رفراندوم, کابوس ملاها!
تاريخ: سه شنبه، 13 آبان، 1382
موضوع: رفرندوم
ا.تابنده 12 آبان 1382- تهران
رژيم حاکم بر ميهن ما بي گمان رژيمي متکي به قهر محسوب مي شود.
رژيمي كه منهاي سرکوب عريان يا پوشيده امكان بقا نداشته و نخواهد داشت. راههاي
مسالمت آميز بارها ناكارآمدي خود را در مصاف با اين رژيم نشان داده است. جدا از
مدعيان دروغين اصلاح طلبي كه بعنوان بخشي از رژيم در انديشه تداوم آن با راههاي
متناسب با شرايط موجود هستند، بسيار كسان ديگر كه در سوداي نابودي اينان بر راههاي
مسالمت آميز پاي فشردند و چه بسا بر روي طلايه داران مقاومت همه جانبه نيز پنجه
كشيده و عمل آنان را مانع راههاي خويش دانسته اند.
روند تمامي سال هاي حاکميت ملاها بر ايران نشانگر صحت راه حل
قهرآميز در جدال با اين ستمكاران است. در هيچ دوره اي از استيلاي آخوندها مقاومت در
متن جامعه متوقف نشده است. چه در دوران سه ساله نخست پس از انقلاب و چه پس از سرفصل
30 خرداد، هميشه چشمه اعتراضات مردمي جوشان بوده است. در دوراني نيز كه ملاها به
واسطه سركشيدن زهر آتش بس در پايان جنگ ضد ميهني شان و شرايط جوشان جامعه، در رداي
اصلاحي رفسنجاني چهره عوض كردند، با قيامهاي لرزاننده اي از جمله در مشهد، قزوين و
اسلام شهر مواجه شدند. و در دوران خاتمي شياد كه از پس بالا گرفتن تضادهاي جامعه با
رزيم نامشروع حاکم، به صحنه آمد، نيز فرياد و خيزش مردم لحظه اي متوقف نماند؛ قيام
18 تير 1387 و سالگردهاي متوالي آن، تنها يك نمونه اين دوران پر التهاب است...
مقابله قهرآميز جامعه با حاکميت نامشروع تنها علت داخلي عقب
نشيني هاي دشمنان مردم و چهره عوض كردنشان بوده و هست. دلبستن به راههاي مسالمت
آميز راهيي جز استحاله در درون رزيم يا خارج شدن از دور مبارزات را به هم راه
نداشته و نخواهد داشت.
روند مبارزات قهرآميز مردم، تنها در فرم هاي خود به خودي متوقف
نبوده است. ارتش آزاديبخش ملي ايران در كنار مقاومت سازمان يافته در سراسر ميهن،
فرزند وضعيت جوشان جامعه ايران است. مقاومت مسلحانه فرزندان رشيد مردم ايران بازتاب
يك ضرورت تاريخي در مصاف با يكي از مهيب ترين ديکتاتوريهاي تاريخ به شمار مي رود. و
تا زماني كه اين رزيم بر ميهن ما حكم مي راند، قهر جامعه و به تبع آن قهر سازمان
يافته آن محو شدني نيست. زيرا علت وجودي خود را از يك ضرورت انكارناپذير مي گيرد. و
تبعاً هيچ نيرويي نيز نمي تواند چنين عملكردي را از جامعه ايران سلب كند. كما اينكه
در تمام سال هاي حاکميت اين جانيان باندهاي دروني شان با هزار مشت و ترفند، و
حاميان خارجي شان با هر روش كه مي دانستند و مي توانستند سعي در متوقف كردن خط
مقاومت قهرآميز داشته اند، ليك راه به جايي نبرده اند.
علت اصلي راه اعمال شده از جانب مردم ايران در رزيم نامشروع
حاکم بر آنها نهفته است، و همان است كه مردم را وادار به دفاع قهرآميز در برابر
تجاوزات خود كرده است. تجاوزاتي كه هيچ حد و مرزي را به رسميت نشناخته و روي بسياري
از متجاوزان تاريخ را سفيد كرده است.
طرح موضوع رفراندوم از جانب رئيس جمهور برگزيده مقاومت پاسخي
به شرايط و ضرورت هاي كنوني مي باشد. اين طرح ضمن افشاي مجدد تماميت رزيم، راه را
بر مدعيان استحاله رزيم از درون آن، مدافعان خارجي آنان، و هر كسي كه كماكان توهمي
در مورد استحاله اين حکومت خونريز دارد مي بندد، زيرا كه رزيم و يا باندهاي دروني
آن و يا حاميانش كه معتقد به حفظ و استحاله نظام هستند، و نيز مدعي حمايت مردم نيز
مي باشند!!! مي توانند با تن دادن به پروسه رفراندوم، به اثبات جايگاه واقعي خود در
جامعه ايران و در صورت موفقيت خيالي شان، به تثبيت نظام لرزانشان بپردازند. در غير
اين صورت هرگونه ادعاي امكان اصلاح از درون رزيم، و حمايت مردم از اين روند، پوچ و
باطل خواهد بود.
رزيمي ها و مدافعانشان به خوبي آگاه هستند كه ورود به پروسه
رفراندوم زير پاي آنان را خالي خواهد كرد. و آنان را به گورستان تاريخ خواهد سپرد.
زيرا ورود به چنين روندي مقدماتي ترين شرطش تضمين آزادي نيروهاي اصلي ضد رزيم است
كه بتواند آزادانه در درون مرزهاي ميهن به تبليغ گزينه خود و سازماندهي مردم در حول
آن، كه همانا رأي منفي به رزيم ملاها ست، بپردازد. كابوس چنين وضعيتي سال ها ست كه
خواب خوش را از ملاها گرفته است.
طرح موضوع رفراندوم از جانب ديگر نشانگر صعه صدر بالاي مقاومت
قهرآميز مردم ايران براي عبور مسالمت جويانه از سد تاريخي رزيم ملاها است. اين عبور
مسالمت آميز با عبور مسالمت آميز مخالفان مقاومت يك تفاوت جوهري دارد. عبور مسالمت
آميز مقاومت متكي به پايداري قهرآميز در برابر رزيم حاکم مي باشد و از موضع وادار
كردن اين رزيم به سركشيدن جام هاي زهر پي در پي است، اما عبور مسالمت آميز ديگران،
مبتني بر مماشات و به رحم آوردن دل رزيمي است كه تنها به اتكاي بي رحمي اش بر سر
كار مانده است، چنين راه حلي همچون نوزادي است كه مرده به دنيا آمده است، زيرا نه
تنها از واقعيت موجود جامعه نشأت نگرفته است بلكه خواسته يا ناخواسته به چشم توده
ها نيز خاك مي پاشد.
طرح رفراندوم از جانب مقاومت، در درون خود حامل پيام مشروعيت
مقاومت قهرآميز به جهانيان و تمامي متوهمان در مورد اين رزيم است. اين رزيم زمينه
ساز تمركز همه نيروها با هر گرايش بر روي پايه اي ترين خواسته جامعه ايران، كه
برانداختن اين نظام نامشروع است، مي باشد. اين طرح باز هم عمده تر كردن تضاد اصلي
تاريخ ايران كه همانا رزيم آخوندي باشد را در نظر دارد.
در صورت عدم پذيرش طرح رفراندوم از جانب آخوندها، مقاومت قهر
آميز مشروعيتي دوچندان مي يابد، و در صورت پذيرش احتمالي نيز، اين تنها مقاومت
قهرآميز بوده است كه به عنوان اصلي ترين علت داخلي، رزيم را وادار به اين كار كرده
است. در صورت عدم پذيرش طرح رفراندوم باز هم مقاومت قهرآميز جام هاي زهر را پي در
پي در حلقوم اين جانيان خواهد ريخت، و در صورت پذيرش، يكباره آنان را به گور خواهد
سپرد.
ا.تابنده
12 آبان 1382- تهران
a_tabandeh@...
منبع ابن مطلب
http://iranliberty.com
http://iranliberty.com/nukes
لينك متن:
http://iranliberty.com/nukes/modules.php?name=News&file=article&sid=3114
http://www.maryam-rajavi.org/
http://www.iranncr.org/
http://www.mojahedin.org/
http://www.iranliberty.com/
http://www.iranntv.com/
[Non-text portions of this message have been removed]