مسعود
نيكخواه(سوئد)- الميرا مرادي- حسين عبقري(آمريكا) – رضا بازيار(ايتاليا)- محمد
رحمتي(ايتاليا)- كوروش آرمان – شاپور صادقي(فرانسه)- امين كرد(ايران)- رضا
حسيني(سوئد)- نزهت پارسايي(سوئد)- مجيد علوي(آمريكا)- جعفر پويه(هلند)- پروين اشرفي
– امير احمدي(استراليا) – آرش كريمي(تايلند)- فرهمند رفيعي(بلژيك)- ابوالفضل اكبري-
حسين ابراهيمي(آلمان)- مهدي رضوي(سوئد)- حميد رضا ظريفي نيا- حسين نظري(فرانسه)-
حسين يارمپور(سوئد)- آريا ايراني(ايران)- چنگيز عباسي(نروژ)- عزيز فولادوند(آلمان)-
عبدالصمد اسماعيلي- امير ويسي – اناهيتا اسدي(سوئد)- محمد رضا برگ بيدي(نروژ) -
منيژه موسوي(نروژ) - مژگان برگ بيدي(نروژ) - معصومه صادقي(نروژ) - محمد علي
غيوري(نروژ) - مجتبي برگ بيدي(نروژ) - بابك رضواني(كانادا)- مسعود ابراهيم
نژاد(نروژ)- رضا شمس(كانادا)- بهروز صفري(ايران)- اكبر آرميده- مهدي اقبال – پاسكال
برونو- نينا اقبال- حميد رضا طاهرزاده(فرانسه)- امير جوان- منيره جوان- شيوا
كاتوزيان- امرالله ابراهيمي- محسن مبيني- آريا صمدي- شيوا صمدي- علي مهدوي(سوئد)-
خيرالله درويش پور- فرشاد پرتوي- هادي ميرفردوس- اميرحسين پورحيدريان- زري اصفهاني-
بشير اميرخاني(فنلاند)- علي سيدي- مريم سيدي- حسام سيدي- ميلاد سيدي- گودرز مرتضوي-
رسا افشار- محمود عطايي(كانادا)- اكرم عليمحمدي(كانادا)- مينا عطايي(كانادا)- مونا
عطايي(كانادا)- اكرم طهماسبي-  بشير حيدري- حنيف فرصت- شهين كاشاني مقدم- مهرداد
كاشاني مقدم- فرح كاشاني مقدم- كاظم رنجبر(فرانسه)- غلام وكيل زاده- مجيد
شمس(آلمان)- سيروس جوان خوشدل(سوئد)- معصومه ازلي(ايتاليا)- علي اكبر بهره
بر(ايتاليا)- كيانوش توكلي(دانمارك)- ناصرگيويان(كانادا)- فريده گل دره(كانادا)-
بهروز محمدي(آلمان)



   ليست ششم:به ترتيب دريافت اي ميل- 23 نفر

   شوكر فلاح(استراليا)- سيامك(آلمان)- فرخنده شمس الدين(كانادا)- شاهين
سلطاني(هلند)- علي رضا اديبي(هلند)- فرنگيس اميني(هلند)- اليزا حيدري جولا(آلمان)-
محمد حسين دادبر(كانادا)- حسين يعقوبي(آلمان)- دريا هنرمند- مراد شكري(هلند)- سارا
سي سي(هلند)- گلناز، ك- زيبا خبازي- هاجر،ب، ليواري(نروژ)- حسين مهدوي(المان)-
فاطمه ايزدپناه(آلمان)- علي رضاقليپور تمرين(دانمارك)- امير اميري(دانمارك)- سارا
اميري(دانمارك)- ابوالفضل اخباري(هلند)- بهرام شهريور- احمد توماج





   ليست هفتم:........

   امضا ادامه دارد.........


--------------------------------------------------------------------------------



--------------------------------------------------------------------------------

يك شاهد ايراني در دادگاه آلمان:جمهوري اسلامي در پشت پرده يازده سپتامبر

يك شاهد ايراني در دادگاه آلمان:جمهوري اسلامي در پشت پرده يازده سپتامبر
دويچه وله 3 بهمن:«اين شاهد ايرانى Mzoudiرا متهم به دست داشتن در عمليات تروريستى
مذكور كرده و بعنوان عامل اين سوءقصد در پشت پرده نيز از جمهورى اسلامى ايران نام
برده است . مراكشى نامبرده كه متهم به كمك به قتل در بيش از سه هزارفقره و عضويت در
سازمانى تروريستى ميشود در داگاهى در شهر هامبورگ آلمان محاكمه ميشود و بعلت معرفى
ناگهانى اين شاهد ايرانى ، صدور راى در باره وى كه قرار بود ديروز صورت بگيرد به
آينده موكول شد. شاهد ايرانى در بازجوئى اش از طرف مامورين اداره آگاهى آلمان
اظهارداشته كه قبلا جاسوس ايران بوده و ميداند كه عبدالغنى Mzoudi در ايران بود.وى
اظهار داشته كه در سازمان اطلاعات وجاسوسى ايران دايره ائى بنام دايره ?? وجود
داشته كه بخاطر برنامه ريزى و اجراى سوءقصدها تشكيل شده و بنا به اظهارات وى سازمان
اطلاعات و جاسوسى جمهورى اسلامى ايران همكارى نزديك با شبكه تروريستى القاعده داشت
و مراكشى نامبرده نيز كه در دادگاه محاكمه ميشود سه ماه در جمهورى اسلامى ايران
اقامت داشته ولى او ، يعنى اين شاهد ايرانى وى را هيچگاه در ايران نديده است و
نميداند كه Mzoudi كى در ايران بوده است. شاهد مذكوركه در ماه ژوئيه سال دو هزار و
يك ميلادى از ايران گريخته در بازجوئى بعمل آمده از وى اظهار داشته كه پس از فرارش
پست الكترونيكى از محافل جاسوسى جمهورى اسلامى ايران دريافت داشته است. اما هنوز
بدرستى معلوم نيست كه آيا ميتوان به اظهارات اين شاهد ايرانى كه Mzoudi مراكشى را
متهم به دست داشتن در بخش تداركاتى سوء قصد روز يازدهم سپتامبر ماه به ايالات متحده
آمريكا ميكند ، اعتماد كرد يا خير؟. زيرا معلوم نشده كه چرا وى پس از فرار از
جمهورى اسلامى ايران اطلاعاتى بسيار مهم از محافل جاسوسى ايران دريافت داشته
است؟.وكيل مدافع Mzoudi براين عقيده است كه به اظهارات اين شاهد ايرانى نميتوان
اعتماد كرد.و اينهم درحالى است كه دادستانى كشور اظهار ميدارد كه براى بررسى اين
امر كه آيا اظهارات اين شاهد ايرانى قابل اعتماد است ياخير به يك و يا دو هفته نياز
است .


اظهارات يک شاهد ايرانى در هامبورگ در باره ارتباط رژيم با حمله تروريستى 11
سپتامبر
راديو فردا 3بهمن:« يک شاهد ايرانى در آلمان، مدعى شده است که سران جمهورى اسلامي،
از جمله آيت الله خامنه اي، در حمله هاى 11 سپتامبر 2001 به آمريکا دست داشته اند.
امير آرمين گزارش مى دهد:
امير آرمين (راديو فردا): شاهد ايرانى با شهادت غافلگيرانه خود، موجب به تاخير
افتادن صدور راى دادگاه رسيدگى به اتهام مربوط به حمله هاى 11 سپتامبر به آمريکا
شد. اين شاهد گفت: دستگاه اطلاعاتى ايران در توطئه حمله 11 سپتامبر 2001 به آمريکا
دست داشته است.
پليس فدرال آلمان در روز پنج شنبه به دادگاه هامبورگ اطلاع داد شاهد که مردى ايرانى
است، گفته است تا نيمه هاى سال 2001 ميلادى در دستگاه اطلاعاتى جمهورى اسلامى کار
مى کرده است.
دادگاه فدرال آلمان عبدالغنى مسعودي، دانشجوى مراکشي، را به اتهام دست داشتن در
حمله، محاکمه مى کند. مسعودى متهم شده است به اين که در سلول تروريستى هامبورگ نقش
رهبرى داشته است و سه تن از هواپيمکا ربايان 11 سپتامبر از اين هسته بوده اند. محمد
عطا يکى از آن سه نفر بوده است. دادگاه هامبورگ اعلام کرد در انتظار حضور اين شاهد
ايرانى مى ماند تا در دادگاه شهادت بدهد و سپس به ارزيابى شهادت او بپردازد.
شاهد گفته است رهبر جمهورى اسلامي، حجت الاسلام على اکبر هاشمى رفسنجاني، رئيس مجمع
تشخيص مصلحت نظام، و سه روحانى ديگر با مسن ترين پسر اسامه بن لادن در پايگاه هوايى
در نزديک تهران در 4 ماه مه 2001 ديدار کرده اند و آخرين مراحل حمله به آمريکا را
مورد بررسى قرار داده اند. اين شاهد گفته است عبدالغنى مسعودى در ايران بود و در
امر تدارکات عمليات 11 سپتامبر فعاليت گسترده اى داشته است. تهيه و انتقال اطلاعات
به رده هاى ميانى شبکه القاعده نيز با عبدالغنى بوده است. عبدالغنى مسعودي، به گفته
شاهد، بسيارى از رمزها را مى دانسته است و شبکه القاعده، مسئول حمله هاى 11
سپتامبر، در صدد نابود کردن عبدالغنى برآمده است، چون مظنون شده بود که وى در
بازجويى با مقام هاى آلمانى دارد همکارى مى کند.
شاهد که نام رمز خود را حميد ذاکرى اعلام کرده، گفته است منبع اطلاعاتى وى يک همکار
بلندپايه در دستگاه اطلاعاتى جمهورى اسلامى بوده و از طريق E-Mail و تلفن با وى
دائما در تماس بوده است. لاز به يادآورى است که منابع اطلاعاتى امريکايى هرگز
ارتباطى را ميان دستگاه هاى اطلاعاتى جمهورى اسلامى با حمله هاى 11 سپتامبر کشف
نکرده اند. افسر آلماني، به رغم سوال هاى متعدد دادگاه، حاضر نشد درباره موثق بودن
اطلاعات شاهد ايرانى سخنى بگويد و فقط گفت نمى توان گفته هاى شاهد را يک سره رد
کرد. افسر آلمانى گفته است شاهد ايرانى وى را قانع کرده که دارد راستش را مى گويد.
به گفته او شاهد خواهان مبلغ هنگفتى شده است، اما نگفت که پول درخواستى به وى داده
شده است يا نه.
کلاوس روهر، رئيس دادگاه، به شدت به گفته هاى شاهد ايرانى ابراز ترديد کرده و از
دادستان خواسته است ذاکرى را به دادگاه بياورد.


--------------------------------------------------------------------------------

پس از پيروزي مردم


تيك تاك كنان

عقربه ها

از شب به روز گام خواهند نهاد

و عطر نارنجي ليمو زار

هوا خواهد خنديد

به دود آغشته و چالاك

بر فراز شهر،

و نه تنها من و تو دست در دست

بل، درختان خواهند رقصيد مست

و ديوارها با صفوف دوشادوش آجرهاشان

آواز خواهند خواند،

و شب هنگام

ماه خواهد گذشت بر آسمان

با شاخه يي ريحان در دهان

و بر هر لب

شسته در باران اشك

بوسه يي شعله خواهد زد

كه ميتوانش ربود

بي كه بانگي به اعتراض برخيزد.

تيك تا كنان

عقربه ها

از شب به روز گام خواهند نهاد

و عطر نارنجي ليموزار


Lotfan in Email ra baraye digaran ham beferestid. Merci

http://www.refrandomazad.com/
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.iranntv.com/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.damavand.org.uk/

[Non-text portions of this message have been removed]

Messages 281 - 310 of 10668   Oldest  |  < Older  |  Newer >  |  Newest
Add to My Yahoo!      XML What's This?

Copyright © 2010 Yahoo! Inc. All rights reserved.
Privacy Policy - Terms of Service - Guidelines NEW - Help