خيـانـت و تاثيــر آن در تاريــخ
نوشته شده توسطazadi در دوشنبه، 19 آبان، 1382
ارسال شده توسط: azadi
منصور قدرخواه
ساليان سال است که هر ايراني درد مند و آزاديخواهي در خارج از کشور بدليل شرايطي
که در وطنمان حاکم است احساس افسردگي , غم و اندوه فراوان را با خود را به يدک
ميکشد. وقتي نفسها در سينه تنگ ميشوند و دردهاي بي کران ملموس ميگردند هزاران لعنت
به عاملان اين بدبختي يعني آخوندها و همراهانشان فرستاده مي شود. لعنتي که در آن يک
«چــــراي بــــزرگ» نهفته است ؟
بسياري از شخصيتها و سرمايه هاي معنوي وطنمان از شدت غم و اندوه هموطنانشان دچار
بيماريهاي مختلفي شده و جان سپرده اند. در اين ميان ميتوان از نويسنده و متفکر
تاريخمان شادروان غلامحسين ساعدي به عنوان يک نمونه بزرگ ياد برد. ساعدي همانطور که
از دشمنان مردم متنفر بود از خائنينئ که در لباس پناهندگي در خدمت اهداف رژيم در
خارج از کشور به زندگي زالووار ادامه ميدهند بيزار بود و آنان را باعث بقا اين رژيم
ميدانست.
مبارزه و خيانت
موضوعات مبارزه و خيانت در تمامي جنبش ها و انقلابات تاريخ ابعاد مثبت و منفئ خود
را نشان داده است و بسياري مورخان تاريخ ، نويسندگان آثار کلاسيک نمايشنامه نامه
نويسان بزرگ و فيلمسازان متعهد را به خود مشغول داشته است. در مورد اين دو مقوله
رفتاري و متضاد ميتوان هزاران صفحه نوشت که در حوصله اين مقاله نميگنجد. اما مسلم
است که انگيزه مبارزه انقلابي از دوست داشتن و تعهد انسانها به همنوعانشان که مورد
ظلم و ستم قرار گرفته و بي دفاع هستند برميخيزد و دفاع از حق و حقوق آنها در مقابل
زور و ستم است که جانمايه و هستي مبارز و انقلابيگري ميباشد. هر چند اين مبارزه
سخترشود ميزان عشق به محرومان است که انسان مبارز را ثابت قدمتر وفادار تر به
آرمان خود ميکند. سرنوشت همه انقلابيوني که زير شکنجه جان باخته اند , به چوبه هاي
دار آويخته و يا تيرباران شده اند و يا سالهاي سال در سياه چالها بسر برده اند
گواه تاريخي استقامت و استواري و عشق ياد شده انقلابيست...
آتش است اين بانگ ناي و نيست باد هرکه اين آتش ندارد نيست باد
آتش عشق است کاندر ني فتاد جوشش عشق است کاندر مي فتاد
ني حريف هر که از ياري بريد پرده هايش پرده هاي ما
دريد
درست و کاملا در جهت معکوس انگيزه مبارزه , خيانت از خود خواهي شروع ميگردد و با
خود بيني و خود پرستي جهت و سمت وسو تحرک خائن را تغيير ميدهد. بارها صورت گرفته که
کسي وارد صحنه مبارزه شده و در اثر دشواريهاي ممکن به جبهه دشمن پيوسته است. بدين
ترتيب خائن منطق اش از نظر الگو رفتاري سازش کامل با دشمن و منطق او هماهنگ ميشود.
خائنين در تاريخ هميشه حتي از جلادان منفورتر بوده اند چرا که آنها رفِيق و
همپيمانشان را به دشمن تحويل ميدهند. ننگ و فضيحت تاريخي خيانت پاک شدني نيست. اما
در مقابل آن افتخار مبارزه و عشق مردم به مبارزين و مجاهدين راه آزادي و شرف خلق بي
نهايت است و ابدي.
باده از ما مست شد ني ما از او قالب از ما هست شد ني ما
از او
خيانت عامل دوام دشمن
ذهن هر ايراني در اين سالهاي طولاني هميشه دنبال آن «چــــــــراي بـــــــــزرگ»
بوده است.
آخر چطور شد که اين آخوندها بي سواد و دشمنان علم وفرهنگ و آزادي که کوچکترين
تواني براي حل و فصل مشگلات ندارند و فقط از بحراني به بحراني خود را به جلو ميبرند
و اصلا از نظر تاريخي فاقد هرگونه مشروعيت و توان زيستي و منطبق شدن با تحولات سريع
دنياي امروز هستند توانستند نزديک به يک ربع قرن در کشورمان حاکم شوند؟
آخر چطور شد که جامعه ايي که يک انقلاب بر عليه ظلم و ستم کرده بود و رژيمي را
بخاطر زور گويي ، ظلم و فساد و رشوه خواري از بين ببرده بود ، از پس اين آخوندهاي
دزد و زورگو بر نيايد؟
دليل طولاني شدن عمر اين رژيم که هر روز و هر ساعت و هر دقيقه اش مفهومي به غير
از تجاوز به انسان و هويت انساني نيست چيست؟ و چه عواملي باعث بقاء اين دشمنترين
دشمنان مردم ايران گرديد؟
هوشياري عمومي عامل پايان مصيبتهاست
روز به روز مردم کشورمان چه در داخل و چه در خارج کشور به خوبي به جواب اين چرا
ميرسند. آنها بخوبي واقف هستندکه اگر بخواهند سرزمينشان را از چنگال بد سيرت
آخوندهاي جاني نجات دهند و آينده ايي روشن داشته باشند بايستي به موضوع خائنين که
يکي از عوامل عمده طولاني شدن عمر اين رژيم است بپردازند و نگذارند که اين خائنين
خاک در چشمانشان بپاشند.
کارنامه آخوندهاي وطنفروش که بزرگترين ابعاد خرابي ، کشتار و سرکوب ، جنگ افروزي
، صدور بحران و تروريزم جلوي چشم مردم ايران قرار دارد. همه مردم اينک ميدانند که
اين رژيم از طرفي از نظر سياسي به سرکوب و کشتار بسيار گسترده نيروهاي انقلابي ،
مبارز و مردمي دست زده و با بکار گيري نيروها و افراد خائن به تئوريزه کردن اين
قتل عامها پرداخت و همزمان بخاطر انحراف افکار عمومي از سرکوبها، اعدامها و شکنجه
ها با بحران سازي مانند گروگانگيري و جنگ افروزي خانمانسوز مسئله حقوق سياسي افراد
و سازمانهاي را پايمال کرد. جالب اينجاست که بعد از آن نه تنها به خائنين رحمي نکرد
بلکه يکي بعد از ديگري آنها را هم سرکوب نمود. از نظر اجتماعي هم با گسترش اعتياد
و فساد اخلاقي ناشي از آن سعي در به سکون واداشتن و جماد جامعه کرد تا با مطالبات و
احقاق حقوق مردم ايران مقابله کند.
هرگاه رژيم در استيصال و ييچارگي قرار ميگيرد خيانتکاران شناخته شده و بريده
مزدوران را وارد صحنه ميکند و از طريق آنتنهاي و سايتهاي معلوم الحال وطيفه خود را
در نجات رژيم و تهمت زدن به نيروهاي مردمي و مخصوصا مجاهدين و شوراي ملي مقاومت
بازي ميکنند.
اين رفتار خائنانه در ايرانيان آگاه تمام خاطرات و رفتار خائنين با تاثيرات بسيار
دردناکش براي مردم ستمديده دوباره زنده ميکند و احساس تنفر را در دل هر ايراني آگاه
برميانگيزد.
سئوالي در ميان بخش بزرگي از ايرانيان آزاديخواه مقيم خارج از کشور وجود دارد که
آيا بايد جواب اين روباه ها ، کفتارها و لاشخوران سياسي که نتيجه کارشان دوام
حاکميت آخوندي تا اينجا بوده را بدهيم؟
بسياري معتقدند که جواب اين دشمنان خلق را مردم و فرزندان برومندش در ارتش
آزاديبخش در ايران در خيابانها و در روياروئي با پاسداران و آخوندها که رفقاي اين
خائنين هستند خواهند داد. بسياري از ايرانيان معتقدند که حالا که ما جواب اينهمه
فشار .. با آن طول و عرضهايش را در بسياري از اکسيونها از جمله مراسم شگفت انگيز و
پر شکوه دورتموند داده ايم و رژيم و استعمارگران را رسوا کرده ايم که اينها جايي
ندارند. در اين سالها مگر تجربه نکرده ايم که هر بار رژيم از مقاومت و هوادارانش
شکست ميخورد اينها به فرمان وزارت اطلاعات به صحنه مي آيند و با دروغها و برچسپها
به مجاهدين و مسئول شورا و ... سعي در جبران شکستها رژيم دارند. مگر همينها نبودند
که با بزرگترين برگ برنده رژيم يعني گستردن جو پاسيو وغير فعال مبارزاتي بر عليه
رژيم در خارج کشور بازي ميکردند.
وقاهت بي حد و حصر در اين است که اين مزدوران همزمان با همکاري با همين رژيم
ادعاي مبارزه هم با آن را دارند. مزدوراني که صد ها بار به فارسي و بزبانهاي خارجي
گفته و نوشته اند که البته رژيم جنايتکار آخوندي با آن کارنامه ننگين با صد و بيست
هزار قتل و اعدام سياسي بهتر است از مجاهدين است و شورا. مجاهديني که حتي يک اعدام
هم نکرده اند و تا کنون هيچکس حتي يک مورد نقض حقوق بشر توسط آنها را ثابت نکرده
است.
کجاست آن ادعا ها که مجاهدين در عراق زندان داشتند؟ و ...
دوست مبارزم آقاي حسين پويا در مقاله بسيار گوياي خود دوکلمه حرف جدي با
روشنفکران عزيز؛ براستي روي اين نکته دست گذاشت که :
« آيا آنچه که نوريزاده مي گويد و در کيهان لندن مينويسد توهين به شعور روشنفکر
ايراني نيست. هم او بود که مدتي قبل از حمله امريکا و انگليس به عراق نوشت که
مجاهدين حفاظت از چاههاي نفت کرکوک را به عهده گرفته اند ، که مجاهدين حفاظت کاخهاي
صدام را به عهده گرفته اند، که صدام حسين سلاح هاي کشتار جمعي اش را در قرارگاههاي
مجاهدين پنهان کرده، که مجاهدين حفاظت از شهرهاي فلان و فلان و ساختمان هاي فلان را
به عهده گرفته اند. پس چطور شد که وقتي آمريکاييها به همان محلها حمله کردند و
کوبيدند و گرفتند، نه مجاهدي کشته شد و نه مجاهدي دستگير شد و نه اصلا مجاهدي ديده
شد. سلاحهاي کشتار جمعي چرا در قرارگاههاي مجاهدين پيدا نشدند؟ صدها مجاهد مخالف
رهبري و نظام سازماني فعلي که به دستور رجوي به زندان ابوغريب و شکنجه گران عراقي
تحويل داده شده بودند چه شدند و کجا رفتند؟ چرا بعد از بازشدن درهاي زندان ابوغريب
خودشان را به نيروهاي امريکايي معرفي نکرده و با خبرنگاران مصاحبه نکردند و از
بلاهايي که برسرشان آورده اند نگفتند؟ و ده ها ادعا و طرفند تبليغاتي رژيم که از
زبان اين مزدور يا آن يکي در کيهان لندن و راديوهاي ايراني و غيره پخش شده و بعدا
دروغ بودنشان معلوم شده.»
ابعاد بي شعور و حماقت
امّا خيانتکاران صادراتي و به ميدان وارد شده که در مورد آنها افشاگريهاي بسيار
گويائي از طرف سازمان مجاهدين به عمل آمده است برگها بسيار رسوا و بازنده ايي هستند
که بيش از همه چيز ابعاد حماقت و بي شعوري خودشان را نمايان ميکنند.
در حاليکه رژيم به اعتراف باندهاي مختلفش به بن بست مرگبار رسيده و بخصوص بعد از
طرح رفرندوم توسط خانم مريم رجوي رئيس جمهور بر گزيده مقاومت خطر سرنگوني موضوع
اصلي بحثهاي دروني و بيروني رژيم است و همه ميدانند که چه جرياني است که خواب را از
چشمان آخوندها ربوده , تعدادي مزدور تربيت شده در وزارت اطلاعات به سايتهاي
اينترنتي وزارت اطلاعات فرستاده شده اند تا به افشاي (؟!) مجاهدين و شوراي ملي
مقاومت و اعضاي آن بپردازند.
آخر کدام را بايد مردم باور کنند مدالها و مراتب سازماني يا همراهي منسجم و تنظيم
شده با دشمنان شناخته شده مردم را؟ مراتب سازماني که حتي اگر واقعيت داشت تا زماني
ميتوانست اعتبار داشته باشد که هدف مبارزه و تعيين دشمن اصلي وعامل بدبختي هاي مردم
ايران تغيير نکرده باشد.
کجا ميتوان ذره ايي اعتبار داشت وقتي در جهت دشمن و با دشمنان شناخته شده همکاري
کرد؟
بايد از اين عناصر پرسيد اگر دشمن مردم مجاهدين هستند که پس آخوندها لابد مدافع
مردم هستند.
آيا مفهوم مبارزه اين نيست که کسي دشمن اصلي را رها نکند و عمده انرژي و فعاليت
خود را به کوتاه کردن عمر او که عامل بدبختيهاي مردم کند. براستي اگر مجاهدين
اينگونه هستند که شما ميگوييد , پس چرا شما همگي زنده هستيد؟ شما يي که در نامه
هايتان اعتراف کرده ايد که « ديگر توان مبارزه نداريد » و «چيزي ازتان باقي نمانده»
ناگهان در خارج از کشور مبارزشده ايد آنهم نه بر عليه عامل بدبختي هاي مردم ايران
بلکه بر عليه تنها راه نجات ممکن. آيا اين بهترين گواهي مزدوري شَما نيست؟
ساليان پيش رفسنجاني دزد و غارتگر بعد از شنيدن گزارش شدت انزجار مردم در خارج
کشور گفته بود در داخل کنترل دست ماست و صداي هر مخالفي را خفه خواهيم کرد در خارج
هم مهم نيست که مردم از ما متنفر باشند ، مهم آنست که به تنها آلترناتيو ما اعتماد
نکنند و ما بايد هر تلاشي را انجام دهيم تا آنها بد نام شوند.
آنچه که تاريخ نشان داد اينست که وزارت اطلاعات در اين استراتژي تعدادي بصورت
مستقيم و تعدادي را بطور غير مستقيم به اين هدف شوم بدنبال خود کشانيد.
براي اطلاع بيشتر ميتوانيد به نامه ها و اسناد نوشته شده توسط جمشيد تفرشي طرحها
وتوطئه هاي وزارت اطلاعات مراجعه کنيد.
حال اينان که از همين تاکتيک شناخته و رسوا شده يکي هم به رژيم ميزنند و حتي از
اسناد و مدارک منتشر شده همين مجاهدين و همين مقاومت سوء استفاده کنيم تا ژست
اپوزيسيون بگيرند تا شايد مردم توجهي بهشان داشته باشند و همچو سالهاي گذشته
اراجيفشان به مثابه خاکپاشي مجدد در چشم مردم باشد در حماقتي وصف ناشدني بسر
ميبرند. مگر مردم نميدانند که همه لاجوردي ها , صياد شيرازي ها , علي ربيعي ها ,
عبدِي ها , تا سعيد امامي ها با هر ضربه شلاق يک چيز را ميخواستند از زندانئ بيرون
بکشند و آن همان حرفهائيست که شما ميزنيد.
من بدليل عضويتم در شوراي ملي مقاومت امکان اينرا داشته ام که در زمان برگزاري
نشستها و جلسات شورا در منطقه با تشکيلات مجاهدين و ارتش آزاديبخش آشنا شوم و
ميخواهم گواهي دهم که بالا ترين حد روابط انساني , پاکباختگي , دوستي و رفاقت را در
ميان مجاهدين و رزمندگان ارتش آزاديبخش ديده ام.
به خاطر دارم که ما وقتي با رزمندگان حرف ميزديم موج صداقت و عشق ايمان در آنها
موج ميزد و آنها در عين اينکه در يک ارتش با ديسپلين بسر مِيبردند احساس بسيار
راحتي داشتند.
بياد ميآورم که وقتي با دختر جواني که دوران کودکيش را در اروپا بسر برده بود و
چند ماهي بود که وارد ارتش آزاديبخش شده بود حرف ميزديم او براي بما ميگفت که خيلي
خوشحال است که ايِن تصميم را گرفته است و به ارتش آزاديبخش پيوسته است با وجود سختي
مبارزه نميتواند خوشبخت تر از اين باشد که هست. من از او دليلش را جويا شدم و گفتم
با وجود اينهمه محدوديت , گرما و کمبود هاي مختلف خطرات و تهديدها و اِينکه تو
آنهمه امکانات در اروپا با آنهمه آزاديها مختلف داشتي چگونه است که اينطور احساس
خوشبختي ميکني؟ او گفت که تعريف کردن آن خيلي مشگل است , مثل اينکه من براي جنيني
در شکم مادرش تعرِيف زندگي کردن را بکنم. من با هيچ کس و هيچ سر نوشتي حاضر به عوض
کردن نيستم , حتي اگر عمرم همين امروز يا فردا پايان يِابد.
هرگز نميرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جريده عالم
دوام ما
براستي کسانيکه مجاهدين و روابطشان را از نزديک ديده اند و با تواضع , فروتني و
آزادگي آنها آشنا گرديده اند وقتي نوشته هاي اين مزدوران را ميخوانند بدرستي به
ابعاد مزدوري اين عناصر خائن پي ميبرند.
مسلما همه ي خائنين به مردم بايد فردا جوابگو باشند. وقتي مردم بپا خواسته صاحب
سرنوشت خويش شدند. دوران حيله گري و فريبکاري اين شغالان و لاشه خوران که با حمايت
آخوندي و نيروهاي استعماري حيات ننگين خود را ادامه داده اند بپايان خواهد رسيد. در
آنزمان هر کجا که در اين دنيا باشند توسط مردم از سوراخها بيرون کشيده خواهند شد و
در دادگاه با استاندارهاي شناخته شده و معتبر بين المللي محاکمه خواهند شد.
به اميد آنروز که دور نيست
مرگ بر استبداد – زنده باد آزادي
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.iranntv.com/
http://www.kkfreunde.de/
[Non-text portions of this message have been removed]